
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۸ اردیبهشت 1405ش برابر با ۸ می ۲۰۲۶م و ۲۰ ذی القعده ۱۴۴۷
زیان و بلا: آزمونی برای ایمان و راهی برای کسب پاداش
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است:« وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» صدق الله العظیم.
زیان، آزمونی برای ایمان
خداوند سبحان و تعالی اشاره فرموده که بلا و آزمایش، ویژگی این زندگی است که در آن به سر میبریم. زندگی هرگز همواره به صورتی که ما دوست داریم و میخواهیم نخواهد بود، بهگونهای که بدون رنج و سختی و خستگی و درد سپری شود. این همان چیزی است که خداوند عزّوجلّ به ما خبر داده و هنگامی که فرمود ممکن است در زندگی با ترس و گرسنگی و کمبود اموال و از دست دادن عزیزان و خسارت در محصولات روبهرو شویم، کاملاً برای ما روشن ساخت.
خداوند سبحان و تعالی خواسته است که با وجود دردها و اندوهها، انسان در مصیبتها و ابتلائات غرق نشود، بلکه آنها را به فرصتی برای تقویت جایگاه خود نزد خداوند سبحان و تعالی و بهبود عملکردش در زندگی تبدیل کند، اگر بتواند بهخوبی از آنها بهره ببرد.
نخست: این بلاها به او کمک میکند تا مسیر زندگیاش را اصلاح کند؛ زیرا انسان بهطور طبیعی ممکن است راه را گم کند، به دنیا دل ببندد، تکبر ورزد و از پاسخ به ندای پروردگارش و آنچه او را به آن فرامیخواند غافل شود. مصیبتها و ابتلائات انسان را از غفلت بیدار میکنند، غرورش را میشکنند و او را پس از بازنگری در خود، به سوی خدا بازمیگردانند. از این رو میبینی بسیاری از مردم پس از محنتهایی که از سر میگذرانند، تغییر میکنند و به حقیقت زندگی آگاهتر میشوند؛ بهگونهای که دلبستگیشان به دنیا ضعیف میشود، ارتباطشان با آخرت افزایش مییابد و به خدا نزدیکتر و نسبت به بندگانش مهربانتر میگردند.
دوم: این بلاها در آشکار ساختن جوهر ایمان نقش دارند؛ زیرا ایمان تنها در راحتی و امنیت و سلامت آشکار نمیشود، بلکه در هنگام از دست دادن عزیز، یا در خسارت و ترس و درد جلوهگر میشود. انسان در نعمت دربارۀ خود میگوید که مؤمن و ثابتقدم در ایمان و متوکل است، اما امتحان حقیقت این ایمان را آشکار میسازد. از این رو خداوند عزّوجلّ فرمود: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ۖ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ»؛ «آیا مردم پنداشتند که چون بگویند ایمان آوردیم، رها میشوند و آزمایش نمیگردند؟ * و بهراستی کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم، تا خداوند کسانی را که راست گفتند معلوم بدارد و دروغگویان را نیز معلوم سازد.»
به همین دلیل، ابتلا همچون آتشی است که خلوص طلا را آشکار میکند؛ همانگونه که آتش ناخالصیها را از فلز میزداید، مصیبتها حقیقت آنچه در دل است را آشکار میسازند.
سوم: این بلاها دری برای رسیدن به درجات عالی نزد خدا هستند. این همان چیزی است که حدیث به آن اشاره دارد: «الْمَصَائِبُ مَفَاتِیحُ الْأَجْرِ»؛ مصیبتها کلیدهای پاداشاند. و در حدیث آمده است: «إنَّ عِظَمَ الجزاءِ مع عِظَمِ البلاءِ»؛ همانا بزرگی پاداش با بزرگی بلا همراه است. و «مَا مِنْ بَلِیَّهٍ إِلَّا وَللهِ فِیهَا نِعْمَهٌ تُحِیطُ بِهَا»؛ هیچ بلایی نیست مگر آنکه خدا در آن نعمتی قرار داده که آن را احاطه کرده است. این درجات را انسان تنها هنگامی به دست میآورد که با بلا بهخوبی برخورد کند و بر اساس آنچه خداوند سبحان و تعالی میخواهد عمل نماید.
پاداش صابران
آیهای که تلاوت کردیم به دو امر اشاره دارد که باید فراهم باشد تا انسان به این نتایج و پاداش فراوان نزد خداوند عزّوجلّ دست یابد.
نخستین این دو امر، صبر است. خداوند صابران را به پاداش فراوان بشارت داده است. این همان چیزی است که آیۀ قرآنی به آن اشاره دارد: «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ»؛ «همانا صابران پاداش خود را بیحساب دریافت میکنند.»
و در آیهای دیگر فرمود: «إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ»؛ «من امروز آنان را به سبب صبری که کردند پاداش دادم؛ چرا که آنان همان رستگاراناند.»
و فرمود: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِم مِّن کُلِّ بَابٍ * سَلَامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ»؛ «باغهای جاودان که وارد آن میشوند، و کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که شایسته باشند؛ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد میشوند * [و میگویند:] سلام بر شما بهسبب صبری که کردید؛ چه نیکو است سرانجام این سرای!»
صبر یعنی انسان هنگامی که با مصیبتها و ابتلائات روبهرو میشود، بر ایمان و اعتمادش به پروردگارش ثابت بماند؛ مواضعش متزلزل نشود و از اصول و مواضع خود بازنگردد، هرچند دردها شدید باشد. بنابراین کاری که خدا را خشنود نمیسازد انجام نمیدهد، یا سخنی که او را خشمگین کند بر زبان نمیآورد، یا بیتابی و ناامیدی نشان نمیدهد. این به معنای آن نیست که اندوه و درد خود را ابراز نکند؛ زیرا چنین ابرازی امری فطری و طبیعی است. از این رو روایت شده که رسول خدا (ص) در منزل مردی که درگذشته بود حضور یافت، در حالی که زنان بر او میگریستند. کسانی که در خانه بودند آنان را نهی کردند. رسول خدا (ص) فرمود: «دَعْهُنَّ؛ فإنّ العینَ دامعهٌ، والقلبَ مُصَابٌ، والعهدَ قریبٌ»؛ آنان را رها کنید؛ زیرا چشم اشکبار است، دل مصیبتزده است و عهد نزدیک است.
و همین امر برای خود آن حضرت (ص) نیز رخ داد. پس از درگذشت فرزندش ابراهیم، گریست تا آنجا که اشکها بر گونههایش جاری شد. و فرمود: «تَدمَعُ العَینُ، ویحزنُ القلبُ، ولا نقول إلّا ما یُرضِی الله»؛ چشم اشک میریزد و دل اندوهگین میشود، اما ما جز آنچه خدا را خشنود میسازد نمیگوییم.
امر دوم: آن است که هنگام مصیبت، آنچه را آیه اشاره کرده بگوید: «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»؛ «کسانی که چون مصیبتی به آنان برسد میگویند: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم.»
مؤمن هرگاه با هر مصیبتی روبهرو شود، بیدرنگ با گفتن «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» به استرجاع از مصیبت میپردازد. این سخن تنها هنگام از دست دادن عزیز گفته نمیشود، بلکه مورد آن هر مصیبت و بلایی است.
خداوند سبحان و تعالی به میزان تکریمی که هر کس این سخن را هنگام مصیبت بگوید، نزد خدا از آن برخوردار میشود، اشاره فرموده است: «أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛ «بر آنان درودها و رحمتی از پروردگارشان است و آنان همان راهیافتگاناند.»
کسانی که این سخن را با آگاهی و فهم معنا و مفهومش بر زبان میآورند، خداوند بر آنان درود میفرستد و از سوی خود رحمت و هدایت به آنان عطا میکند.
اما آنچه باید هنگام گفتن «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» به یاد آورد، این است که انسان با گفتن «إِنَّا لِلَّهِ» اعتراف کند که مملوک خداست و هرچه دارد از اوست و آنچه در اختیار دارد امانت است؛ از این رو به حکم او راضی است و قضای او را میپذیرد.
و اما گفتن «وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»، اعتراف بنده است به اینکه بازگشت به سوی خدا در روز قیامت حتمی است و حساب و جزایی در کار است. و باید پاسخ آنچه را که خداوند عزّوجلّ در روزی که در برابر او میایستد از او میپرسد، آماده کند. همانگونه که از او دربارۀ آنچه در آسایش انجام داده میپرسد، از او دربارۀ آنچه در سختی با آن برخورد کرده نیز خواهد پرسید.
پایداری در سختیها
بنابراین، عزیزان، ارزش مؤمن آنگاه است که این حقیقت ایمانی را در عقل و دل خود زنده بدارد و آن را در عمل و رفتار خود تجسم بخشد. مؤمن را مصیبتها نمیلرزانند و بلاها و دگرگونیهای زندگی او را به زمین نمیزنند، بلکه آنها را فرصتی میبیند که از طریق آن ایمان خود را بیان کند تا در دنیا جایگاهی بزرگ داشته باشد؛ زیرا از مراقبت تأیید و تسدید خداوند برخوردار میشود، و هنگامی که در برابر خداوند سبحان و تعالی میایستد، از پاداش صابران و ذاکران و مطیعان او بهرهمند میگردد.
خطبۀ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به دعایی سفارش میکنم که پیامبران هنگامی که با سختیها و چالشها روبهرو میشدند به آن روی میآوردند؛ اینکه همانند آنچه ایوب (ع) هنگام بیماری و ابتلا دعا کرد دعا کنیم: «رَبِّ إِنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»؛ «پروردگارا، به من زیان رسیده و تو مهربانترین مهربانانی.»
و دعای یونس (ع) از تنگنا هنگامی که در شکم ماهی قرار گرفت: «لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ»
«هیچ معبودی جز تو نیست؛ منزهی تو. بهراستی من از ستمکاران بودم.»
و دعای موسی (ع) پس از آنکه ترسان از مصر بیرون آمد: «رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»؛ «پروردگارا، من به هر خیری که به سویم فرو فرستی نیازمندم.»
و دعای رسول خدا (ص) در لحظات دشوار: «اللَّهُمَّ رَحْمَتَکَ أَرْجُو، فَلَا تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَهَ عَیْنٍ، وَأَصْلِحْ لِی شَأْنِی کُلَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»؛ «خدایا، به رحمت تو امید دارم؛ پس مرا حتی بهاندازۀ یک چشم برهم زدن به خودم وامگذار، و همۀ کارم را برایم اصلاح کن. هیچ معبودی جز تو نیست.» و «لا إله إلا الله العظیم الحلیم، لا إله إلا الله ربّ العرش الکریم»؛ «هیچ معبودی جز خدای بزرگ و بردبار نیست؛ هیچ معبودی جز خدای پروردگار عرش کریم نیست.»
دعای امام حسین (ع) در کربلا
«اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی فِی کُلِّ کَرْبٍ، وَأَنْتَ رَجَائِی فِیکُلِّ شِدَّهٍ، وَأَنْتَ لِی فِی کُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِـی ثِقَهٌ وَعُدَّهٌ، کم من کربٍ یضعف فیه الفؤاد، وتقلّ فیه الحیله، ویخذل فیه الصّدیق، ویشمت فیه العدوّ، أنزلته بک، وشکوته إلیک، رغبه منّی إلیک عمَّن سواک، ففرّجته عنّی، وکشفته، فَأَنْتَ ولیُّ کُلِّ نِعْمَهٍ، وَصَاحِبُ کُلِّ حَسَنَهٍ، وَمُنْتَهَی کُلِّ رَغْبَهٍ»؛ «خدایا، تو در هر اندوهی تکیهگاه منی، و تو در هر سختی امید منی، و تو در هر امری که بر من فرود آید تکیهگاه و توشۀ منی. چه بسیار اندوهی که دل در آن ناتوان میشود و چاره در آن کم میگردد و دوست در آن یاری نمیکند و دشمن در آن شماتت میکند، که آن را به تو سپردم و نزد تو شکایت کردم، از روی رغبت به تو و رویگردانی از غیر تو؛ پس آن را از من گشودی و برطرف ساختی. پس تو سرپرست هر نعمتی و صاحب هر نیکی و نهایت هر آرزویی هستی.»
عزیزان، باید این دعا را هنگام روبهرو شدن با چالشها بر زبان آوریم، در حالی که همگی اطمینان داریم که خداوند به وعدهاش وفا میکند، هنگامی که فرمود: «وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.»
بدینسان قادر خواهیم بود با چالشها و سختیها روبهرو شویم.
تشدید و فشارهای مداوم
از تشدید فشار مستمر اسرائیلی آغاز میکنیم. دشمنی که به منفجر کردن خانهها و زیرساختها در روستاهای نوار مرزی ادامه میدهد و دامنۀ هدفگیری خود را به روستاهای جنوب و بقاع گسترش داده و اخیراً به ضاحیۀ جنوبی بیروت نیز رسیده است؛ و این امر ویرانی عظیمی و شهدا و مجروحانی بر جای گذاشته و میگذارد، و در این میان زنان و کودکان و سالمندان و کادرهای بهداشتی و دفاع مدنی را نیز فروگذار نکرده است، با وجود آتشبس اعلامشدهای که هر روز بر شکنندگی آن تأکید میشود.
همۀ اینها در چارچوب فشارها بر لبنان رسمی و مردمی است تا آن را به سوی گزینههایی سوق دهد که نیازهای لبنانیها به حاکمیت کامل بر سرزمین و تصمیم آزادانهشان و بازگشت به روستاها و شهرهایشان را برآورده نمیسازد.
ما در برابر آنچه جریان دارد، ناگزیریم مردم خود را که با وجود رنج آوارگی و کوچ و ویرانی خانهها و محلهای کارشان صابرند و فداکاریهایی که انجام میشود، گرامی بداریم؛ کسانی که با وجود نابرابری با دشمن از نظر امکانات و توانمندیها و پوششی که دارد، بر جلوگیری از تحقق اهداف او اصرار میورزند، در حالی که او برای تسلط بر زمین و گسترش در آن تلاش میکند؛ و آنان با این ثبات، میزان محبت خود به این وطن و حرص بر هر ذرۀ خاک آن و پاسداری از امانتی را که پدران و نیاکان برایشان به جا گذاشتهاند، تأیید میکنند.
مسئولیت دولت و لبنانیها
ما در برابر این وضعیت، بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم که نسبت به مسئولیت خود در قبال شهروندانش امین باشد و با تمام جدیت برای توقف این خونریزی و ویرانی تلاش کند. در عین حال میخواهیم که دولت لبنان خود را ضعیف نپندارد؛ زیرا از عناصر قدرت داخلی، یا در روابط خارجیاش با همۀ کسانی که خیر این کشور را میخواهند، برخوردار است و این امکان را دارد که آنچه لبنانیها به آن امید دارند را محقق سازد.
در همین حال، بار دیگر بر لبنانیها تأکید میکنیم که در برابر آنچه جریان دارد متحد شوند و از هر آنچه انسجام ملی را تهدید میکند بیرون آیند؛ بهگونهای که به بازیگران با وحدت ملی اجازه ندهند راهی بیابند؛ زیرا نمیتوان آنچه این وطن از آن رنج میبرد را با تفرقه و سستیای که شاهد آنیم مقابله کرد.
ما وجود اختلافات دربارۀ راهها و شیوههای برخورد با آنچه بر کشورشان میگذرد را انکار نمیکنیم، اما این امر نباید به دشمنی و کینهتوزی و اتهام خیانت بینجامد، همانگونه که در عرصۀ سیاسی و رسانهای یا در شبکههای اجتماعی شاهد آنیم؛ بلکه باید به ملاقات و دست دادن به یکدیگر و گفتوگو برای رسیدن به بهترین فرمولی بینجامد که خروج کشور از تونل تاریکی را که در پی کشاندن آن به آن است تضمین کند؛ فرمولی که پیامدها و نتایجش به یک نقطه از این وطن یا به یک طایفه یا مذهب محدود نمیماند، بلکه سراسر وطن را دربرمیگیرد. لبنانیها باید آگاه باشند که وحدت سرمایهای گرانبها است که در اختیار دارند و نباید آن را از دست بدهند.
وظیفۀ توجه به آوارگان
و از سوی دیگر، با توجه به افزایش حجم آوارگی بر اثر گسترش دائرۀ تجاوز، بار دیگر بر دولت تأکید میکنیم که نقش خود را در این زمینه تقویت کند، بهگونهای که شهروندانش احساس کنند هرجا که باشند گرامی و عزیزند؛ زیرا این حق آنان بر دولت است تا پناهگاه آنان باشد و اعتمادشان را به آن تقویت کند. در حالی که میخواهیم همۀ لبنانیها دست به دست هم دهند و همکاری کنند و از حساسیتهای طایفهای و مذهبی و سیاسی فراتر روند و در این امر انسانیت و ارزشهای معنویای را که حمل میکنند، ابراز نمایند.


