طهارت

باب اول:

طهارت

اين بخش، شامل فصل هاي زير است:

فصل اول: نجاسات ومطهرات

فصل دوم: وضو

فصل سوم: غسلها

فصل چهارم: احکام اموات

فصل پنجم: احکام تيمم

 

 

فصل اول: نجاسات ومطهرات

موضوعهاي اين فصل عبارتند از:

اول: اعيان نجس

دوم: نجس شدن و احکام آن

سوم: مطهّرات

اول: اشياي نجس

الف- ادرار و مدفوع

 

س۱۱۷: استخري که عمق آن ۳ متر و طولش ۷ متر است، که بچه‏ها در آن شنا مي‏کنند، اگر احتمال نجاست آن را به اين علّت که بچه‏ها در آن شنا مي کنند بدهيم، آيا بايد آنرا نجس بشماريم، با توجه به اينکه «کلر» در آب وجود دارد و بوي آن بر آب استخر غلبه دارد؟

– در صورتي که متغير شدن آب کثير ناشي از تغير رنگ يا طعم و يا بوي آن به رنگ يا طعم يا بوي نجاست، نباشد نمي‏توان آنرا نجس حساب کرد، کافي است در حکم طهارت آن آب، شک کنيم که آيا تغيير کرده يا نه، امّا وجود ماده «کلر» به مطلق بودن آب آسيبي وارد نمي‏کند، به رغم اينکه کلر، طعم آب را اندکي تغيير مي‏دهد.

س۱۱۸: آيا ادرار نوزاد شيرخوار پسر يا دختر پاک است يا نجس؟

– نجس است.

س۱۱۹: آيا پس از خروج ادرار بايد عضو را پاک‏کنيم؟ و آيا پس از پوشيدن لباس آن لباس نجس است‏ ونياز به پاکيزه کردن دارد يا خير؟

– زماني تطهير عضو، واجب مي‏شود که مکلف بخواهد نماز بخواند، و در صورتي که اثر ادرار را خشک کرده، نگذاريم چيزي بر لباس بيفتد، لباس نجس نخواهد شد.

س۱۲۰: آيا مدفوع خزندگان وسنجابها نجس است يا پاک؟

– بستگي به اين دارد که جانور خون جهنده داشته باشد يا خير. اگر خون جهنده داشته باشد وحرام گوشت باشد- به غير از پرندگان- مدفوع آنها نجس است.

س۱۲۱: آيا ادرار و مدفوع و مني حيوان حلال گوشت، پاک است يا نجس؟

– مني حيوان حلال گوشت نجس است، اما ادرار و مدفوع آن پاک است.

س۱۲۲: حکم ادرار ومدفوع و مني حيواني که گوشت آن نجس است، چيست؟

– حيواني که خوردن گوشت آن حرام است ادرار ومدفوع و مني آن هم نجس است

س۱۲۳: حکم فضله‏هاي پرندگان و ماهيها چيست؟

– فضله هاي پرندگان و ماهيها به طور مطلق پاک است.

ب: خون

س۱۲۴: مايعي از مخرج بيرون مي‏آيد که رنگ آن زرد و بسيار رقيق‏است، آيا چنين چيزي موجب تکرار نماز و وضو مي‏باشد؟

– چنين مايعي اگر شبيه به خون‏آبه باشد پاک است، و بيرون آمدن آن موجب بطلان نماز و وضو نمي‏باشد، و اگر هم خون باشد وضو و نماز را باطل نمي‏کند، ولي در چنين حالتي مکلف بايد محل را تطهير کند.

س۱۲۵: حکم ترشّحات قهوه‏اي رنگي که پس از دوره ماهانه خارج مي‏شود چيست، آيا پاکند يا نجس؟

– چنين ترشحاتي نجس‏اند زيرا [درحقيقت] خون مي‏باشند.

س۱۲۶: آيا ترشحات زرد رنگي که پس از حيض خارج مي‏شود نجس‏است؟ وآيا آنها را حيض بشماريم يا خير؟

– خير، حيض نيست، بلکه جزو استحاضه شمرده مي‏شود، ونجس است البته اگر به اين امر علم داشته باشيم که چنين ترشحي خون است ونه چرکي که به علت التهاب وچيزي از اين قبيل، به وجود آمده باشد.

س۱۲۷: اگر زني در زماني که مبتلا به عادت ماهانه است وارد برکه آبي شود، آيا آب برکه نجس مي‏شود يا خير؟

– به مجرد اينکه زن در عادت ماهانه باشد داخل شدن او در آب موجب نجاست آن نمي‏شود، بله اگر خوني بر بدن يا لباس او باشد وآب برکه قليل باشد- يعني کمتر از کر- آب نجس مي‏شود، ولي درصورتي که آب زياد باشد، يعني کر يا بيشتر، و رنگ آن با تأثير از خون دگرگون نشود، آن آب نجس نمي‏باشد .

س۱۲۸: خون مرده يا خونابه اي که زير ناخنها باشد چه حکمي دارد؟

– خون مرده‏اي که زير ناخن پوشيده باشد، قبل از اينکه پوست را بگشايد به پاکيزه‏بودن ظاهر ناخن و پوست آسيبي نمي‏رساند. ولي اگر پوست را بگشايد با اينکه خشک هم باشد نجس است. خونابه هم هميشه پاک است.

س۱۲۹: آيا خوني که در بدن دام ذبح شده مي‏ماند، در صورتي که شک‏کنيم که مقدار متعارف آن خارج شده يا نه پاک‏است يا خير؟

– به طهارت‏آن، حکم کنيد، زيرا چنين شکي با وجود اينکه ذبح کننده، مسلمان و آگاه به شيوه ذبح شرعي است، و ملازم با خروج خون به مقدار متعارف خون از دام ذبح شده است، ارزشي ندارد و از چنين شکي صرف نظر کنيد.

س۱۳۰: مدتي است عمل جراحي ديسک کمر انجام داده‏ام و در محل زخم، يکي از بخيه‏ها پاره شده و از آن، خونابه ترشح مي‏شود، آيا چنين ترشحي وضو را باطل مي‏کند، و آيا چنين ترشحي پاک‏است يا خير؟

– خونابه پاک ‏است، و وضو و نماز را باطل نمي‏کند، در مورد سؤال فوق، حتي از خوني که از زخم او بيرون مي‏آيد- تا وقتي که به بهبودي برسد- بخشوده است، چه خون محض‏باشد يا آغشته به خونابه باشد.

س۱۳۱: آيا مايع لزجي که آغشته به خون ناشي از التهابات است، نجس است يا خير؟

– مادامي‏که آغشته به خون است نجس شمرده مي‏شود، و بايد هر‏آنچه که با آن تماس دارد، مانند بدن و لباس تطهير کند، البته اين در صورتي است که مکلف درصدد انجام کاري باشد که نياز به تطهير لباس و بدن باشد مانند، اداي نماز، ولي اگر اين خون از زخمي تازه باشد که از آن خون ترشح مي شود، تا شفا يافتن، مورد عفواست .

س۱۳۲: آيا خوردن تخم مرغي که در آن خون باشد جايز است؟

– خوني که در تخم مرغ باشد بنابر احتياط واجب نجس است، ولي مي‏توان آنرا جدا کرده بقيه تخم مرغ را خورد، جواز خوردن به اين علت، ‏است که سرايت نجاست به بقيه اجزاي تخم مرغ ثابت نشده است.

س۱۳۳: آيا خون پشه و ديگر حشرات نجس است؟

– خون پشه و ديگر حشرات، پاک ‏است.

س۱۳۴: چه زماني خون زخمي که در حال بهبودي است پاک شمرده مي‏شود؛ آيا به مرور زمان، يا با تغيير رنگ؟

– خون زخم، حتي اگر خشک شود هم پاک نخواهد ‏بود، مگرآنکه روي آن پوست به وجود‏آيد دراين صورت خون جزو اجزاي دروني بدن، خواهد بود و متنجس نخواهد‏ بود.

س۱۳۵: ترشحاتي که پس از بهبودي تقريبي از زخم خارج مي‏شوند وشبيه آب يا چرک باشند پاکند يا نجس؟

– پاک‏اند؛ مگر آنکه همراه با خون خارج شوند.

س۱۳۶: آيا خون گنجشک پاک است يا نجس؟

– خون گنجشک نجس است، زيرا خون جهنده دارد.

 

س۱۳۷: خوني که در دهان باشد آيا نجس است و بايد آن را خارج کرد؟ و اگر در هنگام نماز شک کنم که خون در دهان وجود دارد يا خير، تکليف من چيست؟

– خوني که در دهان باشد نجس است، قورت دادن آن ماداميکه بيرون آوردن آن ممکن باشد جايز نيست، و اگر شک کنيد که در دهان وجود دارد ياخير بناي بر طهارت‏ کنيد.

پ- مني

س۱۳۸: مني چيست؟

– مني يک نوع ترشحي‏است که از آلت تناسلي مرد با فشار و شهوت خارج مي‏شود و رنگ آن اندکي به تيرگي مايل‏است. مني ماده‏اي است که بر اثر ارتباط با تخمدان زن موجب ايجاد فرزند مي‏گردد. واز نظر شرعي اين مايع نجس است.

س۱۳۹: چه نوع مايعي از مرد خارج مي‏شود؟ و کدام يک از آنها موجب غسل جنابت است؟

– مايعي که از مرد خارج مي‏شود مي‏تواند يکي از موارد زير باشد:

ادرار، که نجس است وموجب به وجود آمدن حدث اصغر است که با وضو مرتفع مي‏شود.

مني، که قبلا آن را ذکر کرديم، موجب به وجود آمدن حدث اکبراست که با غسل مرتفع مي‏شود،

مذي، ترشحي است که هنگام ملاعبه از مرد خارج مي‏شود. اين ترشح پاک است و موجب باطل‏شدن وضو و يا نياز به غسل نمي‏شود، و وذي و ودي که يکي قبل از ادرار خارج مي‏شود و دومي پس از ادرار، اين دو نيز پاکند.

س۱۴۰: آيا مني زن پاک است يا نجس؟

– زن بنابر نظر اهل خبره مني ندارد، آبي که از او خارج مي‏شود پاک است، چه همراه با لذت باشد يا خير.

س۱۴۱: آيا ترشحاتي که هنگام شهوت که بر اثر بوسيدن و يا در بغل گرفتن و… از او خارج مي‏شود، نجس است، و در صورتيکه چنين امري به وجود آيد آيا غسل بر او واجب مي شود؟

– اين ترشحات پاک است و وضو را باطل نمي‏کند و نياز به غسل نيست، حتي اگر زن به اوج لذت جنسي هم برسد، ودر او حالتي شبيه آنچه که آنرا انزال گويند حاصل گردد، زيرا زن مني ندارد، چنان چه متخصصين اين را ثابت کرده‏اند.

س۱۴۲: پس از آميزش جنسي با همسرم، او غسل جنابت را انجام داد ولي بعدا مايع سفيد رنگي از او خارج‏شد، اين مايع چه حکمي دارد؟

– اين مايع هر‏چه که باشد غسل را باطل نمي‏کند. ولي اگر معلوم شد که اين مايع همان منيّ مرد است، اين مايع نجس است و بايد هرآنچه که با او برخورد کند را به خاطر اداي نماز و… پاک کند، و اگر مني نباشد اين مايع پاک است.

س۱۴۳: آيا مذي پاک‏است؟ اين با وجود اينکه از نظر علمي ثابت شده‏است که مقدار بسيار کمي از اجزاي مني (تقريبا به نسبت ۲%) در آن وجود دارد؟

– مذي پاک ‏است، ولو مقدار کمي مني در آن باشد. چنان چه در سؤال، اين مسأله را ذکر کرده است، زيرا مذي چيزي غير از مني است، و نيز اينکه دليل شرعي بر پاک بودن آن دلالت دارد؛ و پس از خروج آن واجب نيست که مکلف وضو بگيرد يا غسل کند.

ت- مردار و مشکوک التذکيه

س۱۴۴: پوستيني که از کشورهاي غيراسلامي وارد مي‏شود و از آن درساخت لباس و کفش و اثاثيه منزل استفاده مي‏شود چه حکمي‏ دارد؟

– معيار در پاک بودن پوستينهايي که از بازارهاي کشورهاي غيرمسلمان خريد مي‏شود آن است که عنوان «مشکوک» برآنها صادق باشد، اين عنوان تحقق نمي‏يابد مگر آنکه اين کشور از کشورهايي باشد که پوستين از کشورهاي مسلمان وارد کند يا اينکه تعداد زيادي مسلمان در اين کشورها زندگي کنند، که احتمال اين باشد مسلمانان مقيم در آن کشورها با کشتارگاهها در ارتباط باشند [مشغول کار در اين اماکن‏ باشند] چنان چه امروزه کشورهايي از قبيل ايتاليا، فرانسه، آلمان و برخي شهرهاي آمريکا، و نيز ممکن است استراليا را از جمله اين کشورها شمرد.

س۱۴۵: در يک شرکت مشغول کارم که گوشت را به دست استفاده کنندگان آن مي‏رساند، با توجه به اينکه اين شرکت، گوشتهايي را تقديم خريداران مي‏کند که از نظر شرعي تذکيه نشده يا اينکه گوشت خوک است، آيا مي‏توان از دستگاههايي که در رساندن گوشت حرام استفاده مي کنيم، در رساندن گوشت حلال استفاده کنيم؟

– استفاده ازاين دستگاهها براي تحويل گوشت حلال، حرام نيست، ولي اين امر موجب نجاست دستگاهها مي‏شود و در صورتي که رطوبت مسري باشد به نجس شدن گوشت منجر مي گردد.

س۱۴۶: هنگام وضوگرفتن يک نوع دمپايي پوشيده ام که از چرمي ساخته‏شده، در يک کشور غير اسلامي بود، در صورتي که پايم تر باشد و با آن دمپايي برخورد کند، حکم شرعي آن چيست؟ و نيز حکم دمپايي را که نمي‏دانم چرم است يا نه چيست؟

– دمپايي که معلوم نيست ازچرم ساخته شده باشد يا نه مشکلي ندارد و حکم آن طهارت است، حتي اگر در کشور غير اسلامي ساخته شده باشد. ولي اگر بدانيم که آن‏ را از چرم ساخته‏اند و از يک کشور غير اسلامي صادر شده باشد، دو حالت دارد:

يک: اينکه قطع داشته باشيم که حيوان تذکيه نشده باشد؛ در اين صورت، به نجاست آن حکم مي‏کنيم، و نيز نجاست چيزي که با آن برخورد‏کند، البته اگر رطوبت مسري داشته‏باشد.

دوم: احتمال دهيم که حيوان [به صورت شرعي ذبح شده] باشد البته بايد احتمال، قابل اعتنا باشد، اين احتمال هم از اين جا نشأت بگيرد که مسلمانان زيادي در اين کشور باشند، يا اينکه اين کشور چرم خود را از کشورهاي اسلامي وارد‏کند، در اين صورت چنين چرمي را «مشکوک التذکيه» مي‏دانيم و چنين چرمي پاک است و با چيزي که از آن ساخته شده باشد مي‏توان نماز خواند.

س۱۴۷: آيا چرمي که از بلاد غيراسلامي باشد مي‏توان حکم به پاکيزه‏بودن آن داد؟ و اگر به هنگام دست زدن به آن، رطوبت داشته باشد آيا بايد دست را تطهير ‏کنيم؟

– پوستي که از کشورهاي کافر وارد کنيم اگر احتمال معتد‏به در مورد تذکيه آن باشد، حکم آن، حکم مرداراست، پس نجس مي‏باشد و نمازگزاردن در آن صحيح نمي‏باشد، وآنچه که باآن برخورد کند اگر رطوبت مسري داشته باشد متنجس مي‏شود.

س۱۴۸: حکم کيف و کمربندي که از پوست فيل ساخته شود، چيست؟

– فيل از جمله حيوانات پاک است، ولي اگر خود بميرد يا به شکلي شکار شود که شروط شرعي در آن شکار رعايت نشود، حکمش نجاست است. لذا چيزي که از بازار مسلمين گرفته شود حکم آن پاکي است، و نيز اگر مشکوک التذکيه باشد، در غير اين صورت حکم آن نجاست ‏است.

س۱۴۹: حکم پوستي که از لب کنده شود چيست، آيا نجس است يا پاک ؟

– پاک است، و از اجزاي ميته [مردار] شمرده نمي‏شود.

س۱۵۰: آيا جايز است کفش ساخته شده از پوست حيوان غير مذکّي را بپوشيم؟

– جايزاست با اينکه مي‏تواند پاک هم نباشد.

س۱۵۱: آيا گوشت غير شرعي [حيوان تذکيه نشده باشد] و نيز گوشت خوک نجس‏اند ودر صورتي که دست با آن برخورد کند نجس مي‏شود؟

– گوشتي که تذکيه نشده‏باشد و نيز گوشت خوک نجس‏است، زيرا مردار و خوک، از نجاسات عيني اند، بله اگر مشکوک التذکيه باشد و احتمال عقلاني باشد، اين گوشت به صورت صحيح تذکيه شده است، بنا را بر طهارت آن مي گذاريم، البته خوردن آن جايز نيست، و اگر دست به آن برخورد کند با وجود رطوبت مسري دست نجس مي‏شود. و اگر بخواهيد کاري را که شرط آن پاکي است انجام دهيد بايد دست را بشوييم.

س۱۵۲: اگر موش درغذاي خشک يا تر بيفتد در صورتي که زنده باشد چه حکمي دارد؟ ونيز اگر فضله‏هاي آن در غذا بيفتد چه حکمي دارد؟

– موش زنده، پاک است و اگر در غذا بيفتد غذا را نجس نمي‏کند، چه تر باشد يا خشک، ولي موش مرده نجس است و اگر در غذا بيفتد غذا را اگر تر باشد نجس مي‏کند. ولي اگر خشک باشد نجس نمي‏کند، فضله‏هاي موش نجس است و غذا را اگر تر باشد، و نه غذاي خشک را، نجس مي‏کند.

س۱۵۳: حکم سيب زميني که در روغن سرخ شود و قبلا در آن گوشت غير مذکّي سرخ شده باشد، چيست؟

– روغني که از آن براي سرخ کردن گوشت مرده يا گوشتي که حکم آن را دارد، استفاده شده است، جايز نيست که از آن براي سرخ کردن سيب زميني يا چيزي ديگر استفاده گردد.

س۱۵۴: آيا روغن حيواني که تذکيه نشده باشد نجس است يا خير؟

– اگر قطعا تذکيه نشده باشد، اين روغن نجس است و خوردن آن جايز نيست.

س۱۵۵: حکم روغن حيواني، که در يک کشور غير اسلامي در غذا يا چيز ديگري استفاده مي‏کنند، چيست؟

– خوردن چيزي که آميخته با چنين روغن حيواني باشد و يا در ساخت آن مورد استفاده قرار گرفته، شرعا جايز نمي‏باشد. بله، در صورتي که در تذکيه حيوان ترديد داشته باشيم، نمي توان بنا را بر نجاست غذايي بگذاريم که آميخته با اين روغن است.

س۱۵۶: اگر صابون يا خمير دندان از چربي خوک يا حيوان غير مذکّي باشد آيا نجس است يا خير؟

– اگر بعد از ساخت، اين چربي استحاله شود [به چيز ديگري مبدل شود] بنا را بر طهارت آن مي گذاريم، اما اگر چنين نباشد نجس است.

س۱۵۷: اگر پرنده اي بميرد آيا نجس است يا پاک؟

– پرندگان از جمله جانوارني هستند که خون آنها جهنده است، لذا اگر بميرند نجس‏اند، و هرآنچه که با آن تماس يابد، اگر رطوبت مسري داشته باشد، نجس‏است.

س۱۵۸: در صورتي که مارمولک را با دمپايي بکشيم و خون از آن خارج شود با وجود روايات متعددي که مارمولک را نجس مي‏داند، آيا دمپايي نجس است. و اگر شخصي چنين کاري کند آيا بايد غسل بجا ‏آورد؟

– مارمولک که نام آن در زبان عربي «وزغ» است، نوعي از انواع حشرات است که خون جهنده ندارد، لذا اگر با چيزي برخورد‏ کند آن چيز نجس نمي‏شود، چه آن چيز زنده يا مرده باشد. و چه از آن خون خارج شود يا خير. آنچه که در روايات در باب غسل کردن پس از کشتن آن نقل کرده اند، ثابت شده ‏نيست.

س۱۵۹: حکم مسَ جنيني که قبل از چهارماهگي سقط شود چيست؟

– بايد موضع مسّ آنرا تطهير کرد، البته اگر رطوبت وجود داشته باشد.

س۱۶۰: از جنابعالي درخواست مي‏کنم در مورد علت واجب بودن تطهير پس از مسَ ميّت، توضيح دهيد؟

– اين مسأله از جمله امور تعبدي شرعي است، چون شارع وجوب غسل کردن از مسَ ميّت پس از سرد شدن بدن و قبل از انجام غسل ميّت را واجب کرده است. و نيز اگر دست انسان تر باشد در صورتي که با بدن ميّت برخورد کند نجس مي‏شود، زيرا مرده از جمله اعيان نجس شمرده مي‏شود.

س۱۶۱: آيا مي‏توان پوست دباغي شده را پاک شمرد؟

– پوست مرده تذکيه نشده، با دبّاغي پاک نمي‏شود.

ث: سگ وخوک

س۱۶۲: آيا دست ماليدن به سگهاي اهلي که در آنها رعايت بهداشت شده جايزاست؟ و آيا درصورتي که به آن دست بزنيم بايد دست را با خاک، خاکمالي کرده و آنها را با آب بشوئيم، و آياچنين کاري وضو را باطل مي‏کند؟

– سگ نجس است. ولي آنچه که با آن برخورد مي‏کند، اگر همراه با رطوبت نباشد نجس نمي‏شود، پس اگر چيزي با سگ برخورد کند ولي هردو يا يکي از آن دو داراي رطوبت نباشد آن چيز نجس نمي‏شود. ولي اگر آن چيز، تر باشد محل برخورد را بايد با آب تطهير کرد نه چيز ديگري را. و اما وجوب استفاده از خاکمالي، در ظرفهايي است که سگ در آن غذا خورده يا در آن آب نوشيده‏باشد. البته اين در صورتي است که انسان بخواهد از اين ظروف در خوردن يا نوشيدن استفاده کند. ولي وضو، با دست زدن به سگ چه همراه با رطوبت باشد يا نه، باطل نمي‏شود.

س۱۶۳: دليل نجس بودن سگ چيست؟ و آيا متن قرآني که نجس بودن آنرا ذکر کند وجود دارد؟

– قرآن به صورت صريح نجس بودن سگ را ذکر نمي‏کند. ولي سنت شريف دال بر اين است که سگ و اجزاي آن از جمله نجاسات‏ هستند، در روايتي از معاويه بن شريح از ابي عبدالله (ع) (امام صادق) آمده است که: «از امام در مورد بازمانده آب دهان سگ پرسيدم که آيا مي‏توان از اين آب نوشيد يا وضوگرفت؟ امام (ع) فرمود: خير. گفتم آيا سگ ازجمله گربه سانان نيست؟ فرمود: نه به خدا همانا سگ، نجس است، نه به خدا، سگ نجس است».

س۱۶۴: منزلي را از افرادي خريدم که داراي سگ بوده‏اند، آيا بايد منزل را پاک‏کنم تا بتوانم در آن نماز‏ بخوانم؟

– ضرورتي ندارد، زيرا مهم در نماز، پاک‏بودن موضع سجده است، علاوه براين مي‏توانيد از حصير پاک يا چيزي از اين قبيل استفاده کنيد، البته در صورت اينکه بنا را بر طهارت مطلق بگذاريد، زيرا شما از اينکه اين تماس، همراه با رطوبت بوده باشد اطلاع نداريد.

س۱۶۵: آيا سگ نگهباني نجس‏است، با توجه به اينکه غذايي که مي‏خورد تميز است و چيز نجس را لمس نمي‏کند؟

– سگ در هر حال نجس است، ولي مانعي از خريدن آن براي نگهباني وجود ندارد. واگر تماس باچيزي داشته باشد بايد آن چيز را تطهير کرد.

س۱۶۶: سؤال من راجع به نوعي از سگهاي دو رگه (گرگ- سگ) و چالاکي به نام هوسکي Husky است که در سرزمين اسکيموها فراوان ديده مي‏شود، آيا اين سگ ها پاکند؟

– تا وقتي که در عرف آن را از خانواده و گروه سگها بشمارند، به گونه اي که اين حيوانات واقعا منسوب به سگ باشد، حکمش از نظر نجاست و غير آن، حکم سگ است.

س۱۶۷: آيا پوشيدن جاکت که از پوست خوک ساخته شده، جايز است؟

– پوشيدن آن جايز است اما خواندن نماز با آن صحيح نيست و از آنجايي که پوست خوک نجس است، هر چيز مرطوبي که با آن تماس يابد، نجس مي‏گردد.

س۱۶۸: آيا گوشت خوک و شراب و آب جو، نجس به حساب مي‏آيد؟

– خوک از نجاسات است اما شراب و آب جو، پاک است.

س۱۶۹: آيا خوک نجس العين است؟

– بلي، نجس العين است.

ج- شراب (خمر)

س۱۷۰: آيا شراب نجس است يا پاک؟

– با اين که نوشيدن شراب از گناهان کبيره مي‏باشد، ولي خود آن نجس نيست.
س۱۷۱: ما در استراليا زندگي مي‏کنيم، در يکي از مساجد، استفتائات برخي از مسائل شرعي حضرت آية الله سيد فضل الله (ره) را خوانديم که در ضمن آن سؤالي در مورد نجاست شراب بود که آيا شراب نجس است يا پاک و جواب اين بود که پاک است. آيا اين فتوا درست است؟ شراب، چگونه پاک است در حالي که قرآن کريم و سنت پيامبر(ص) بر حرام بودن و نجاست آن دلالت دارند؟

– قران کريم دوري و اجتناب از شراب را واجب کرده، و اين کنايه از عدم جواز نوشيدن آن مي‏باشد. ميان حرمت نوشيدن و نجاست آن ملازمه اي وجود ندارد و اين حرمت دليلي بر نجاست آن نيست؛ لذا بايد بر طهارت و نجاست آن دليل مستقل ديگري جستجو شود. از آنجايي که رواياتي که به اين موضوع پرداخته‏اند، متفاوتند؛ لذا ما رواياتي که بر طهارت شراب دلالت دارند را به تبعيت از برخي از علماي ديگر ترجيح مي‏دهيم و به طهارت آن فتوا داده ايم، باوجود اينکه اين مسئله، اجماعي نيست. و اشکالي ندارد که به طهارت و حرام بودن شراب حکم گردد، چرا‏که بين حرمت نوشيدن و نجاست آن ارتباطي نيست. بيشتر مراجع از جمله آية الله خوئي (قدس سره)، استفادة مست کننده‏هاي جامد، مثل حشيش را حرام مي‏دانند اما آنها را پاک به حساب مي‏آورند. همچنين الکل را پاک، و نوشيدن آن را حرام مي‏دانند.

س۱۷۲: اگر عطر و بوگيرهاي زير بغل حاوي الکل باشند، حکم استفاده از آنها چيست؟

استفادة از آنها حرام نيست و پاک مي‏باشد.

س۱۷۳: آيا ژل حاوي الکل، پاک است يا خير؟

نه در پاکي آن اشکالي است و نه در استفاده از آن.

س۱۷۴: آيا صابون و يا عطر حاوي الکل، پاک است؟

– در هر حالي نجس نيست، حتي خود شراب بنفسه پاک است با اين که نوشيدنش حرام است.

س۱۷۵: فتوايي وجود دارد که مي‏گويد: نوشيدن آبميوه و نوشيدني‏هاي گازدار داراي قوطي هاي فلزي، که در کشور هاي خارجي ساخته مي‏شود، جايز نيست؛ چون در حين بازيابي و ساختن آنها، با قوطي هاي شراب و مشروبات الکلي ذوب و در نتيجه نجس مي‏شود. نظر شما درمورد اين فتوا چيست؟

– استفاده از امثال اين قوطي‏ها اشکالي ندارد چراکه حکم اوليه، پاکي و طهارت آنهاست. همه چيز پاک است تا وقتي که به نجاست آن علم پيدا کنيم و به مجرد احتمال يا شک، نمي‏توان حکمي به نجاست کرد. البته اين نظر مبني بر نجاست شراب مي‏باشد ولي در صورتي که فتوا به طهارت و پاکي آن داده شود -که نظر ما هم اين است- نيازي به اجتناب از اين قوطي‏ها نيست.

چ- کافر:

س۱۷۶ : آيا اهل کتاب و يا کافري که به خداوند ايمان ندارد نجس است ؟ به عبارتي ديگر، آيا فردي در اثر تماس با رطوبت حاصل از اهل کتاب يا کافر، نجس مي‏شود ؟

– هر انساني پاک است، خواه اهل کتاب باشد يا غير آن، و منظور از نجاست کافر؛ نجاست باطني و زشتي و فساد عقيدة اوست و نه نجاست جسمي و ظاهري که از يک شيء به شيء ديگر از خلال رطوبت، منتقل مي‏شود.

س۱۷۷ : بر اساس نظري که اعتقاد به پاکي اهل کتاب و تمامي انسان ها دارد، آيا مي‏توان حکم به پاکي ظاهري او کرد، با علم به اينکه آنها اهتمامي به نجاست و پاکيزگي ندارند؟

– اهل کتاب ذاتا پاک است و اگر در نجاست وي شکي باشد، بنا را بر پاکي مي‏گذرايم مانند اشياي ديگر.

س۱۷۸: چگونه بر پاکي اهل کتاب حکم مي‏کنيد با اين که کافرند؟

– بين اين دو مسئله منافاتي وجود ندارد و نظر فقهي ما اين است که همة انسانها حتي کافر و مشرک، ذاتا پاکند. نمي‏توان به نجاست انساني حکم کرد جز با استناد به نجاست ظاهري. اعتقاد به پاکي اهل کتاب، نظر بيشتر فقهاست؛ چراکه آنها دليلي بر نجاست اهل کتاب نمي‏بينند؛ همانطوري که ميان کفر و نجاست ارتباطي نمي‏يابند.

س۱۷۹ : آيا استخدام خدمتکار مسيحي به لحاظ پاکي و نجاست، اشکال دارد؟

– اشکالي ندارد و مي‏توانيد نحوة طهارت گرفتن را به او بياموزيد. نظر ما اين است که کافر به طور مطلق پاک است ولي بايد حال افرادي که به آن منزل رفت و آمد دارند و مقلد مرجعي هستند که به نجاست کافر، فتوا داده است، را رعايت کرد.

س۱۸۰ : آيا مي‏توان با هندوها همکار شد و از همان استکان چاي و ليوان آبي که آنها استفاده مي‏کنند، استفاده کرد؟ و آيا لمس زنهايشان در حين بازي و يا شوخي مجاز است؟

– هر گونه رابطه و همکاري با هندوها مجاز مي‏باشد و آنها با اين که بت پرست اند، پاکند. ولي هيچ مردي مجاز نيست که هيچ زن نامحرمي را، مسلمان و يا کافر، لمس کند.

س۱۸۱: آيا لباسي را که فردي بودايي يا يهودي و يا مسيحي آن را اتو کرده است، مي‏توان پوشيد، با توجه به اين که او مقداري آب بر آن مي‏پاشد؟

– نظر ما اين است که تمامي انسانها، ذاتشان پاک است حتي اگر کافر و مشرک باشند، و اگر بر نجاست ظاهري و خارجي انساني، علم نيافتيم، بنا را بر طهارت و پاکيزگي مي‏گذرايم.

ح- مسائل متفرقه

س۱۸۲: عوامل نجس شدن اشياء چيست؟ و چگونه يک چيز نجس مي‏شود؟

– چند چيز عين نجاست هستند: ادرار و مدفوع انسان يا حيوان به شرطي که حيوان داراي خون جهنده، حرام گوشت و از غير پرندگان باشد، خون و مني هر حيواني که خون جهنده داشته باشد مانند سگ و خوک، مرداري هر حيواني که خون جهنده دارد.

هر چيزي از طريق برخورد مستقيم با عين نجاست، نجس مي‏شود، و يا از طريق تماس با چيزي که رطوبت منتقل شده از عين نجاست، آن را نجس کرده باشد.

س۱۸۳: آيا بدن حائض يا فرد جنب، نجس است؟

– جنابت يا حيض موجب نجاست بدن انسان جنب يا حائض نمي‏شود، بلکه نجاست مختص محل انزال مني يا خون مي‏باشد.

س۱۸۴: آيا انسان جنب نجس به حساب مي‏آيد؟ و معني اين آيه شريفه چيست که مي‎فرمايد: «وان کنتم جنباً فاطهروا»[۱]

– فرد جنب شده، به‎خاطر نجاست جسمي، نجس محسوب نمي‏شود و فقط موضع انزال مني، نجس است؛ نجاست او معنوي است و براي پاک بودن در نماز احتياج به غسل دارد. مقصود از آيه شريفه، برطرف نمودن ناپاکي و نجاست جسمي نيست؛ بلکه دستور به غسل کردن براي پاک شدن از نجاست معنوي است.

س۱۸۵: آيا در حين روابط زناشويي، بدن نجس مي‏شود؟ و آيا فرد جنب شده هر چيزي مانند لباس و وسايل را، که لمس کند، نجس مي‏گردد؟

– بدن فرد جنب، چيزي را نجس نمي‏کند مگر اينکه به موضع نجاست مانند دست و فرج، برخورد کند و بقية بدن پاک مي‏ماند و در صورتي که بدن به چيزهايي مثل لباس و وسايل، برخورد کند، همين حکم را دارد.

س۱۸۶: آيا عرق فرد جنب، نجس است؟

– عرق شخص جنب، نجس نيست، حتي اگر از راه جنابت مانند زنا و استمناء، حرام حاصل شده باشد.

س۱۸۷: آيا لباسي که زن در زمان دورة ماهيانه مي‏پوشد، نجس به حساب مي‏آيد؟

– لباس پاک است و به اين خاطر نجس نمي‏شود مگر اينکه نجاست مثل خون و غيره به آن برسد.

س۱۸۸: در مکان هاي عمومي مثل بيمارستان ها و مکان هاي ديگر که مسلمانان با غير مسلمانان جمع مي‏شوند، آيا مي‏توان به نجاست‏هايي که همه در معرض آن قرار دارند، ترتيب اثر داد؛ مانند شير دستشويي ها که در اين موارد به احتمال قريب به يقين، مسلمان و غير مسلمان آنرا لمس مي‏کنند؟

اولاً همة انسان ها پاکند حتي اگر مسلمان و اهل کتاب نباشند. ثانياً حتي اگر احتمال بر نجاست غير مسلمان باشد؛ به علت عدم قطع در نجاست او، مي‏توان بنا را بر پاکي گذاشت.

س۱۸۹: آيا لباس‏هايي که از پوست طبيعي درست شده اند را مي‏توان همراه با لباس هاي ديگر، در ماشين لباسشويي شست؟

– در اين موارد بنا را بر پاکي لباس‏هاي پوستي و لباس‏هايي که همراه آنها در ماشين لباسشويي است، مي‏گذرايم، چراکه معلوم نيست که پوست، از حيوان ناپاک گرفته شده؛ همانطور که وضعيت لباس‏هايي که امروزه خريداري مي‏شود، معلوم نيست. اگر بدانيم که لباس از پوست حيوان حرام گوشت ساخته شده، به نجاست آن حکم مي‏کنيم و هر چيزي از جمله لباس هاي مرطوب و خيس به آن برخورد کند، نجس محسوب مي‏شود.

س۱۹۰: وقتي که پوست انسان به چيزي تيز، برخورد کند که به جدا شدن پوست و جاري شدن مايعي شفاف منجر گردد که به مدت چند ساعت ولي نه به شدت، خروج آن ادامه پيدا کند، آيا اين مايع، نجس است و وضو را باطل مي‏کند؟

– اين مايع اگر خون نباشد، پاک است و وضو و نماز اشکال ندارد.

س۱۹۱: آيا اگر انسان تارک الصلاه باشد، نجس محسوب مي‏شود؟

– خير، نجس نمي‏باشد.

س۱۹۲: آيا گربه نجس است؟

– گربه پاک است، ولي فضله اش نجس است و بنا بر احتياط واجب نمي‏توان با اجزاي بدن گربه مانند مو و پشم و کرک آن، نماز خواند.

س۱۹۳: آيا موي گربه نجس است يا پاک؟ و حکم نماز خواندن با آن چيست؟

– مو، پشم و کرک گربه پاک اند، چون گربه از حيوانات پاک است. اما نماز خواندن با لباسي که بر آن مو يا کرک گربه باشد، بنا بر احتياط واجب، صحيح نيست، چرا که نماز با اجزاي حيوانات حرام گوشت، جايز نمي‏باشد.

س۱۹۴: آيا فضلة خرگوش، نجس است ؟

– بنا بر احتياط واجب، نجس است.

س۱۹۵: آيا اگر داخل غذا، مگس بيفتد، نجس مي‏شود؟

– تا وقتي که اجزاي مشخص عين نجاست را روي مگس نبينيم، غذا نجس نيست. اين حکم در مورد حشرات ديگر نيز جاري است؛ حتي اگر قبل از آن بر محل نجاست نشسته باشد.

س۱۹۶: آيا کرمي که از مقعد انسان خارج مي‏شود نجس است؟

– در صورتي که همراه با نجاست نباشد، پاک است.

س۱۹۷: آيا عرق اسب نجس است؟

– عرق اسب نجس نيست و چيزي هم که به آن تماس مي‏يابد، نجس نمي‏شود.

س۱۹۸: آيا سوسمار موجودي نجس به حساب مي‏آيد؟ وچيزي که با آن برخورد مي‏کند چطور؟

نجس نيست وچيزي که با آن تماس مي‏يابد، نيز نجس نمي‏گردد.

س۱۹۹: آيا پر پرنده‏هايي که به روش اسلامي ذبح نمي‏شود، پاک است يا نجس؟

– پاک به حساب مي‏آيد؛ زيرا که پر، بي جان است؛ در نتيجه از اعضاي مرده که نجس است، استثنا مي‏گردد.

س۲۰۰: آيا ظرفهايي که صاحبانشان را نمي‏شناسيم، پاک به حساب مي‏آيد؟

– همه چيز پاک است مگر اينکه واقعاً بدانيم نجس است، لذا در مورد ذکر شده بايد بنا را بر پاکي بگذاريم.

س۲۰۱: آيا گليسيرين و گليسرول حرام است يا حلال؟ بخصوص، اينکه آنها در پودر‏هاي آرايشي به کار مي‏رود؟

– استفاده از چيزي که حاوي اين ماده است، حرام نيست و خود آن مواد نيز، نجس نيست.

س۲۰۲: حکم استفاده از ژل (ثابت کنندة مو) که از مواد حيواني ساخته شده‏اند، چيست؟ در حالي که نميدانيم آيا اين حيوانات حلال گوشت بوده است يا خير و اين مواد از خوک گرفته شده است يا خير؟

– در اين موارد بنا را بر پاکي مي‏گذرايم، و نماز خواندن با آن صحيح مي‏باشد، زيرا علم نداريم که اين مواد از حرام گوشت يا از نجاسات ديگر ساخته شده است.

 س۲۰۳: آيا استفراغ پاک است يا نجس؟

– استفراغ پاک است تا زماني که خون همراهش نباشد.

س۲۰۴: آيا توالت فرنگي ناپاک است؟

توالت فرنگي و اشکال ديگر آن با رعايت شرايط طهارت آنها، پاک است.

س۲۰۵: در هنگام خروج باد، آيا بايد پيش از وضو محل خروج را تطهير کرد؟

– طهارت آن موضع لازم نيست، مگر اينکه همراه آن اجزاء نجاست خارج شود؛ که در اين صورت بايد مکلف عين نجاست را برطرف کند و آن موضع را تطهير و سپس وضو گيرد.

س۲۰۶: آيا بخاري که از ادرار بر مي‏خيزد، نجس کننده است؟

– خود آن نجس نيست و در نتيجه نجس کننده نيز نمي‏باشد.

دوم – نجاست و احکام آن

الف_ نحوة نجس شدن:

س۲۰۷: چه هنگام، رطوبت منجر به انتقال نجاست مي‏شود؟ و آيا رطوبت عرقي که از کف دست و يا کف پا ترشح مي‏شود، براي انتقال نجاست کافي است؟

– رطوبت، در صورتي منتقل کنندة نجاست است که با چيزي ديگر تماس داشته باشد. و همچنين بر جسمي که به آن سرايت مي‏کند، آشکار و واضح باشد. در غير اين صورت، منتقل کنندة نجاست نيست.

س۲۰۸: آيا تعرق بدن مانند کف پا، به‏طور حتم منجر به انتقال نجاست مي‏شود؟

– اگر عرق عادي و اندک باشد، منجر به انتقال نجاست نمي‏شود؛ و در صورت شک به نجاست چيزي، به عدم نجاست آن حکم مي‏کنيم.

س۲۰۹: چگونه مي‏توان بين تعرق ساده و غير آن تفاوت قائل شد؟

تعرق ساده به گونه اي است که رطوبت در هنگام برخورد با جاي ديگر، به آن منتقل نشود، و تعرق شديد آن است که مانند باقيماندة آب ريخته شده بر جسم، ديده شود.

س۲۱۰: آيا زمين کف حمام نجس است يا خير؟

– به لحاظ شرعي همه چيز براي شما پاک است تا اينکه علم يابي که نجس شده؛ ونمي‏توان بر زمين، حکم نجاست کرد، مگر زماني که عين نجاست يا آنچه که از طريق رطوبت سرايت کننده با عين نجاست متنجس گردد، با زمين تماس يابد؛ لذا با عدم علم به اين موضوع، بنا بر طهارت زمين گذاشته مي‏شود.

س۲۱۱: آيا مي‏توان بر پاکي کف اتوبوس يا امثال آن حکم کرد با اينکه مي‏دانيم افرادي هستند که به پاکي، اهميتي نمي‏دهند؟

خيابان و يا کف اتوبوس و يا چيزهاي ديگر نجس به حساب نمي‏آيد؛ تا وقتي که با ديدن نجاست و موارد آن مطمئن نشويم.

س۲۱۲: ما مجموعه‏اي از کارمندان هستيم که از نبود توالت شرقي رنج مي‏بريم. لذا از توالت غربي استفاده مي‏کنيم و در هنگام طهارت گرفتن، گاهي مقداري آب و يا قطراتي توالت بر بدن ما مي‏ريزد که به ناچار نمازمان را تا رسيدن به منزل به تأخير مي‏اندازيم تا بدن و لباسهايمان را پاک کنيم و سپس نماز بخوانيم؛ تکليف ما چيست؟

– چاره‏اي نداريد جز اينکه نماز را تا وقتي که وقتش باقيست، به تأخير بياندازيد؛ يا اينکه لباس پاک به همراه بياوريد و موضع نجاست بر بدن خود را پاک کنيد. اين درحالي است که مطمئن باشيد، آبي که از توالت مي‏ريزد نجس است؛ در غير اين صورت، از آنجايي که آب در جرياني که از توالت مي‏آيد به آب کر متصل است و لذا آبي که از آن جدا مي‏شود، پاک است.

س۲۱۳: آيا کفشي که با آن درخيابان راه مي‏رويم پاک است؟ و آيا آن چيزي که به وسيلة رطوبت سرايت کننده، به کفش برخورد کرده است، پاک است؟

– در اين موارد بنا بر پاکي کفش و هرچيزي ديگري که با آن تماس داشته باشد، مي‏گذرايم حتي اگر از طريق رطوبت تماس داشته باشد.

س۲۱۴: اگر از نجاست کف کفش مطمئن نباشم و رطوبت سرايت کنندة ناشي از آب وجود داشته باشد، آيا مي‏توانم کف کفش را پاک به حساب آورم؟

– همه چيز براي شما تا وقتي که علم پيدا کنيد که نجس شده است، پاک است؛ لذا در سوال فوق بنا بر طهارت و پاکي است.

س۲۱۵: آيا مي‏توان غبار را به دو نوع متنجس و پاک تقسيم کرد؟

– ممکن است غبار متنجس وجود داشته باشد ولي دشوار است که به اين قطع برسيم که ذرات غبار از نجس کننده‏ها باشد، لذا به خاطر وجود شک، حکم به پاکي غبار مي‏کنيم.

س۲۱۶: آيا صابون و مواد شويندة ديگر، لباس و چيز هايي که با آنها تماس دارند را، نجس مي‏کنند؟

– صابون و شويندة ديگر، مواد پاکند و لباس و بدن و چيزهاي ديگري که با آنها شسته مي‏شوند، نجس نمي‏شود.

س۲۱۷: اگر قالي با مني نجس شود و عين نجاست با دستمال کاغذي پاک شود و پس از آن، محل نجس شده را با آب پاک کنيم، آيا آب شوينده نجس است يا پاک؟

– آب شوينده در اين صورت، پاک است.

س۲۱۸: آيا آبي که براي طهارت استفاده مي‏شود اگر بر روي اعضاي بدن بريزد، پاک به حساب مي‏آيد و يا هنگامي که بر روي بدنة توالت ريخته شود سپس قطراتي به بدن باز گردد، آيا آب برگشته، پاک به حساب مي‏آيد؛ با علم به اينکه بدنة توالت به طور حتم نجس است؟

– از آنجايي که آب از نوع آب کثير مي‏باشد پس مقدار قطرات برگشته از کاسه‏ ي توالت، نجس نيست و همچنين اطراف کاسة توالت، به خاطر عدم انتقال عين نجاست به آن، نجس نمي‏شود؛ حتي اگر آب استفاده شده در طهارت قليل باشد.

س۲۱۹:آيا نجاست خشک، مانند مني خشک، نجس کننده است؟

– برخورد نجاست با جسم خشک، بدون اختلاف، پاک به حساب مي‏آيد، زيرا شرط نجاست، وجود رطوبت سرايت کننده در يکي از دو جسم است.

س۲۲۰: لباس ها را در ماشين لباسشويي اتوماتيک شستم، ولي بعد از اتمام شستن لباس ها، ديدم که عين نجاست هنوز بر روي يکي از لباس ها باقي مانده است، حکم لباس هايي که همراه آن بوده است، چيست؟

– لباس هاي که همراه آن بوده است، اگر به تماس آنها با عين نجاست يقين نداشته باشيد، پاک است و حتي به مجرد احتمال به اينکه آن لباس متنجس، دور خود پيچيده و محل نجاست در داخل لباس، از لباس هاي ديگر دور مانده است، بقية لباس ها پاکند.

س۲۲۱: آيا هنگامي که دست، جسم خشک نجسي را لمس کند، نجس به حساب مي‏آيد؟

– لمس موضع نجاست، در حالي که موضع و دست يا لباس خشک است، به نجاست دست منجر نمي‏گردد.

س۲۲۲: لبم زخمي شد و زخم، گاهي خونريزي داشت و گاهي بند مي‏آمد، و منتظر بند آمدنش ماندم. بعد از اينکه وضو گرفتم، از زخم مقدار خيلي کمي خون، خارج شد. حکم وضو و آبي که با آن وضو گرفتم در حالي که مقداري از آن بر لباسم ريخت، چيست؟

– وقتي که از بند آمدن خون مطمئن شدي اقدام به طهارت و وضو گرفتن نمودي و اگر بعد از آن خون خارج شود، اشکالي ندارد؛ چرا که بنا را بر خروج خون بعد از وضو و پاکي لب، در حين وضو و در نتيجه پاک بودن آبي که با لب تماس داشته است، مي‏گذرايم.

س۲۲۳: آيا براي مسلمانان جايز است، در فري نان پزد که در آن پيتزا با گوشت خوک پخته مي‏شود؟ و از آنجايي که نجاست فقط از راه رطوبت سرايت کننده منتقل مي‏شود، آيا مفهوم رطوبت سرايت کننده بر خمير نان مطابقت مي‏کند؛ با فرض اين موضوع که اجزايي از گوشت خوک بر سطح فر بيافتد. با علم به اينکه درجه حرارت فر به ۳۰۰ درجه يا بيشتر برسد و اينکه گوشت از هر نوعي که باشد، اگر مستقيماً با سطح فر در تماس باشد پس از مدت کوتاهي تبديل به زغال مي‏شود؟

– اين حالتي است که در مورد وجود رطوبت و يا در سرايت آن، شک و ترديد وجود دارد و در هر دو حالت نمي‏توان حکم به نجاست کرد.

س۲۲۴: من در انگلستان درس مي‏خوانم و در مورد ظرف هاي پخت و پز و وسايل آشپزخانه با دشواري هاي روبرو هستم، چرا که بيشتر دانشجويان غير مسلمانند و گوشت خوک مي‏خورند، همچنين از گوشت حيوان و يا مرغي که از راه اسلامي ذبح نشده تغذيه مي‏کنند، تکليف من چيست در حالي که مجبورم با آنها زندگي کنم؟

– بايد از آنچه که با چيزهاي نجس تماس داشته اجتناب کني؛ مانند گوشت خوک و گوشت حيوان ذبح شده به روش غير اسلامي. اما اگر علم به نجاست نداشتي و يا وجود و سرايت نجاست را نديدي، لازم نيست که از چيزي اجتناب کني؛ زيرا همه چيز براي تو تا وقتي که بداني نجس شده، پاک است. در مورد ظرف ها، حکم به پاکي آن مي‏شود اگر بعد از پخت و پز آنها را با آب بشويند؛ حتي اگر از اهل کتاب نباشند.

س۲۲۵: در صورت پاشيده شدن چند قطره آب در حين شستن و تطهير لباس از ادرار، آيا اين قطرات به هر چيزي که برخورد کند، آن را نجس مي‏کند يا خير؟

اگر عين نجاست باقي باشد و قطرات پيش از تکميل طهارت بپاشد و آب نيز قليل باشد، هر چيزي که قطرات آب به آن برخورد کند، نجس مي‏شود. در غير اين صورت، قطرات آب نجس کننده نيست.

س۲۲۶: در هنگام غسل دادن ميّت، مقداري آب از جسد بر روي لباس يا بدنم مي‏ريزد، آيا اين آب نجس است يا پاک؟

– آبي که کر نباشد و پيش از تمام شدن غسل مستقيماً از روي جسد ميّت بريزد، نجس است. ولي عمل مرده شور در شستن دست و ابزار غسل در انتهاي امر، به تبع طهارت ميّت، باعث طهارت و پاکي مي‏شود.

س۲۲۷: آيا درون چشم نجس مي‏شود؟

– درون چشم و همچنين تمام اجزاي دروني بدن انسان، نجس نمي‏شود.

س۲۲۸: آيا مجراي مهبل پاک است يا نجس؟

– اجزاي داخلي جسم، از جمله درون فرج، حکم نجاست ندارد.

س۲۲۹: آيا داخل بدن نجس مي‏شود؟ به عنوان مثال اگر مکلف، مقداري از غذاهاي نجس را بخورد؟

– وقتي که شخصي غذاهاي نجس بخورد، به نجاست داخل بدن وي حکم نمي‏گردد.

س۲۳۰: اگر ظرفهاي درون يخچال با چيز نجسي مجاورت داشته باشند، آيا بدون اينکه با هم برخوردي داشته باشد وبر اساس رطوبتي که هنگام خارج کردن ظرف بر آن ظاهر مي‏شود، نجس مي‏گردد؟

– اين امر موجب انتقال نجاست نمي‏شود، بويژه با نبود عين نجاست بر روي ظرف.

س۲۳۱:متوجه شديم که در منبع آب بالاي منزلمان، مدتي است که گربه اي افتاده که کاملاً در آب مخلوط شده، و ما از آب منبع براي طهارت و وضو و غيره استفاده مي‏کرديم ولي متوجه هيچ تغييري در اوصاف آب نشديم. اخيرا متوجه شديم که بوي آب تغيير کرده که پس از بررسي منبع، گربهاي را پيدا کرديم که در آب افتاده بود. حکم اعمال و واجباتمان در مدت زماني که گربه در آب افتاده بود و ما از آب براي طهارت، وضو، غسل، شست وشو و غيره استفاده مي‏کرديم، چيست؟

– در اين مورد بنا را بر صحت غسل ها و وضو ها و طهارت گرفتن ها مي‏گذرايم و اين امر مبتني بر قاعدة طهارت در حالت شک است.

س۲۳۲: اگر در طهارت و نجاست يک چيز شک داشتم به کدام يک حکم کنم؟

– در چنين موردي به طهارت و پاکي حکم مي‏کنيم. همه چيز براي شما پاک است تا اينکه علم يابيد که نجس شده است.

ب تعدد واسطه‏های نجاست

س ۲۳۳: نظر جناب‎عالي اين است که شي متجنس اگرچه بذاته نجس است اما نجاست را منتقل نمي‎کند، آيا اين گفته بر طفلي که پوشاکي بر او پوشانده‏اند و روي آن سه لايه لباس است صدق مي‎کند؟ در اين وضعيت اگر نم از پوشاک به لباس بيروني نفوذ کند، آيا مي‎توانيم مفهوم سابق را به‎کارگيريم و در عين نجس دانستن پوشاک که واسطة نجاست است، لباس هاي بيروني را پاک بدانيم؟

– مراد از تعدد واسطه هاي نجاست اين است که بعضي چيزها با چيزهاي ديگر نجس گردد نه اينکه عين نجاست از جسمي به جسم ديگر منتقل گردد. عين نجاست گرچه واسطه‏هاي متعدد وجود داشته باشد، موجب نجاست مي‎‎گردد. يکي از اين موارد، سؤال فوق است. مراد ما از اين گفته اين است که اگر به عنوان نمونه ادرار روي زمين ريخته و خشک و نابود گردد، در اين وضعيت اگر شخصي با پاهاي نمناک روي آن رود، در اين صورت پاهاي او که در اثر تماس با اين نقطه، متنجس شده است، نجس دوم به‎حساب مي‎آيد. فرشي که او روي آن گام مي‎گذارد، نجس نمي‎کند، اما اگر او پاي خود را روي خود ادرار پيش از آنکه خشک گردد، بگذارد، پاي او و همچنين فرش، نجس مي‎گردد، زيرا خود ادرار باقي است و منتقل مي‎گردد.

س۲۳۴: بخشي از زمين با خون نجس گرديد، عين نجاست را با ماليدن پارچه نمناک از ميان برداشتند و سپس همه اطاق، از جمله محلي را که با پارچه متنجس شده بود را با پارچه ماليده‏اند. آيا با اين کار، نجاست به همه بخش هاي اطاق پخش شده است؟ اگر جواب مثبت است آيا نجاست در صورتي که زمين نمناک باشد و پا روي آن بگذاريم، به پا سرايت مي‏کند؟ اگر نجاست به پاسرايت مي‏کند آيا پا نجس اول به حساب مي‏آيد يا اينکه متنجس؟، زيرا عين نجاست را بي واسطه لمس نکرده است.

– نجاست به جاهاي ديگر پخش نمي‏گردد، همچنان‎که پا و غير آن از طريق اين تماس مستقيم با جاهاي ديگر(نه محل خاص نجاست) نجس نمي‏گردد، زيرا آن محل خاص از زمين، متنجس اول به حساب مي‏آيد وقطعه نمناکي که به زمين ماليديم، متنجس دوم است وجاهاي ديگر اطاق با تماس با اين نقطه، نجس نمي‏گردد، چون اين جاها تماس گيرنده سوم به حساب مي‏آيد.

س۲۳۵: آيا متنجس اول، نجس کننده است؟

– چيزي که با عين نجاست، نجس مي‏گردد، حکم نجس را دارد و با آنچه تماس مي‏يابد در صورت داشتن رطوبت مسري، نجس مي‏کند.

س۲۳۶: متنجس دوم چيست؟

– متنجس دوم، چيزي است که از طريق تماس شيء متنجس که با عين نجاست، نجس شده است، نجس مي‏گردد.

س۲۳۷: اگر آب بر خوني بيفتد که بر فرش است، آيا اين آب متنجس اول به حساب مي‏آيد يا متنجس دوم؟ و اگر متنجس اول باشد و در آب ديگر بريزد، آن آب متنجس اول به حساب مي‏آيد يا متنجس دوم؟

– آبي که با خون تماس يافته است، متنجس اول است و آب دوم که با اين آب برخورد کرده است، اگر آب اول قليل باشد و در درون آب دوم زوال يابد، آب دوم متنجس دوم است.

س۲۳۸: آيا زميني که با عين نجاست، متنجس شده است پس از زوال نجاست، متنجس اول به حساب مي‏آيد يا متنجس دوم؟

– متنجس اول به حساب مي‏آيد. و آنچه که از طريق رطوبت با آن تماس مي‏يابد، متنجس دوم به حساب مي‏آيد و لذا نجس نمي‎کند.

س۲۳۹: اگر جايي از سجاده يا تخت خواب با ادرار نجس گردد، آيا اين محل متنجس اول به حساب مي‏آيد و پس از مدتي که ادرار در اين محل، خشکيده و من با دست مرطوب آنجا را لمس کردم، آيا دستم متنجس دوم به حساب مي‏آيد که نجاست را به چيزهاي ديگر منتقل نمي‏کند؟ با علم به اينکه من محل دقيق نجاست را نمي‏دانم و اگر بر محل نجاست پس از خشک شدن مکان، آب بريزيم، آيا متنجس، اول يا دوم به حساب مي‏آيد؟

– دست شما متنجس دوم به حساب مي‏آيد ونجاست را به آنچه همراه با رطوبت لمس مي‏کنيد، منتقل نمي‏کند و اگر پس از زوال نجاست در اين محل،آب جاري گردد، اين محل پاک مي‏گردد و اگر اين محل بدون جاري شدن آب با نجاست مرطوب گردد، پس از آنکه اصل نجاست زايل گردد، متنجس دوم به حساب مي‏آيد.

س۲۴۰: اگر بعضي از قسمت ها با زمين نجس تماس يابد و سپس با چيزي پاک برخورد کند، آيا آن چيز متنجس مي‏گردد؟

– اگر عين نجاست در آب نباشد، آن چيز نجس نمي‏گردد، زيرا آب پخش شونده متنجس دوم به حساب مي‏آيد و در اثر ملاقات، چيزي را نجس نمي‏کند.

س۲۴۱: وقتي آب پاک به زمين دستشويي که در آن ادرار خشک وجود دارد بريزد و سپس به لباس و بدن پخش گردد، آيا بدن و لباس متنجس مي‏گردد؟

– خير، متنجس نمي‏گردد، زيرا آب پخش شونده متنجس دوم است و چيز ديگر را در اثر برخورد، نجس نمي‏کند.

س۲۴۲: آيا روغني که در آن گوشت ذبح نشده، جوشانده شود، نجس مي‏گردد و آيا حرام است که مرغ ذبح شده اما جوشيده شده در اين روغن را بخوريم، زيرا برخي مي‏گويند روغن تا وقتي که مي‏جوشد نجاست بر آن تأثيري ندارد و خوردن چنين مرغي جايز است؟

– روغن با جوشيدن گوشت ذبح نشده در آن، نجس مي‏گردد. در اين صورت با هرآنچه تماس يابد مانند گوشت حلال، نجس مي‏کند و اين سخن نادرست است که جوشيدن، مانع نجاست مي‏گردد؛ بلي اگر گوشت، مشکوک التذکيه باشد، بنا را بر پاکي آن‏چه مي‏گذارند، مانند روغن، که با آن تماس مي‏يابد، گرچه خوردن خود آن حرام است.

س۲۴۳: در هنگام شستن لباس نجس شده با ادرار در ماشين لباس شويي، آيا در آن متنجس اول به حساب مي‏آيد يا متنجس دوم، به گونهاي که لباس شسته بيرون از ماشين را نجس نمي‏کند، يا اينکه واجب است دَرَ آنرا تطهير کنيم؟

– تطهير در لباسشوئي واجب نيست، زيرا به تبع تطهير، لباس پاک مي‏گردد.

س۲۴۴: اگر انسان دست مرطوبش را بر سگ يا خوک بگذارد و سپس با دست مرطوب شخص ديگر تماس گيرد، در اين صورت دست شخص ديگر نجس مي‏گردد يا نه؟

– بلي، به نجاست دست آن شخص حکم مي‏کنيم، اما دست او چيزهاي ديگر را که به صورت مستقيم و مرطوب با آن در تماس است، نجس نمي‏کند.

 

پ: علم اجمالي به نجاست

س۲۴۵: مبلماني است که سالها پيش نجس شده است، محلي را که نجس شده است به ياد نمي‏آورم، آيا به نجاست اين مبلمان حکم کنيم؟

– اين مورد علم اجمالي به نجاست به حساب مي‏آيد، و تا هنگامي که مکلف يقين پيدا نکند که با خود محل نجاست تماس نيافته است، بايد بنا را بر طهارت محلي بگذارد که با مبلمان تماس يافته است.

س۲۴۶: اگر مکلف علم اجمالي به نجاست يکي از طرف هاي فرش داشته باشد، حال اگر فرض شود در يکي از اطراف فرش آب بريزد و دست هم، به همان گوشه تماس يابد، آيا به نجاست دست حکم کنيم يا نه؟

– حکم به نجاست دست نمي‏کنيم.

س۲۴۷: اگر علم داشته باشيم که فرش يا مکاني نجس است اما نتوانم به صورت خاص، محل آن را معين سازيم در اين صورت تکليفم چيست؟

– اگر قصد تطهير داشته باشي بايد قطعه اي را که علم اجمالي به حصول نجاست در آن داري، تطهير کني. ودر صورت عدم يقين محل نجاست، اگر چيزي به جايي از قطعه بخورد، بنا را بر پاکي آن مي‏گذاريم.

ت: متفرقات

س۲۴۸: اگر دست فردي متنجس باشد آيا واجب است که شخص مصافحه کننده را از آن مطلع سازد تا از نجاست واقعي در هنگام خوردن يا نماز خواندن دوري کند؟

– اين کار واجب نيست، گرچه گفتن آن بهتر است.

س۲۴۹: همسرم ازمقلدين آيت الله خويي (ره) و بنده از مقلدين شما هستم، آيا بر من ارتکاب عملي در باب طهارت، که بر خلاف نظر آيت الله خويي باشد حرام است؟ يا اينکه هر کدام بر اساس تقليدي که داريم، عمل کنيم؟

– هرکدام بر اساس تقليدتان عمل کنيد.

س۲۵۰: اگر در حصول نجاست شک داشته باشيم، آيا تحقيق درباره آن واجب است يا نه؟

– واجب نيست.

 

سوم: مطهرات

الف- انواع آب و احکام آن

س ۲۵۱: آب قليل چيست؟ و مقدار آب كر چقدر است؟

آبي كه به اندازه كر نمي‎رسد آب قليل است. و آب كر هم مقداري آب است كه يك ظرفي را كه سه وجب طول و سه وجب عرض وسه وجب گودي داشته باشد، پركند؛ يعني برابر ۲۷ مكعب يا ۲۷۷ كيلوگرم آب.

س ۲۵۲: در كتاب «فقه الشريعه»، عبارت «اعتصام آب» را خواندم، منظور از اعتصام چيست؟

منظور اين است كه آب به مقدار معين برسد يا ويژگي معين يابد، كه ورود نجاست به آن تأثيري نداشته باشد، مثل آبي كه وزن آن به ۲۷۷ كيلوگرم برسد، كه «كر» ناميده مي‎شود. يا اينكه از زمين بجوشد يا امثال آن. حكم اين آب اين است كه به مجرد برخورد باعين نجاست يا آنچه در حكم نجاست است، نجس نمي‏شود، مگر زماني كه رنگ، طعم و بوي آن تغيير كند و سبب اين تغيير هم تماس با نجاست باشد.

س ۲۵۳: حكم آب قليلي که براي رفع آلودگي و نجاست استفاده شده، چيست؟

آب استفاده شده در رفع آلودگي را «آب غساله» مي‏نامند. و آب غساله يعني آبي که از جسم نجس شده جدا گردد، که سه حالت دارد:

الف: آبي که براي از بين بردن عين نجاست استفاده شده است، که اين آب، نجس است.

ب: آبي که از شستشوي بار دوم به جا مي‏ماند، که اين هم نجس است، مثلاً آب موجود درظرفي که واجب است سه بار شسته شود، لذا آب غساله‏اي که از شستشوي بار دوم به جا مي‏ماند هم نجس است.

پ: آبي که براي طهارت مي‏ريزيم (آب سوم) و پاکي با آن محقق مي‏شود؛ اين آب پاک است و جايز است براي بار دوم هم جهت رفع حدث يا نجاست، استفاده شود، به جز آب استنجاء، زيرا علي‎رغم اينکه اين آب اگر شرايطش محقق شود، پاک است، اما نمي‏توان با آن رفع حدث يا نجاست کرد. آب استنجاء آبي است که براي پاک کردن مخرج غايط بکار مي‏رود.

س ۲۵۴: منظور از آب استفاده شده در رفع حدث اصغر و رفع حدث اكبر، چيست؟

منظور از آن دو، آبي است كه بعد از پاك كردن حدث اصغر و اكبر به جا مي‏ماند، يعني حدث اصغر، كه موجب وضو مي‏شود و حدث اكبر، كه موجب غسل مي‏گردد، مثلا اگر فرض شود ما روي طشت، وضو مي‏گيريم آبي كه از وضوي ما داخل طشت جمع مي‏شود، آب به کار رفته در رفع حدث، مي‏گويند.

س ۲۵۵: آيا آب استفاده شده براي رفع حدث، پاك كنندة چيزهاي ديگر هست؟

آب استفاده شده در طهارت از حدث اكبر و اصغر به خودي خود پاك است و پاك كنندة چيز ديگر هم هست. و جايز است براي بار دوم هم در رفع كردن حدث اصغر يا پاك كردن نجاست، استفاده شود.

س ۲۵۶: آيا آبي كه با آن غسل ميت داده اند، نجس است؟ و نمي توان با آن حدث يا نجاستي راپاک كرد؟

با وجود اين كه بدن انسان مرده، نجس است و تنها پس از غسل‏هاي سه گانه پاك مي‏شود، ولي اين آب تا زماني كه عين نجاست ديگري در آن نباشد، پاك است و مي‏توان با آن رفع حدث هم كرد.

س ۲۵۷: آيا استفاده از استخوان و سرگين، براي تميز كردن مخرج غائط جايز است؟

احتياط واجب اين است كه از امثال استخوان و فضله‌ي چارپايان در پاك كردن مخرج غائط استفاده نگردد و طهارت، با آنها به دست نمي‏آيد.

س ۲۵۸: آيا كلري كه به آب اضافه مي‏شود، آنرا از مطلق بودن خارج مي‎كند؟ با اينكه بخاطر افزودن آن به آب، طعم و بوي آب تغيير مي‏كند؟ آيا مي‏توان با آن آب، رفع حدث و نجاست كرد؟

– در چنين موردي، آب از مطلق بودنش خارج نمي‏شود و لذا به محض برخورد با نجاست، نجس نمي‏گردد، و چنان‎که ذکر کرديم، چنين آبي، معتصم است و مي‏تواند رفع حدث يا نجاست كند.

س ۲۵۹: آيا زنگ زدگي موجود در لوله هاي آب، موجب مضاف شدن آب نمي‏شود، كه نتوان با آن رفع حدث يا نجاست كرد؟ و آيا مي‏شود بنا به گفتة شما در كتاب «فقه الشريعه» صفحه ۵۳ در مورد آب مطلق، دريافت كه اين آب مضاف است؟ چنان‎که گفته ايد: «پيشتر ذكر شد كه آب مطلق آبي است كه خالص باشد و عنصر ديگري هم با آن مخلوط نباشد مثل آب رودها و چشمه ها و اختلاط آب با رسوبات و تيرگي‏هايي كه باعث سفيدي و قرمزي يا سبزي رنگ آب مي شود، منافاتي با مطلق بودن آب ندارد و آب مطلق است، مگر زماني كه غلظت به حدي باشد كه آب به گل و لاي تبديل شود يا پر از خاشاك و علف شود و طوري باشد كه آن‎را از مطلق بودن خارج كند و مضاف گردد.» در قسمت ديگر فرموديد: «و آن مثل پيراهن قرمزي است كه هنگام شستن خون اندكي كه بر آن است، رنگ آن در آب حل مي‏شود، در اين مورد قرمز شدن رنگ آب بخاطر رنگ پيراهن نجس، باعث نجس شدن آب كر نمي‏گردد، جز اينكه به وسيله آن، آب مضاف مي‏شود و ويژگي معتصم بودن آن از بين مي‏رود و ساقط مي‏شود.» با توجه به اين تصريحات، آيا تغيير رنگ ناشي از زنگار لوله، آب را مضاف مي كند؟ يعني شستن با آن جايز نيست؟

– رنگ قرمز کم، كه آب بخاطر زنگ زدگي به خود مي‏گيرد آن‎را از مطلق بودن و صحت پاك كنندگي آن، خارج نمي‏کند تا زماني كه اختلاط با رسوبات و زنگار و تغيير رنگ آب به حدي نباشد كه در عرف بگويند اين آب مطلق نيست، چنان‎که در قسمتهاي نقل شده از «فقه الشريعه» به وضوح بيان کرده ايم، گاهي آب به شكلي است كه به آن، گل گفته مي شود كه اين مورد مضاف است و گاهي در عرف مي‏گويند كه آب با خاك و يا غير آن مخلوط شده كه آب را از مطلق بودن خارج نمي‏كند.

س ۲۶۰: آيا آب باران مخلوط با غبار هوا كه رنگش تغيير مي كند و كدر مي‏شود، مضاف به حساب مي‏آيد؟ و آيا لباس نجس از طريق بارش اين باران بر آن، پاك مي‏گردد؟

– واضح است كه صرف اين اختلاط، آن‎را مضاف نمي‏سازد و با اين شرايط، لباس هم با آن پاك مي‏شود.

س ۲۶۱: هنگام پاك كردن لباس احرام، اگر رنگ آب بخاطر شستن لباسهاي رنگي، تغيير كرد، آيا با اين آب لباس احرام پاك مي‏شود؟ و اگر پاك نمي‏شود حكم حج هايي كه محرم با آن انجام داده چيست؟

– اگر آب مضاف باشد، به محض ريختن اين آب و در خلال نفوذ آن به درون لباس، لباس نجس، پاك نمي‏شود ولي اگر آب در خلال نفوذش در لباس، ولو براي يك لحظه، خالص و صاف گردد، براي طهارت لباس كافي است، حتي اگر بعد از آن رنگ آب به وسيله لباس نجس، تغيير كند و حتي به فرض نجس بودن لباس احرام، فهميدن نجاست آن پس از انجام احرام، به صحت حج ضرري نمي‏رساند. بايد توجه داشت اين حکم براي زماني است که تغيير رنگ آب به حدي باشد که آن‎را تبديل به آب مضاف کند، وگرنه تغيير رنگ جزئي، ضرري به مطلق بودن آب نمي‏رساند.

ب: پاك كردن با آب

س ۲۶۲: پاك كردن چيز نجس با آب قليل يا زياد يا آب باران چگونه صورت مي‌گيرد؟

– تطهير هر چيز نجس، چه بدن، لباس و غير آن، به جز ظرفها، بعداز اينكه عين نجاست، به هر نحوي برطرف شد، با يكبار شستن با آب، چه آن آب كم باشد يا زياد و چه آن آب راكد باشد يا جاري، و يا آب باران باشد، محقق مي‏شود و اين حکم در مورد همة نجاسات از جمله ادرار، يکي است، ولي ظروف با آب قليل بايد سه مرتبه تطهير شود و اگر آب بيش از قليل بود يكبار كفايت مي‏كند، مگر ظرفي كه سگ در آن ليس زده است، که ‌بايد قبل از شستن، با آب مخلوط به خاك، خاك مالي شود. اگر آب قليل باشد ۲ بار، ولي اگر آب بيشتر از قليل باشد، يكبار آن‎را تطهير و تميز كرد و هر وقت موش صحرايي نه موش معمولي، در ظرف مرده باشد، بايد چه آب قليل باشد و چه کثير [زياد]، هفت مرتبه شسته شود. اين حکم خوك را هم شامل مي شود.

س ۲۶۳: آيا لباسي كه اثري از مني، ولو رنگ آن، در آن باقي بماند پاك است؟ و اگر نجس است آيا لباسهايي هم كه همراه آن شسته شده نجس است؟ و آيا كسي که مدت زماني را با اين لباس نماز خوانده باشد، تکرار نمازش واجب است؟

– باقي ماندن اثر خون، مني يا مدفوع به پاكي لباس ضرري نمي‏رساند، بلكه با برطرف كردن جرم اين نجاست ها لباس پاك مي‏شود و حتي اگر فرض شود كه جرم نجاست هم در لباس باقي مانده، لباسهاي ديگر كه در ماشين لباسشويي با آن همراه بوده اند، به نجاستش حکم نمي‏کنيم، مگر زماني كه به تماس ساير لباسها با سطح موضع نجاست در لباس نجس، يقين پيدا کنيم و از جهت ديگر اگر فرض شود كه مكلف مدت زماني را در لباس نجس نماز خوانده است در حاليكه اعتقاد به عدم نجس بودن لباس، در اثر برخورد با لباس نجس داشته است، ولي بعداً فهميده كه لباس نجس بوده است، نمازهاي قبلي وي صحيح است و واجب نيست آنها را قضا يا اعاده كند.

س ۲۶۴: تمام خانه‏ام با موكت چسبيده به زمين، فرش شده است؛ چگونه نجاست آن پاك مي‏شود؟

– نخست بايد عين نجاست را برطرف کنيم و بعد يكبار آب معتصم يا آب قليل روي آن بريزيم، سپس بايد آب غساله، هرچند با خشك كردن، کنار رود يا اينكه از محل خود برطرف گردد.

س ۲۶۵: روش پاك كردن ظروف چگونه است؟

– روش خاصي ندارد. اگرظرف آب كشيده و با آب زياد شسته شود، يكبار كافي است و اگر آب قليل باشد با سه بار شستتن پاك مي‏شود.

س ۲۶۶: آيا با شستن به وسيلة بخار طهارت حاصل مي‏شود؟

– طهارت با بخاري كه بدون آب باشد حاصل نمي‏شود. بله، اگر وسايلي باشد كه پس از شستشوي آن شي بوسيله آب در داخل دستگاه، آب را به بخار تبديل كند، اشكالي ندارد.

س ۲۶۷: خوني كه داخل دهان [در لثه و دندانها] است بعد از اينكه قطع شد، چگونه پاک مي‏گردد؟

– با بيرون ريختن خون از دهان و برطرف شدن اثر آن، داخل دهان پاک مي‏شود.

س ۲۶۸: شيء نجس شده با بول و خون چگونه تطهير مي‏شود؟

– بعد از اينكه عين نجاست از بدن، لباس و غير آن برطرف شد با يكبار آب ريختن، طهارت محقق مي شود.

س ۲۶۹: لايه‏اي كه بر روي زخم تشكيل مي‏شود كه به رنگ خود خون است و قبل از اينكه زخم كاملا خوب، شود به وجود مي‏آيد، حكم تطهير زخم در اين حالت چگونه است ؟ با عنايت به اينكه، اين لايه را خون منجمد شده‏اي مي‏دانند که به پوست تبديل مي‏شود؟

– خوني كه جاري است و هنگام خشك شدن لخته مي‏شود و سريعاً با كندن يا ريختن آب برطرف مي‏شود و يا آنچه كه بر روي زخم، خشك مي‏شود، خون به حساب نمي‏آيد، لذا ريختن آب بر روي سطح ظاهري آن كافي است و به اين صورت پاك مي‏گردد.

س۲۷۰: فرش نجس شده با ادرار، چگونه پاک مي‏شود؟

– اول عين نجاست را برطرف مي‏کنيم، سپس آب مي‏ريزيم به طوري كه تمام موضع نجس را فرا گيرد، سپس آب را گرچه با مالش و يا با شيوه ديگر باشد، از آن خارج مي كنيم.

س ۲۷۱: مقدار آبي كه براي پاك كردن ادرار لازم است چه ميزان است و آيا دستمال كاغذي براي پاك كردن آن كافي است؟

– براي پاك كردن ادرار استفاده از دستمال كاغذي صحيح نيست، بلكه بايد با آب پاك وتطهير گردد و مقدار آب هم همين قدر كه كل موضع نجاست را در بر گيرد، كافي است.

س ۲۷۲- اگر در حين پاك كردن ادرار يا مدفوع، قطرات آب بر روي بدنم يا لباسم بريزد، اين قطرات نجس است يا پاك؟

– آبي كه با آن نجاست پاك مي‏شود، اگر همراه اجزاء نجاست نباشد پاك است. و لذا به پاك بودن آنچه كه از اين آب به بدن يا لباس مي‎رسد، حکم مي‏کنيم.

س ۲۷۳- اگر چند قطره ادرار بر روي لباسم افتد آيا براي پاك كردنش پاشيدن آب و يا شستن آن با كمي آب، كافي است؟

– لباسي كه با ادرار نجس شده است براي پاك كردنش به‏طور حتم بايد بر آن آب بريزيم و پاشيدن آب يا دست كشيدن همراه با آب اندك، كافي نيست. در اين صورت، پس از برطرف کردن عين نجاست، اگر لباس را يك‎بار بشوييم، كافي است؛ بدون اينكه نياز به فشردن آن باشد، مگر زمانيكه نجاست در آن نفوذ كرده باشد و با آب قليل شسته شده باشد.

س ۲۷۴- اگر لباسي با ادرار يا غير آن نجس شده باشد و آنرا با آب قليل بشوييم، آيا نياز به فشردن دارد يا نه؟

– اگر با آب قليل شسته شود و نجاست در آن نفوذ كرده باشد، واجب است فشرده شود وگرنه واجب نيست؛ چه با ادرار نجس شده باشد چه به غير آن.

س ۲۷۵- آيا نخ‏هايي كه كفش با آن گلدوزي شده، هنگام تطهير نياز به فشردن دارد؟

– فشردن، واجب نيست.

س ۲۷۶- فشردن از نظر عرف چقدر است؟

– فشردن، خارج كردن آب داخل شده در لباس و غير لباس به هر روش ممکن است مثل فشار دادن، مكيدن، با مكش يا امثال آن.

س ۲۷۷- هر وقت قسمتي از زمين نجس شود آيا واجب است كل آن مساحت تطهير گردد، يا فقط پاك كردن موضع نجاست، كافيست؟

– ريختن آب بر موضع نجس شده و برطرف كردن نجاست از آن كافي است و مي‏شود آن قطعه‎ي نجس از زمين را برداشته و به جاي ديگر بريزي.

س ۲۷۸- در كارخانجات کشورهاي بيگانه، از استخوان حيوانات در ساخت سفال استفاده مي‎كنند؛ به گونه‏اي كه آنرا خرد و خمير مي‏كنند و تا درجه بالايي به آن حرارت مي‏دهند، حكم استفاده كردن از اين سفالها چيست؟

– اين امر به دو علت به طهارت ظرف ضرري نمي‏رساند: اول: بجز استخوانهاي سگ و خوك، استخوانهاي ديگر پاک است ولو اينكه از مردار گرفته شود. دوم : وقتي که استخوان به چيز ديگري تبديل گردد، پاك مي شود، حتي اگر از حيوان نجسي مثل سگ و خوك گرفته شود.

س ۲۷۹- اگر بدن يا لباس با آب دهان سگ نجس شود، چگونه پاک مي‏گردد؟ آيا واجب است كه خاك مالي شود و آيا نگه داشتن سگ در منزل جايز است؟

– بعد از برطرف كردن عين نجاست با يكبار استفاده از آب، پاک مي‏گردد و حكم خاك مالي كردن فقط مخصوص ظروف است، و نگهداشتن سگ هم جايز است و مانعي براي دخول سگ به منزل و ماندن در آن‎جا نيست، و ليكن در مواردي كه طهارت شرط است، بايد طهارت آن رعايت شود؛ مانند زماني كه انسان بخاطر رطوبت ودر اثر تماس با سگ، نجس مي‎شود.

س ۲۸۰- لباسها و كفشهايي را كه به مدفوع سگ نجس شده است، چگونه تطهير کنيم؟

– با برطرف كردن عين نجاست و ريختن آب بر آن، پاك مي‏‏گردد.

س ۲۸۱- اگر آبي كه از دهان سگ موقع نفس كشيدن بيرون مي‏پاشد روي لباس بريزد، چگونه پاك مي‏شود؟

– از طريق يكبار شستن با آب، پاك مي‏شود.

س ۲۸۲- آيا دستي كه خوك را لمس كرده هم بايد هفت مرتبه خاك مالي گردد؟

– دست، به مجرد لمس كردن خوك نجس نمي‏شود، بلكه براي حصول نجاست رطوبت ناقل نجاست، لازم است و دست اگر به خوك تماس يابد، با يكبار شستن به وسيلة آب، پاك مي‌شود.

س ۲۸۳- برسي كه مشكوك است از موي خوك باشد، آيا موي نمناك را نجس مي‌كند؟

– حكم به طهارت و پاكي آن “برس” مي‏کنيم.

س ۲۸۴- حكم تطهير كردن با ماشين‏هاي لباسشويي اتوماتيک چيست؟ با توجه به اينكه اين دستگاه در شستشوي اول، آب دريافت مي‏کند و سپس آنرا بيرون مي‏ريزد و دوباره آب دريافت مي‏کند و لباس را براي بار دوم مي‏شويد و بعد آنرا مي‏فشارد، و براي بار سوم با دريافت آب، آنرا مي‏شويد و مي‏فشارد. درهمة موارد، چه با صابون بشويد يا با غير آن و چه عين نجاست بر بخشي از لباس باشد يا نباشد، پرسش ناظر به همة موارد است و حکم تطهير لباس ها چيست؟

– لباسهاي نجس با شسته شدن در اين ماشينهاي خودكار پاك مي‏گردد و اينكه آب كر باشد شرط نيست، بلكه آب چه قليل و چه كثير باشد، همين كه لباس را فرا‏گيرد، كفايت مي‏كند، البته بعد ازاينکه عين نجاست برطرف گردد و آب از آن لباس يا شيء، خارج شود؛ اين همان كاري است كه ماشينهاي لباس شويي مي‏كند. اما اشکال نجس بودن قسمتهائي از ماشين که آب به آن نرسيده است، پذيرفته نيست، چون به تبعيت حصول طهارت لباس‏ها، اين بخش هاي ماشين نيز پاک مي‏شود.

س ۲۸۵- آيا لباس نجس شده با خون، اگر با ماشين لباسشويي شسته شود، پاك مي‏گردد؟ و آيا همة لباسهايي كه همراه آن است، پاك است؟ اگر چيزي از اثر خون در آن باقي بماند، حكمش چيست؟

– با از بين رفتن اصل نجاست، هم لباس نجس شده و هم لباسهايي كه همراه آن است، پاك مي‏شود. و اگر اثري هم از خون بر جاي ماند و آن اثر هم فقط رنگ باشد، پاك است.

س ۲۸۶- بعضي وقت ها پاك كردن نوزاد با آب جاري سخت است، آيا جايز است براي تطهيرش از ظرفي كه آب در آن است، با مشت آب برداريم و روي نوزاد بريزيم؟

-آنچه در مسئله‎ي تطهير گفتيم، کفايت مي‏کند.

س ۲۸۷- آيا مي‏توان براي تطهير مکاني، از حولة خيس استفاده كرد؛ به اين صورت كه چند بار اين كار را تکرار کنيم و بين هر دفعه حوله را بشوييم و بفشاريم و اگر اين کار براي تطهير کافي نباشد، حكم مكان فوق، چيست؟ آيا مکان در نوبت اول (کشيدن پارچه) نجس است يا در نوبت دوم هم نجس به حساب مي‏آيد؟

– نجاست زمين با کشيدن پارچة خيس روي آن پاک نمي‏شود. اگر محلي، با عين نجاست نجس شده باشد، نجس اول بحساب مي‏آيد وآن تکه پارچه هم زمانيکه بر روي محل ادرار قرار مي‏گيرد، نجس مي‏شود و نجس دوم به حساب مي‏آيد. (متنجس) ولي همين پارچه با اينکه نجس است، اگر بر جاهاي ديگر کشيده شود، آن‎را نجس نمي‏کند.

س ۲۸۸- حكم كسي كه چيز نجسي را چه به صورت عمدي و يا غير عمدي، نوشيده است، چيست؟ و آيا واجب است داخل دهانش را تطهير كند؟

– نوشيدن چيزي نجس از روي عمد، جايز نيست، اما اگر کسي به صورت سهوي اين كار را كرد، معذور است و واجب است قسمت بيرون از دهآن‎را كه نجاست به آن رسيده با آب تطهير كند، ولي تطهير داخل دهان واجب نيست.

س ۲۸۹- اگر نجاست به صابون حمام رسيده باشد و صابون نجس شده باشد، چگونه بايد آنرا تطهير کنيم؟

– ريختن آب روي آن كفايت مي‏كند، مگر زماني كه نجاست در آن نفوذ كرده باشد يا اينكه مدت زيادي در آب نجس مانده باشد، دراين صورت براي تطهير آن بايد آن‎را به مدت طولاني در آب كر و پاك قرار داد؛ به گونه‏اي كه آب در آن نفوذ كند.

س ۲۹۰- آيا تطهير رخت خواب هاي بزرگ و ثابت، در جاي خودش کفايت مي‏کند؟

– اگر عين نجاست مانند خون و مدفوع همچنان در آن موجود باشد، واجب است اول عين نجاست به وسيلة هر پاک کنندة جامد يا مايع، برطرف شود، سپس يك‎بار با آب كثير محل نجاست را مي‏شوييم. در اين صورت بدون نياز به فشردن و بدون اينکه نياز به انتقال آن به محل ديگر باشد، رخت خواب پاك مي‏گردد، اگر چه بهتر اين است كه بعد از ريختن آب بر روي آن؛ مثلا با پاها آن‎را بفشاريم تا آب موجود در آن خارج گردد.

س ۲۹۱- گاهي اوقات، با اين اعتقاد كه آب داخل بركه كراست، با آن تطهير و غسل مي‏كنم يا وضو مي‏گيرم و يا نجاست را پاك مي‏كنم، بعد مي‎فهمم كه آب كر نبوده است، حكم لباسها و شستشوها و كارهايي كه انجام داده ام چيست؟

– در حدث اكبر يا اصغر همين كه آب قليل باشد، براي تطهير كفايت مي‏كند و پاك كردن خبث هم همين طور است، البته زماني كه اول عين نجاست برطرف شود كه در اين صورت تطهير با ريختن آب روي آن يا آب كشيدن آن، محقق مي‏شود، و نيازي نيست آن‎را داخل آب بگذاريم.

س ۲۹۲- آيا راهي براي پاك بودن آبهاي نجس فاضلاب، بدون وصل بودن آنها به آب معتصم وجود دارد؟

– به‏طور حتم بايد به آب معتصم وصل باشد يا اينكه به بخار تبديل شود و سپس به آب پاك و خالص تبديل گردد.

س ۲۹۳- اگر بر دستم روغني بريزد و با دست ديگرم كه نجس است برخورد كند، آيا براي تطهير و برطرف كردن نجاست از دست، آب كافي است؟

– بله، كافي است و براي تطهير آن نيازي به استفاده از صابون نيست.

س ۲۹۴- من يك پيتزا فروشي دارم، و بيشتر پيتزا از گوشت خوك است و گاهي، زمان گذاشتن پيتزا در فر، مقدار كمي از اين گوشت در فر مي‎ريزد و با حرارت به زغال تبديل مي‏شود و سپس به خاكستر تبديل مي‏گردد، حال اگر بخواهم در اين فر، نان طبخ كنم، آيا خوردن اين نان جايز است يا اين نان نجس به حساب مي‏آيد؟

– بخاطر رطوبتي كه از گوشت جاري است، كف فر نجس مي‏شود و با حرارت پاك نمي‏گردد، مگر اينكه با آب پاك گردد، ولي اگر هنگام گذاشتن نان در آن‎جا، آن موضع خشك باشد، نان نجس نمي‏شود و اگر در وجود رطوبت شک کنيم، باز حكم بر پاك بودن نان مي‏شود.

س ۲۹۵- آيا كاغذ يا برچسب هاي پشت شيشه‏ها و قوطي‏ها هنگام شستن اين شيشه و قوطي‏ها همراه با آنها پاك مي‏شود؟

– بله، با ريختن آب بر روي آن، اين ورق ها هم پاك مي‏شود.

س ۲۹۶- اگر قرآن يا هر ورق ديگري از اين قبيل نجس شد، چگونه پاک مي‏گردد؟

– اگر عين نجاست موجود باشد، با برطرف كردن عين نجاست و ريختن آب بر آن، پاك مي‏شود.

پ : تطهير با زمين

س ۲۹۷- آيا زمين، پاي مصنوعي را هم تطهير مي‎كند؟ (كسي كه پاي او قطع شده است و پاي مصنوعي مي‏گذارد و يا از عصا استفاده مي‏كند.)

– زمين، كف پاي مصنوعي هم را تطهير مي‏كند؛ خواه از چوب باشد يا غير آن.

س ۲۹۸- آيا خيابانهاي آسفالت شده با قير هم جزء زمين به حساب مي‏آيد، و كف پا را پاک مي‏كند؟

– بله، در تطهير، حكم زمين طبيعي را دارد.

س ۲۹۹- آيا زمين، لاستيك‏هاي ماشين را پاک مي‏كند؟

– زمين آنها را پاك نمي‏كند، ولي اگر لاستيک خيس باشد و نور خورشيد بر آن بتابد پاك مي‏شود، البته اگر عين نجاست از آن برطرف شده باشد.

ت : تطهير با نور خورشيد

س ۳۰۰- آيا خورشيد چيزهاي پشت شيشه را هم پاک مي‏كند؟

– شيشه مانع نور خورشيد براي تطهير اجسام پشت آن، ماداميكه نور خورشيد بر آن اشياء مي‏تابد، نمي‏شود.

س ۳۰۱- آيا لباسهاي نجس شده با مني، به مجرد شستن آن و گذاشتنش زير آفتاب پاك مي‏شود؟

– تطهير از مني، با برطرف كردن عين نجاست و ريختن آب پاك حاصل مي‏گردد و بدون اين شرايط، گذاشتن زير نور آفتاب براي تطهير كافي نيست.

س ۳۰۲- آيا اتومبيل‏ها جزء اشياي غير منقول [ثابت] به حساب مي‏آيد، تا اينكه با نور خورشيد پاك گردد؟

– بله، جزء اشياي غير منقول هستند و مانند اشياي غير منقول ديگر با نور خورشيد پاك مي‏شود.

س ۳۰۳- اگر يك ميخ ثابت در ساختمان باشد و درآوردنش ممكن نباشد و نجس هم باشد،آيا با تابيدن نور خورشيد بر آن و خشکيدن آن، پاک مي‏شود؟

– آنچه كه در ديوار قرار مي‏گيرد از جمله درها، شيشه‏ها و ميخ‏ها اگر نجس و خيس باشد بعد از اينكه عين نجاست از آن برطرف شد به وسيله تابش نور خورشيد بر آنها پاك مي‏شود.

س ۳۰۴- كف خانه چوبي است و براي تطهيرش نمي‏شود از آب استفاده كرد، چگونه مي‏توان آنرا تطهير کرد؟

– با تابيدن نور آفتاب بر محل نجس شده‌ي داراي رطوبت و در اثر خشك شدن با نور خورشيد، پاك مي‏شود.

ث: تطهير با استحاله

س ۳۰۵- استحاله چيست؟

– استحاله يعني تحول و تبديل شدن حقيقت يك شيء، يا صورت كيفي و ظاهري آن به حقيقت و صورتي ديگر؛ و مرجع تشخيص استحاله هم افراد با تجربه و متخصص هستند.

س ۳۰۶- حكم چوب نجس، زماني كه تبديل به زغال مي شود، چيست؟ آيا با استحاله پاک مي‏شود؟

– در اين صورت پاک است.

س ۳۰۷- آيا صابوني كه در تركيباتش از روغن حيواني استفاده مي‏شود كه به روش اسلامي ذبح نشده است، نجس است؟

– با حاصل شدن استحاله در ساختن روغن و تبديل آن به صابون، به طهارت صابون حكم مي‏گردد، وگرنه نجس است. با اين حال آنچه كه به اين صابون آغشته مي‏شود، به محض برطرف كردن صابون و ريختن آب بر روي آن پاك مي‏گردد.

س ۳۰۸- آيا آبي كه از تبخير بول يا آب فاضلاب و يا رسوب مواد جامد به دست آمده است، پاك است؟

– اگر آب ناشي از رسوب مواد باشد به تنهايي براي پاکي آن کافي نيست، اما اگر نتيجة استحاله باشد که در شيمي به آن تبخير مي‏گويند، مي‏توان به پاکي آن حکم کرد، زيرا استحاله موجب تطهير مي‏گردد. در صورت اول، براي تطهير آن بايد آب کر يا بيشتر از آن‎را به صورت يک‎باره، بر آن ريخت.

ج : تطهير كردن با دگرگوني و تغيير

س ۳۰۹- در سفرهاي فضايي، آبي كه براي نوشيدن استفاده مي‏گردد، از بول خود فضانوردان است كه بعد از اجراي يك سري عمليات روي آن مورد استفاده قرار مي‏گيرد، آيا اين آب پاك است؟

– اگر به وسيله اين آزمايشها و فرايندها، بول از تركيب و ويژگيهاي خود خارج شود و از حالت اول خود به حالت ديگر تبديل گردد، پاك مي‏شود و اگر ضرر نداشته باشد مانعي براي نوشيدن ندارد.

چ احكام تخلي كردن

س ۳۱۰- استبراء چگونه صورت مي‏گيرد و فايدة آن چيست؟

– استبراء از اعمال مستحب است و بدين صورت انجام مي‏شود كه به وسيله ي انگشت از مخرج مدفوع به طرف بن آلت سه بار به طور آهسته فشار داده ‏شود و سپس با استفاده از انگشت وسط و شست از انتهاي آلت تا سر آلت را هم سه بار بايد فشار داد و بعد از آن بايد سه بار، آلت را تکان داد. هدف از اين كار خارج شدن باقي مانده‏هاي بول در مجراي آن قبل از تطهير محل بول است و فايده آن هم پاك كردن مجراي بول از بقاياي بول است؛ بگونه اي كه اگر مکلف اين كار انجام را داد و پس از آن احساس کرد كه رطوبتي خارج شده است و شك کند كه آيا بول است يا نه، ديگر بول به حساب نمي‏آيد، مگر اينكه قطع پيدا کند كه بول است. واين بر خلاف موردي است که شخص عمل استبرا را انجام داده باشد، که بايستي آن را بول حساب کند، پس لباس او نجس شده دو باره وضو بگيرد.

س ۳۱۱- آيا استبراء پس از جماع هم با فشردن آلت صورت مي‏گيرد؟

– استبراء بعد از جماع با فشار دادن صورت نمي‏گيرد، بلكه با بول انجام مي‏گيرد؛ بولي كه به وسيله آن خروج بقاياي مني از مجراي ادرار قطعيت مي‏يابد.

س ۳۱۲- آيا ايستاده بول كردن جايز است؟ از آن جهت كه اين روش، براي نرسيدن عين نجاست به بدن يا لباسها مطمئن‏تر است؟

– جايز است و مانعي ندارد؛ به‎خصوص اگر براي حفظ نجاست لباس‏ها يا بدن، باشد ولي به نظر مي‏رسد از جهت بهداشتي حالت نشستن بهتر از ايستاده بول كردن است، چون كه در حالت نشسته مثانه بيشتر باز مي‏شود و چه بسا كراهت ايستاده بول كردن هم به همين دليل باشد.

۳۱۳- آيا تخلي كردن پشت به قبله يا رو به آن، جايز است؟

– جايز است ولي احتياط مستحب اين است كه شخص كمي به طرف غير قبله متمايل باشد.

س ۳۱۴- آيا مي‏شود مخرج بول و مدفوع را با دستمال كاغذي تطهير كرد؟

– براي موضع بول جايز نيست، زيرا بايد براي تطهير آن از آب استفاده شود، اما براي مخرج مدفوع مي‏شود از دستمال استفاده كرد، البته زمانيكه نجاست از مخرج فراتر نرود و نبايد استعمال دستمال براي برطرف كردن نجاست، يك‏بار انجام شود، بلكه بايد از سه دستمال استفاده كرد، و اگر نجاست اين‏گونه برطرف گرديد، آن موضع پاك است و گرنه بايد تا زمان از بين رفتن نجاست، اين كار را تكرار كرد.

س ۳۱۵ آيا استبراء براي زن هم قبل از وضو واجب است؟

– زن استبراء ندارد، بله مستحب است كه بعد از بول كردن كمي صبر كند.

س ۳۱۶- كمترين حد طهارت مخرج بول و مدفوع بوسيلة آب يا دستمال كاغذي، چه اندازه است؟

– اگر مدفوع از مخرج تجاوز نكرده باشد پاك كردن مخرج با سه دستمال كاغذي كافي است؛ بگونه‏اي كه نجاست از مخرج برطرف شود، در اين صورت نيازي به آب براي تطهير نيست، ولي موضع بول بايد به‏طور حتم با آب تطهير گردد و دوبار آب ريختن كافي است، گرچه به اندازه يك فنجان باشد.

س ۳۱۷- بعد از اينكه عمل استبراء را انجام مي‏دهم و كمي بعد از اينكه از حمام خارج مي‏شوم شك مي‏كنم كه بول خارج شده و اين حالت زياد اتفاق مي‏افتد، آيا وضو و غسل من صحيح است؟

– رطوبت مشكوكي كه بعد از استبراء خارج مي‏شود، پاك است و وضو را هم باطل نمي‌كند، اگر هم در بول بودن آن شك شود، به پاکي آن حكم مي‏کنيم.

۳۱۸- آيا ذکر قلبي خدا در حمام جايز است؟ ونظر شما در باب صحت حديث «اللهم اني اعوذ بک من الخبث و الخبائث» چيست؟

– جايز است، چنان‎که به زبان آوردن دعاها هم جايز است، در اين زمينه دعاهاي مأثوري هم وارد شده مثل دعايي كه در سوال ذكر گرديد و غيرآن.

ح- متفرقات

 

س ۳۱۹ آيا با سخن بچه مي‏شود به طهارت يقين كرد؟

– با اطمينان به راستگويي او و دانستن اصول طهارت، مي‏شود به سخنش اكتفا كرد.

س ۳۲۰- آيا واجب است هنگام پاك كردن لباس، چيزي بگويي؟

– واجب نيست چيزي بگوييم.

س ۳۲۱- در گذشته به طور شايسته و خوب از نجاست دوري نمي‏كردم، حكم اعمال سابقم چيست؟

– با وجود شك، بنا را بر پاكي لباسها و بدن مي‏گذرايم و اعمال گذشته هم صحيح است.(چون شك داريد.)

خ : پاسداري مقدسات از هتك حرمت:

س ۳۲۲- اگر بر گردنم گردنبندي باشد كه روي آن لفظ جلاله يا آيه اي از قرآن باشد، آيا جايز است با آن وارد توالت شوم؟

– با فرض عدم لزوم هتک بر اثر نجس شدن و… جايز است..

س ۳۲۲- آيا جايز است كه حرز يا چيزي كه بعضي از آيات قرآن را در بردارد، با خود داخل حمام برد؟

– جايز است.

س ۳۲۴- اگر نواري كه آياتي از قرآن كريم در آن ضبط شده داخل يك مكان نجس بيفتد، آيا واجب است كه بيرون آورده شود و پاك گردد؟

– بله، بر مکلف واجب است كه آن‎را بيرون آورده و تطهير کند، چون كه باعث هتك حرمت قرآن كريم مي‏گردد.

س ۳۲۵- آيا جايز است گردنبندي كه لفظ جلاله بر آن نوشته شده را به شخص غير مسلمان هديه داد؟

– جايز است.

س ۳۲۶- آيا جايز است كه بعضي از آيات شريفه و دعاها را در جيب عقب شلوار بگذاريم؟

– جايز است و حرمتي ندارد.

س ۳۲۷- آيا جايز است كه لفظ جلاله يا اسامي معصومين (ع) را قطعه قطعه کنيم و دور بريزيم؟

– جايز است، ولي تا زماني كه اسم جلاله در معرض اهانت قرار نگرفته اين كار واجب نيست.

س ۳۲۸- آيا دور انداختن روزنامه‏ها و مجلاتي كه اسم خدا در آن است، ‌جايز است؟

– بايد از انداختن آنها در اماكني كه موجب اهانت به آنها مي‏شود، خودداري گردد.

س ۳۲۹- يك شركت به جمع آوري كاغذ زباله‏ها، براي بازيافت آنها جهت ساختن اشياء كاغذي ديگر، اقدام كرده است. با توجه به اينكه اين كاغذها احتمالاً شامل كتاب‏ها و روزنامه‏هايي هم باشد كه اسم جلاله خدا و آيات قرآني در آن است، آيا همكاري با اين شركت، جهت دادن اين گونه اوراق به آن جايز است؟

– جايز است. و هر كاري را كه با اين اوراق مي‏كنند، اهانت به لفظ جلاله‌ي خدا و آيات قرآن به حساب نمي‏آيد.

د: تکليف شخص وسواسي

س ۳۳۰- من جواني بيست و پنج ساله ام. تقريباً پنج سال است كه دچار وسواس شده ام و الآن احساس مي‏كنم كه تمام دنيا پيش چشمم تيره و تار است؛ به گونه اي كه بعضي وقتها از خواب بيدارم مي‏كند و احساس مي‏كنم كه دنيا از دو بخش پاک و نجس تشکيل يافته است و زماني كه در خانه هستم يا پيش دوستان يا در ماشين هستم و يا در هر جايي و مكاني چيزي جز طهارت و نجاست، آنجا نيست و چيزي غير از آن نمي‏بينم. مدتي براي معالجه به دکتر مراجعه کردم، به من گفت كه دچار وسواس جبري شده ام و دواي آنرا هم به من داد ولي احساس كردم كه عوامل ديگري بر صحت من تأثير گذاشته، لذا خانواده و فاميل به من توصيه كردند كه اين دوا را مصرف نكنم.

حضرت آقا! موضوع وسواس براي بسياري از فقها طرح مي‏شود و همه به جوابهاي متشابه اكتفا مي‏كنند؛ مثلا در مورد وسواس من مي‏گويند : «وسواس و فكر در بارة آنرا رها كن.» يا «همه چيز براي تو پاك است مگر اينكه علم پيدا کني كه نجس است.» يا «همه چيز براي تو تميز است مگر اينكه بداني كه نجس است» يا «بخدا پناه ببر و نيازي به اين همه دقت نيست.» و جوابهاي ديگري که همه از اين قبيل اند. ولي من شخصاً زياد رنج مي‏برم؛ مثلا هر وقت مي‎خواهم قضاي حاجت كنم همه لباسهايم را بيرون مي‏آورم و يا زمانيكه مي‏خواهم استبراء كنم دستم به موضعي كشيده نمي‏شود مگر با شامبو و صابون؛ و بارها سعي كردم كه اين كار را بدون آن انجام دهم ولي دستم به صورت صحيح بر موضع كشيده نمي‏شود، و مهم اينجاست كه حتي با شامپو هم برايم سخت است و مدت ده تا پانزده دقيقه و شايد هم بيشتر طول مي‏كشد. سپس دستها و پاها و بدنم و حمام و لوله ها را مي‏شويم و شايد بپرسيد كه چرا اين همه؟ جواب مي‏دهم، زيرا وقتي مسشغول شستشويم، بخشي از آب جاري به نجاست برخورد مي‏كند و از آنجا به مكان پاك مي‏رسد و آنرا نجس مي‏كند و اين اتفاق چند بار تكرار مي‏شود و بايد شسته شود و مدت ماندنم در دسشتويي براي قضاء حاجت از چهل و پنج دقيقه به يک ساعت و نيم مي‏رسد و بعضي از وقتها بيشتر از اين طول مي‏کشد؛ با اين حالت به هيچ حمامي به جز حمام منزل نمي توانم بروم اين امر بر زندگي‏ام تأثير گذاشته و مرا از انجام كارهايم باز داشته است، زيرا طوري شده ام كه در طهارت هر چيزي شك مي‌كنم.

جناب آقا! براي كسي مثل من كه بخاطر اين مشكل نه شيريني وگوارايي غذا و نوشيدني را حس مي‏كنم و نه مي‏توانم بخوابم يا با دوستانم نشت و برخاست كنم، راه حل مناسب چيست؟

– وسواس با اينکه مسأله اي قهري است، و كسي كه به آن دچار شده، به آساني وهر انگاه که بخواهد قادر به ترک آن نخوهد بود؛ با اين حال مقدمات آن كاملا اختياري است و در دست خود انسان است. اين چيزي است كه انسان بايد براي پيدا كردنش به خويش رجوع كند و به راحتي مي‏تواند از بسياري چيزها كه موجب آن مي‏شود، رهايي يابد و شايد اين وسواس از دو جهت باشد اول: عامل دروني است كه از يك عقده ناشي مي‏شود و اين عقده در وي استحكام مي‏يابد. يا از كج فهمي بسياري از احكام شرعي مربوط به طهارت و نجاست ريشه مي‏گيرد تا اينكه به اين حد مي‏رسد.

دوم: اين وضعيت از كارهاي شيطان است كه مي‏خواهد براي شخص متعهد، يك حالت رواني را خلق كند كه ممكن است به رد و انکار تعهد منجر گردد، ولو اين رد و انکار از خلال همين آشفتگي و سردرگمي باشد كه از وسواس بودن ريشه مي‏گيرد. و شايد به همين جهت است که ما ملاحظه مي‏كنيم در روايات فراواني از ائمه (ع) نقل شده كه حالت وسواس را به شيطان نسبت ميدهند؛ شيطاني كه خداوند تعالي خبر داده كه او بزرگترين دشمن بني آدم است.

ترك كردن وسواس به آساني صورت نمي‏پذيرد، چنان‎که اين طرف و آن طرف گفته مي‏شود و مي‏پندارند با دستور به ترک وسواس، اين امر تحقق مي‏يابد، زيرا مكلف در اين هنگام [مبتلا به آن] قادر به ترك آن نيست و كسي كه عملاً تحت تأثير اين عقده تثبيت شده، مي‏باشد وگرفتار آن است، امر و نهي كردن تأثيري بر او ندارد. و لذا مناسب است كه يك انگيزة داخلي براي رهايي از اين حالت سخت وطاقت فرساي رواني ايجاد شود و نفس را بر سهل انگاري نبست به اين شك‏ها و عدم اعتناي كامل به آنها تمرين دهد، چرا كه هر كس كثيرالشك باشد هيچ شكي براي او وجود ندارد، به ويژه براي نمونه‏اي كه در سوال ذكر شده است. مهمتر از اين، تصميم بر ترك كردن وسواس، بخاطر رنج و سختي‏هايي است كه فرد وسواسي در معرض آن قرار دارد و اين بدين معني است كه فرد وسواسي بايد بداند كه در يك نبرد گسترده با شيطان و بخاطر رهايي از دامهاي او قرار دارد. لذا اگر بخواهد كه در اين معركه پيروز شود، بايد عزم و اراده‏اش را قوي كند و مبارزه را شروع كند و اولين كاري كه شايسته است، انجام دهد اهمال و بي‏باکي است تا جايي كه ديگران خيال كنند او به امور طهارت و نجاست توجه ندارد و اين اقتضا مي‏كند كه بين دو نوع شك، تمييز حاصل شود و فرق بگذارد: شكهاي عقلاني و شك هاي غير عقلاني. شك‏هاي عقلاني شك‏هايي هستند كه پاره‏اي عوامل آن‎را به وجود مي‏آورد؛ مثل جايي که مکلف چيزي را مشاهده مي‏کند كه در واقع موجب نجاست مي‏شود ولي در تحقق نجاست شك مي‏کند. چنين مواردي را دين چاره کرده است؛ يا از طريق احتياطي كه موجب مختل شدن زندگي انسان نشود، يا با اهمال و عدم توجه و اعتنا به آن. اين بدين خاطر است كه علم به تحقق اسباب نجاست محقق نشده است و كسي كه در زندگي‏اش اينگونه با شك‏ها برخورد مي‏كند، معمولا به اين حد از وسواس نمي‏رسد، زيرا وسواس، اعتنا به شك هايي است كه منشايي جز تخيل انسان ندارند. بنابراين شك و اسباب آن از درون ريشه مي‏گيرد. در حاليكه شك در مسئله اول كه منشاء آن عقلاني بود از خارج مي‏آيد مثل ديدن خون به صورت واقعي يا هر نجاست واقعي ديگر. اما زماني كه منشاء شك فقط دروني است، اين همان شكي است كه توجه كردن متوالي و پياپي به آن باعث وسواس مي‏شود. كه درجه و شدت آن فرق مي‎كند و همان وسواس است كه همه ي فقهاء توصيه مي‏كنند به آن توجهي نشود، بلكه هر وقت اين عمل باعث مختل شدن زندگي انسان مي‏شود و او را در سختي مي‏اندازد، حرام است.

لذا فروگذاري و اهمال اين شكها ولو به صورت تدريجي براي كسي كه نمي‏تواند يك دفعه آن‎را ترك كند راه حل مناسبي است تا از اين حالتهايي كه منجر به وسواس وي مي‏گردد، رهايي يابد. بررسي نامه شما حاكي از اين است که شما نسبت به حالت وسواس که دچار آن هستي، آگاهي داري و بعيد نيست كه شما به صورت ناخودآگاه به اين حالت اعتياد پيدا كرده باشي به‎ويژه كه اين حالت به يك ويژگي و طبيعت در زندگي تو تبديل شده است؛ به گونه‏اي كه توجه مردم را نسبت به خود جلب كرده‏اي. به اين دليل اعتقاد من اين است كه در همه چيز بنا را بر طهارت بگذاري مگر اينكه يقين كني كه آن چيز نجس است و هر كاري را كه انجام مي‏دهي، بنا را بر صحت آن بگذاري، مگرآنچه را كه اعتقاد به باطل بودن آن داري. اين تكليف شرعي شما هست كه رضاي خداوند هم در آن است، زيرا تو در وضعيت فعلي ات، شيطان‎را مي‏پرستي. رهايي از اين وضعيت نه نيازمند فلسفه بافي است، بلکه ارادة جدي مي‏طلبد. تو طبيب خودت هستي، ‌سستي را كنار بگذار و با اراده و قدرت حركت كن كه با اراده به ساحل نجات خواهي رسيد.

در پايان هم از خداوند متعال مي‏خواهم كه شما را در تثبيت اراده‏ات، قوي دارد و به آنچه كه صالحين را بر نفس شان ياري مي‏كند، شما را ياري فرمايد. همانا كه او نزديك و اجابت كننده است.

س ۳۳۱- من از وسواس بهخصوص در مورد طهارت و نماز، رنج مي‏برم، راه حل چيست؟

– شخص وسواس بايد احكام شرعي را فرا گيرد و همة شكهايش را فرو گذارد و هيچ وقت به آنها توجه نكند و در همه چيز بنا را بر طهارت بگذارد، به جز نجاساتي كه به طور قطع ثابت شده و در رساله‏هاي شرعي هم بر آن تصريح شده است و همچنين شك‏هاي در نماز هم فرو گذاشته شود و اصلا بر آن توجه و اهتمامي نگردد. و اين فرد مي‏تواند در حالتهايي كه شك دارد هميشه بنا را بر صحت نماز بگذارد.

س ۳۳۲- آيا كسي كه در امور طهارت احتياط مي‏كند؛ مثلا در همه چيزهايي كه شك مي‏كند آنرا تطهير مي‏كند، اجر و پاداشش بيشتر از كسي نيست كه احتياط نمي‏كند، بلكه به آنچه شرع مي‏گويد، عمل ميكند؟

– احتياط براي كسي كه وسواس ندارد خوب است، به گونه‏اي كه احتياط را بر حق خود ترجيح نمي‏دهد، و معتقد است هر وقت كه رعايت احتياط موجب اخلال در واجبات شود، حرام مي‏گردد.

س ۳۳۳- آيا براي مکلف جايز است براي رهايي از مشكلات داخل منزل و آسايش حال اهل خانه نسبت به طهارت، به فرد وسواس دروغ بگويد؟

– اگر علم به نجاست داشته باشد، جايز نيست دروغ بگويد. بله با علم نداشتن به قطعيت نجاست مي‏توان به فرد وسواس گفت كه پاک است، چون اين مورد از نظر شرعي طاهر و پاك است.

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

درباب وضــــو

موضوعات اين فصل عبارتند از:

أول: وجوب وضو وهدف از آن

دوم: شروط وضو

سوم: چگونگي وضو

چهارم: باطل کننده‏هاي وضو

پنجم: احكام نقص

ششم: مواردي که محدث به اصغر بايد آنها را ترک‏کند

هفتم: وضوي جبيره

هشتم: مسلوس ومبطون

نهم: آداب وضو

اول : وجوب وضو و غايات آن

س ۳۳۴- آيا جايز است مکلف به نيت طهارت، وضو گرفته وسپس با همين وضو نماز واجب را بجا آورد؟

– جايز است؛ در حاليكه تجديد وضو هنگام نماز، مستحب است.

س ۳۳۵- به پسرم كه چهار ساله است قرائت قرآن آموزش مي‏دهم، آيا جايز است كه بدون وضو دست روي خط قران بكشد؟

– چون غير مكلف است، حرام نيست.

س ۳۳۶- آيا براي دست كشيدن روي آيات قرآن كه به زبانهاي غير عربي ترجمه شده، واجب است وضو داشته باشيم؟

– واجب نيست.

س ۳۳۷- آيا براي قبول شدن اعمال مستحب؛ مثل قرائت قرآن و دعا، طهارت شرط است يا نه؟ اگر شرط نباشد آيا فرقي در ثواب دارد يا نه؟

– طهارت شرط قبول نيست، اگر چه شرط زيادت ثواب هست.

س ۳۳۸- آيا جايز است بدون وضو وارد بارگاه ائمه (ع) شد و آنانرا زيارت كرد؟

– جايز است، ولي بهتر اين است كه با وضو باشد، بلكه غسل كردن هم مستحب است.

س ۳۳۹- اگر وضو به يك نيت معين باشد، يا فقط به نيت قربة الي الله باشد آيا صحيح است با اين وضو عبادات واجب را بجا آورد؟

– بله، جايز است كه با اين وضو ساير عباداتي كه وضو در آن شرط است را هم بجا آورد.

س ۳۴۰- آيا جايز است وضو را بدون هيچ دليلي اعاده كرد؟

– اشكالي ندارد، چون‏كه وضو روي وضوي ديگر، نوري بر نور است.

س ۳۴۱- آيا براي قرائت قرآن وضو واجب است؟

– مستحب است، ولي لمس كردن كلمات قرآن بدون وضو جايز نيست.

س ۳۴۲- آيا جايز است كه نماز ظهر را با وضوي نماز صبح بجا بياورم، با اينكه از قبل نيت آنرا نداشتم؟

– جايز است.

س ۳۴۳- آيا واجب است كه سبب وضو در نيت ذكر شود؟

– واجب نيست، بلكه نيت طهارت به قصد قربت كافي است.

س ۳۴۴- آيا صحيح است كه قبل از فرا رسيدن وقت نماز وضو گرفت؟

– وضو صحيح است.

س ۳۴۵- آيا استحمام كردن باعث بي نيازي از وضو مي‏شود؟

– آنچه كه از وضو بي‏نياز مي‏سازد، غسل هاي واجب مثل جنابت يا غسل هاي مستحب مانند غسل روز جمعه و غير آن است و در غير اين دو مورد، غسل كردن و استحمام باعث بي‏نيازي از وضو نمي‏شود.

س ۳۴۶- آيا وضو گرفتن بعد از غسل جنابت بدعت به حساب مي‏آيد؟

– براساس اصل «وضو گرفتن روي وضو، نور علي نور است.» وضو گرفتن بعد از غسل جنابت حرام نيست. در اين مورد گرچه غسل كفايت از وضو مي‎كند و وضو نيز جايز است، اما وضو گرفتن بعد از غسل جنابت به نيت وجوب، جايز نيست چون بدعت و حرام است.

س ۳۴۷- اينكه در منزل وضو بگيري و سپس به مسجد بروي بهتر است، يا اينكه بعد از اذان داخل مسجد وضو بگيريم؟

– بهتر و افضل تر، وضو گرفتن در منزل قبل از رفتن به مسجد است.

دوم : شرايط وضو

س ۳۴۸- شرايط صحيح بودن وضو چيست؟

– پاك بودن آب و مطلق بودن و مباح بودن آن، پاك بودن اعضاي وضو، نبودن مانع [براي رسيدن آب به محل]، مباشرت (خود فرد شخصاً اعمال را انجام دهد)، ترتيب در شستن اعضا و مسح و همچنين رعايت موالات [انجام دادن پياپي اعمال آن].

س ۳۴۹- آيا لاك ناخن، چه بر دست‏ها باشد و يا بر پاها، مانع وضو مي‏شود؟

– مانع به حساب نمي‏آيد، ولي بهتر اين است كه برداشته شود، به‎خصوص اگر برداشتن آن‎راحت باشد. بايد به‏ ياد داشت و دانست كه اگر بر آن زر و زيور اطلاق گردد و براي زينت باشد، جايز نيست آن‎را براي غير محارم نمايان كرد.

س ۳۵۰- آيا پودر آرايشي و گريم نازک به طور کلي، در وضو مانع به حساب مي‏آيد؟

– مانع چيزي است كه جرم ضخيمي داشته باشد و پوست را بپوشاند و متحرك باشد؛ مثل چسب پانسمان يا خمير و يا پيه و امثال آنها. اما اگر جرم مورد نظر داراي رنگ باشد و پوست آن‎را جذب كند يا يك ماده زينتي باشد كه جذب پوست شود، مانع به حساب نمي‏آيد، حتي اگر داراي رنگ و چربي بر روي پوست باشند و از اين قبيل است جوهر مايع يا خشك شده و نازک و مواد پزشكي كه بر روي زخم ها مي‏گذارند. همچنين چيزهايي كه داراي جرم نازک است و جذب پوست مي‏شود، مثل رنگ و لاك ناخن و همچنين رنگهاي آرايشي، به عنوان مانع به حساب نمي‏آيد. ولي بهتر اين است كه اين مواد پاک گردد؛ به‎خصوص اگر برداشتن آنها آسان باشد.

س ۳۵۱- آيا سرمة چشم براي وضو مانع به حساب مي‏آيد و واجب است كه برطرف گردد؟

– مانع به حساب نمي‏آيد، به‎خصوص اگر نازک و اندک باشد.

س۳۵۲: آيا خال‎کوبي که نزد مردم متعارف است مانعي براي وضو يا غسل به حساب مي‏آيد؟

– خال‎کوبي مانع به حساب نمي‏آيد و فرقي نمي‏کند ابزار آن چه باشد.

س۳۵۳: آيا لنز مانع آب است و آيا وضو يا غسل با آن اشکال دارد؟

– مانعي براي وضو نيست، چراکه داخل چشم است که اصلاً نياز نيست در وقت وضو يا غسل، آب به آن برسد.

س۳۵۴: آيا ناخن مصنوعي مانعي براي وضو است؟

– بله، مانع وضو است و بايد قبل از وضو آن‎را برداشت مگر اينکه با چسب دوام دار چسبيده باشد و برداشتن آن جز با شيوه يا درمان ويژه‏اي دشوار باشد؛ مانند وجود نقص‏هاي جسمي در ناخن‏ها. امثال اين حالت‏ها نيز از موانع به حساب نمي‏آيد.

۳۵۵: آيا کاشت مو در صورتي که موي مصنوعي از کشور غير اسلامي‏آمده باشد و يا اينکه طبيعي باشد ولي از شخص غير مسلمان گرفته شده باشد، جايز است؟ و آيا مانع وضو به حساب مي‏آيد؟

– مسح بر روي موي کاشته صحيح مي‏باشد، چراکه مانند موي اصلي جزئي از بدن مي‏شود و فرقي ندارد مصنوعي باشد يا طبيعي، و يا از منبعي اسلامي گرفته شده باشد يا غير اسلامي.

۳۵۶: آيا با وجود مژه هاي مصنوعي و ساخته شده از حرير، در حاليکه با چسب به مژه هاي اصلي چسبيده باشند، مي‏توان وضو گرفت؟

– در صورتي که مژه هاي مصنوعي به سهولت برداشته شود، بايد آب به مژه‏هاي اصلي و حقيقي برسد؛ ولي اگر چسپ دوام دار و برداشتن آن جز با شيوه هاي خاص، دشوار باشد، وضو و غسل اشکال ندارد.

س۳۵۷: آيا حنا مانع وضو به حساب مي‏آيد؟

– رنگ حنا، لايه اي تشکيل نمي‏دهد که از رسيدن آب به پوست جلوگيري کند، لذا وجودش براي وضو اشکالي ندارد.

س۳۵۸: آيا رنگ کردن مو در وضو و غسل اشکال بوجود مي‏آورد؟

– رنگ مو در صحت وضو و غسل اشکالي به وجود نمي‏آورد، چراکه مانعي ايجاد نمي‏کند.

س۳۵۹: آيا ژل و اسپری به وضو اشکال وارد مي‏کند؟

– کرم هاي ساخته شده از مواد روغني، اگر جذب پوست گردد و اثر ضخيمي از آنها نماند، به وضو و غسل اشکالي وارد نمي‏کند. و همينطور ژل ساخته شده از مواد چسبنده؛ به ويژه که اين مواد در حين تماس با آب از هم متلاشي مي‏شوند.

س۳۶۰: آيا جوهر خشک شده و يا جوهر مايع، از موانع وضو هستند؟

– هر چيزي که لايه اي مانع، روي پوست ايجاد نکند؛ مانند رنگ هاي مايعي که پوست آن ها را جذب خود مي‏کند، به وضو و غسل اشکالي وارد نمي‏کند.

س۳۶۱: آيا لاية ماسک گياهي مانع وضو است؟

– مانع به حساب نمي‏آيد.

س۳۶۲: آيا کثيفي‏هايي که زير ناخن جمع شده‏اند براي وضو اشکال ايجاد مي‏کند؟

– کثيفي‏هاي جمع شده در زير ناخن دست و يا پا به صحت وضو و غسل اشکالي وارد نمي‏کند، مگر اينکه به خارج از زير ناخن رسيده باشد و مانعي در قسمتي از انگشت ايجاد کرده باشد؛ و اين فرضي است که به ندرت اتفاق مي‎افتد.

س۳۶۳: آيا وضو با وجود انگشتري در دست، صحيح است؟

– مهم اين است که آب به زير انگشتر برسد، حتي با حرکت دادن انگشتر بدون اينکه نياز باشد از دست خارج شود.

س۳۶۴: حکم کمک به بيمار، در گرفتن وضو چيست؟ و حکم کمک به غير مريض چيست؟

– در ياري رساندن به بيمار مانعي نيست و نه فقط در مقدمات، بلکه در کل مراحل وضو، و وضو صحيح مي‏باشد. کمک خواستن از غير، توسط غيرمريض، در بعضي از مقدمات، مانند آب ريختن روي دست و امثال آن مکروه است.

س۲۶۵: آيا روغن‏هايي که براي پوست استفاده مي‏شود، به وضو اشکال مي‏رساند؟

– اين روغن‏ها به وضو اشکال وارد نمي‏کند تا زماني که جرمي نباشد که از رسيدن آب به روي پوست جلوگيري کند.

س۳۶۶: آيا بايد وضو و نمازي را که در حالت تقيه انجام مي‏دهيم، اعاده کنيم؟

– اگر اين موارد در حال تقيه باشد، اعاده‏اش واجب نيست.

س۳۶۷: آيا طهارت غير اعضاي وضو در حين وضو لازم است؟

– اين امر براي درستي وضو شرط نمي‏باشد، لذا مي‏توان بعداً و براي نماز تطهير کرد و وضو گرفت.

س۳۶۸: اگر خون زخم روي پوست خشک شود، آيا بايد قبل از وضو آنرا شست يا مي‏توان با آن وضو گرفت؟

– اگر خون در اعضاي وضو باشد، پس بايد آن‎را از طريق رفع عين نجاست و ريختن آب، تطهير کرد و سپس وضو گرفت. اما اگر در غير اعضاي وضو باشد، مانعي ندارد که با آن نماز خواند اگر به اندازة مورد بخشش باشد، يعني به مقدار يک بند انگشت، ولي اگر بيشتر باشد بايد تطهير گردد.

س۳۶۹: آيا وضو با «آب» ظرف غصب شده صحيح است؟

– در عرف جامعه اگر اين کار تصرف در ظرف غصب شده نباشد، وضو صحيح است.

س۳۷۰: آيا در فضا و مکان غصب شده وضو صحيح مي‏باشد؟

– وضو در زمين و يا در فضاي غصب شده، منجر به باطل شدن آن نمي‏شود.

س۳۷۱: آيا وقتي که مانعي در رسيدن آب به اعضاي وضو باشد، بايد وضو و نماز را تکرار کرد؟

– بله، اگر مانع وجود داشته باشد وضو باطل است و اگر وضو باطل شد نماز نيز باطل مي‏شود، پس بايد وضو و نماز را تکرار کرد، خواه علم به مانع در حين نماز باشد يا بعد از آن.

س۳۷۲: اگر بر پايم نقطه رنگي باشد، وضويم باطل مي‏شود؟

– براي صحت مسح پا کافي است، فقط به مقدار پهناي يک انگشت، مانعي براي نفوذ آب نباشد. البته نقطة رنگي، برصحت وضو اشکال وارد نمي‏کند.

س۳۷۳: آيا خشک شدن عضوي، پيش از اين که به عضو بعدي برويم، باعث اشکال در وضو مي‏شود، بهطوري که فاصلة زماني و موالات رعايت نشود؟

– در صورتي که فاصله زماني بين آنها نباشد، به وضو اشکالي وارد نمي‏کند؛ خواه بخاطر خشک شدن عمدي باشد و يا بصورت طبيعي و به دليل گرماي بدن و امثال آن خشک شود.

س۳۷۴: در صورت خراش برداشتن پوست پس از وضو، آيا بايد وضو را تکرار کرد تا آب به محلي برسد که بعد از کنده شدن پوست، به آن نرسيده است؟

– واجب نيست.

س۳۷۵: آيا بايد در حين وضو عورت پوشيده باشد؟

– براي صحت وضو اين شرط نمي‏باشد و واجب نيست، اگر کسي که ديدن عورت بر او حرام است، حضور نداشته باشد.

س۳۷۶: آيا بايد اعضاي وضو در حين وضو خشک باشد؟

– لازم نيست که اعضاي شسته شدة وضو، در حين وضو خشک باشد. مراد از اين اعضاء، دست و صورت است، ولي سر و پا بايد در حين مسح خشک باشد.

س۳۷۷: آيا وضو با لباس نجس، مجاز مي‏باشد؟

– مجاز است، ولي نمي‏توان با آن نماز خواند.

س۳۷۸: آيا مي‏توان مسح را بر جوراب يا دمپايي و يا کفش انجام داد؟

– مسح بر جوراب يا دمپايي و يا کفش هرچقدر هم نازک باشد، مجاز نيست، بلکه واجب است که مسح بر پوست صورت گيرد.

س۳۷۹: من مکانيک هستم و در هنگام شستن دستانم و وضو، آثار روغن باقي مي‏ماند، آيا اين امر به صحت وضو اشکال وارد مي‏کند؟

– به وضو و غسل اشکال وارد نمي‏کند.

س۳۸۰: اگر شک کردم ماده‏اي که بر دستم وجود دارد جرم است يا خير، چه حکمي دارد؟

– اگر شک داشتيد که اين جرم مانع آب است يا نه، بايد آن‎را از بين ببريد.

س۳۸۱: در حالت جمع بين تيمم و وضو و اگر بعد از نماز روشن شود که در وضو مانع بوده. آيا مي‏توان نماز را به خاطر جمع تيمم و نماز، تکرار نکرد ؟

– اگر از بين بردن مانع، مقدور بوده، نماز شما صحيح نمي‏باشد و بايد آن‎را قضا کنيد.

س۳۸۲: آيا آب شور، آب مضاف است که وضو و غسل با آن اشکال داشته باشد؟

– شوري طبيعي مانند آب دريا باعث نمي‏شود که از مطلق بودن خارج شود؛ و به وضو و غسل و طهارت اشکالي وارد نمي‏کند.

س۳۸۳: آيا وضو در يک جا و نماز در جايي ديگر مجاز است؟

– اگر آب وقف کسي بود که مي‏خواست نماز در آن مسجد خوانده شود، مجاز نمي‏باشد. و در غير اين صورت مجاز است.

س۳۸۴: آيا با آب نوشيدني مي‏توان وضو گرفت؟

– وضو با آن اشکال ندارد، مگر اينکه اين آب گران باشد، که وضو با آن اسراف بحساب آيد. و يا اينکه براي تبرع باشد که فقط براي نوشيدن معين شده باشد، در اين مورد نيز استفاده در غير حالت تعين شده، مجاز نمي باشد.

س۳۸۵: آيا صحبت در حين وضو مجاز مي‏باشد؟

– بله.

س۳۸۶: آيا مي‏توان در حين وضو چيزي را گرفت؟

– بله

سوم : کيفيت وچگونگي وضو

س۳۸۷- لطفا براي من نحوة صحيح وضو گرفتن را توضيح دهيد؟

– در هنگام وضو واجب است که آب وضو پاک باشد و غصبي هم نباشد، همچنين واجب است که اعضاي وضو پاک باشد و پاک کردن آن در حين وضو کافيست، يعني عضوي که بايد شسته شود، بايد پاک گردد و سپس شسته شود؛ و واجب است که دقيقا خود پوست شسته شود و اگر چيزي هست که مانع رسيدن آب به پوست مي‏شود، بايد به‏طور حتم قبل از وضو بر طرف شود، به جز سر و پاها، ديگر اعضاي وضو واجب نيست قبل از شستن خشک باشد، زيرا خشک بودن موضع مسح در وضو شرط است. حال اگر رطوبت اندکي هم داشته باشد اشکالي ندارد؛ آن هم به اندازه اي که اگر دست خشک باشد و روي آن بگذاري، رطوبت به دست منتقل نشود. علاوه بر اين موارد، سه بار مضمضه و سه بار استنشاق کردن هم مستحب است.

اما اعمال وضو شامل اين موارد مي‏شود: اول: شستن صورت؛ به‎طوري که آب در دست راست ريخته و صورت را از جائي که موها رشد کرده اند يعني از بالاي صورت تا چانه دست کشيده و بشوييم؛ که اين مقدار ازجهت طول صورت است، ولي از نظر عرض صورت هم مقداري را بايد شست که اگر دست را روي صورت بگذاريم بين انگشت شست و ابهام (وسط) قرار گيرد.

دوم :شستن دست راست که از آرنج شروع مي‏شود تا سرانگشتان.

سوم : شستن دست چپ که از آرنج شروع مي‏گردد تا سرانگشتان.

چهارم: مسح سر؛ مسح قسمت جلو سر واجب است که شامل قسمت بين رستنگاه مو و گودي سر مي‏گردد. ازجهت طول و عرض همين مقدار که مسح ناميده شود، کافيست و عرض يک انگشت هم کفايت مي‏کند. و بهتر اين است که عرض مسح به اندازة سه انگشت باشد. واجب است که مسح با آب وضو صورت گيرد و با دست راست باشد. البته، مسح کشيدن به صورت وارونه يعني از پائين به بالا هم جايز است؛ گرچه بهتر است اين‏گونه مسح نکشيم.

پنجم: عمل پنجم مسح روي پاست. که پاي راست را با رطوبت دست راست و پاي چپ با تري دست چپ مسح مي‏کشيم. و طول آن از سر انگشتان پا تا برآمدگي آن است و از جهت عرض مقداري که مسح بر آن اطلاق شود، کافيست. مسح بايد با رطوبت وضو باشد و همچنين وارونه کشيدن مسح جايز است؛ يعني از برآمدگي پا شروع وبه طرف انگشتان کشيده شود، اگر چه بهتر، ترک آن است.

س۳۸۸- آيا بر زبان آوردن نيت در وضو و غسل واجب است؟

– بر زبان آوردن نيت در وضو وعبادتهاي ديگر شرط نيست، بلکه انجام دادن کار به قصد قربت کافيست.

س۳۸۹- آيا صحيح است که وضو به همراه کار ديگري مثل از بين بردن چرک يا صابون، باشد؟

– اگر آن کار ضميمه، تابع نيت باشد، و اصلي نباشد به صحت وضو ضرر نمي‏رساند.

س۳۹۰- آيا صحيح است که قبل از دخول وقت نماز، به نيت اداي نماز وضو بگيريم يا اينکه بايد بعد از دخول وقت نماز باشد؟

– علي‏رغم اينکه وضو پيش از دخول وقت نماز واجب نسيت، اگر مکلف قبل از دخول وقت نماز آن‎را به نيت نماز بگيرد، باطل نمي‏شود.

س۳۹۱- آيا قاطي شدن آب صورت با آب دست راست يا چپ موجب بطلان وضو مي‏شود؟

– خير، وضو باطل نمي‏شود.

س۳۹۲- هنگام شستن دستهايم، از مچ دست شروع مي‎کنم و به طرف آرنجم دستهايم را مي‏شويم؛ سپس به طرف پايين تقريباً تا کف دستهايم را مي‏شويم. اگر در وضو گرفتن به علت عدم آگاهي به روش صحيح آن، اول دو کف دست را بشويم وسپس دست وصورت را سه بار بشويم، حکم آن چيست؟

– اگر شستن دستها{منظور آرنج وساعد است نه کف دست و انگشتان} قبل از صورت انجام گيرد، وضو باطل است، ولي اگر اخلال در ترتيب بخاطر عدم آگاهي به حکم بوده باشد، نمازهاي قبلي صحيح است.

س۳۹۳- آيا وقتي که دست چپ شسته شد، و قبل از اينکه مسح سر و پا کشيده شود با دست راست تماس پيدا کند، وضو باطل مي‏شود؟

– خير، وضو باطل نمي‏شود.

س۳۹۴- آيا شستن صورت با دست چپ بدين خاطر که آب را به تمام صورتم مي‏رساند، جايز است؟ من مدتي است که اين‏گونه وضو مي‏گيرم، آيا وضوي من باطل است؟

– با اين کار وضو باطل نمي‏شود، ولي بهتر است که با دست راست شسته شود.

س۳۹۵- مکلفي به علت عدم آشنائي به حکم مسح، پا را از نوک انگشتان تا نيمة سطح ظاهري پا [ تا قبل از برآمدگي پا] مسح مي‏کشد، حکم وضو و نمازهاي سابق او چيست؟

– به اين صورت که ذکر شد باطل است ونمازهايي را که با اين وضو خوانده است بايد قضا کند، چون‎که مقدار واجب مسح پا که تا برآمدگي پاست، صورت نگرفته است.

س۳۹۶- در وضو هنگام شستن صورت، قسمت جلوي موي سر هم معمولاً آب به آ ن ميرسد و خيس مي‏شود، آيا واجب است براي کشيدن مسح سر، خشک گردد؟

– مي‏توان مسح را بر قسمت خشک موي سر کشيد؛ بدون نياز به خشک کردن قسمت ترِ مو.

س۳۹۷- آيا قبل از وضو، پاک بودن قسمتهايي که در وضو شسته مي‏شود و پاکي محل مسح، واجب است؟

– در قسمتهايي که مربوط به دستها و صورت مي‏شود اگر حين وضو پاک مي‏شود، ضرورتي ندارد، اما اعضاي مسح به‏طور حتم قبل از وضو بايد پاک و خشک شود، تا مسح بر آن صحيح باشد.

۳۹۸- کسي که دست چپ او فلج است چطور مي‏تواند وضو بگيرد؟

– دست راست خود را با گرفتن زير شير آب يا به هر نحو ديگري ازبالا به پائين بشويد، سپس دست چپ را با دست راست شسته و هنگام مسح پاي چپ، با دست راست دست چپ را بلند ‏کند وبه وسيلة همان دست فلج،{چپ} پاي چپ را مسح کشد.

س۳۹۹- آيا جايز است از آب وضو براي چند بار استفاده شود؟

– بلي، جايز است.

س۴۰۰- چرا شستن براي بار سوم، وضو را باطل مي‏کند؟

– زيرا اين کار بدعت است و در نصوص و احاديث شرعي بدعت نهي شده است و بايد به شستن اول که واجب است و شستن دوم که مستحب است اکتفا گردد، ولي اگر مکلف نسبت به حکم جاهل بوده باشد، وضو صحيح است. بايد توجه داشت منظور از شستن، شستن تمام اعضاي وضو چند دفعه است، نه مجرد آب برداشتن وريختن بر عضو وضو، چون اين کار و تکرار سه بار و بيشتر آن هم، اشکال ندارد.

س۴۰۱- اگر در هنگام وضو به يکي از مواضعي که بايد شسته شود يا مسح کشيده شود، آب نرسد، آيا مي‏توان برگشته و دوباره بر آن دست کشيد، هرچند که از محل آن گذشته باشيم؟

– واجب است که برگرديم و روي آن دست بکشيم و وضو را کامل کنيم؛ مثلا اگر شستن صورت را فراموش کنيم و زماني که دست چپ را مي شوييم به يادمان آيد، واجب است که برگرديم و آن‎را شسته و سپس دست راست را و بعد از آن دست چپ را بشوييم.

س۴۰۲- آيا صحيح است که مسح سر و پا را بر عکس انجام دهيم؟

– بلي، جايز است، اگر چه احتياط مستحب اين است که اين کار را ترک کنيد.

س۴۰۳- منظوراز جلو سر کجاست؟ ومعني مسح چيست؟ وکمترين مقداري که در مسح کشيدن جايز است چه اندازه است؟

– جلو سر، قسمتي از سر است که پس از پيشاني شروع شده و تا فرق سر پيش مي‏رود. و مسح هم آن است که عرفاً برآن مسح صدق کند، اگر چه به اندازه يک انگشت باشد، زيرا ضرورت ندارد که مسح تمام موضع مسح را در بر گيرد يا با تمام [ کف] دست صورت گيرد.

س۴۰۴- آيا خشک بودن کامل پاها در هنگام مسح واجب است، يا همين که رطوبت دست بيش از رطوبت موضع مسح باشد، کافي است؟

– همين که رطوبت دست بيش از رطوبت موضع مسح باشد، کافي است. و شرط نيست که به طور کامل خشک باشد.

س ۴۰۵- اگر دست خشك باشد، آيا مي‏توان از ابرو براي مسح كشيدن، رطوبت برداشت؟

– اگر خشکي دست بخاطر عدم رعايت موالات (انجام پياپي اعمال) باشد، بايد وضو از اول گرفته شود وگرنه جايز است از هر قسمت مرطوب صورت مثل ابرو و ريش، رطوبت گرفته شود.

س ۴۰۶- آيا مسح كشيدن بر پاي مصنوعي هم واجب است؟

– مسح پاي مصنوعي واجب نيست، بلكه مسح پاي سالم، كفايت مي‏كند.

س ۴۰۷- آيا بستن شير آب قبل از مسح اشكال دارد؟

– اگر روي شير آب، آبي كه به وضوح ديده مي‏شود، نباشد، اشكال ندارد، وگرنه واجب است از مسح كشيدن با قسمتي از دست كه با آب شير خيس شده است، خودداري كرد.

س ۴۰۸- آيا جايز است كه براي مطمئن شدن، مسح پا را بيش از يك‎بار كشيد؟

– اين کار به صحت وضو ضرر نمي‏رساند.

س ۴۰۹- در مورد مسح جلو سر در وضو، هر وقت كه مو بلند و پر پشت باشد، آيا واجب است با عقب و جلو كردن موها آب را به زير آن رساند يا اينكه فقط مسح روي مو كفايت مي‏كند؟

– اين كار واجب نيست، بلكه آنچه كه مسح ناميده مي‏شود، دست كشيدن بر سطح موي وسط سر است، كه همين كفايت مي‏كند.

س ۴۱۰- اگر در هنگام مسح سر، دستم با اندكي از تري موجود در موها، برخورد كند، آيا مسح كشيدن پا با اين رطوبت، اشكال دارد؟ و حكم كسي كه هميشه با يك انگشت مسح پا مي‏كشد، چيست؟

– اين كار به مسح پا ضرري نمي‏رساند، كما اينكه مسح پا با يك انگشت هم كفايت مي‌كند، زيرا مسح پا با قسمتي از دست نيز کافي است.

س ۴۱۱- اگر کسي از روي احتياط، دوبار مسح پا بکشد، وضويش باطل است؟

– با اين كار وضو باطل نمي‏شود و نيازي به تكرار مسح نيست.

س ۴۱۲- تکليف كسي كه مسح سر را به اين دليل كه آب به پوست برسد، بيش از يكبار مي‏كشد، چيست؟

– مسح سطح خارجي سر كفايت مي‏كند و تكرار مسح هم به وضو ضرر نمي‏رساند، ولي بهتر اين است كه تکرار آن، ترك شود.

س ۴۱۳- آيا واجب است كه زن براي مسح سر، موهايش را فرق زند [به دو قسمت تقسيم كند] ؟

– اين کار واجب نيست. بخش واجب مسح موي سر، موضعي است كه اگر مو باز شود از اندازة سر تجاوز نكند و در احكام مسح، بين زن و مرد فرقي نيست. اختلاف بين زن و مرد زماني است كه موي زن بلند باشد که در اين صورت زن بايد موي خود را فرق كند تا مسح بين موها كشيده شود نه بر مقداري از مو كه اگر باز شود از وسط سر تجاوز نكند. و مرد هم اگر مويش بلند باشد بايد همين كار را انجام دهد.

س ۴۱۴- آيا واجب است كه سر، هنگام مسح، خشك باشد يا اگر مرطوب هم باشد جايز است؟

– واجب است كه موي سر هنگام مسح خشك باشد، به گونه اي كه رطوبت ناقل، نداشته باشد، يعني رطوبتي كه حجم آشکار و قابل ديدن داشته باشد.

س ۴۱۵- آيا در مسح سر واجب است آب را به پوست برسانيم يا مسح مو كافي است؟

– خداوند تعالي فرمود : «وامسحو بروؤسكم»[۲] [سرهاي خود را مسح كنيد] و مسح بر موي، همان مسح سر است و مسح آن كافي است.

س ۴۱۶- آيا جايز است دو پا را با هم در يك آن، مسح كشيد، يا بايد اول پاي راست را مسح كرد و سپس پاي چپ را؟

– جايز است با هم مسح شود، ولي بهتر اين است كه اول پاي راست مسح شود، بعد پاي چپ.

س ۴۱۷- من از «لنز» استفاده مي‏كنم، و وقتي وضو مي‏گيرم چشمهايم را مي‏بندم كه آب به آنها نرسد. بعد از اينكه صورتم را شستم اطراف چشمم را دست مي‏كشم كه آب داخل آن نرود و بعد از آن وضو را كامل مي‏كنم، آيا وضوي من صحيح است؟

– وضوي شما صحيح است و اشكالي در آن نيست.

س ۴۱۸- كسي كه به علت ناآشنايي با حكم، پس از وضو بخاطر اينكه رطوبت دستش خشك مي‏شود، آب روي آن مي‎ريزد و سپس مسح مي‏كشد، حكمش چيست؟

در اين مورد، نه اعاده‌ي وضو بر وي واجب است و نه نمازهايي كه با اين وضو خوانده است.

س ۴۱۹ –آيا ملاک در اينکه مکلف علاوه بر وضو بايد تيمم کند، تنها خشکيدن آب صورت است و نه ريش؟

اگر رطوبتي بر ريش باشد ديگر صورت خشك به حساب نمي‏آيد؛ همچنين اگر آن خشكي در نتيجه عارضه گرما و مانند آن باشد، در صورتي که موالات را به‎هم نزند، در اين موارد، وضو باطل نمي‏شود و تيمم لازم نيست.

س ۴۲۰- آيا جايز است كسي، دستي را كه با آن مي‏شويد و مسح مي‏كشد حركت دهد علاوه بر آنكه عضوي كه شسته مي‏شود (مغسول) يا عضوي كه مسح بر آن كشيده مي‏شود (ممسوح) را در جهت مخالف آن حركت دهد؟ مثلا با دست راست، دست چپ را از بالا به پائين مي‏شوييم و در همين حال هم دست چپ را به طرف بالا حركت مي‏دهيم؟

– حركت آن به اين صورت در شستن و مسح كشيدن جايز است تا زماني كه دستي كه شسته مي‏شود، به دست شوينده تبديل نشود يعني ممسوح كار ماسح را انجام ندهد.

س ۴۲۱- حكم افتادن قطرات آب صورت بر دست يا پا در حين وضو چيست؟

– افتادن آن بر دست، اشکالي ندارد و اگر بر سطح ظاهري پا هم افتاد، كشيدن مسح به اندازه عرض يك انگشت در محل خشك، کفايت مي‏كند.

س ۴۲۲- آيا شستن بين انگشتان دست در وضو واجب است؟

– بله، واجب است.

س ۴۲۳- آيا دست كشيدن روي چشم يا زير چشم در حين وضو واجب است؟

– دست كشيدن اطراف چشم و پلك‏ها، نه داخل چشم، در حين وضو واجب است.

س ۴۲۴- اگر مکلف، بخاطر عدم آگاهي به حكم، صورت و دستها را سه بار بشويد، وضو باطل است؟

– اگر شستن به معني سه بار شستن كامل باشد وضو باطل مي‏شود، اما اگر شستن يكبار صورت گيرد ولي شخص، چند بار آب بردارد و بر روي دست بريزد تا آب به آن برسد و شستن كامل شود، وضو را باطل نمي‏كند و اگر مكلف اين كار را از روي جهل به حكم انجام داده، اعادة نمازهاي گذشته واجب نيست.

س ۴۲۵- حکم کسي که دست خود را از آرنج تا مچ، مي‏شويد، بدون اينکه تا سرانگشتان برسد، چيست؟

– وضوي او باطل است.

س ۴۲۶- اعضاي داخلي که در وضو واجب نيست شسته شود کدام است؟

– اعضاي داخلي در چشم عبارتند از: آنچه که بعد از بسته شدن چشم به شکل طبيعي ديده نمي‏شود.

در بيني آن قسمتي است که کسي که از بيرون نگاه مي‏کند آن‎را نمي‏بيند، و در مورد گوش هم، همين طور است. اين حکم در غسل هاي مستحب يا واجب، مثل غسل جنابت، حيض و غسل جمعه جاري است. و درمورد دهان هم، درون دهان، نقطه اي است که پس از بسته شدن لبها قرار دارد.

س ۴۲۷- پدرمن در هنگام وضو قادر به کشيدن مسح پاي راست خود نيست، چگونه مي‏تواند مسح بکشد وقتي که خودش نمي‏تواند اينکار را انجام دهد، و نمي‏تواند از دست چپش براي مسح پاي چپش استفاده کند؟

– اگر مي‏تواند بادست چپ مسح بکشد، گر چه با کمک فرد ديگري باشد، واجب است اين کار را انجام دهد وگرنه جايز است که شخص ديگري اين کار را براي او انجام دهد. بدين گونه که فرد کمک کننده از دست راست مريض، رطوبت بگيرد و با آن پاي راست مريض را مسح کند و چنانچه کسي را نيافت که به او کمک کند، در اين صورت، واجب است که به جاي وضو، تيمم کند.

س ۴۲۸- حکم قاطي شدن رطوبت انگشتان دست، درهنگام مسح سر با تري موجود در رستنگاه موي سر از شستن صورت، چيست؟

– مشکلي براي مسح و صحت وضو ندارد.

س ۴۲۹- منظور از کلمات، «الصدغ» و «العذار» و «النزعتين» و«مواضع التحذيف» چيست؟

– «صدغ» يعني: ما بين چشم و گوش يا موي بالاي گوش [گيجگاه]، «عذار»: طرف (قسمت) ريش، «نزعتان»: محل عقب رفتن مو از دو طرف پيشاني و «مواضع تحذيف» : محل هاي ريزش مو است.

س۴۳۰- مقصود از «غسلتين» و «مسحتين» چيست؟

– «غسلتين» مختصر شستن صورت و دستهاست و «مسحتين» منظور مسح سر و دوپا است.

چهارم: باطل کننده هاي وضو

س ۴۳۱- منظور از «حدث اصغر» چيست؟

– خارج شدن ادرار و مدفوع يا باد و يا اتفاق افتادن چيزي که بر عقل غلبه وآن‎ را مختل ‏کند؛ مثل بي هوشي [غش] و خواب و امثال اين دو، يا «استحاضه کوچک»، حدث اصغر است، يعني حدثي که با وضو مرتفع مي‏گردد، وقتي مکلف در پي انجام عبادتي باشد که مانند نماز و طواف و امثال آن، مشروط به طهارت باشد.

س ۴۳۲- آيا دست دادن مرد اجنبي با زن و يا زن غيرمسلمان با مرد بعد از وضو، وضو را باطل مي‏کند؟

– وضو باطل نيست ولي اين کار حرام است.

س ۴۳۳- آيا بوسيدن همسر يا بازي کردن با او وضوي نماز را باطل مي‏کند؟

– اين کار وضو را باطل نمي‏کند.

سؤال ۴۳۴- آيا نگاه کردن به زن غريبه، از روي شهوت وضو را باطل مي‏کند؟

اين کار از باطل کننده‏هاي وضو نيست.

س ۴۳۵- آيا وضو با نگاه کردن به «شرمگاه» [عورت] يا لمس کردن آن باطل مي‏شود؟

– به مجرد اين کار وضو باطل نمي‏شود.

س ۴۳۶- آيا خارج شدن خون ازبدن، وضو را باطل مي‏کند؟

– خارج شدن خون از بدن در هنگام وضو يا بعد از تمام شدن وضو، موجب باطل شدن وضو نمي‏شود. بله، بايد عضو شسته شده يا مسح کشيده شده در وضو، هنگام شستن آن، پاک [طاهر] باشد.

س ۴۳۷- اگر در خارج شدن بول [ادرار] يا باد، شک شود، اعادة وضو واجب است يا نه؟

– اگر در خروج باد شک شود، بنا را بر عدم آن مي‏گذرايم و وضو صحيح است. وحکم شک کردن در خروج بول پس از «استبراء» هم، همين طور است؛ در غير اين صورت، رطوبت خارج شده بول است و بايد آن‎را پاک کرد و وضو اعاده گردد.

س۴۳۸- اگر در حين وضو «حدث اصغري» اتفاق بيفتد، آيا واحب است وضو از سرگرفته شود؟

– وضو باطل مي‏شود و واجب است اعاده گردد.

س ۴۳۹- اگر نمازگزار در حين نماز در صحت يا بطلان وضو شک کند، جايز است نماز را قطع کند؟

– اگر قبل از نماز به پاکي و طهارت يقين داشته باشيد و در بين نماز به باطل بودن وضو شک کنيد، جايز نيست نماز قطع شود، بلکه بنا را بر پاکي مي‏گذاريم و نماز را به اتمام مي‏خوانيم.

س ۴۴۰- آيا غش کردن در حين وضو يا نماز، باعث بطلان نماز و وضو مي‏شود؟

– اگر غش در هنگام نماز و وضو اتفاق افتد، وضو و نماز را باطل مي‏کند. و بر مکلف واجب است بعد از اينکه به حالت عادي برگشت، از نو وضو بگيرد و نماز را از سر بگيرد و اعاده کند.

س ۴۴۱- آيا ترشحاتي که از زن در نتيجه التهاب بيرون مي‏آيد، وضو را باطل مي‏کند؟

– اين ترشحات، پاک است و باعث بطلان وضو نمي‏شود.

س۴۴۲- آيا کوتاه کردن ناخن‏ها، باعث باطل شدن وضو مي‏شود؟

– کوتاه کردن ناخن، پس از وضو باعث باطل شدن آن نمي‏شود.

سؤال ۴۴۳- خوابي که عقل انسان را ساقط مي‏کند و باعث باطل شدن وضو مي‏شود، چه نوع خوابي است؟

علامت آن، غلبه کردن بر شنوائي است؛ به گونه‏اي که شخص، ديگر صداهاي اطراف خود را نمي‏شنود.

س ۴۴۴- آيا خارج شدن مذي، وضو را باطل مي‏سازد؟

– اين آب [مذي] پاک است، و وضو را باطل نمي‏کند.

س ۴۴۵- آيا بادهايي که ناشي از گازهاي درون شکم هستند، جزء مبطلات وضو و نماز است؟

– باد، فقط زماني که از مقعد خارج ‏شود وضو را باطل مي‏کند، اما اگر داخل حفره مقعد باقي بماند وضو را باطل نمي‏کند، و اگر در وقت نماز، وضو باطل شد نماز هم باطل مي‏شود، و اگر بعد از اداي نماز خارج گرديد، نماز سابق، صحيح است.

س ۴۴۶- آيا «مذي» و «ودي» موجب باطل شدن وضو مي‏شود؟

– اين دو آب پاک است و وضو را باطل نمي‏کند و نيازي به غسل هم ندارد.

س ۴۴۷- اگر در حال وضو گرفتن باشي و بر يکي از اهل کتاب سلام کنيم، وضو باطل مي‏شود؟

– اين امر، باعث بطلان وضو نمي‏شود.

س ۴۴۸- اگر بعد از غسل جنابت، باد از بدن خارج شود، آيا واجب است مکلف، وضوبگيرد؟

– بله، بخاطر اينکه غسل باخارج شدن باد باطل مي‏شود، لذا وضو گرفتن واجب مي‏شود.

س ۴۴۹- آيا بادي که به‎طور غير ارادي از قسمت جلو زن خارج مي‏شود، باعث باطل شدن نماز و وضو مي‏شود؟

– نه وضو باطل مي‏شود و نه نماز، چه اين باد ارادي باشد، چه غير ارادي.

پنجم : احکام نقص وضو

س ۴۵۰- حکم کسي که وضو مي‏گيرد و به انگشت شست وي آب نمي‏رسد، بلکه به دست کشيدن روي چهار انگشت ديگر، اکتفا مي‏کند چيست؟ [منظور هنگام شستن دست هاست]

– مادامي که آب به تمام دستش رسيده باشد که انگشت شست هم جزء آن است، کفايت مي‏کند، ضرورتي ندارد که روي آن دست کشيده شود، بقيه انگشتان هم همين طور است، چون در وضو، مهم ريختن آب بر روي دست از آرنج تا انگشتان است، گرچه آن‎را زير آب قرار دهيم [بگيريم] بدون اينکه با دست ديگر آن‎را مسح بکشيم.

س ۴۵۱- پيش از اين به خاطر عدم آگاهی دست چپم را قبل از دست راستم مي‎شستم، آيا واجب است نمازهاي سالهاي قبل را قضا کنم يا نه؟

– در وضو، بايد شستن دست راست قبل از چپ باشد، و اگر مکلف به‎طور عمدي بر عکس انجام دهد، وضو باطل است، ولي چون شما حکم آن‎را نمي‎دانستيد قضاي نمازهاي گذشته واجب نيست.

س ۴۵۲- دو سال پيش شيعه شدم، اوايل، پاهايم را قبل از وضو ميشستم و نمي‏دانستم که پاها قبل از مسح بايد خشک باشند، اين مسئله را چند ماه است که فهميده ام، آيا نمازهايي را که آن زمان خوانده‏ام بايد اعاده کنم يا نه؟

– چون که نمي‏دانستي قضاي اعمال آن زمان واجب نيست، همچنين قطعيت به اينکه رطوبت به اندازه‏اي باشدکه هنگام مسح، براي مسح کشيدن اشکال داشته باشد، سخت است.

س ۴۵۳- حکم کسي که بخاطر جهل [عدم آگاهي] به حکم، شستن دست‏ها و مسح سر و پاها را وارونه، يعني مثلاً دست را از پايين به بالا بشويد، چيست؟ آيا بايد نماز را قضا کند؟

– مشهور اين است که اگر اين طور باشد وضو باطل است، چرا که شرط است که شستن دست‏ها از بالا به پائين باشد، ولي مادامي که اين عمل بخاطر عدم آگاهي نسبت به حکم بوده است، نماز‏هاي پيشين صحيح است. همچنين انجام دادن وارونة مسح سرو پاها به عمد هم، وضو را باطل نمي‏کند.

س ۴۵۴- من دچار حالاتي از فراموشي مي‏شوم، به گونه‏اي که بعضي وقت ها مسح سر و پاها را در اين حالات فراموش مي‏کنم، حکم نمازهائي که در اين حالت خوانده‏ام چيست؟

– اگر شک به گونه‏اي باشد که الآن شک مي‏کني مسح کرده‏اي يا نه، نسبت به زماني که آن حالت فراموشي بر تو عارض مي‏شود، چيزي بر گردن تو نيست، چون شک بعداز اتمام، ديگر محلي ندارد، در اين حالت اعمال سابق تو صحيح است اما اگر الآن يقين کردي که وضوي تو ناقص و باطل بوده، به‏طور حتم بايد نمازهايي را که با آن وضوي ناقص بجا آورده‏اي قضا کني.

س ۴۵۵- من در وضو، زياد شک مي‏کنم، آيا واجب است هر زمان که شک کردم وضو را اعاده کنم؟

– بايد بنا را بر صحت بگذاري و به شک اعتنايي نکني و به همان يک‎بار وضو اکتفا کني، و نماز را هم به صورت طبيعي بخواني، بدون اينکه عبارات را تکرار کني و آن‎را طولاني کني چنان‎که اهل شرع، وضو مي‏گيرند و نماز مي‏خوانند، با علم به اين نکته که شکستن نماز در حين نماز و با شک در وضو جايز نيست، چرا که شرع در اين مورد، حکم بر صحت وضو و نماز کرده است.

س ۴۵۶- اگر در خروج بول شک کنيم، لازم است وضو را اعاده کنيم؟

– با شک در بطلان وضو، بنا را بر طهارت و پاکي مي‏گذاريم و اعادة وضو واجب نيست. بله، اگر بعد از ادرار رطوبتي شبيه بول [ادرار] خارج شود و استبراء صورت نگرفته باشد، اين رطوبت، بول به حساب مي‏آيد و بايد مکلف آن‎را تطهير کرده و وضو را اعاده کند.

س ۴۵۷- حکم وضوي کسي که بعد از مسح سر يا قبل از آن، دست هايش را به‎طور عمدي به هم مي‏کشد، [روي هم قرار مي‏دهد]، در حالي که معتقد است که اين کار اشکالي ندارد، سپس مسح پا مي‏کند، چيست؟

– نمازش صحيح است اگرچه احتياط مستحب است اين کار را ترک کند.

س ۴۵۸- من دچار ديسک کمر شدم و عمل جراحي انجام دادم و مدتي مسح پا را انجام نمي دادم، پس از مدتي ديگر پايم را روي صندلي مي‏گذاشتم و مسح مي‏کردم، که موجب افزايش دردم شد لذا دکتر مرا از اين کار منع کرد و بعد از آن ايستاده پاي خود را مسح مي‏کردم، بدين صورت که ايستاده با اشاره از بالا مسح مي‏کردم، حال حکم وضو و نمازهاي سابقم چيست؟

– بايد در مسح پاها از يک نفر کمک مي‏گرفتي، طوري که او با دست خودش رطوبتي را از دستت مي‏گرفت و پايت را مسح مي‏کرد، و در صورت نبودن کسي بايد تيمم مي‏کردي و چون تو هيچ يک از اين دو کار را انجام نداده‏اي، لذا بايد بعد از اينکه شفا يافتي نمازهايي را که خوانده اي دوباره قضا کني. ولي واجب نيست که همه آنها را فوراً و يک دفعه انجام دهي، بلکه به تدريج بجا آوري، آن هم در آينده و هرگاه خواستي، ولي بايد دوره قاعدگي در هر ماه را در نظر بگيري.

س ۴۵۹- فارغ شدن و اتمامي که بعد از آن به شک اعتنا نمي‏شود، کدام است؟

زمان تحقق فراغ [اتمام]، از زمان پايان عمل است، وزماني قطعي مي شود که مکلف به انجام عمل ديگري پس از آن بپردازد.

س ۴۶۰- من پاهايم را دوبار مسح مي‏کشيدم يا به اين دليل که رطوبت کافي نبود يا بخاطر شک در صحت مسح، و اين کارم از روي جهل بود، حکم نمازهاي سابقم چيست؟

– وضو، با دو بار مسح کشيدن باطل نمي‏شود و نمازهاي سابق هم صحيح است.

س ۴۶۱- من وضوي جبيره را اشتباه انجام مي‏دادم، آيا بايد نمازم را دوباره ادا کنم؟

اگر نقص در وضو به گونه‏اي بوده که آن‎را باطل مي‏کرده، به‌‎طور حتم بايد وضو و نماز اعاده شود.

ششم: موارد ترک‏ حدث اصغر

سؤال ۴۶۲- آيا دست کشيدن بر روي آيات قرآن و لفظ جلاله [الله] که به زباني غير از عربي نوشته شده باشد، بدون وضو جايز است؟

-در مورد آيات، اگر به زبان عربي نباشد، دست کشيدن روي آن براي شخص محدث حرام نيست. پس، لفظ جلاله و اسامي و صفات الهي نيز بر محدث، چه اصغر و چه اکبر، حرام نيست، مگر زمانيکه جزئي از آية کريمه باشد و به عربي نوشته شده باشد، که در اين صورت حرام است.

س ۴۶۳- حکم لمس کردن اسم جلاله زماني که بر روي صفحه نوري مثل صفحه موبايل و امثال آن نوشته شده باشد، چيست؟

در حقيقت اينجا لمس مستقيم حروف صورت نمي‏گيرد، با توجه به اينکه لمس نام جلاله، زماني بر محدث حرام است که جزئي از آيه کريمه قرآن باشد.

س ۴۶۴- حکم لمس ضميرهايي که به ذات باري تعالي بر مي‏گردد بدون وضو، مثل ضمير «ه» در جمله بسمه تعالي، چيست؟

– حرام نيست.

س ۴۶۵- در نوشتن نام جلاله اين گونه اصطلاح شده است که آنرا به شکل (ال…) مي‏نويسند، حکم لمس کردن آن کلمه توسط کسي که وضو ندارد چيست؟

– لمس اسم صريح خداوند جايز است، چه رسد به رمز و اشارة آن، مگر اينکه جزئي از آيه قرآن باشد.

س۴۶۶- آيا احکام لمس لفظ جلاله خداوند که در زبان عربي موجود است، در زبانهاي ديگر مثل انگليسي و فرانسه نيز جاري است؟

– لمس لفظ جلاله خداوند حرام نيست مگر اينکه جزئي از آيه قرآن و به زبان عربي باشد.

س ۴۶۷- آيا خال کوبي با نام جلاله، جايز است؟

– جايز است، خواه اين لفظ به صورت مجزا يا در ضمن آيه قرآن باشد، نوشتن بر روي جسم، لمس آن به حساب نمي‏آيد که حرام باشد، اگر جزئي از آيه قرآن باشد.

 

هفتم: وضوي جبيره

س ۴۶۸- حکم جبيره چيست و کيفيت وضوي آن چگونه است؟

– حکم جبيره به زخم، شکستگي و دمل چرکين اختصاص دارد. اگر در وضو گرفتن، برداشتن جبيره براي شستن محل آن يا رساندن آب به زير آن امکان نداشته باشد، حکم آن مسح کردن با دست مرطوب بر روي جبيره است.

س ۴۶۹- کسي که بخاطر ترک خوردن يا شکستن ناخن‏ها مجبور است بر روي آنها دوا بگذارد با اينکه اين دارو، لايه‏اي به وجود مي‏آورد که مانع رسيدن آب به ناخن مي‏شود، چگونه وضو بگيرد؟

– با محدوديت درمان به اين روش، جايز است. و غسل و وضو گرفتن صحيح است. شرط اينکه استفاده از دارو به عنوان جبيره باشد، پس علاوه بر شستن ساير قسمت ها يک مسح هم روي جبيره کشيده مي‏شود.

س ۴۷۰- مسح کشيدن بر جبيره در وضو جايز است، ولي آيا مسح بر بلوزي که مجاور جبيره است هم جايز است؟

-در وضو و غسل، واجب است که فقط محدودة جبيره مسح شود، اما اطراف آن‎را، در صورت امکان رساندن آب به آن، بايد بشوييم.

س ۴۷۱- بر دست راستم جبيره‏اي گذاشته ام، چگونه وضو بگيرم؟

– با دست چپ، صورت را مي‏شويي، سپس قسمتي از دست راست را که جبيره بر آن نيست مي‏شويي و با دست چپ بر قسمتي که جبيره است مسح مي‏کشي، و بعد دست چپ را زير شير آب گرفته و به نيت وضو از بالا به پايين بر روي آن آب مي‏ريزي، سپس در صورت امکان با دست راست، سر را مسح مي کني وگرنه با دست چپ مسح مي‏کني و بعد با دست چپ، پاي چپ را مسح مي‏کني .

س ۴۷۲- شستن عضو شکسته‏اي که آب براي آن ضرر دارد، در وضو چگونه است؟

– بايد اطراف آن‎را شست، احتياط مستحب اين است که تکه پارچه‏اي گذاشته و روي آن‎را مسح کنيم.

س ۴۷۳- يک عمل جراحي در شکمم انجام داده‏ام و بر پشت دستم سوزني قرار داده‏اند که با باند و نوار پانسمان پوشيده شده است و بخاطر دردي که دارد نمي‏توانم آنرا بيرون آورم و لباسم نجس است و نمي‏توانم آنها را عوض يا پاک کنم، حال با اين وضع، حکم طهارت و نماز من چه است؟

– بايد بدون اينکه آب به محل سوزن برسد وضو بگيري و با رطوبت دست، بر روي پانسمان مسح بکشي و در صورت امکان به صورت طبيعي، وگرنه به صورت نشسته نماز بخواني و اگر هم نتوانستي نشسته بخواني، به پشت مي‏خوابي و با اشاره رکوع و سجده نماز را بجا مي‏آوري و اما لباسها چون در تعويض و پاک کردن وبيرون آوردن آنها مشکل داري و سخت است، با همان لباس، نماز بخوان و نياز به اعاده نماز نيست.

س 474- حکم وضوگرفتن و غسل در صورتي که زخمي خونريزي مي‏کند، چيست؟

– اگر زخم در اعضاي وضو باشد و مکلف مي‎داند که خونريزي در بين وقت قطع مي‏شود به گونه‏اي که وقت، براي طهارت و نماز باقي مي‏ماند، بايد منتظر بماند تا خون قطع شود وگرنه بايد وضوي جبيره بگيرد؛ بدين صورت که پارچه‏اي تميز يا چيز ديگري بر زخم بگذارد و بر آن مسح کند و حکم غسل هم همينطور است.

س ۴۷۵- پايم را گچ گرفته‏ام و فقط چند انگشتم پيداست، آيا فقط انگشتاني که ظاهر است را مسح کنم؟

– بايد قسمتي از انگشتآن‎را که بيرون است، مسح کرده و مسح را بر روي جبيره تا برآمدگي پا ادامه دهي تا کامل گردد.

 

هشتم: مسلوس ومبطون

س۴۷۶- از من، باد زيادي خارج مي‏شود و از اين مسئله رنج مي‏برم، آيا هر وقت که اين امر را احساس کردم بايد نماز را اعاده کنم؟

– اگر در طول وقت معين نماز، يعني بين زوال خورشيد و غروب آن در نماز ظهر و عصر، وقتي هست که بدون اينکه باد خارج شود مي‏تواني طهارت کرده و نماز بخواني، بايد منتظر بماني تا آن وقت فرا رسد و اقدام به طهارت کرده و نمازبخواني، اگر چه در آخر وقت باشد، اما اگر اين طور نبود هر وقت که بخواهي مي‏تواني نماز خوانده وعليرغم خروج باد هنگام وضو و نماز، عمل شما صحيح است.

س ۴۷۷- از باد شکم رنج مي‏برم و هميشه شک مي‏کنم از من باد خارج شده يا نه، آيا هر زمان که به خروج باد شک کردم بايد نماز و وضو را اعاده کنم؟

– شک در مورد اتفاق افتادن حدث، به معني عدم آن است، همچنان‎که اگر مکلف در اين مورد زياد شک کند، به اين شک اعتنا نمي‏شود.

 

نهم: آداب وضو

س ۴۷۸- من در مضمضه و استنشاق، زياد شک مي‏کنم، آيا واجب است که آنها را انجام بدهم؟

انجام دادن آنها بر تو واجب نيست، اين عمل مستحب است.

س ۴۷۹- آيا خشک کردن اعضاي وضو پس از وضو جايز است؟

– جايز است

س ۴۸۰- آيا ترک دعا در وضو جايز است؟

– دعا کردن در حال وضو مستحب و غير واجب است و ترک آن به وضو اشکالي نمي‏رساند.

س ۴۸۱- آيا واجب است در وضو داخل بيني شسته شود؟

– واجب نيست. بلکه مستحب است شسته شود که به آن «استنشاق» مي‎گويند.

س ۴۸۲- چرا در وضو زن ساعد خود را از طرف داخل مي‏شويد ولي مرد از خارج شروع مي‏کند؟

– اين عمل مستحبي است و دليل آن‎را نمي‏دانيم.

 

فصل سوم در باب غسل ها

موضوعات غسل شامل موارد زير است.

اول: مقدمه اي در موجبات غسل

دوم: احکام جنابت

سوم: احکام حائض

چهارم: احکام نفاس

پنجم: احکام استحاضه

ششم: احکام غسل هاي مستحب

هفتم: چگونگي غسل

اول: مقدمه اي در واجبات غسل

س ۴۸۳- واجبات غسل چيست؟

– در اين موارد، غسل واجب مي‏شود: جنب شدن، حيض شدن، استحاضةکثيره و متوسطه، نفاس، لمس کردن ميت و همچنين مس ميت هنگام مردن.

س ۴۸۴- آيا هنگامي که در اثر تحريک جنسي مايعي از انسان خارج مي‏شود، واجب است غسل جنابت کند؟

آنچه که غسل جنابت را واجب مي‏کند خارج شدن مني است و علامت آن خارج شدن مايع با جهش و شهوت است و بدن سست مي‏شود، اما ترشحات ديگر که هنگام تحريک جنسي خارج مي‏شود، مثل مذي يا ودي که بعد از بول کردن خارج مي‏شود، پاک است و هر وقت از بدن حارج شد موجب غسل نمي‏شود و نياز به وضو هم ندارد.

س ۴۸۵- آيا کسي که شراب مي‏خورد، براي خواندن نماز بايد غسل کند؟

– غسل، براي اين کار واجب نيست، بلکه واجب است توبه و استغفار کند. بله، مستحب است براي توبه کردن از هر گناه غسل کند.

س ۴۸۶- آيا کشتن مارمولک باعث واجب شدن غسل مي‏شود و آيا مارمولک نجس است؟

– غسل واجب نمي‏شود و نجس هم نيست.

دوم: احکام جنابت

الف: آنچه که جنابت با آن تحقق پيدا مي‏کند:

س ۴۸۷- غسل جنابت چيست و کيفيت آن چگونه است؟

– جنابت در مرد، با خروج مني از او، يا داخل شدن سر آلت وي در فرج زن، حاصل مي‏شود، همچنين بنا بر احتياط واجب، دخول در مقعد زن (دبر زن) غسل جنابت را واجب مي‏سازد. غسل جنابت در زن با تحقق دخول، واجب مي‏گردد؛ غسل بر زن واجب نيست، مگر زماني که دخول در فرج صورت گيرد يا در مقعد [دبر] بنا بر احتياط واجب، زيرا چنان‎که براي متخصصان اثبات شده است، زن داراي مني نيست و تمام ترشحاتي که از او خارج مي‏شود، بر پاک بودنشان، حکم مي‏شود.

جنابت همچنين با داخل کردن آلت مردانه در مقعد مرد يا در فرج چارپا، يا دبر آن، بنابر احتياط واجب حاصل مي‏گردد، با وجودي که اين عمل بر مکلف حرام است. اما غسل جنابت، به کيفيت زير بايد انجام گردد: عين نجاست از عورت و اطراف آن برطرف شده و موضع آن با آب پاک گردد؛ سپس اين‏گونه نيت مي‏کنيم: غسل جنابت مي‏کنم قربت الي الله. سپس سر و گردن و بعد سائر قسمت‏هاي بدن را مي‏شوييم. پس از غسل، مي‏توان بدون وضو، نماز خواند.

س ۴۸۸- چه موقع غسل جنابت بر زن واجب مي‏شود؟

– جنابت براي زن تحقق نمي‏يابد و غسل بر او واجب نمي‏شود، مگر در اثر مقاربت و آميزشي که دخول مقدار سرآلت در فرج، تحقق يابد، حتي اگر جهيدن و خروج مني، صورت نگيرد، زيرا براي متخصصان ثابت شده است، که زن داراي مني نيست و ترشحاتي که از فرج زن خارج مي‏شود، پاک است و موجب غسل نمي‏شود و وضو را هم باطل نمي‏کند؛ بجز بول و خون.

س ۴۸۹- حکم ترشحات که از مرد خارج مي‏شود چيست؟

– ترشحاتي که از مرد خارج مي‏شود دو نوع است: يک نوع بدون رنگ است که مذي يا ودي و يا وذي ناميده مي‏شود که پاک است و وضو را باطل نمي‏کند و نياز به غسل هم ندارد. و نوع ديگر مني است که مايعي غليظ است و رنگ آن سفيد يا خاکي رنگ است که نجس است و با خارج شدن آن، غسل واجب مي‏شود.

س ۴۹۰- اگر بعد از غسل جنابت، مني که مرد داخل رحم زن ريخته، خارج شود، آيا واجب است که زن دوباره غسل کند؟

– اعادة غسل بر او واجب نيست، بلکه بايد آن موضع را تطهير کند.

س ۴۹۱- اگر در اجماع از کاندوم استفاده شود، آيا غسل جنابت واجب مي‏شود؟

– غسل جنابت برهر دو طرف واجب مي‏شود.

س۴۹۲- اگر مرد در دخول حشفه «سرآلت» در فرج زن شک کند، آيا بنا بر تحقق دخول گذاشته مي‏شود و غسل بر آنها واجب مي‏شود يا نه؟

– مکلف به اين شک نبايد اعتنا کند و بنا را بر عدم دخول بگذارد و غسل بر او واجب نيست.

س ۴۹۳- اگر بدون دخول با نامزدم آميزش‏کنم، با علم به اينکه مي‏دانم هنوز باکره‏ام، آيا غسل بر من واجب مي‏شود؟

– اگر سر آلت داخل شود، جنابت تحقق يافته است، هر چند پردة بکارت پاره نشود، اما بدون اين مقدار، غسل واجب نمي‏شود.

س ۴۹۴- آيا بازي کردن با اعضاي تناسلي همسر بدون اينکه دخول يا انزال صورت گيرد، موجب غسل زن و شوهر مي‏شود؟

– اين کار، موجب غسل نمي‏شود.

س ۴۹۵- اگر مرد بدون دخول، مني خود را داخل فرج همسر باکره خود ريزد، آيا غسل جنابت بر زن واجب مي‏شود و آيا بايد زمان طلاق، تمام مهر او را بپردازد؟

– دراين مورد غسل واجب نمي‏شود و تمام مهر پرداخت نمي‏شود، مگر زماني که معلوم شود او باردار است و با وضع حمل بکارت او هم برداشته خواهد شد.

س ۴۹۶- آيا در مقاربت از پشت، غسل بر زن واجب مي‏شود؟

– بنابر احتياط واجب، مقاربت با زن از پشت حرام است و بنابر احتياط واجب، غسل بر او واجب است و بنابر احتياط براي نماز، وضو هم بايد بگيرد. اين حکم بر مرد هم جاري مي‏شود تا زماني که انزال صوت نگيرد، ولي اگر انزال صورت گرفت بخاطر جهش و خروج مني، غسل جنابت کفايت مي‏کند (نياز به وضو نيست).

س۴۹۷- آيا با داخل کردن آلت مرد در دهان همسرش غسل بر آنها واجب مي‏شود؟

– با اين کار، غسل جنابت بر زن واجب نمي‏شود، ولي براي مرد اگر اين کار منجر به انزال مني گردد، غسل واجب مي‏گردد.

س۴۹۸- آيا با ريختن مني مرد از طريق فرايند تلقيح مصنوعي در رحم زن، بر زن غسل واجب مي‏شود؟ وآيا اين کار روزه را باطل مي‏کند؟

– براي اين کار، غسل واجب نمي‏شود و تاثيري بر صحت روزه ندارد.

س۴۹۹- در فرايند لقاح خارج از رحم، تخمکهائي از زن گرفته مي‏شود و مايع مني مرد، با آن تلقيح مي‏شود، سپس آن‎را به رحم زن بر مي‎گردانند، آيا بعد از برگرداندن، غسل جنابت بر زن واجب مي‏شود؟

– با اين کار غسل جنابت، بر زن واجب نمي‏شود.

س۵۰۰- آيا معاينة زنان، موجب غسل جنابت مي‏شود؟

– اين کار، جنابت به‏حساب نمي‏آيد و نياز به غسل هم ندارد.

س۵۰۱- مايعي را روي لباسم پيدا مي‏کنم و نمي‏دانم که مني است يا مذي، آيا غسل بر من واجب مي‏شود؟

– اگر در مني بودنش شک شود ويا نشانه‏هاي سه گانه را نداشته باشد يعني همراه بودنش با شهوت، جهش و سستي، مني نيست و پاک است ونياز به غسل و وضو هم، ندارد.

س۵۰۲- اگر کسي رطوبتي روي لباسش ديد و شک کرد که مني است يا نه، آيا واجب است غسل کند؟

– اگر شک داشته باشد و نشانه هاي جهش، سستي و شهوت را نداشته باشد، بنا را بر پاک بودن مي‏گذرايم و نيازي به غسل نيست.

س۵۰۳- اگر مردي اقدام به استمناء کند بدون اينکه مني از او خارج شود، آيا واجب است غسل کند؟

– اگر مني خارج نشود، جنب نيست و غسل هم واجب نيست.

س۵۰۴- اگر زني اقدام به استمناء کند و به اوج لذت جنسي برسد، آيا غسل بر او واجب مي‏شود؟

– با اين کار غسل بر او واجب نمي‏شود و زن جز با دخول آلت مرد، جنب به حساب نمي‏آيد

س۵۰۵- بنابر نظر آيت الله عظمي خوئي، آيا زن مني دارد يا نه؟

– از آيت الله عظمي خوئي (رحمه الله) سؤال شد: «آيا استمناء براي زن حرام است؟» ايشان جواب دادند: «بله، با حصول انزال مني». از اين جواب پيداست که ايشان معتقدند زن هم مني دارد. و با تحقق انزال مني، غسل جنابت بر او واجب است و تحقق آن با خروج مني، از مهبل به‎طوري است که با چشم ديده شود.

س۵۰۶- آيا بوسيدن زن، موجب غسل و وضو مي‏شود؟

– صرف انجام اين کار، نه غسل واجب مي‏شود و نه وضو.

س۵۰۷- اگر مني مرد بر روي بدن زن بريزد، آيا بر زن غسل جنابت واجب مي‏شود؟

– با اين عمل، غسل جنابت بر زن واجب نمي‏شود ولي براي نماز، بايد موضعي را که مني روي آ ن ريخته شده است، تطهير کند.

س۵۰۸- خانمي مدت زماني، پس از آميزش، به اين گمان که غسل بر او واجب نيست، غسل نمي‏کرد؛ حال اگر جماع با استفاده از کاندوم صورت گرفته باشد، آيا الان بر او واجب است که غسل کند و نمازهاي گذشته را قضا کند؟

– غسل يک‎بار بر او واجب است و واجب است. نمازهاي بعد از زمان جماع، را قضا کند. ولي قضاي غسل بر او واجب نيست، اما نمازهائي را که بعد از غسل حيض خوانده است و قبل از جنابت خوانده است، اعاده اش واجب نيست، چون غسلي که براي حيض انجام مي‏داده است براي غسل جنابت هم کفايت مي‏کند حتي اگر نيتش غسل جنابت نبوده باشد.

س۵۰۹- من از مقلدين آيت الله عظمي خوئي (ره) بودم و نمي‏دانستم که زن هنگام محتلم شدن واجب است غسل کند، لذا هر وقت محتلم مي‏شدم چون مسئله را نمي‏دانستم غسل نمي‏کردم، بعد از اينکه در تقليد، به شما رجوع کردم، فهميدم که از نظر آيت الله خوئي غسل واجب بوده است. حالا، آيا واجب است نمازهايي که در حدود شش سال زمانی که مقلد آيت الله خوئي بودم را، اعاده کنم؟

– اولا: آيت الله العظمي خوئي غسل بر زن را به‏ مجرد محتلم شدن واجب نمي‏داند، بلکه بايد علم به خروج مني از فرج بعد از احتلام، حاصل شود، اگر اين مورد براي تو حاصل نشده باشد و يا در آن شک داشته باشي، غسل بر تو واجب نيست.

دوما : تقليد الان شما از ما، صحت اعمال گذشتة شما را مشخص مي‏کند با وجود اينکه در آن دوران مقلد آيت الله عظمي خوئي بوده ايد.

س۵۱۰- منظور از سستي بدن، چيست؟

– منظور اين است که بعد از خروج مني مرد احساس ضعف وشل شدن مي‏کند و يا مشابه اين وضعيت در زنان.

س۵۱۱- بخاطر اقتضاي شغلم که پزشک هستم، مجبورم که خانم ها را معاينه کنم و به آنها نگاه کنم، آيا واجب است قبل از نماز غسل کنم يا وضو کافيست؟

– به‏صرف اين کار، غسل واجب نمي‏شود و همچنين وضو هم لازم نيست، اگر چيزي که موجب وضو مي‏شود، مانند حدث اصغر، رخ ندهد.

س۵۱۲- در دستگاه تناسلي‏ام مشکلي دارم که هر روز بي اراده از من مني خارج مي‏شود، آيا واجب است که هر روز براي نماز و روزه، غسل جنابت انجام دهم؟

– با خروج مني براي اداي نماز، بر مرد، غسل واجب مي‏شود، اگر چه به صورت اجباري بخاطر مريضي يا امثال آن باشد و بنابر احتياط واجب بايد قبل از طلوع فجر، قبل از اذان صبح، براي صحت روزه، غسل جنابت انجام شود، ولي خروج اجباري آن در طول روز به صحت روزه ضرري نمي‏رساند، اما براي نماز به‏طور حتم بايد غسل انجام شود.

س۵۱۳- در طي آزمايش ادرار، مشخص شد که اسپرم‏هائي داخل آن است، آيا واجب است قبل از هر نماز غسل کنم؟ با توجه به اينکه به طور روزانه بدون اينکه با چشم ديده شود، اين امر رخ مي‏دهد، حکم نمازهاي قبلي که براي آن غسل نمي‏کردم، چيست؟

– مادامي که حالت مني به گونه اي باشد که ذکر کردي وفقط با ميکرسکوب ديده ‏شود، اين اتفاق، جنابت به حساب نمي‏آيد.

س۵۱۴- حکمت نجس بودن مني و وجوب غسل، براي خروج آن، چيست؟

– حکمت بسياري از احکام تعبدي شرعي، واضح و روشن نيست، اگر چه بر انسان لازم است بداند، که حکم بايد مصلحت يا مفسده‏اي داشته باشد، چون خداوند تعالي بي حساب و کتاب، امر و نهي نمي‏کند و امر و نهي او فقط بخاطر مصلحت انسان است.

س۵۱۵- نظر شما در مورد اينکه گفته شده کلمة «مني» در لغت، اختصاص به آنچه که از مرد در اثر آميزش بيرون مي‏جهد و تراوش مي‏کند، ندارد وبه معناي «اراقه»يعني ريختن است، چيست ؟ بهطوري که مي‏گويند: «أمني الدماء: اراقها» يعني خونها را ريخت. وهمچنين کلام خداوند: «الم يک نطفة ً من مني يمني» يعني يراقُ (ريخته شده است)؛ بر اساس اين نظر لغوي، مي‏توان گفت که آن ترشحات مني است وهنگام لذت يا تحريک جنسي خارج مي‏شود؟

– حتي اگر صحيح باشد که مني در اصل لغت به معناي «اراقه» (ريختن)باشد؛ با اين حال به يک اصطلاح شرعي تبديل شده است که به آنچه همراه با جهش از مرد خارج مي‏شود، اطلاق مي‏گردد و هيچ يک از فقها، ملتزم به اين نظر نشده است که هر مايعي که به سبب تحريک از مرد خارج ‏شود، مني است تا بخاطر آن غسل واجب شود ولذا مي‏بينيم که آنها به پاک بودن مذي يعني مايعي که پس از تحريک جنسي خارج مي‏شود، و عدم نياز به غسل با خروج آن، حکم کرده اند.

 

ب: اعمالي که فرد جنب، بايد ترک کند:

س۵۱۶– انجام چه کارهايي بر غسل جنابت منوط مي‏شود؟ وآيا هر چيزي را که فرد جنب لمس کند، نجس است؟ آيا لباسهايش هم نجس مي‏گردد؟

– مواردي که منوط به غسل جنابت است عبارتند از: نمازهاي واجب و مستحبي وهمچنين روزه بنابر احتياط واجب، البته اگر جنابت قبل از اذان صبح اتفاق افتد و همچنين طواف واجب و مستحب. بدن با جنابت، نجس نمي‏شود به جز موضع خروج مني، و بقيه اعضاي بدن پاک است ولباسهاي تن انسان هم پاک است؛ هرچند هم، زمان جنابت طول بکشد، بر مکلف، به استثناي موارد فوق، واجب نيست غسل کند.

س۵۱۷- حکم کسي که در حالت جنابت وارد مسجد مي‏شود، چيست؟

– اگر از روي آگاهي و عمد اين کار را انجام دهد، مرتکب گناه شده است و بايد فورا آن‎جا را ترک کند وتا غسل نکرده به آن‎جا برنگردد؛ مگر اينکه در حد عبور کردن باشد وآن هم طوري باشد که از يک در داخل شود وبدون توقف از در ديگر خارج گردد.

س۵۱۸- حکم کسي که غسل جنابت بر گردنش است و در همان حال مي خوابد چيست؟

– گناهي بر او نيست ولي کراهت دارد.

س۵۱۹-آيا خوردن و آشاميدن براي فرد جنب، جايز است؟

– خوردن و آشاميدن جايز است، ولي تا قبل از غسل مکروه است، البته اين کراهت با وضو يا شستن دستها و مضمضه و استنشاق برطرف مي‏شود.

س۵۲۰- کسي که از وي حدث اکبر سر زده است، آيا مي‏تواند قرآن قرائت کند يا آنرا لمس کند؟

– براي او جايز است که قرآن بخواند چه از روي قرآن وچه از حفظ، ولي براي شخص جنب، خواندن بيش از هفت آيه کراهت دارد و لمس کلمات قرآن حرام است.

س۵۲۱- آيا جايز است زن در حال جنابت به فرزندش شير دهد؟

– جايز است و مشکلي ندارد، اگر چه بهتر است که پاک باشد.

س۵۲۲- آيا جايز است در حين آميزش، انگشتري به دست انسان باشد که لفظ جلاله يا نام يکي از ائمه (ع)، بر آن باشد؟

– مانعي ندارد.

س ۵۲۳- آيا بر فرد جنب، داخل شدن به حسينيه حرام است؟

– داخل شدن به حسينيه بر جنب حرام نيست و چيزي هم بر گردن او نيست.

س۵۲۴ – آيا جايز است فرد جنب به اماکن متبرکه وارد شود؟

جايز است ولي احتياط مستحب اين است که فرد جنب وارد نشود، ولي اگر بداند که آن صحن مقدس، به عنوان مسجد مورد استفاده قرار مي‏گيرد، پس حکم آن حکم مسجد است و وارد شدن در آن حرام است.

س۵۲۵- آيا جايز است در حال جنابت ذکر خدا و تسبيح و استغفار بر زبان جاري کنم؟

– جايز است، چون واجب نيست که انسان هنگام دعا پاک باشد.

س۵۲۶- آيا عرق جنابت از حرام، نجس است؟

– عرق جنب از حرام، پاک است.

س۵۲۷- اگر مرد براي بار دوم خواست با همسرش آميزش کند، آيا واجب است غسل کند؟ و آيا بدن او نجس به حساب مي‏آيد؟

– واجب نيست قبل از جماع براي دفعات بعدي، غسل کند و بدن هم به جز قسمتهائي که مني به آن رسيده باشد، پاک است.

 

سوم: احكام حيض

الف: شرايط و صفات حيض

س ۵۲۸: حيض چيست؟

– خوني كه زن در هر ماه مي‏بيند و داراي وي‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژگيهاي خاصي مي‏باشد، حيض ناميده مي‏شود، البته زنان در وقت و تعداد روزهاي حيض با يكديگر فرق دارند. اين خون صفات خاصي دارد؛ غالبا قرمز و يا سياه رنگ، گرم و غليظ است و با فشار و سوزش خارج مي‏شود، با توجه به اين ويژگيها مي‏توان خون حيض را از ديگر خونها تشخيص داد. خوني با اين صفات اگر از سه روز كمتر نباشد و از ده روز هم بيشتر نشود، خون حيض ناميده مي‏شود.

س ۵۲۹- آيا خون حيض مدت مشخصي دارد؟

– خون حيض كمتر از سه روز وبيشتر از ده روز نيست.

س۵۳۰- در ايام عادت حيض، خوني را مي‏بينم كه صفات حيض را ندارد، اين خون حيض است يا استحاضه؟

– اگر اين خون در ايام حيض ديده شود حيض است اگر چه در بعضي روزها كم يا زرد رنگ باشد.

س۵۲۹- آيا خون حيض مدت مشخصي دارد؟

– خون حيض نبايد از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر باشد.

س۵۳۰- در ايام عادت حيض خوني را مي‏بينم كه صفات حيض را ندارد، اين خون حيض است يا استحاضه؟

– اگر خون در ايام عادت ديده شود، حيض است، اگر چه در بعضي از روزها كم يا زرد رنگ باشد.

س۵۳۱- آيا ممكن است زن در يك ماه دوبار خون حيض ببيند، من دريك ماه در وقت عادت و مثل هميشه هشت روز حائض بودم؛ تقريبا بعد از دو هفته خوني ديدم كه به شدت خون حيض نبود ولي صفات استحاضه را هم نداشت و پنج روز طول كشيد، در اين پنج روز نماز نخواندم آيا قضاي اين نمازها بر عهده من است؟

– عمل شما صحيح بوده و نيازي به قضاي نمازها نيست، زيرا هر دو خون صفات حيض را داشته و بينشان اقل طهر يعني ده روز، فاصله بوده است.

س۵۳۲- ايام عادت من پنج روز است.بعضي ماهها در روز ششم خوني به رنگ زرد يا قهوهاي مي‏بينم. حكم اين خون چيست؟ و آيا واجب است غسل را بعد از ديدن اين ترشحات، تكرار كنم؟

– آنچه بعد از ايام عادت ديده مي‏شود و رنگ خون حيض را ندارد، استحاضه است. بنابراين غسل شما صحيح است و بايد اعمالتآن‎را بر طبق وظيفة مستحاضه، انجام دهيد. اما اگر رنگ خون حيض را داشت، غسل شما باطل بوده و روز ششم هم جزء ايام عادتتان محاسبه مي‏گردد. توجه داشته باشيد كه ترشحات زرد رنگ، استحاضه و ترشحات قهوهاي، حيض شمرده مي‏شود.

س ۵۳۳- اگر خون در فضاي فرج باشد و خارج نشود، به صورتي كه فقط با كمك پنبه بتوان آنرا خارج كرد، آيا اين وضعيت ادامه حيض محسوب مي‏شود؛ يا استحاضه است؟

– تا وقتي خون در فضاي فرج است- ولو اينكه خروج آن فقط به كمك پنبه ممكن باشد- خون حيض شمرده مي‏شود به شرط اينكه قبل از آن، خون خارج شده باشد ولو به كمك پنبه، و اين خون ادامه خون خارج شده باشد.

س۵۳۴- زني شيرده هستم كه به صورت نا منظم خون مي‏بينم. مثلا گاهي در هنگام خستگي مقدار كمي خون خارج مي‏شود و تا چند روز ادامه دارد، آيا اين خون حيض است يا استحاضه؟

اگر اين خون در طول شبانه روز، ولو در درون مهبل استمرار نداشته باشد، استحاضه است. گرچه صفات خون حيض را داشته و در ايام عادت باشد. اما اگر استمرار داشت حيض شمرده مي‏شود، [مقصود از استمرار، خروج نيست؛ همين كه در فضاي فرج باشد كافيست].

س۵۳۵- اگر خوني كه در ايام عادت ماهانه خارج مي‏شود زرد رنگ باشد، آيا حيض ناميده مي‏شود؟

– اگر از ابتداي بلوغتان در اين ايام خون زرد رنگ مي‏ديديد، استحاضه است. ولي اگر قبلا خون، صفات حيض را داشته و اين بار در ايام عادت زرد رنگ بود حيض به حساب مي آيد.

س۵۳۶- بعضي اوقات يك يا دو روز قبل از ايام عادت خوني مي بينم كه همه صفات خون حيض را ندارد. اين خون جزء حيض بوده يا استحاضه است؟

– خوني كه يك يا دو روز قبل از ايام عادت ديده مي شود حيض است اگر چه صفات خون حيض را نداشته باشد.

س۵۳۷- سه تا پنج روز قبل از زمان عادتم خون كمي به رنگ قهوه‏اي مي بينم روز بعد چيزي نميبينم. سپس لكه هاي قهوه اي مشاهده ميكنم، بعد دوباره چيزي ديده نمي شود . دو يا سه روز پس از آن خونريزي شروع مي شود. اين خون حيض است يا استحاضه؟

– اين خون چه كم رنگ باشد وچه پر رنگ استحاضه است اگر دائما، ولو در فضاي فرج استمرار نداشته باشد.

س۵۳۸- حكم خوني كه چهار روز قبل از ايام عادت در فضاي فرج باشد چيست؟

– اگر خون داخل باشد و خارج نشود ولو به كمك پنبه، حيض نيست، اما اگر خارج گردد و گرچه به مقدار كم باشد و صفات خون حيض را داشته باشد، حيض است، حتي اگر خروج آن به کندي صورت گيرد.

س۵۳۹- حكم خوني كه زن حامله مي بيند، چيست؟

– زن حامله حائض نمي‏شود، بنابراين اگر زن در زمان حاملگي خون ديد استحاضه شمرده مي‏شود، اگر چه احتياط مستحب اين است كه اگر خون، شرايط حيض را داشته باشد، مکلف بايد از اعمالي كه زن حائض اجتناب مي‏كند، پرهيز كرده و طبق وظيفه مستحاضه عمل كند.

س۵۴۰- زني كه ايام عادت او ده روز است پس از ايام عادت به مدت هشت روز پاك بوده و دوباره خون مي‏بيند؛ هردو خون هم صفات حيض را دارد. آيا مي‏توان هر دو خون را حيض به حساب آورد؟

– خون اولي حيض است. حداقل زمان پاكي هم ده روز مي باشد. بنابراين دو روز از خون دوم استحاضه، و بقيه اگر صفات حيض داشته باشد، حيض است.

س۵۴۱- مدتي است كه درطول ايام عادت خون كمي مي‏بينم؛ آيا اين خون حيض است؟

– اگر خوني را كه در ايام عادت مي‏بينيد، صفات حيض را داشته و خارج شده باشد ولو به كمك پنبه و درطول شبانه روز گرچه در فضاي فرج استمرار داشته باشد، حيض است، اگر چه مقدارش كم باشد. در غير اين صورت استحاضه است.

س۵۴۲- در كتاب فقه الشريعه در باب حيض فرمودهايد: كه حيض ممكن است از جايي غير از مكان طبيعي خود خارج شود؛ منظورتان چيست و اين مكان كجاست؟

– مقصود اين است كه گاهي اوقات به دلائلي فرج مسدود مي‏شود و مكان ديگري براي خروج خون باز مي‏كنند؛ نه اينكه مكان ديگري وجود دارد كه مثل خون حيض، از آن خارج شود.

س۵۴۳- خوني كه زن پس از اتمام پنجاه سالگي مي‏بيند، چه حكمي دارد با توجه به اينكه عادت ماهانه اين فرد مثل قبل است؟

– خوني كه زن پس از اتمام پنجاه سال قمري يا اتمام چهل و هشت سال و هفت ماه و نيم ميلادي مي‏بيند، استحاضه است ولو اينكه صفات حيض را داشته باشد و در اين حكم فرقي بين زنان سيد و غير آنها، نيست.

س۵۴۴- زني با اينكه شصت و دو سال سن دارد خون مي‏بيند؛ حكم اين خون چيست؟

– اگر اين خون از رحم بوده و به دليل زخم و دمل نباشد، استحاضه است. براي نماز بايد اعمال مستحاضه را انجام دهد و اگر به دليل زخم و دمل باشد براي نماز فقط بايد موضع را تطهير كند.

س۵۴۵- آيا ادامه خونريزي پس از پنجاه سالگي دليلي بر قرشي [سيده] بودن زن است؟

– ادامه خونريزي پس از پنجاه سالگي دليلي بر سيده بودن زن نيست. اين مطلب كه زناني كه پس از پنجاه سالگي خون مي‏بينند، قرشي [سيده] هستند مورد اختلاف بين علماست. به نظر ما در اين مساله فرقي بين زنان سيده و غير آنها نيست و خوني كه زن پس از پنجاه سالگي مي بيند، استحاضه است ولو اينکه قرشي [سيده] باشد.

س ۵۴۶- در زمان عادت ماهانه، خونريزي من به صورت نامنظم است، به صورتي كه پس از شروع خونريزي براي چند ساعت خون قطع مي‏شود و بعد از آن دوباره خون مي‏بينم. در تمام مدت عادت، اين روند ادامه دارد. آيا پس از هر بار قطع شدن بايد غسل كنم؟

– براي اينكه خون حيض باشد بايد از ابتدا به مدت سه شبانه روز استمرار داشته باشد و اين استمرار با قطع شدن در زماني مثل ربع ساعت از بين نمي‏رود. اگر قطع شدن خون بيشتر از اين بود مثلا يك ساعت يا بيشتر، اين خون استحاضه است، اگر چه بايد توجه داشت كه منظور از قطع شدن، قطع كامل، حتي از داخل فرج است.

س۵۴۷- خون كمي كه زن در روزهاي آخر عادتش مي‏بيند، حيض است يا استحاضه؟

– اين خون حيض است با هر رنگي كه باشد.

س۵۴۸- آيا التهابات زنانه حيض شمرده مي‏شود؟

– خون زخم يا دمل كه از طريق فرج از رحم خارج مي‏شود نه حيض است و نه استحاضه، بنابراين خللي در روزه ايجاد نمي‏كند، نيازي به غسل ندارد و وضو را باطل نمي‏كند. البته اگر خون و يا ترشحات آغشته به خون ديده شد براي نماز بايد موضع را تطهير كرد.

س۵۴۹- حكم خوني كه زن شيرده مي‏بيند و دو يا سه روز ادامه دارد چيست؟

– خوني كه زن شيرده مي‏بيند اگر شرايط حيض را داشته باشد، حيض است و از شرايط حيض اين است كه حداقل سه روز استمرار داشته باشد؛ در غير اين صورت استحاضه است.

س۵۵۰- آيا استمرار خون حيض بايد در سه روز باشد، يا اينكه استمرار در سه روز از ده روز كافيست؟

– استمرار در سه روز از ده روز كافيست. البته واجب است كه خون بعد از خروجش ولو با كمك پنبه، استمرار داشته باشد، گرچه در فضاي رحم باشد و خارج نگردد و اين استمرار در طول شبانه روز باشد، البته اين استمرار را قطع شدن كوتاه مدت مثل ربع ساعت از بين نمي‏برد.

س۵۵۱- چگونه مي‏شود خون حيض را از بقيه خونهايي كه به واسطه زخم يا قرار دادن آيودي يا نمونه برداري يا درآوردن رحم يا دوختن آن خارج مي‏شود، تشخيص داد؟

– در اين موارد بايد به پزشكان كه اهل خبره در اين امور هستند، مراجعه كرد، اگر گفتند حيض است و شرايط شرعي حيض را هم دارا بود، خون حيض به حساب مي‏آيد و اگر خون را نتيجه عمل جراحي دانستند، حيض نيست و تشخيص اين مطلب در اين زمان امر مشكلي نيست.

س۵۵۲- بعد از اتمام عادت ماهانه غسل كردم. ولي پس از غسل شك كردم كه لخته خوني از من خارج شده، وظيفه بنده چيست؟

– چون شك داريد، چيزي بر عهده شما نيست، البته خوني كه پس از ايام عادت و قبل از ده روز خارج شود اگر صفات حيض، را داشته باشد حيض و گرنه استحاضه است.

س۵۵۳- زني بعد از اتمام حداقل پاكي به دليل ترك مصرف داروهاي ضد بارداري، خوني ديده كه در ابتدا صفات حيض را نداشته ولي بعد از مدتي شبيه خون حيض شده است؛ وظيفة اين زن چيست؟

– آنچه قبل از حداقل پاكي- يعني تمام شدن ده روز پس از پايان حيض- ديده مي‏شود به هر شكلي باشد استحاضه است اما آنچه پس از حدّ اقل پاكي ديده مي‏شود، اگر صفات حيض را داشته باشد حيض و گرنه استحاضه است.

س۵۵۴- عادت من هفت روز است. در چهار روز اول خونريزي دارم سپس دو روز يا دو روز و نصف خونريزي قطع مي‏شود و بعد خون خيلي كمي فقط به مدت پنج دقيقه خارج مي‏شود؛ وظيفه من چيست؟

– چهار روز اول حيض است، همچنين خوني كه پس از قطع شدن ديده مي‏شود؛ حال به هر رنگي كه باشد. البته به شرطي كه در ايام عادت شما باشد، از جمله ايام انقطاع را که جزء ايام عادت بايد حساب كرد.

س۵۵۵- اگر چهار روز قبل از ايام عادت، خوني ديده شود كه در فضاي فرج باشد. سپس خون غليظي به مدت پنج روز خارج گردد، حكم خوني كه در فضاي فرج بوده چيست؟

– اگر خون، در فضاي فرج باشد و خارج نشود حيض نيست، اما اگر به مقدار كم ولو به كمك پنبه خارج شود و صفات حيض را داشته باشد، حيض و گرنه استحاضه است.

س۵۵۶- من قرصهاي ضد بارداري مصرف مي‏كنم؛ در طول مصرف، چند روزي خون مي‏بينم؛ حكم اين خون چيست؟

اگر خون در ايام عادت باشد يا صفات و شرايط حيض را دارا باشد، حيض است وگرنه حيض نيست.

س۵۵۷- عادت ماهانه من نا منظم است؛ هفت روز خون مي‏بينم سپس خونريزي قطع يا بسيار كم مي‏شود بعد در روز هشتم يا نهم خون به شدت خارج مي‏شود.؛ بعضي اوقات هم خونريزي پشت سر هم است. حكم من چيست آيا مي‏توانم عادتم را ده روزه حساب كنم؟

– اگر اين حالت از ابتداي بلوغتان بوده و خونريزي در روز دهم يا كمتر از آن متوقف مي‏شود، عادت شما ده روز است و ايامي كه خونريزي قطع مي‏شود جزء ايام عادتتان حساب مي‏گردد.

س۵۵۸- زني در وسط روز جمعه خون ديده است. تا چه روزي اقل حيض يعني سه روز تكميل مي‏شود؟

– تا وسط روز دوشنبه.

س۵۵۹- حداقل مقدار پاكي براي زني كه فقط عادت عدديه دارد يا عادت عدديه و وقتيه دارد و يا مضطربه است، چقدر است؟

– پاكي بين دو خون، چه آنها حيض باشد و چه نفاس، حيض و يا نفاس است و حكم آن برايش جاري مي‏شود. پاكي مدت مشخصي ندارد. معيار اين است كه ما قبل و مابعدش حيض يا نفاس باشد. و در اين حكم فرقي بين صاحب عادت و غير آن نيست.

س۵۶۰- چگونه ابتدا و انتهاي ايام حيض محاسبه مي‏گردد؟ و آيا دقيقا ساعات روز اول و آخر را بايد حساب كرد؟

– اگر حيض، قبل و يا هم زمان با فجر شروع شود آخر وقتش غروب آفتاب مي‏شود، اما اگر پس از طلوع فجر در ساعتي از روز آغاز شود در همان ساعت از روزي که پس از روز آخر است، به اتمام مي‏رسد.

 

ب: احكام صاحب عادت

س۵۶۱- ايام عادت من از جهت عدد منظم نيست؛ در چهار يا پنج ماه ايام عادتم شش روز است و در ماه بعد هفت يا هشت روز مي‏شود. آيا من صاحب عادت عدديه هستم يا خير؟

– اين عادت به صورتي كه گفته شده، هم وقتيه است و هم عدديه.

س۵۶۲- ايام عادت دختري پنج روز بوده كه بعد از يك بيماري به هفت روز افزايش پيدا كرده است؛ اما خون، در روز ششم و هفتم قهوه اي مايل به زرد است. حكم اين دو روز چيست؛ جزء حيض است يا استحاضه؟

– خون در اين دو روز، استحاضه است.

س۵۶۳- خوني كه زن پس از اتمام عادتش مي‏بيند، چيست و آيا اين خون روزه را باطل مي‏كند؟

– اگر مطمئن است كه در روز دهم يا كمتر قطع مي‏شود و صفات حيض را دارد، خون حيض مي‏باشد و روزه را باطل مي‏كند واگر صفات استحاضه را داشت خون استحاضه است و به روزه ضرري نمي‏رساند.

س۵۶۴- عادت ماهانه من ده روز است اما در روزهاي اول و آخر عادت، خون كم و به رنگ زرد مثل خون استحاضه است. حكم اين خونها چيست؟

– اگر عادت ده روزاست و ابتدا خون قرمز است سپس در اول و آخر ايام عادت به رنگ زرد تبديل مي‏شود، همه خونها حيض است؛ ولو صفات حيض را نداشته باشد. اما اگر از اول خون به شكلي كه گفتيد باشد، خون قرمز حيض، و خون زرد استحاضه است.

س۵۶۵- عادت زني هفت روز است. اگر خون تا پس از ده روز ادامه يابد، حكم اين خون چيست؟

– مقدار عادت، حيض، و بقيه استحاضه است.

س۵۶۶- حكم كسي كه بيش از ده روز خون مي‏بيند، چيست؟

– اگر زن، صاحب عادت عدديه باشد ايام عادت، حيض، و بقيه، استحاضه است. اما اگر فقط صاحب عادت وقتيه باشد، آنچه پس از سه روز مي‏بيند، اگر صفات حيض را داشت تا روز ششم يا هفتم حيض است و بقيه استحاضه. اما اگر پس از سه روز صفات استحاضه را داشت، استحاضه است.

س۵۶۷- حكم خوني كه پس از ايام عادت ديده مي‏شود، چيست آيا استحاضه است؟

– اگر اطمينان داشت كه تا ده روز قطع مي‏شود اضافه بر ايام عادتش، اگر صفات حيض{از جمله رنگ آن} را داشت، حيض، والا استحاضه است.

س۵۶۸- چگونه زن مي‏تواند يقين كند كه ايام حيض تمام شده است و آيا ديدن خون زرد، مي‏تواند دليلي بر اتمام حيض باشد؟

– اگر زن، صاحب عادت وقتيه و عدديه باشد و خون زرد را در ايام عادتش بيند، خون حيض است و اضافه بر ايام عادت، استحاضه مي‏باشد. بنابراين پس از اتمام ايام عادت غسل مي‏كند و اگر خون زرد ادامه داشت اعمال مستحاضه را انجام مي‏دهد.

س۵۶۹- عادت من وقتيه و عدديه است. دو ماه است كه پس از شروع خونريزي (كه مطمئنم حيض است) براي يك روز، خون قطع مي‏شود و بعد از آن دوباره خونريزي ادامه مي‏يابد. با توجه به اينكه اين خونريزي در ايام عادت است آيا خون اولي حيض مي‏باشد؟

– خون اولي به شرط اينكه در طول شبانه روز ادامه داشته باشد، حيض است. اما در اين مدت، زن بايد احتياط را رعايت كرده و از كارهايي كه حائض بايد ترك كند، اجتناب كرده و اعمال مستحاضه را هم انجام دهد. سپس در روزي كه خون قطع مي‏شود حكم زن پاك را داشته و بعد از آن اگر خون استمرار داشت، حكم حائض را دارد.

س۵۷۰- ايام عادت من پنج روز بوده اما بعد از قرار دادن آيودي، نه روز شده است.آيا بايد در روز پنجم غسل كرده و بقيه را استحاضه لحاظ کنم يا در روز نهم پس از اتمام خونريزي غسل كنم؟

– چون ايام عادت شما نه روز شده است، بايد پس از اتمام خونريزي در روز نهم، غسل كنيد.

س۵۷۱- خانمي كه فقط صاحب عادت عدديه است اگر خوني ببيند كه از ده روز بيشتر نشود، حكم خون در حالتهاي زير چگونه است: اگرهمه خون، صفات حيض را داشته باشد، ويا اگر همه خون صفات استحاضه را داشته باشد و اگر بعضي صفات حيض و بعضي صفات استحاضه را داشته باشد؟

– اگر همة خون صفات حيض را داشته باشد، حيض است؛ و اگر همه، صفات استحاضه را داشته باشد، استحاضه به حساب مي‏آيد؛ اما اگر بعضي صفات حيض، و بعضي صفات استحاضه را داشت خوني كه صفات حيض را دارد، اگر بقيه شرايط حيض را دارا بود حيض و اگر صفات استحاضه را داشت؛ استحاضه مي‏باشد.

س۵۷۲- ايام عادت من گاهي- اگر خونريزي در ابتداي روز آغاز شود- هفت روزه است و گاهي هشت روز مي‏باشد. اکنون متحيرم، ايام عادتم را بايد چند روز حساب كنم؟

– اگر خونريزي يك يا دو روز قبل از ايام عادت شروع شود، ضرري به نظم عادت از نظر وقت و عدد نمي‏زند. بنابراين چه خونريزي در روز هفتم قطع شود، چه در روز هشتم، همگي حيض است.

س۵۷۳- اگر زن خوني ببيند اما مطمئن نباشد كه تا سه روز ادامه دارد، تا حيض به حساب آورد. يا قبل از سه روز قطع مي‏شود، تا استحاضه قرار دهد. وظيفة اين زن چيست؟

– اگر زن صاحب عادت باشد و خون را در ايام عادتش بيند، خون را حيض لحاظ کند؛ و اگر در غير زمان عادت خون ديد و ممكن است حيض باشد، احتياط اين است كه از اعمالي كه زن حائض بايد ترك كند اجتناب كرده و اعمال زن مستحاضه را انجام دهد. تا اينكه مشخص شود خون حيض است يا استحاضه.

س۵۷۴- زني كه عادتش از نظر وقت، منظم نيست، چگونه حكم به حيض بودن خوني كند، كه مي‏بيند؟

– كسي كه عادتش از نظر وقت نامنظم است بايد صفات خون را بررسي كند. اگر صفات حيض را داشت، حيض و اگر صفات استحاضه را داشت، استحاضه است.

س۵۷۵- زني هميشه سيزده روز خون مي‏بيند و همة خونها هم صفات حيض را دارد، وظيفة اين زن چيست؟

– ده روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

س۵۷۶- چه زماني مي‏توان يقين كرد كه حيض تمام شده و بايد غسل كرد؟

– اگر مکلف پس از بررسي، يقين پيدا كرد كه كاملا پاك شده و داخل فرج هم خوني نيست، پاك شده و بايد غسل كند.

س۵۷۷- عادت من فقط وقتيه است. پس از قطع شدن خونريزي، مايعي قهوه اي رنگ خارج مي‏شود اما خون همراه آن نيست. حكم اين مايع چيست؟

– به شرط اينكه از ده روز بيشتر نشود حيض است و تا كاملا قطع نشده نمي‏توانيد غسل كنيد.

س۵۷۸- ايام عادت من هفت روز است. پس از اتمام، غسل كردم ولي در روز هشتم و نهم خوني به رنگ قهوهاي روشن مشاهده كردم. اين خون حيض است يا استحاضه؟

– خون استحاضه است و بايد اعمال مستحاضه را انجام دهيد.

پ: احكام مضطربه

س۵۷۹- دختري هستم كه ايام عادتم از نظر وقت و عدد نامرتب است. به مدت پنج روز، مايعي به شكل چرك (نه به صورت خون) از من خارج شده است. در اين پنج روز وظيفه من چيست؟

– چون صفات حيض را ندارد و در ايام عادت هم نيست، استحاضه قرار دهيد.

س۵۸۰- دختري مشكلات هورموني دارد و به همين دليل خونريزي نامرتبي پيدا كرده است؛ از نظر زمان گاهي در وقت عادت و معمولا در هر روزي از ماه، و از نظر مقدار گاهي يك مرتبه به صورت لختة كوچكي و گاهي تا چند روز خونريزي ادامه پيدا مي‏كند. وظيفة او چيست؟

– تا وقتي كه عادتش نامرتب [مضطربه] است بايد به صفات خون توجه كند. اگر خون خارج شده صفات حيض را داشت حيض و گرنه استحاضه است. اگر خون، حيض بود بايد تا حيض قبلي ده روز فاصله داشته باشد و كمترين مدت حيض، سه روز و بيشترين مدت، ده روز است.

س۵۸۱- دختري، عادت نامنظم دارد. ده روز خون مي‏بيند ولي در طول اين مدت، دائما خونريزي قطع و وصل مي‏شود و اين حالت از ابتداي بلوغ او بوده است. آيا همه اين خونها حيض است؟

– اگر خون صفات حيض را داشته باشد و پس از خروج خون، ولو به كمك پنبه استمرار داشته باشد، اگرچه خارج نشود و فقط در فضاي رحم باشد، همة خونها حيض است، در غير اين صورت وظيفه‏اش بررسي صفات خون است. اگر خون صفات حيض را داشت حيض، و الا استحاضه است.

س۵۸۲- چهل و شش سال سن دارم و عادتم نامنظم شده است. چند بار از وقت طبيعيش به تأخير افتاده است و از طرفي در يك ماه دوبار عادت شدهام، و طبق معمول كه در پنج روز پاك مي‏شدم خون قطع نشده و تا روز دهم ادامه يافته است. حكم من چيست؟ آيا روزه هايم را ادامه بدهم؟ حكم نماز در شرايط فعلي و ايام گذشته اي كه از مقدار عادت بيشتر شده، چيست؟

– تا وقتي كه خون، صفات حيض را ندارد و عادت شما هم نامنظم شده است، اين خون استحاضه مي‏باشد. بنابراين بايد روزه‏ها را ادامه دهيد و در هنگام نماز هم وظيفه مستحاضه را انجام دهيد. اما آن مقداري كه قبلا بيش از ايام عادت و تا ده روز ادامه داشته، اگرصفات حيض را دارا بوده، حيض است . بنابراين نمازتان قضا ندارد.

س۵۸۳- همسرم به دليل مصرف قرصهاي ضد بارداري دچار خونريزي دائمي شده است. با توجه به اينكه ايشان قبل از زايمان صاحب عادت وقتيه و عدديه بوده است، اکنون عادتش را چگونه بايد حساب كند و چگونه نماز بخواند؟

– بايد به مقدار عادت قبلش را حيض قرار داده و بقيه را تا ده روز استحاضه بداند. سپس اگر خون صفات حيض را داشت بايد دوباره به مقدار عادت سابقش را حيض و بقيه را تا ده روز استحاضه بداند و بعد از آن دوباره حائض است و به همين ترتيب بايد حساب كند.

س۵۸۴- پس از قراردادن آيودي ترشحات نامرتبي را بين عادات ماهيانه ام مي‏بينم كه دو يا سه روز ادامه دارد ولي بسيار كم است. آيا در اين ايام مي‏توانم نماز بخوانم و روزه بگيرم؟

– اين ترشحات اگر در ايام عادت نباشد ودائما هم در فضاي فرج ديده نشود، استحاضه قليله است. در اين صورت روزه گرفتن، اشكالي ندارد. ولي براي نماز، بايد براي هر نمازي وضو گرفته شود. مثلا براي نماز ظهر، موضع را تطهير و از بيرون آمدن خون جلوگيري کرده، وضو گرفته و نماز مي خوانيد. براي نماز عصر دوباره بايد اين كارها را تكرار كنيد.

ت: احكام مبتدئه

س۵۸۵- حكم خوني كه مبتدئه مي‏بيند، چيست؟

– مبتدئه حكم مضطربه را دارد. يعني بايد به صفات خون توجه كند. خوني كه صفات حيض را داشت حيض، و الا استحاضه است. اما اگر خوني كه صفات حيض را داشت از ده روز بيشتر شود، بايد به عادت خويشاوندانش (يعني مادر، مادر بزرگ، عمه، خاله و دخترانشان) مراجعه كند؛ به شرطي كه آنها عادت يكساني داشته باشند. در غير اين صورت در ماه اول، شش يا هفت روز را حيض قرار دهد و تا روز دهم بنا بر احتياط از كارهايي كه حائض بايد ترك كند، اجتناب كرده و اعمال مستحاضه را انجام دهد. و در ماههاي بعد سه روز را حيض قرار داده و تا روز ششم يا هفتم احتياط كند تا عادتش مشخص شود.

چهارم: احکام نفاس

الف: شرايط خون نفاس

س۵۸۶- نفاس چيست؟ حكم آن چيست و آيا زن تا چهل روز در حالت نفاس باقي مي‏ماند؟

– معمولا همزمان و يا پس از زايمان، خوني از رحم زن خارج مي‏شود. اين خونريزي كه به دليل زايمان است خون نفاس ناميده مي‏شود. حتي اگر بچه به صورت غير طبيعي يعني به واسطه عمل جراحي خارج شود و خون به دليل زايمان باشد، اين خون، خون نفاس است. خون نفاس مانند حيض، حدث اكبر است. خون نفاس، ويژگي خاصي از جهت رنگ، غلظت و غيره ندارد، بلكه كافيست كه شرايط نفاس را داشته باشد ولو اينكه زرد و رقيق باشد. بيشترين زمان براي خون نفاس ده روز است. بنابراين صحيح نيست كه زن تا چهل روز خود را در حالت نفاس بداند. كما اينكه در بين عامة مردم اينگونه متداول است.

س۵۸۷- حكم خوني كه زن در ايام نفاس مي‏بيند چيست؟ تا چند روز پس از زايمان زن در حالت نفاس است؟ و آيا واجب است براي هر نماز غسل كند؟

– تعداد روزهاي نفاس به اندازة عادت ماهانة زن است كه بيشترين حد آن ده روز مي‏باشد. بنابراين از هنگام زايمان و ديدن خون تا اتمام ايام عادت، زن در حالت نفاس است. اگر خون تا ده روز طول كشيد، كل ده روز نفاس است. و اگر از ده روز بيشتر شد، به اندازه ايام عادت را نفاس گرفته و غسل مي كند. و بقيه تا ده روز، يعني به اندازه حد اقل پاكي، استحاضه است. بنابراين در اين مدت، وظيفة زن مستحاضه را با توجه به قليله، متوسطه و يا كثيره بودن استحاضه به جا مي‏آورد. اگر خون، پس از ده روز استحاضه باز هم ادامه پيدا كرد و صفات حيض را داشت و يا در ايام عادت ماهانه بود، حيض است و گرنه استحاضه مي‏باشد و به همين صورت تا پاكي از خون بايد حساب كند.

س۵۸۸- اگر بچه در شب به دنيا بيايد از چه زماني ايام نفاس شروع مي‏شود؟

– ايام نفاس را از صبح روز بعد از زايمان، بايد حساب كرد.

س۵۸۹- زني از چهار روز قبل از سقط جنين خون مي‏ديده كه تا پس از سقط ادامه پيدا كرده است. اين خون حيض است يا استحاضه؟

– خون قبل از سقط، استحاضه است، زيرا زن حامله، حائض نمي‏شود. اما خون پس از سقط، اگر از ده روز بيشتر نشود همه نفاس و اگر بيشتر شود به تعداد ايام عادت، نفاس، و بقيه استحاضه است.

س۵۹۰- آيا خوني كه پس از سزارين در رحم است، نفاس ناميده مي‏شود؟

– بله، تا وقتي كه اين خون به دليل زايمان است، نفاس ناميده مي‏شود.

س۵۹۱- آيا خوني كه در سقط، همراه با جنين خارج مي‏شود نفاس است؟ با توجه به اينكه بارداري در مراحل اوليه بوده و جنين كاملا نشده باشد؟

– خوني كه در هنگام سقط خارج مي‏شود نفاس است ولو اينكه جنين كامل نشده باشد.

س۵۹۲- يك هفته پس از سقط جنين، عملي روي من انجام گرفت و خونريزي‏ام را طولاني كرد. چه موقع بايد شروع به خواندن نماز كنم؟ ايام نفاس را از چه روزي بايد حساب كنم از روز سقط يا عمل؟

– ايام نفاس را بايد از روز سقط حساب كنيد؛ اگر تا ده روز قطع شد همه نفاس است؛ در غير اين صورت به تعداد ايام عادت نفاس، و بقيه استحاضه است.

س۵۹۳- اگر قبل از زايمان، غسل جنابت بر زن واجب شود، پس از اتمام ايام نفاس، فقط بايد غسل نفاس انجام دهد يا غسل جنابت و نفاس؟

– يك غسل براي دو مساله كفايت مي‏كند.

س۵۹۴- آيا غسل دادن نوزاد واجب است؟ كيفيت آن چگونه است؟

– غسل نوزاد مستحب است. و واجب نيست نيت خاصي بكند و كيفيت خاصي هم ندارد. مهم اين است كه نوزاد از آلودگيهاي رحم تميز شود.

س۵۹۵- اگر زايمان، ربع ساعت پس از اذان مغرب باشد آيا قضاي نماز مغرب و عشاء بر زن واجب است؟

– چون غروب با پايين رفتن خورشيد محقق مي‏شود و مؤذن با يك ربع تاخير اذان مي‏گويد، پس كسي كه در اين ربع ساعت زايمان كند وقت نماز مغرب و عشا را درك كرده در حالي كه پاك بوده است. بنابراين قضاي نمازها بر او واجب است.

س۵۹۶- يك روز كامل، درد زايمان داشتم و در اين مدت نماز نخواندم. آيا قضاي اين نمازها بر من واجب است؟

– نمازهايي را كه قبل از خروج جنين و خونريزي نخوانده‏ايد، بايد قضا كنيد.

ب: کارهاي را كه زن در حالت حيض و نفاس بايد ترك كند

س۵۹۷- عبارت: «بايد بين اعمال مستحاضه و اعمالي كه حائض بايد ترك كند، جمع نمايد.» زياد ديده مي‏شود. مقصود از اين گفته چيست؟

– يعني بر او واجب است كارهايي را كه بر حائض حرام است ترك كند، مثل نزديكي، وارد شدن در مسجد، لمس كلمات قرآن کريم و مثل اينها و اعمالي را كه بر مستحاضه واجب است انجام دهد، مثل نماز، روزه و طواف. البته با تطهير براي نماز و طواف، به كيفيت خاصي كه ذكر شده است. بعد از اين اگر مشخص شد كه حائض بوده، عباداتش باطل است؛ البته ثواب دارد. بايد روزه ها را قضا كند و طواف را دوباره انجام دهد و اگر امكان طواف نداشت، نائب بگيرد.

س۵۹۸- آيا واجب است حائض و نفساء، نماز آياتي را كه در ايام عادت يا ايام نفاس واجب شده قضا كند؟

– قضا واجب نيست. هر نمازي كه در ايام حيض بر زن واجب مي‏شود قضا ندارد. البته اگر كسوف و يا خسوف اتفاق بيفتد و زن از خون پاك باشد و قبل از خواندن نماز آيات، حائض شود و وقت نماز تنگ نباشد، بايد پس از پاكي از حيض نماز را قضا كند.

س۵۹۹- اگر زن، چند دقيقه قبل از غروب خون ببيند، آيا روزه‏اش باطل مي‏شود؟

– اگر خوني كه مي‏بيند در ايام عادتش باشد، حيض است، بنابراين روزه باطل شده و قضا بر او واجب است.

س۶۰۰- در ايام عادت ماهانه زن چه مي تواند بكند تا از ثواب نماز بهره مند گردد؟

– مستحب است كه وضو بگيرد و در جاي نماز خود بنشيند و به ذكر خدا مشغول شود. بهتر اين است كه علاوه بر ذكر، زياد استغفار بگويد و دعا كند. همچنين مي‏تواند هر سوره اي از قرآن‎را بخواند؛ البته مستحب است كه آيات سجده دار را نخواند.

س۶۰۱- آيا واجب است زن حائض در وقت نماز ذكر بگويد؟

– واجب نيست ولي مستحب است كه هنگام نماز، در جاي نماز خود بنشيند و به ذكر خدا و تسبيح دعا مشغول شود.

س۶۰۲- آيا جايز است زن حائض يا نفساء قرآن بخواند يا گوش دهد؟

– جايز است كه هر قدر مي‏خواهد به قرآن گوش دهد، همانطور كه مي‏تواند بيش از هفت آيه بخواند. هنگامي كه احساس نياز روحي مي‏كند، و بخواهد ايمان و رابطه اش را با خداوند متعال تقويت كند، البته به شرطي که آيات قران کريم را لمس نکند. علاوه بر اين در حديث وارد شده كه مستحب است حائض در وقت هر نمازي وضو بگيرد و در جاي نماز خود بنشيند و با هر ذكر، يا دعايي كه مي‏خواهد خدا را ياد كند؛ اين عمل به جاي معنويت نماز است كه زن در ايام حيض از آن محروم است.

س۶۰۳- آيا جايز است كه حائض يا نفساء يا جنب، آيات قرآنرا بنويسد؟

– جايز است. به شرط اينكه با دست و يا هيچ يك از اجزاء بدن كلمات قرآن‎را لمس نكند.

س۶۰۴- آيا براي حائض يا نفساء، قرائت سوره‏هايي كه سجده واجب در آن است و از جمله خواندن خود آيه سجده جايز است؟

– جايز است، اگر چه بهتر ترك اين عمل است.

س۶۰۵- آيا براي حائض يا نفساء گفتن اسماء الهي و يا خواندن ادعيه مخصوص نماز جايز است؟

– جايز است.

س۶۰۶- آيا براي زن حائض، جايز است انگشتري را كه روي آن اسمي از اهل بيت عليهم السلام نوشته شده، استفاده كند؟

– جايز است. و مس اين نامها بدون طهارت حرام نمي‏باشد.

س۶۰۷- آيا جايز است حائض و نفساء، در سفر، هنگام نماز، در مسجد بنشيند؟

– جايز نيست زن در مدت حيض به مسجد وارد شود، چه در سفر باشد و چه در محل خود. البته جايز است كه در سالنهاي اطراف مسجد و جاهايي كه براي نماز ساخته شده ولي به عنوان مسجد وقف نشده براي استراحت و استفاده از سرويس بهداشتي حاضر شود.

س۶۰۸- آيا جايز است، حائض در نمازخانة دانشگاه حاضر شود؟

– اگر مسجد نباشد، جايز است.

س۶۰۹- حكم نزديكي مرد با همسرش در ايام حيض چيست؟

– نزديكي با زن در ايام حيض از طريق فرج حرام است. و نزديكي از دبر نيز بنا بر احتياط واجب حرام مي‏باشد. بقيه اعمال جنسي بجز آنچه ذكر شد از هر نوعي كه باشد حرام نيست، اگر چه لذت جويي از زن در ايام حيض بين ناف تا زانو مكروه است.

س۶۱۰- آيا نزديكي با زن در حالت نفاس جايز است؟

– جايز نيست. و هر چه بر حائض حرام است بر نفساء هم حرام مي‏باشد.

س۶۱۱- آيا نزديكي در ايام حيض با وجود استفاده از كاندوم در هنگام نزديكي، حرام است؟ كفاره نزديكي در ايام حيض چيست؟

– نزديكي در ايام حيض حتي با وجود كاندوم جايز نيست. و كفاره هم ندارد. بلكه استغفار كفايت مي‏كند. البته احتياط مستحب دادن كفاره است كه اگر نزديكي در اول حيض باشد مقدار آن يك دينار است، در وسط حيض به مقدار نصف دينار و در آخر آن، ربع دينار است، ارزش دينار هم به مقدار نصف ليرة طلاي رشاديه است .

س ۶۱۲- آيا نزديكي با همسر، بعد از اتمام حيض و قبل از غسل جايز است؟

– وقتي زن كاملا پاك شد و خوني در فضاي رحم نبود نزديكي جايز است ولي كراهت دارد.

س۶۱۳- آيا نزديكي با زن از دبر در ايام حيض جايز است؟

– بنابر احتياط واجب نزديكي با زن از دبر چه در ايام حيض و چه در غير آن حرام است، ولي لذت جويي به غير از نزديكي جايز است. البته كسي كه نياز دارد، جايز است به مجتهدين جامع الشرايط كه نزديكي از دبر را جايز مي‏دانند، رجوع كند.

س۶۱۴- پس از نزديكي با همسرم متوجه شديم كه او هنوز در ايام حائض بوده است. آيا گناه كرديم و واجب است كفاره بدهيم؟

– با وجود عدم آگاهي به حائض بودن زن، گناهي برشما نيست، همچنين كفاره چه با آگاهي از حيض و چه با عدم آگاهي، لازم نيست.

س۶۱۵- آيا بازي با زن حائض و خوابيدن با او در يك رختخواب جايز است؟

– جايز است؛ البته بازي با زن بين ناف تا زانو كراهت دارد.

س۶۱۶- آيا جايز است زني كه در حال حيض است تقاضاي همسرش براي نزديكي را قبول كند؟ و اگر در صورت عدم قبول او را تهديد به طلاق كند، و ظيفه‏اش چيست؟

– جايز نيست مرد، زن حائض را به نزديكي مجبور كند. زن وظيفه دارد تقاضاي او را رد كرده و با خوشرفتاري اورا از اين كار منع كند. ولي اگر مرد در تهديدش به طلاق جدي است و براي زن امكان منع او وجود ندارد و طلاق هم براي زن مشقت دارد، جايز است به مقدار ضرورت تمكين كند.

س۶۱۷- آيا جايز است زن حائض، تربت سيدالشهداء عليه السلام را با دست خيس، لمس كند؟

– جايز است.

س۶۱۸- آيا زن حائض پاك است؟

– بدن زن حائض بجز موضعي كه خون خارج مي‏شود، پاك است. بنابراين اگر با دست مرطوب چيزي را لمس كند نجس نمي‏شود.

س۶۱۹- آيا جايز است حائض در حرمها و قبور مشرفه وارد شود؟

– زيارت قبور و حرمهاي مشرفه براي حائض حرام نيست. البته احتياط مستحب است در حرم معصومين عليهم السلام وارد نشود.

س۶۲۰- آيا جايز است حائض حنا بگذارد يا ناخن هايش را كوتاه كند؟

– جايز است.

س۶۲۱- آيا زن در زمان حيض نجس است و نبايد اشياء را با دست خيس لمس كند؟

– زن در ايام حيض نجس نيست؛ بلكه دچار حدث اكبر است كه فقط با غسل و بعد از قطع شدن خون برطرف مي‏شود. البته موضع خروج خون بخاطر نجاست خون، نجس است.

س۶۲۲- آيا جايز است زن در ايام حيض با پنبه‏اي، دهانه فرج را مسدود كند؟

– جايز است.

 

پنجم: احكام استحاضه

الف: استحاضه و اقسام آن

س۶۲۳- استحاضه چيست؟ احكام آنرا بيان كنيد؟

– هر خوني كه زن باردار يا زن يائسه يا دختري كه هنوز نه سالش تمام نشده مي‏بيند، با هر صفتي كه باشد استحاضه ناميده مي‏شود؛ همچنين خوني كه زن مي‏بيند و از جهت صفات و زمان، حيض يا نفاس نباشد، خون استحاضه است؛ همچنين خوني كه از سه روز كمتر يا بعد از ده روز باشد خون استحاضه ناميده مي‏شود.

احكام استحاضه با توجه به اقسام آن فرق مي‏كند. استحاضه بر سه قسم است (صغري، وسطي، و كبري) يا (قليله، متوسطه، كثيره). براي تشخيص نوع استحاضه مي‏شود پنبه اي را در فرج داخل كرده و حدود سي ثانيه منتظر ماند:

قليله: اگر خون پنبه را آلوده كرده ولي در آن نفوذ نكند، استحاضه قليله است و واجب است زن براي هر نماز يك وضو بگيرد ولو اينكه نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشاء را با هم بخواند.

متوسطه: اگر خون در پنبه نفوذ كند ولي از آن خارج نشود، استحاضه متوسطه است و واجب است زن علاوه بر وضو، روزي يك غسل انجام دهد.

كثيره: اگر خون از پنبه خارج شود استحاضه كثيره است، و واجب است زن در هر روز سه غسل انجام دهد. قبل از نماز صبح و قبل از نماز ظهر و عصر و قبل از نماز مغرب و عشاء و ديگر نيازي به وضو نيست.

زن بايد قبل از هر نماز خود را وارسي كند تا بتواند وظيفه‏اش را تشخيص دهد. همچنين بنا بر احتياط واجب بايد براي هر نماز پنبه را عوض كند.

س۶۲۴- آيا استحاضه قبل از ايام عادت ماهانه است يا بعد از آن؟

– استحاضه گاهي قبل از ايام عادت است و گاهي بعد از آن؛ استحاضه خوني است كه از رحم خارج مي‏شود و صفات و شرايط حيض يا نفاس را ندارد.

س۶۲۵- حكم ماده گلي رنگي، كه يك هفته قبل از ايام عادت خارج مي‏شود، چيست؟

– استحاضه است، بنابراين مکلف بايد احكام استحاضه را رعايت کند.

س۶۲۶- حكم خوني كه زن در حاملگي مي‏بيند چيست؟

– زن حامله حائض نمي‏شود. بنابراين هر خوني كه زن حامله مي‏بيند، استحاضه است.

س۶۲۷- حكم خوني كه از زن حامله‏اي كه در آخر ايام بارداري به سر مي‏برد، خارج مي‏شود چيست؟

– استحاضه است.

س۶۲۸- آيا واجب است مستحاضه براي هر نماز يك وضو بگيرد حتي اگر دو نماز(مثل ظهر و عصر) را با هم بخواند؟

– واجب است زن در استحاضه قليله و متوسطه براي هر نماز وضو بگيرد حتي اگر دو نماز را با هم بخواند. علاوه براينكه در استحاضه متوسطه بايد در هر روز يك غسل انجام دهد. اما در استحاضه كثيره هر غسل براي دو نماز كفايت مي‏كند و نيازي به وضو نيست.

س۶۲۹- آيا واجب است مستحاضه براي هر نماز، وضو بگيرد حتي اگر دو نماز را با هم بخواند؟ اگر اين كار باعث مشقت و سختي او شود يا باعث شود نماز تا قبل از نماز مغرب تأخير بيفتد و اطمينان هم ندارد كه وقت باقيست، آيا باز بايد براي هر نماز وضو بگيرد؟

– واجب است زن در استحاضه قليله و متوسطه براي هر نماز وضو بگيرد، حتي اگر دو نماز را با هم بخواند، علاوه بر اينكه در استحاضه متوسطه بايد در هر روز يك غسل انجام دهد. و معمولا مشقتي در وضو نيست. ولي اگر فرض كنيم وضو گرفتن باعث مشقت زيادي مي‏شود، بايد به جاي آن تيمم كند؛ اما به تأخير انداختن نماز تا هنگامي كه وقت باقيست مانعي ندارد؛ مخصوصا هنگام ضرورت.

س۶۳۰- آيا در استحاضه قليله واجب است براي هر نماز وضو گرفته شود؛ حتي اگر خون در بين دو نماز مثل ظهر و عصر قطع شود؟

– بايد براي هر نماز وضو گرفته شود.

س۶۳۱- اگر زن در حالت استحاضه قليله باشد و شك كند نمازش باطل شده، آيا بايد دوباره وضو بگيرد؟

– اگر مجبور شده باشد نماز را قطع كند يا شك به وجود آمده، يا امری که باطل كننده نماز باشد واجب نيست وضو را تكرار كند؛ البته اين حكم تا زماني است كه بدون فاصله طولاني نماز را از سر بگيرد.

س۶۳۲- آيا در استحاضه متوسطه واجب است براي هر نماز وضو گرفت؟ و آيا عوض كردن پنبه براي هر نماز واجب است؟ و آيا براي خواندن نماز بايد صبر كرد تا خون قطع شود؟

– در استحاضه متوسطه واجب است در هر روز يك غسل انجام دهد و براي هر نماز وضو بگيرد؛ براي هر نماز بايد موضع خون را پاك كرده و پنبه را عوض كند و جايز است هر زمان كه مي‏خواهد نماز بخواند مگراينكه بداند در طول وقت نماز كاملا پاك شده و خونريزي متوقف مي‏شود؛ بنابراين بر او واجب است كه تا آن زمان منتظر بماند.

س۶۳۳- غسل استحاضه را انجام دادم و ايستادم تا نماز بخوانم كه خوني خارج شد.آيا بايد دوباره غسل كنم و يا وضو كافيست؟ و آيا جايز است كه نماز را نشسته بخوانم تا خونريزي نداشته باشم؟

– خونريزي ضرري به غسل و وضو نمي‏زند و گريزي از ايستادن در نماز نيست، اگر چه ايستادن باعث خونريزي شود. مگر اينكه ايستادن براي سلامتي زن مضر باشد كه در اين حالت جايز است نشسته نماز بخواند، به صورتي كه خونريزي متوقف شده و از ضرر آن جلوگيري شود.

س۶۳۴- آيا مدت استحاضه، جزء ايام پاكي حساب مي‏شود؟

– بله، مدت استحاضه جزء ايام پاكي است.

س۶۳۵- چه زماني زن بايد خود را وارسي كند تا بفهمد استحاضه قليله است يا متوسطه يا كثيره؟

– معمولا قبل از هر نماز، واجب است خود را وارسي كند تا حالتش را بفهمد و وظيفه‏اش راتشخيص دهد.

س۶۳۶- آيا جايز است زن در حالت استحاضه نماز قضا يا مستحبي بخواند؟

– زن مستحاضه مي‏تواند نماز قضا يا مستحبي بخواند. به شرط اينكه براي هر نماز قضا يا مستحبي، وضو بگيرد و بايد براي هر نماز قضا وظيفه‏اي كه براي نماز در حالت استحاضه دارد را، انجام دهد، بنابراين كسي كه در حالت استحاضه كثيره است بايد براي قضاي نماز ظهر و عصر غسل كند، علاوه برغسلي كه براي خواندن نماز ظهر و عصر انجام داده است. در استحاضه قليله بايد براي هر نماز قضا وضو بگيرد و در استحاضه متوسطه اگر غسلش را انجام داده، براي هر نماز ادا يا قضا، يك وضو كافيست.

س۶۳۷- بعضي اوقات مخصوصا پس از ايام حيض مادة زرد رنگي ازمن خارج مي‏شود؛ آيا بايد غسل كنم؟

– اين خون، استحاضه است و با توجه به نوع آن بايد به وظيفه عمل كرد. اگر استحاضه متوسطه يا كثيره بود، بايد غسل كنيد.

س۶۳۸- حكم زني كه شب از خون حيض پاك مي‏شود ولي در حالت استحاضه متوسطه يا كثيره باقي مي‏ماند، چيست؟

– بايد غسل حيض و استحاضه را انجام دهد و يك غسل براي هر دو كفايت مي‏كند. سپس اگر استحاضه‏اش متوسطه بود و براي نماز مغرب و عشاء وقت داشت، بايد براي هر نماز وضو بگيرد. در غير اين صورت غسل كافيست و نيازي به وضو ندارد و بقيه اعمال مستحاضه را با توجه به نوع آن انجام مي‏دهد.

س۶۳۹- زني در حالت استحاضة كثيره است؛ صبح غسل كرده و پس از خواندن نماز به محل كارش رفته است. از آنجايي كه در محل كار امكان غسل كردن ندارد، چگونه بايد نماز ظهرش را بخواند؟ آيا جايز است نماز را به تأخير بيندازد تا به خانه برگردد. با توجه به اينكه هنگام باز گشت به خانه وقت نماز تمام مي‏شود؟

– اگر هنگام بازگشت به منزل وقت براي غسل و خواندن نماز قبل از مغرب را دارد، واجب است نماز را به تأخير بيندازد، در غير اين صورت بايد راهي براي غسل كردن جهت خواندن نماز ظهر و عصر پيدا كند. البته با وجود عذر و مشقت در غسل كردن مي‏تواند تيمم بدل از غسل كرده و نماز را در زمانش بخواند.

س۶۴۰- آيا در استحاضه متوسطه، به‏طور حتم بايد غسل قبل از نماز صبح باشد، يا جايز است آنرا هر زماني انجام داد؟

– هر وقت كه استحاضه متوسطه به وجود آمد، واجب است غسل كند، بنابراين اگر اين حالت صبح براي او ايجاد شد و براي نماز صبح بيدار بود، واجب است براي نماز صبح، غسل كند و گرنه بايد ظهر غسل كند. اگر اين حالت در ظهر ايجاد شد بايد براي نماز ظهر غسل كند، و به همين صورت به وظيفه‏اش عمل كند. در ضمن بين غسل استحاضه و صحت روزه ربطي وجود ندارد.

س۶۴۱- زني كه شك كند استحاضه‏اش قليله است يا متوسطه، وظيفه‏اش چيست؟

– واجب است وارسي كند تا حالش را بفهمد. اما اگر وارسي، امكان نداشت و حالت قبلي داشت بنا را بر حالت قبل مي‏گذارد؛ پس اگر حالت قبلي‏اش متوسطه بود بنا را بر متوسطه و اگر قليله بود بنا را بر قليله مي‏گذارد. در غير اين صورت بايد بنا را بر حالت بيشتر بگذارد و بنا بر احتياط عمل كمتر را هم انجام دهد. بله اگر خارج شدن خون به صورت بريده بريده باشد، خود، دليل بر قليله بودن استحاضه است كه بايد بنا را بر قليله گذاشته و طبق آن عمل كند.

س۶۴۲- اگر استحاضه‏ام از كثيره تبديل به متوسطه يا قليله شود، وظيفه‏ام چيست؟ و آيا جايز است در حالت استحاضه، نماز قضا خوانده شود؟

– اگر استحاضه از كثيره به قليله يا متوسطه تبديل شود، ابتدا واجب است اعمالي كه در حالت سابق واجب بوده به جا آورده، سپس وظايف حالت جديد را انجام دهيد. در فرض سوال، اولا واجب است غسل استحاضة كثيره را انجام داده سپس براي هر نماز وضو بگيريد.

خواندن نماز قضا در حالت استحاضه جايز است؛ ليكن بايد براي هر نماز قضا آنچه براي نماز ادا بر شما لازم است به جا آوريد. مثلا زني كه در حالت استحاضه كثيره است بايد علاوه بر غسلي كه براي ادای نماز انجام داده، غسلي هم براي نماز قضا انجام دهد. البته در استحاضة متوسطه اگر غسل واجبش را انجام داده براي هر نماز قضا فقط وضو كافيست. بنابراين راحت تر اين است كه نماز قضا را در پاكي از خون بخوانيد.

س۶۴۳- آيا جايز است خانمي كه تازه زايمان كرده و آب براي او ضرر دارد در حالت استحاضه، به جاي غسل، تيمم كند؟

– جايز است؛ بلكه تا وقتي كه غسل براي او ضرر دارد واجب است تيمم كند و نيازي به تكرار يا قضاي اعمال هم نيست.

ب: قطع شدن خون

س۶۴۴- آيا براي زني كه كاملا از خون استحاضه پاك شده، غسل خاصي واجب است؟

– استحاضه غسل خاصي ندارد. و بر زني كه از خون استحاضه پاك شده، واجب است كه اعمال حالت سابق را انجام دهد. اگر استحاضه، كثيره يا متوسطه باشد، واجب است كه بعد از پاكي يك غسل انجام دهد؛ گرچه قبلا غسل كرده باشد و اگر استحاضه‏اش متوسطه بود علاوه بر غسل، براي نماز اولي كه مي‏خواند وضو بگيرد سپس براي بقيه نمازها وظايف زن پاك از خون را، انجام مي‏دهد.

س۶۴۵- آيا زني كه از استحاضه قليله پاك شده، واجب است غسل انجام دهد؟

غسل واجب نيست، فقط براي نماز بعدي بايد وضو بگيرد.

س۶۴۶- حكم زني كه در حالت استحاضه قليله بوده و به دليل فراموشي يا جهل به مساله، دو نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشاء را با يك وضو خوانده است، چيست؟

– بايد نماز دوم را دوباره بخواند، يعني اگر نماز ظهر و عصر را با يك وضو خوانده است و هنوز در حالت استحاضه باشد بايد وضو گرفته و نماز عصر را دوباره بخواند. در غير اين صورت وضوي او به هر نيتي كه باشد براي نماز عصر كفايت مي‏كند.

پ: اعمالي كه مستحاضه بايد ترك كند:

س ۶۴۷- آيا روابط زناشويي در حالت استحاضه جايز است؟

– جايز است و نزديكي فقط در حالت حيض و نفاس حرام مي‏باشد.

س۶۴۸- آيا جايز است زن مستحاضه قرآن بخواند و كلماتش را لمس كند؟

– جايز است، به شرطي كه آنچه از غسل يا وضو كه بر عهده‏اش بوده انجام داده باشد.

س۶۴۹- آيا نماز و روزه بر زن مستحاضه واجب است؟

– هر چه بر زن پاك از خون واجب است، بر زن مستحاضه هم واجب است و اعمالش صحيح مي‏باشد چه نماز باشد چه روزه و حج و چه غير اينها، علاوه بر اينكه مي‏تواند داخل مسجد شود و نزديكي داشته باشد و… .

ششم: غسل هاي مستحبي

س۶۵۰: آيا جايز است در فصل زمستان که روزها کوتاه است غسل جمعه را قبل از نماز صبح انجام داد؟ زيرا کسي که در اروپا کار مي‏کند قبل از طلوع فجر از خانه خارج مي‏شود ونمازش را در راه و در محلهاي مخصوص استراحت، مي خواند و اگر جواب منفي است، راه حل چيست؟

– بنابر آنچه گفته شد در حالت اضطرار جايز است.

س۶۵۱: به دليل ناآگاهي به مساله، غسل جمعه را بعد از زوال به قصد مستحب بودن انجام مي‏دادم نه به نيت قربت مطلق، آيا نماز وغسل من صحيح است؟

– غسل و نماز صحيح است.

س۶۵۲: من عادت کردم که غسل جمعه را انجام دهم؛ آيا جايز است در ايام حيض به عنوان نوعي از طهارت غسل جمعه را انجام دهم؟

– با وجود حدث حيض با غسل جمعه براي شما طهارت محقق نمي شود؛ لکن غسل شما صحيح است وبخاطر آن ثواب خواهيد برد.

س۶۵۳: غسل توبه چيست؟ چگونه انجام مي‏شود؟ وآيا غسل توبه شخص را از وضو بي نياز مي‏کند؟

– غسل توبه از غسلهاي مستحبي است که مثل بقيه غسلها انجام مي‏شود و فقط در نيت با آنها اختلاف دارد وجايگاهش وقتي است که مؤمن قصد برترک گناه و استغفار از آن مي‏کند، و اين قصد را با غسل همراه مي‏کند. اين غسل انسان ‎را از وضو بي نياز مي‏کند.

س۶۵۴: آيا غسل هايي که مستحبي بودن آنها ثابت نشده شخص را از وضو بي نياز مي‏کند؟

– غسلهاي مستحبي شخص را از وضو بي نياز نمي‏کند، مگر غسلهاي مستحبي که استحباب آنها به دليل خاص ومعتبر، ثابت شده مانند غسل جمعه، احرام، عيد، زيارت از نزديک وغير اينها، که شخص را از وضو بي نياز مي‏کند.

س۶۵۵: آيا غسل به نيت قربه الي الله شخص را از وضو بي نياز مي‏کند؟

– بايد وضو بگيرد.

س۶۵۶: آيا غسل براي زيارت امام حسين عليه السلام مستحب است؟

– اگر زيارت از نزديک باشد، غسل مستحب است.

 

هفتم: کيفيت غسل

الف: شرايط غسل

س۶۵۷: آيا پاک بودن جسم، قبل ازغسل، جزء شرايط غسل است؟

– جزء شرايط غسل نيست. وهيمن که پاکي با غسل حاصل شود کافي است.

س۶۵۸: کسي که غسل جنابت انجام داده سپس مقداري مني روي بدنش ببيند آيا غسلش صحيح است؟

– واجب نيست دوباره غسل را انجام دهد، بلکه کافي است که نجاست را برطرف و محل را تطهير کند، سپس به نيت غسل جنابت بر آن قسمت آب بريزد، البته اگر نجاست در سر و گردن نباشد.

س۶۵۹: آيا واجب است قبل از غسل، بدن را تميز کنيم يا آنرا تا بعد از غسل به تأخير بيندازيم؟

– فرقي بين اين دو نيست، اگر چه نظافت بدن قبل از غسل بهتر است.

س۶۶۰: آيا شستن موها با صابون قبل از غسل جنابت يا حيض واجب است؟

– اين کار واجب نيست و از شرايط غسل نمي‏باشد و شستن موها با آب کافي است. اگر چه شستن با صابون ضرري به غسل واجب نمي‏رساند.

س۶۶۱: آيا موالات در غسل واجب است، مثل اينکه انسان غسل سر و گردن را انجام دهد سپس قبل از اتمام غسل مشغول کارهاي ديگري مثل شستن بدن با صابون شود. آيا دراين حالت غسل صحيح است؟

– موالات در غسل واجب نيست. و به صورت گفته شده، غسل صحيح است واشکالي ندارد .

س۶۶۲: آيا واجب است بدن وموها قبل از غسل جنابت يا حيض خشک باشد؟

– واجب نيست.

س۶۶۳: آيا جايز است در سرويس بهداشتي مساجد غسل جنابت انجام داد؟

– اگر آب مسجد فقط براي وضو وقف شده باشد، جايز نيست با آن غسل کرد؛ در غير اين صورت اشکالي ندارد.

س۶۶۴: آيا غسل جنابتي که در منزل دوستم بدون اطلاع او انجام دادم، صحيح است؟

– با اطمينان به رضايت او غسل شما صحيح است.

ب: نيت غسل

س۶۶۵: چه وقتي نيت غسل جنابت ادا و قضا مي‏شود؟

– ادا و قضا در مورد غسل معنا ندارد، اما چون براي نماز واجب مي‏شود پس اگر براي مکلف عمل واجبي پيش بيايد که غسل کردن از شرايط آن باشد، و مکلف غسل را انجام ندهد، مرتکب معصيت شده است.

س۶۶۶: آيا مي‏شود چند غسل را يکجا انجام داد؟

– در کل، غسل‏ها را چه واجب و چه مستحب مي‏توان يک‏جا انجام داد. بنابراين کسي که غسل جنابت در روز جمعه بر او واجب شده است، مي‏تواند دوغسل را با يک نيت انجام دهد. به اينکه نيت کند غسل جنابت و جمعه را قربة الي الله همچنين زني که غسل حيض و جنابت در روز جمعه بر او واجب مي‏شود، مي‏تواند هر سه را با يک نيت انجام دهد.

س۶۶۷: اگر دو غسل يا بيشتر بر شخصي واجب شود آيا ممکن است به يک غسل اکتفا کند؟ و نيت او چگونه بايد باشد؟

– يک غسل به نيت يکي از آنها کافي است و همچنين مي‏تواند نيت همه را بکند به اين صورت که بگويد غسل جنابت و جمعه (به عنوان مثال) را انجام مي‏دهم قربة الي الله. واين غسل کافي است و به جاي همة غسلها به حساب مي‏آيد.

س۶۶۸: شخصي فراموش کرده که دچار حدث اکبر است وبا اين حالت غسل جمعه را انجام داده است. آيا اين حدث با غسل جمعه برطرف مي‏شود؟

– انجام غسل به نيت غسل جمعه شخص را از غسل جنابت بي‏نياز مي‏کند.

س۶۶۹: حکم کسي که فراموش کرده در هنگام غسل نيت را به زبان آورد، چيست؟

– غسلش صحيح است و به زبان آوردن نيت، جزء شرايط غسل نيست. بلکه نيت، قصد بر انجام عمل است که امري قلبي مي‏باشد ونياز به گفتن ندارد.

س۶۷۰: حکم کسي که براي انجام غسل جنابت به حمام مي‏رود اما گفتن نيت را فراموش مي‏کند چيست؟

– غسلش صحيح است.

س۶۷۱: اگر کسي که غسل جنابت براو واجب است به حمام برود بدون اينکه قصد قربت داشته باشد ويا نيت غسل کند؛ بلکه به جهت تميزي و خنک شدن، حمام برود. آيا اين شستشو او را از غسل بي نياز مي‏کند؟ با توجه به اينکه آن شخص در هنگام شستشو و نظافت دقيقا به همان کيفيت شرعي غسل عمل کرده است.

– حمام کردن او را از غسل بي نياز نمي‏کند، زيرا غسل عبادتي است که نياز به نيت دارد.

س۶۷۲: براي اينکه غسل جنابت يا غير آن شخص را از وضو بي نياز کند، آيا بايد در غسل نيت بدل از وضوکرد؟

– واجب نيست؛ بلکه نيت غسل جنابت يا غير آن، از غسلهاي واجب و مستحب کافيست، و شخص را از وضو بي نياز مي‏کند.

س۶۷۳: سهوا به جاي حيض، به نيت جنابت غسل انجام دادم و تا بعد از خواندن نماز عصر و مغرب وعشاء متوجه اين موضوع نشدم. حکم اين مسأله چيست؟

– تا وقتي که غرض غسل حيض بوده و در گفتن نيت اشتباه کرده‏ايد وقصد قلبي غسل، از حدث اکبري که در آن هستيد بوده، غسل شما صحيح است. بنابراين نمازتان هم صحيح مي‏باشد.

 

پ: عدم وجود مانع (نفوذ آب) بر روي اعضاء

س ۶۷۴ـ شخصي پس از انجام غسل و خواندن نماز، چيزي بر بدنش ديد که مانع رسيدن آب به بدن مي‏شود. آيا نمازش صحيح است؟

– وجود مانع در اعضاء، غسل را باطل مي‏کند، بنابراين پس از اصلاح غسل بايد نماز را دوباره بخواند؛ و براي اصلاح غسل کافي است که مانع را بر طرف کند و محل را به نيت غسل جنابت بشويد. اگر مانع در سر و گردن بود پس از شستن محل، بايد غسل دو طرف بدن را دوباره انجام دهد تا ترتيب در غسل، حفظ شود، اما اگر مانع در جاهاي ديگر بدنش بود فقط بايد محلي را که در آن مانع بوده غسل دهد.

س۶۷۵ـ پس از غسل، مانعي روي دست راستم ديدم، حکم غسلم چيست؟

– مانع را برطرف کرده و محل را دوباره به نيت غسل بشوييد و واجب نيست غسل را دوباره انجام دهيد، زيرا در افعال غسل، موالات لازم نيست و رعايت ترتيب بين طرف راست و چپ بدن هم واجب نيست.

س ۶۷۶ـ اگر چند روز پس از غسل مانعي را در اعضاء بدن ببينم، آيا بايد غسل و نمازها را دوباره انجام دهيم؟

– اگر مانع، جزئي باشد يا امکان نفوذ آب در آن باشد غسل يا وضو صحيح است، در غير اين صورت بايد غسل يا وضو و نمازهايي که با آنها خوانده شده دوباره انجام شود.

س ۶۷۷ـ حکم شستن موها فقط با آب در هنگام غسل واجب چيست؟ و آيا روغني که روي مو وجود دارد مانع به حساب مي‏آيد و بايد قبل از غسل آنرا با شامپو برطرف کرد؟

– در غسل جنابت يا حيض و يا هر غسل واجب و مستحب، واجب است بدن با آب شسته شود. اما روغني که روي مو ماليده مي‏شود مانع نيست و ضرري به صحت غسل نمي‏زند.

س۶۷۸ـ اگر بقاياي روغن روي مو بماند، آيا غسل جنابت باطل مي‏شود؟

– بودن روغن ضرري به صحت غسل نمي‏زند؛ به‎خصوص اگر از نوعي باشد که برطرف کردن آن مشکل است.

س۶۷۹: آيا خالکوبي روي بدن مانعي براي غسل به حساب مي‏آيد و ضرر به غسل و نماز مي‏زند؟

– خالکوبي ضرري به غسل يا وضو نمي‏زند؛ به‎خصوص اگر رنگي باشد که داخل پوست شده باشد و برآمدگي خاصي بر ظاهر پوست ايجاد نکرده باشد.

س۶۸۰: دو روز پس از غسل حيض متوجه شدم تکه هاي بسيار کوچکي از لاک روي بعضي از ناخنهايم وجود دارد. آيا بايد غسل ونمازهايم را دوباره انجام دهم؟

– در مثل اين فرض، مانع به حساب نمي‏آيد. بنابراين غسل ونماز صحيح است.

س۶۸۱: روي کمرم چسب درمان کمر درد قرار مي‏دهم. پس از برداشتنش تکه‏هاي کوچکي از چسب روي کمرم باقي مي‏ماند. آيا غسل جنابت با وجود آنها صحيح است؟

– غسل با وجود بقاياي چسب، که بخاطر ناچيز بودن به آنها اعتنا نمي‏شود، صحيح است؛ به‎خصوص اگر برطرف کردن آنها سخت باشد.

س۶۸۲: نوعي وسيله ضد بارداري، مثل چسب وجود دارد که بر بازو يا ران، قرار مي‏دهند و حسابش مثل قرص ضد بارداري است، يعني فقط در ايام عادت ماهانه تقريبا هر سه هفته يکبار، مي‏شود آنرا برداشت. آيا اين وسيله مانعي براي غسل واجب يا مستحب به حساب مي‏آيد؟

– براي اينکه وضو يا غسل صحيح باشد بايد آنها را برداشت. زيرا مانع رسيدن آب به پوست مي‏شود و الان وسايل ديگري براي جلوگيري از بارداري وجود دارد. البته اگر وسايل ديگر براي ايشان ضرر دارد به خصوص در هنگام ضرورت، جايز است از اين وسيله استفاده کند. ودر صورت استفاده بايد با آن معامله جبيره کند و در هنگام وضو يا غسل، بر آن دست بکشد.

س۶۸۳: آيا حرام است که دختران از موي مصنوعي استفاده کنند و آن مويي است که به وسيله قطعه‏اي فلزي به موهاي اصلي متصل مي‏شود؛ وآيا اين مو به صحت غسل يا وضو ضرر مي‏رساند؟

– اين کار في نفسه حرام نيست و ضرري به صحت غسل نمي‏رساند، البته در هنگام وضو، مسح آن کافي نيست و بايد مسح بر موي اصلي باشد.

س۶۸۴: حکم ترکهايي که در پا وجود دارد و رنگش بخاطر راه رفتن سياه شده ومعلوم نيست جرم است يا رنگ، چيست؟

– اينها مانع به حساب نمي‏آيد و ضرري به صحت غسل نمي رساند.

س۶۸۵: کسي که غسل کند ولي فراموش کند آب را داخل بيني‏اش برساند، آيا بايد دوباره غسلش را انجام دهد؟

– غسل باطل نمي‏شود؛ زيرا شستن داخل بيني در غسل واجب نيست.

ت: کيفيت غسل

س۶۸۶: چگونه مي‏توان غسل جنابت وحيض را به صورت صحيح انجام داد؟

– همة غسلها چه واجب و چه مستحب، به يک صورت انجام مي‏شود و اختلافي در چگونگي انجام آنها نيست. به اين صورت که:

اول نيت: به اين صورت که، نيت مي‏کنيم که غسل را قربة الي الله انجام دهيم. وگفتن نيت، شرط نيست بلکه حضور قلبي و قصد انجام غسل قربة الي الله کافيست و ضرورتي براي تعيين نوع غسلي که انجام مي‏دهيم وجود ندارد که مثلا غسل حيض است يا جنابت، بلکه کافيست که در ذهن بگويي (غسل مي‏کنم قربة الي الله). اگر چه بهتر است علت يا علل غسل ذکر شود.

دوم: يک مرتبه شستن سر وگردن و موهاي موجود درآن است. وآن به قرار دادن سر وگردن زير دوش يا ريختن آب بر آن با آفتابه است وضرورتي براي دست کشيدن وجود ندارد.

سوم: يک مرتبه شستن ما بقي بدن. يعني طرف راست و چپ باهم، يا جداگانه از حدود گردن تا آخر پا. دراين قسمت هم دست کشيدن لازم نيست. همچنين لازم نيست از بالا يعني از دو کتف شروع کنيم، بلکه از هر جايي که شروع شود صحيح است زيرا مهم شستن دو طرف بدن است به هر صورتي که مي‏توانيم. همچنين واجب نيست که اول طرف راست را بشوييم اگر چه اين کار بهتر است. پس از شستن دو طرف بدن، غسل تمام مي‏شود.

در اين قسمت نکاتي وجود دارد که بيان‏اش ضروري است:

  • واجب است مکلف در هنگام غسل، قسمتهاي نجس روي عورت وغير آن‎را پاک کند و براي پاک کردن، کافيست به صورت مستمر بر روي آن قسمتها آب بريزد تا نجاست، از بين برود که در اين حالت، همزمان، هم موضع پاک مي‏شود وهم غسل جنابت محقق مي‏گردد.
  • بايد مواد آرايشي و يا مواد شبيه آنها که حالت چسبنده دارند را از صورت وبدن برطرف کرد.
  • نظافت بدن با صابون قبل و يا بعد از غسل، مانعي براي غسل نيست. ولازم نيست بين آن وغسل فاصله خاصي قرار دهيم. همچنين لازم نيست قبل از غسل بدن را خشک کنيم .

س۶۸۷: غسل ارتماسي چگونه انجام مي‏شود؟

– غسل ارتماسي اين است که تمام بدن را يک دفعه آب فراگيرد، مثل وقتي که انسان خود را در آب دريا، رودخانه و يا استخر مي‏اندازد.

س۶۸۸: آيا در هنگام غسل، کشيدن دست بر بدن واجب است؟

– واجب نيست، وليکن جايز است وضرري به صحت غسل نمي‏رساند. نکته اساسي در غسل، رساندن آب به همه جاي بدن به هر نحو ممکن است.

س۶۸۹: آيا در هنگام غسل، واجب است لا به لاي موها دست بکشيم تا مطمئن شويم آب به پوست مي‏رسد؟

– رسيدن آب به زير موها در سر و بدن، واجب است ولي دست کشيدن لا‏به‏لاي موها تا وقتي که آب، به مجرد ريخته شدن بر بدن به‏طور حتم به همه جاي آن مي‏رسد، واجب نيست.

س۶۹۰: آيا غسل، به اين شکل صحيح است که، اول: صورت را با صابون و سپس با آب بشوييم و سپس اين کار را براي طرف راست انجام دهيم يعني اول باصابون و سپس با آب بشوييم و سپس براي طرف چپ بدن هم، همين کار را انجام دهيم؟

-اين غسل صحيح است واشکالي ندارد.

س۶۹۱: با وجود تنگي وقت چگونه براي نماز صبح، غسل جنابت را انجام دهيم؟

– اگر وقت براي غسل ونماز تنگ بود بايد تيمم بدل از غسل انجام داد، تا نماز در وقتش خوانده شود.

س۶۹۲: در گوشهايم، التهاب مزمني وجود دارد که از آن رنج مي‏برم، پزشکان گفته‏اند که در هنگام شنا گوشم را با ماده سيليکون بپوشانم و مواظب باشم که آب وارد گوشهايم نشود. حال آيا واجب است که در هنگام غسل جنابت آب به داخل گوش برسد؟

– آب بايد به تمام قسمتهاي گوش که ديده مي‏شود، برسد که شامل قسمتهاي داخلي گوش هم مي‏شود. با وجود عدم امکان رساندن آب، کافي است که مانع گفته شده را با تري انگشتان مسح کرده ومعامله جبيره با آن بکنيد. تا وقتي که التهاب وجود دارد، غسل به اين صورت صحيح است.

س۶۹۳: آيا در غسل، صورت، جزئي از سر است و واجب است که آب به آن برسد؟

– صورت، جزء سر است و شستن آن در هنگام غسل سر واجب است.

س۶۹۴: اگر در هنگام غسل، طرف راست سر را با طرف راست بدن وطرف چپ سر را با طرف چپ بدن بشوييم، آيا اين غسل صحيح است؟

– اگر تمام سر درهنگام شستن طرف راست سر، شسته شود غسل صحيح است؛ گرچه مکلف نيت شستن تمام سر را نداشته باشد، در غير اين صورت غسل صحيح نيست.

س۶۹۵: خانمي زير دوش، غسل حيض انجام داده اما به خاطر ناآگاهي به مسأله، ترتيب بين سر و گردن و بقيه بدن را رعايت نکرده است؛ آيا غسل او صحيح است؟

– اگر تمام بدن او شسته شده باشد، غسلش صحيح است و لو اينکه ترتيب رعايت نشده باشد.

س۶۹۶: آيا صحيح است که در غسل، آب را با دست بر داشته وسر را مسح کنيم بدون اينکه آب را بر سر بريزيم؟

– معيار در صحت غسل، رسيدن آب به پوست به واسطة شستن و ريختن آب است. بنابراين اگر به برداشتن آب با دست و مسح سر با آن، شستن گفته نشود، غسل صحيح نيست.

س۶۹۷: کسي که روي دستش جبيره دارد، چگونه بايد غسل جنابت انجام دهد؟

– همه بدنش به جزء قسمتي را که جبيره دارد، به صورت عادي مي‏شويد. سپس با دست آب برداشته وهمة قسمتي را که جبيره دارد مسح مي‏کند. و لازم نيست که جبيره زياد مرطوب گردد..

س۶۹۸: آيا عمل مستحبي وجود دارد که مکلف آنرا در هنگام غسل جنابت وحيض انجام دهد؟

– مستحب است که پس از سه مرتبه شستن دستها وذکر بسم الله الرحمن الرحيم، آب را مضمضه و استنشاق کنيم و در حديث وارد شده که مستحب است در هنگام طهارت از حدث، ذکر خدا را بگوييم و اين دعا را بخوانيم: (اللهم صل علي محمد و آله محمد، واجعلني من التوابين واجعلني من المتطهرين) و مانند اين اذكار، که در جاي خودش ذکر گرديده است.

ث: احکام غسل

س۶۹۹: چه چيزهايي غسل را باطل مي‏کند؟

– غسل، با آنچه آن‎را واجب مي‏کند يعني اموري که به واسطه آنها، غسل واجب مي‏گردد مانند جنابت، حيض، بعضي اقسام استحاضه، ومثل اينها، باطل مي‏شود.

س۷۰۰: چه زماني واجب است غسل جنابت را انجام داد؟ چه زماني انجام غسل جنابت واجب است؟

– هنگامي که مکلف مي‏خواهد عباداتي را که شرط آنها طهارت است مانند نماز و روزه، انجام دهد.

س۷۰۱: آيا واجب است غسل جنابت را بلافاصله انجام داد؟

– بلا فاصله انجام دادن غسل جنابت واجب نيست و جايز است آن‎را تا قبل از پايان وقت نماز، به اندازه‏اي که براي غسل و نماز فرصت باشد، به تأخير انداخت.

س۷۰۲: آيا غسل جنابت يا حيض يا جمعه، شخص را از وضو بي نياز مي‏کند؟

– بله، اين غسلها وغير اينها، از غسلهاي واجب ومستحب، شخص را از وضو بي نياز مي‏کند.

س۷۰۳: بعد از غسل، احساس کردم مقداري مني از من خارج شده است، آيا بايد غسل را دوباره انجام دهم؟

– اگر علم داريد که آنچه خارج شده مني است بايد غسل را دوباره انجام دهيد. همچنين اگر شک داريد، در حالي که بعد از انزال، ادرار نکرده‏ايد بايد دوباره غسل انجام دهيد.

س۷۰۴: آيا جايز است که زير دوش حمام، غسل کنيم به نحوي که آب يک مرتبه بر همه اجزاء بدن جاري شود سپس دست را به قصد غسل بر سرو گردن، سپس طرف راست وسپس طرف چپ بکشيم؟

– جايز است. و رعايت ترتيب بين طرف راست وچپ بدن واجب نيست؛ همچنين واجب نيست بر اجزاء بدن دست بکشيم؛ بلکه جاري شدن آب بر بدن در تحقق غسل واجب، کافيست.

س۷۰۵: آيا واجب است بيشتر از يک مرتبه آب بر سر و بدن بريزيم تا مطمئن شويم آب به بدن رسيده است؟

– ريختن يک مرتبه، آب کافيست. و مهم اين است که آب به همه جاي سروگردن وبدن برسد. تکرار ريختن آب، ضرري به صحت غسل نمي‏رساند؛ البته از جهت اسراف، حرام است.

س۷۰۶: زني بدون رعايت ترتيب، غسل مي‏کرده است يعني نيت غسل ‏کرده وحمام رفته است. حکم نماز، روزه و حج او چيست؟

– در اين فرض، اگر همه بدن اوشسته شده باشد، غسلش صحيح است. حتي اگر از روي نا آگاهي، ترتيب را رعايت نکرده باشد. و لازم نيست نمازش را دوباره بجا آورد و درهر حال لازم نيست روزه و حج را دوباره بجا آورد؛ بلکه اگر خطا در حج صورت گرفته باشد، فقط براي اعمالي که شرط طهارت دارند مانند طواف، بايد نايب بگيرد.

س۷۰۷: آيا ترتيب در غسل واجب، لازم است؟

– ترتيب بين سر و گردن وبقيه بدن واجب است. و احتياط مستحب در بقيه بدن، مقدم کردن غسل طرف راست بدن بر طرف چپ است.

س۷۰۸: همسرم موهاي بلندي دارد که شستن هر روز آنها باعث ريزش موهايش شده است، آيا ممکن است که غسل جنابت را بدون مرطوب کردن موها انجام دهد؟

– در غسل، موها بايد شسته شود، زيرا غسل جنابت بدون شستن سر صحيح نيست، البته ممکن است که قسمت بلند مو را نشويد و فقط به شستن آن مقداري که در محدوده سر است اکتفا کند.

س۷۰۹: آيا واجب است عورت و عانه را قبل از غسل واجب، بشوييم؟

– شستن عورت وعانه قبل از غسل، واجب نيست. البته با وجود نجاست بر آنها، تطهيرشان قبل و يا در هنگام غسل واجب است.

س۷۱۰: در غسل، رسيدن آب به مو واجب است يا به پوست سر؟

– واجب است آب هم به مو و هم به پوست سر برسد.

س۷۱۱: حکم کسي که شک کند يا فراموش کند يکي از اعضاء را غسل دهد و پس از اتمام غسل متوجه شود، چيست؟

– اگر قسمتي در سر شسته نشده باشد واجب است آن قسمت را بشوييم و دوباره طرف راست و چپ بدن را غسل دهيم. اما اگر قسمت شسته نشده در يکي از دو طرف بدن باشد، فقط آن قسمت را مي‏شوييم و نيازي به شستن بقيه بدن نيست و به اين صورت غسلش صحيح مي‏شود؛ ولواينکه مدتي گذشته باشد.

س۷۱۲: آيا غسل در صورتي که وقت، براي غسل و نماز تنگ باشد، باطل مي‏شود؟ و آيا واجب است براي پاک شدن از حدث اکبر، غسل ديگري انجام داد؟

– اگر وقت تنگ باشد بايد تيمم بدل از غسل انجام دهد تا بتواند نماز را در وقتش بخواند و سپس غسل جنابت را انجام دهد. اگر گمان کند که براي نماز و غسل وقت دارد و غسل کند و وقت نماز تمام شود، غسلش باطل نمي‏شود و لازم نيست نمازهاي بعدي را اعاده کند. همچنين در صورتي که مي‏داند وقت براي نماز تنگ است غسل کند و وقت نماز تمام شود، غسل او باطل نمي‏شود اگر چه در اين حالت، گناهکار است.

س۷۱۳: اگر هنگامي که فرد، مشغول غسل بدن است، شک کند که شايد صورتش را نشسته است آيا جايز است صورت را همراه بدن بشويد؟ تکليف چيست؟

– اگر شکش قبل از شروع غسل بدن باشد، واجب است که برگردد و صورتش را بشويد سپس شروع به غسل بدن کند. اما اگر در حالي که مشغول غسل بدن است، شک کند نبايد به شک اعتنا کند، زيرا به شک بعد از محل نبايد اعتنا کرد. البته اگر به شکش اعتنا کرده و برگردد وصورتش را بشويد بايد غسل بدن را دوباره انجام دهد.

س۷۱۴: از ابتداي بلوغ، غسل حيض را اشتباه انجام مي‏دادم به اين صورت که اول بدن را مي‏شستم سپس سر را و فقط نيت مي‏کردم. آيا بايد نماز و روزه هايم را دوباره انجام دهم؟

– اگر همة اعضاء بدن شسته شده باشد، عدم رعايت ترتيب در غسل بخاطر ناآگاهي به مسأله، موجب بطلان غسل نمي‏شود؛ بنابراين چيزي از اعمال گذشته شما باطل نيست و نيازي به تکرار ندارد. و شکل صحيح غسل به اين صورت است که: ابتدا نيت کرده سپس سرو گردن و بعد بقيه بدن را مي‏شوييد.

س۷۱۵: حکم کسي که در غسل، همه اعضاء بدن را به جز کمر شسته، چيست؟ آيا واجب است نمازهايي را که با اين غسل خوانده، دوباره بخواند؟

– اگر آب را هنگامي که روي سر و بقيه بدن مي‏ريخته‏ايم، به کمر نرسيده، غسل باطل است و بايد نمازهايي را که با اين غسل خوانده شده، دوباره بخواند.

س۷۱۶: خانمي در زماني که جنب بوده، حائض شده است آبا بايد در حال حيض، غسل جنابت انجام دهد؟

– اين کار واجب نيست. وهنگامي که از حيض پاک شد، يک غسل براي جنابت و حيض کافي است.

س۷۱۷: اگر زن متوجه شود که در روزها يا هفته‏هاي گذشته غسل بر او واجب بوده، آيا بايد الآن غسل کند؟ و آيا نماز و روزه‏هايي که در خلال اين ايام به جا آورده قبول است يا بايد دوباره به جا آورد؟

– اگر در اين مدت، غسل واجبي انجام نداده است، بايد غسل را انجام داده و نمازهايي را که خوانده، دوباره بخواند، اما اگر غسل واجبي را انجام داده ولو اينکه با غسلي که براو واجب بوده مغايرت داشته باشد و يا غسل مستحبي که انسان‎را از وضو بي نياز مي‏کند، انجام داده باشد، غسل بر او واجب نيست و لازم نيست اعمال را دوباره به جا آورد.

س۷۱۸: هنگامي که غسل سرو گردن را انجام مي‏دهم، آب به بقية قسمتهاي بدن هم مي‏رسد. آيا به صحت غسل ضرري مي‏رسد؟

– ريختن آب، از سروگردن به بقيه بدن، به صحت غسل ضرر نمي‏رساند. غسلي که در آن، اول سروگردن سپس بقية بدن شسته شود صحيح است.

س۷۱۹: درهنگام غسل جنابت، زياد شک مي‏کنم که آب به بعضي قسمتهاي بدن مثل پشت رسيده است يا نه. و اين شک به اين دليل است که پشتم را نمي‏بينم. بنابراين پنج، شش بار پشتم را مي‏شويم، وظيفة من چيست؟

– غسل شما صحيح است و نبايد به شک دراين موارد اعتنا کنيد وگرنه شک تبديل به وسواس شده و مشکلات زيادي براي شما ايجاد مي‏کند، به‎خصوص که آب به راحتي و در مرتبه اول به پشت مي‏رسد.

س۷۲۰: آيا در هنگام غسل، حدث اصغر باعث بطلان غسل مي‏شود؟

– حدث اصغر درهنگام غسل، آن‎را باطل نمي‏کند و مکلف دراين هنگام مخير است بين اينکه غسلش را ادامه داده و سپس براي اعمالي که وضو لازم است، وضو بگيرد يا اينکه بنابر احتياط مستحب، غسل را از سرگرفته و بعد از آن وضو بگيرد. و مورد دوم بهتر است.

س۷۲۱: آيا خارج شدن خون درهنگام غسل، آنرا باطل مي‏کند؟

– خارج شدن خون درهنگام غسل باعث بطلان غسل نمي‏شود. اگر محل خارج شدن خون را شسته‏ايد غسل را تمام کنيد و مواظب باشيد که بقيه جاها درهنگام غسل نجس نشود. واگر محل خروج خون را تطهير نکرده‏ايد، ابتدا آن‎را پاک کرده سپس آن‎را غسل دهيد.

س۷۲۲: شخصي پس از چند سال متوجه شده که غسل جنابت را اشتباه انجام مي‏داده است. آيا بايد نماز و روزه هايي که درطي اين مدت انجام داده، دوباره به جا آورد؛ با توجه به اينکه اشتباه در غسل بخاطر عدم اطمينان به شستن بعضي از قسمتها مانند بيني، گوش، زير بغل و بعضي قسمتهاي ديگري که آب، بدون کمک دست به سختي به آنها مي‏رسد، ناشي شده است. اين در حالي است که وي به مسأله ناآگاه بوده است؟

– اگر منظور، شک در صحت اين غسلها. به دليل شک در رسيدن آب به قسمتهاي گفته شده است، ظاهر اين است که غسلها صحيح است و نيازي به تکرار نماز و روزه نيست، زيرا به شک بعد از فراغ، نبايد اعتنا کرد. البته درغسلهاي جديد بايد از رسيدن آب به همه اعضاء مطمئن شود و بداند که رساندن آب به داخل بيني يا گوش داخلي، واجب نيست.

س۷۲۳: اگر روشن شود که غسل يا وضو در طول چند سال باطل بوده، تکليف نمازها در اين مدت چيست و آيا بايد دوباره خوانده شود؟

– اگر روشن شود وضو يا غسل باطل بوده، بايد هر نمازي را که با آن غسل يا وضو خوانده دوباره به جا آورد.

س۷۲۴: اگر مکلف در صحت نماز قبلش، شک کند و اين شک بخاطر شک در غسل يا وضو يا در بعضي از شرايط نماز باشد، آيا واجب است قضاي نماز را به جا آورد؟

– در شک، بنا را به صحت نماز گذاشته و لازم نيست قضاي نماز را به‏جا آورد.

س۷۲۵: حکم کسي که غسل جنابت را فراموش کرده چيست؟

– واجب است هنگامي که به ياد آورد، غسل را انجام دهد و بايد نمازهايي را که بدون غسل خوانده دوباره به جا آورد.

س۷۲۶: در هنگام غسل، شک کردم که دستم را شسته‏ام يا نه؛ آيا بايد غسل را دوباره انجام دهم؟

– تکرار غسل واجب نيست؛ فقط کافيست دستتان‎ را بشوييد؛ مگر اينکه کثير الشک باشيد که در اين صورت نبايد به شکتان اعتنايي کنيد.

س۷۲۷: از زني پس از انجام غسل، مايعي شبيه مني خارج شده، آيا بايد غسل را دوباره انجام دهد؟

– غسلش صحيح است ونيازي به تکرار آن نيست. اگر علم دارد که آنچه خارج شده مني شوهرش است بايد محل را تطهير کند. و اگر علم ندارد که آن مايع، مني است، بنا را بر پاکي مي‏گذارد.

س۷۲۸: هنگامي که از خواب بيدار مي‏شوم و جنب هستم بخاطر ترس از ضرر، بهخصوص در فصل سرما، نمي‏توانم قبل از رفتن به محل کار، غسل را انجام دهم. آيا جايز است تيمم بدل از غسل انجام دهم؟

– واجب نيست شخص جنب در طول روز، غسل انجام دهد مگر براي نماز؛ بنابراين مانعي ندارد بدون غسل به محل کارش برود. به خصوص در حالت ضرورت؛ سپس هنگام برگشتن، غسل کند و قبل از اتمام وقت نماز بخواند.

س۷۲۹: آيا جايز است غسل جنابت را دو روز، يا بيشتر به تأخير انداخت؟

– جايز نيست، مگر در هنگام اضطرار به خاطر بيماري يا نبودن آب. در اين هنگام به جاي غسل، تيمم بدل از غسل انجام ‏دهد. اما اگر اضطرار نباشد بايد براي خواندن نماز، قبل از اتمام وقتش غسل کند. بنابراين مي‏تواند غسل را تا زماني که براي نماز وقت باقيست به تأخير اندازدز اين تأخير، فقط در قسمت زيادي از روز يا تمام شب، اگر براي نماز صبح بيدار نشود ممکن است.

س۷۳۰: آيا جايز است، غسل جنابت را بلافاصله پس از حمام کردن انجام داد؟

– مانعي نيست واشکالي ندارد، همچنين خشک کردن بدن قبل از شروع غسل جنابت واجب نيست.

س۷۳۱: آيا جايز است اول وضو بگيرم سپس غسل انجام دهم و يا برعکس؟

– اگر غسل بخاطر حدث اکبر مثل جنابت و يا غير آن باشد، شخص را از وضو بي‏ نياز مي‏کند؛ بنابراين نيازي به وضو قبل از آن نيست. و تا وقتي هم که حدث اصغر در هنگام غسل و يا بعد آن اتفاق نيفتاده نيازي به وضو نيست و بنابر فرض اينکه وضو همراه غسل، واجب است، انجام آن قبل و يا بعد از غسل، صحيح است.

س۷۳۲: اگر فرد جنب، بدون استبراء با بول غسل را انجام دهد، سپس مايعي لزج [چسبان] از او خارج شود آيا واجب است غسل را دوباره انجام دهد؟

– اگر بداند يا شک داشته باشد که مايع خارج شده، مني است، بايد دوباره غسل کند.

س۷۳۳: قبل از اينکه غسل جنابت را انجام دهم نماز صبح را خواندم و بعد از غسل، نماز صبح را دوباره پس از نماز عصر بجا آوردم. آيا گناهي مرتکب شدهام؟

– اگر با وجود امکان غسل، عمدا غسل نکرده باشيد، گناهکاريد. اگر به هر دليلي امکان غسل نداشتيد، واجب است تيمم کنيد واگر عدم توجه به حکم ذکر شده، از روي کوتاهي نباشد گناهي بر شما نيست.

س۷۳۴: اگر مردي با زن غيرمسلمان، ازدواج کند و آن زن، از جنابت غسل نکند، آيا مرد گنهکار است؟ وآيا نزديکي با او قبل از غسل کردنش جايز است؟

– غسل کردن از تکاليف زن است نه مرد، و جايز است با او نزديکي کند حتي اگر غسل نکرده باشد.

س۷۳۵: حکم کسي که در غير ماه رمضان با حالت جنابت مي‏خوابد و بعد از طلوع خورشيد بيدار مي‏شود، سپس غسل کرده و نماز صبح را مي‏خواند چيست؟

– گناهي نکرده، اگر چه خواب در حالت جنابت مکروه است، مگر اينکه وضو بگيرد.

س۷۳۶: آيا جايز است که غسل جمعه را به جاي غسل حيض، انجام دهم؟

– جايز است. و يک غسل به جاي دو غسل، کفايت مي‏کند. و افضل و احوط اين است که دو غسل را در انجام غسل نيت بکند.

س۷۳۷: اگر قبل ازخواندن نماز، ناگهان زن، حائض شود آيا قضاي نماز بر او واجب است؟ با توجه به اينکه بيش از يک ساعت از وقت نماز گذشته است.

– با توجه به اينکه بيشتر از يک ساعت از شروع وقت نماز گذشته است، بايد پس از پاکي از حيض و غسل، اين نماز را قضا کند.

س۷۳۸: اگر زن، کمي قبل از غروب، از حيض پاک شود ولي غسل نکند و نماز نخواند آيا قضاي نماز ظهر و عصر بر او واجب است؟

– اگر پاک شود و وقت براي غسل و نماز داشته باشد، قضاء نماز ظهر وعصر بر او واجب است. و اگر وقت، فقط به اندازه غسل وخواندن چهار رکعت باشد، فقط قضاي نماز عصر بر او واجب است.

س۷۳۹: اگر زن پنج يا ده دقيقه پس از شروع وقت نماز مغرب بفهمد که حائض شده است، آيا قضاي نماز مغرب وعشاء بر او واجب است يا فقط نماز مغرب؟

– اگرعلم داشته باشد که قبل از وقت نمازش، حائض شده است، نمازش قضا ندارد، اما اگر علم داشته باشد که پس از وقت نماز، به اندازه وضوي دو نماز وقت داشته باشد و سپس، حائض شده است، قضاي هر دو نماز بر او واجب است.

س۷۴۰: پس از اتمام حيض، به علت ناآگاهي به واجب بودن غسل حيض، بدون نيت غسل حيض، حمام رفتم ونماز خواندم، آيا بايد آن نمازها را قضا کنم؟

– بايد نمازها را دوباره بخوانيد مگر اينکه آن شستشويي که بعد از پاکي از حيض انجام داديد به نيت پاکي از حدث حيض بوده باشد، که در اين صورت، کافي است و ضرورتي براي تکرار نمازها وجود ندارد.

س۷۴۱: اگر زن، پس از طلوع خورشيد بيدار شود و خون ببيند ولي نداند آن خون، قبل از فجر خارج شده يا پس از آن، آيا قضاي نماز صبح بر او واجب است؟

– درحالت ذکر شده، قضاي نماز بر او واجب نيست.

س۷۴۲: زني به مدت دو هفته خونريزي داشته و در طول اين مدت نماز نخوانده است، آيا قضاي نمازهاي اين مدت بر او واجب است؟

– اگر خونريزي به دليل بيماري يا عمل جراحي باشد و يا خون استحاضه باشد، بايد قضاي نمازها را بخواند، اما اگر صفات حيض را داشته باشد فقط قضاي مازاد بر ايام عادت، بر او واجب است.

 

فصل چهارم

احکام اموات

موضوعات آن عبارتند از:

اول: احکام غسل ميت

دوم: احکام کفن کردن

سوم: نماز برميت

چهارم: احکام دفن

پنجم: غسل مس ميت

ششم: آداب بعد از دفن

اول: احکام غسل ميت

س۷۴۳: ميتي را غسل داديم، بعد از پايان دو غسل، تکه کوچکي از چسب شفافي را در بدنش ديديم، سپس غسل سوم را با آب تنها انجام داديم و دو غسل اول، با سدر و کافور را تکرار نکرديم، حکم اين مسأله چيست؟

– ازآن‎جايي که چسب مانع است، آن‎را برطرف کرده و غسل را دوباره انجام دهيد، هرچند او را دفن کرده و مجبور به نبش قبر باشيد؛ مگر اينکه نبش قبر به دليلي ممکن نباشد مثل اينکه موجب هتک حرمت ميت شود و يا بنا به دليلي ديگر ممکن نباشد.

س۷۴۴: آيا غسل مرده‏اي که جسمش، تکه تکه شده واجب است؟

– اگر آن قسمتي از بدن که مانده، شامل سينه هم باشد، غسل واجب است و الا غسل واجب نيست.

س۷۴۵: جنيني که عمرش هشت هفته است آيا غسل، کفن و دفنش، واجب است؟

– غسلش واجب نيست، بلکه کافي است که آن‎را در پارچه‏اي بپيچند و دفن کنند.

س۷۴۶: آيا هنگامي که زن مي‏ميرد، بر شوهرش حرام مي‏شود؟ وآيا جايز است مرد، همسرش را غسل دهد؟

– زن، هنگامي که مي‏ميرد بر شوهرش حرام نمي‏شود؛ همچنين مرد نيز هنگامي که مي‏ميرد بر همسرش حرام نمي‏شود. بنابراين بر هر کدام از آنها جايز است، ديگري را غسل دهد و آماده‏اش کند. ولو اينکه هم جنس مرده، موجود باشد و هرچند مستلزم نگاه به عورت باشد.

س۷۴۷: آيا شخص جنب، مي‏تواند مرده را غسل دهد؟

– جايز است، زيرا طهارت از حدث اکبر يا اصغر براي غسل دهنده شرط نيست.

س۷۴۸: اگرمرده، شخصي خنثي باشد، حکم چيست؟ و آيا مرد بايد اورا غسل دهد وکفن کند يا زن؟

– اگرصفات يکي از دو جنس بر او غالب باشد با او معامله آن جنس مي‏شود، درغير اين صورت بايد قرعه انجام داد و بهتر اين است که کسي که قرعه به او افتاده از روي لباس او را غسل دهد.

س۷۴۹: با مرده‏اي که در زمان حياتش، تغيير جنسيت داده، چگونه معامله مي‏شود؟

– طبق همان جنسيتي که پس از عمل پيدا کرده است با او معامله مي‏شود.

س۷۵۰: آيا جايز است از مرده‏اي که در حال غسل دادن است، عکس انداخت؟

– بر اساس حکم اوليه، اشکالي ندارد؛ البته تا زماني که منجر به کشف عورت يا هتک ميت نشود.

دوم: احکام کفن کردن

س۷۵۱: آيا جايز است مرده را با کفني که برآن، بعضي از آيات قرآن نوشته شده، کفن کرد؟

– مانعي ندارد، ولي استحباب نوشتن بر کفن، با دليل معتبر ثابت نشده است.

س۷۵۲: آيا جايز است، مسلمان در زمان حياتش براي خودش کفن تهيه کند؟

– جايز است، ولي چون از نيازهاي فعلي‏‏اش نيست اگر يکسال پيش او باقي بماند، خمس دارد.

سوم: نماز ميت

س۷۵۳: آيا خواندن نماز ميت بر کودکان مسلمان واجب است؟

– خواندن نماز ميت، فقط بر کسي واجب است که به شش سالگي رسيده يا قبل از شش سالگي معناي نماز را ياد گرفته و مي‏فهميده است.

س۷۵۴: آيا جايز است بر شرابخوار و کسي که خودکشي کرده نماز ميت خواند؟ وآيا جايز است درنماز بر او گفته شود (اللهم لا نعلم منه الا خيرا)؟

– خواندن نماز، بر جنازه مسلمان گرچه گناهکار باشد، واجب است و خواندن دعاي فوق، واجب نيست؛ بنابراين مي‏شود پس از تکبير چهارم. به استغفار براي ميت اکتفا کرد. البته گفتن اين عبارت مانعي ندارد اگر منظور از کلمه «خير»، عقيدة نيک باشد؛ زيرا ميت، مسلمان است اگر چه فاسق و گنهکار باشد.

س۷۵۵: آيا جايز است کسي که دچار حدث اکبر يا اصغر است بر ميت نماز بخواند؟

– جايز است، زيرا طهارت، از حدث اکبر يا اصغر، براي کسي که برميت نماز مي‏خواند، شرط نشده است.

س۷۵۶: حکم جنين سقط شده‏اي که عمرش کمتر از چهار ماه است، چيست؟

– واجب است آن‎را غسل داد وکفن و دفن کرد، ولي نماز بر او واجب نيست.

س۷۵۷: حکم برپايي نماز ميت در خيابان عمومي چيست؟ آيا تفاوت يا فضيلتي براي برپايي نماز ميت در مسجد وجود دارد؟

– برپايي نماز ميت در مسجد، مکروه است. و اگر انجام آن در خيابان عمومي ضرري براي رفت وآمد عابرين وماشينها داشته باشد، واجب است از آن پرهيز شود. ومعمولا در حياط قبرستان اين نماز بر پا مي‏شود.

س۷۵۸: آيا نمازي که زن بر ميت مي‏خواند صحيح است؟

نماز زن، بر ميت صحيح است چه ميت مرد باشد وچه زن، حتي اگر مرد هم براي خواندن نماز وجود داشته باشد. اما اگر نماز ميت به جماعت خوانده شود ومردان، در آن حضور داشته باشند، امام به‏طور حتم بايد مرد باشد.

س۷۵۹: آيا براي نماز ميت، وضو لازم است؟

– لازم نيست، اگر چه مستحب است نمازگزار با وضو باشد.

 

چهارم: احکام دفن

س۷۶۰: آيا نبش قبر، براي دفن ميت ديگر جايز است؟

– تا وقتي که جسد ميت وجود دارد، اين کار جايز نيست. البته ممکن است که مرده را بالاي سنگهاي لحد مردة ديگر دفن کرد بدون اينکه نبش قبر صورت بگيرد.

س۷۶۱: آيا واجب است، وصيتي که مرده پيرامون مکان دفنش کرده، انجام داد؟

– بله، اگر امکان دارد بايد انجام داد.

س۷۶۲: حکم کسي که به روش غيراسلامي دفن شده و امکان خارج کردن او از قبر وجود ندارد، چيست؟

– اگر امکان خارج کردن جسد وانجام کارهاي لازم نباشد، چيزي بر مسلمانان واجب نيست. البته مي‏توانند بر او نماز بخوانند به اين صورت که بر قبرش رو به قبله بايستند و نماز بخوانند.

س۷۶۳: حكم استخوانهايي که در گورهاي دسته جمعي پيدا مي‏شود، چيست؟

– بايد احکام غسل، دفن، نماز بر آنها و دفنشان‎را انجام داد.

س۷۶۴: فرق بين دفن شدن درنجف اشرف و قبرستانهاي عادي ديگر چيست؟

– درحديث، وارد شده که دفن شدن در قبرستان وادي السلام، مستحب است و در قبرستانهاي عادي ديگر اينگونه نيست.

س۷۶۵: نظرتان پيرامون ريختن آب برروي قبرها در هنگام زيارتشان چيست؟

– درحديث وارد شده که مستحب است بر قبر ميت پس از دفن، و پنهان شدن جسد، آب ريخته شود، بلکه در هر بار زيارت ميت مستحب است.

س۷۶۶: حکم ريختن آب بر قبرها چيست؟ وآيا وقت مشخصي براي اين کار وجود دارد؟

– در روايت وارد شده که مستحب است هنگام پوشاندن قبر مرده و يا درهر وقت، آب بر قبر ريخته شود. امام صادق عليه السلام فرموده ان: «الرش بالماء علي القبر حسن»؛ پاشيدن آب بر قبر نيکوست. يعني درهمه وقت اين عمل نيکوست و ازايشان، در مورد ريختن آب بر قبر نقل شده که فرموده اند: يتجافي عنه العذاب مادام الندي في التراب- تا وقتي که رطوبت در خاک است، عذاب ازاو دور مي‏شود. امام علي عليه السلام فرموده اند:« ان الرش علي القبور کان علي عهد النبي(ص)»؛ پاشيدن آب، بر قبرها در زمان پيامبر(ص) انجام مي‏شد.

س۷۶۷: وقتي که پيامبر(ص)، از ساختن قبرها و مرتفع کردن آنها نهي کرده و فرمودهاند: «خير القبور الدوارس»، بهترين قبرها، قبرهاي صافاند، چگونه بناي قبور اهل بيت (ع) را توجيه کنيم؟

– فرق است بين زيارتگاههايي که در آنها ضريح ساخته مي‏شود و قبر داخل ضريح است و بين خود قبر. پس ممکن است قبرها، کهنه و ويران باشند اما آنچه وجود دارد بنايي است که دوستداران، براي بزرگداشت ائمه عليهم السلام روي آن قبرها بنا کرده‏اند و منافاتي ميان اين دو نيست. دقيقا مانند زماني که کسي عزيزش را دفن مي‏کند و لحد او را از نوع مخصوصي تهيه مي‏کند و اين لحد، کاملا مطابق دستورات پيامبر گرامي اسلام مي‏باشد سپس پيرامون آن بنايي مثل اتاق مي‏سازد وقبر، داخل آن اتاق قرار مي‏گيرد که در اين صورت کسي نمي‏گويد: اين قبر يک ساختمان شده است. والله العالم

س۷۶۸: چه عملي در هنگام دفن، مستحب است انجام دهيم تا سبب آرامش مرده شود؟

– در حديث آمده است که مستحب است در هنگام دفن مرده از طرف او صدقه دهند ونزد قبرش قرآن بخوانند و شبي که او را دفن مي‏کنند، نماز وحشت بخوانند. وازهمة اينها مهم‏تر اينکه پس از دفن، وصيتش اجرا شود؛ مخصوصا قسمتي که پيرامون حقوق مالي نسبت به خداوند متعال و مردم مي‏باشد. که اين مهمترين چيز براي آرامش مرده است وهرچه در انجام اين امور تعجيل کنيم، رحمت الهي او را سريعتر شامل خواهد شد.

 

پنجم: غسل مس ميت

س۷۶۹: چه هنگامي غسل مس ميت بر مکلف واجب مي‏شود؟

– اگر لمس مرده پس از سرد شدن جنازه و قبل از انجام غسلهاي سه گانه باشد، غسل مس ميت واجب مي‏شود و غسل فقط درصورتي که جسد بي واسطه لمس شود، واجب است؛ بنابراين اگر کسي مرده را از روي لباس يا با دستکش لمس کند، بر وي غسل واجب نيست؛ همچنين اگر موهاي مرده را لمس کند و موهايش به مرده برخورد کند غسل واجب نمي‏شود.

س۷۷۰: اگر قطعة جدا شده‏اي از مرده مثل دست يا پا و غيراينها را لمس کنيم، آيا غسل مس ميت واجب مي‏شود؟

– اگر قطعه‏اي که جدا شده شامل استخوان و گوشت باشد، غسل ميت واجب مي‏شود.

س۷۷۱: در درس تشريح {کالبد شکافي} مجبور شدم اسکلت استخوان بدن انسانرا لمس کنم، آيا غسل مس ميت بر من واجب است؟

– غسل مس ميت برشما واجب نيست، اگر چه احتياط مستحب است که غسل را انجام دهيد.

س۷۷۲: آيا براي کسي که با دستکش، مرده را لمس کرده، غسل مس ميت واجب است؟

– فقط درحالتي که لمس بدن بدون واسطه باشد غسل، واجب مي‏شود.

س۷۷۳: قبل از اينکه مرده سرد شود، او را لمس کردم آيا غسل مس ميت بر من واجب است؟

– تا وقتي لمس جنازه قبل از سرد شدن آن باشد، غسل واجب نمي‏شود.

س۷۷۴: اگر کسي گوشت خشک شدة پايش را بکند آيا غسل مس ميت بر او واجب مي‏شود؟

– غسل، بر وي واجب نمي‏شود.

س۷۷۵: اگر کودکي قبل از بلوغ مرده‏اي را لمس کرده باشد، آيا درهنگام بلوغ غسل مس ميت بر او واجب مي‏گردد؟

– بله، پس از بلوغ براو واجب مي شود. همچنين اگر قبل از بلوغ، در حالي که مميز بوده غسل را انجام داده، غسلش صحيح است.

س۷۷۶: آيا مس ميت، روزه را باطل مي‏کند؟

– مس ميت، روزه را باطل نمي‏کند.

س۷۷۷: آيا براي تشريح حيوانات، غسل واجب مي‏شود؟

– غسل مس ميت، مخصوص لمس انسان مرده است؛ بنابراين براي لمس حيوان مرده واجب نمي‏شود.

س۷۷۸: آيا غسل مس ميت، شخص را از وضو بي نياز مي‏کند؟

– بله، غسل مس ميت، شخص را از وضو بي نياز مي‏سازد.

س۷۷۹: چند سال پيش، يکي از نزديکانمان فوت کرد. او را لمس کردم ولي غسل نکردم، چون آن زمان نمي دانستم بر من واجب است. بعد از شش سال متوجه مسأله شدم. حال با توجه به اينکه در زمان لمس، ناآگاهي نسبت به مسئله داشتم، آيا بايد نمازهايم را دوباره بخوانم؟

– غسل مس ميت، هنگامي واجب مي‏شود که جسد سرد شده باشد و هنوز او را غسل نداده باشند و بر فرض که غسل برشما واجب بوده، با غسل از حدث ديگري مثل حيض يا جنابت يا مثل اينها که بعد از آن انجام داده‏ايد، حدث مس ميت، از شما برداشته شده است و فقط نمازهايي را که در فاصله بين مس ميت وغسل، از حدث ديگر خوانده‏ايد، بايد تکرار کنيد.

ششم: آداب بعد از دفن

س۷۸۰: آيا احترام جسد مرده، واجب است؟

– بله، احترام آن واجب وهتک و بي احترامي به ميت حرام است، زيرا حرمت مرده مثل حرمت زنده است.

س۷۸۱: آيا پوشيدن لباس سياه، در مرگ ارحام، مکروه است؟

– کراهت ندارد ولي استحبابي هم براي آن وارد نشده است، اگر چه بخاطر رعايت عرف جايز است.

س۷۸۲: آيا زيارت قبور، براي زنان جايز است؟

– بلي، جايز است.

س۷۸۳: آيا واجب است هر هفته، امواتمآنرا زيارت کنيم؟

– واجب نيست، بلکه شايد به عنوان مطلق زيارت قبور، مستحب باشد.  زيارت قبور بايستي سببي باشد براي پند گرفتن وبه ياد آوردن مرگ، تا براي چنين روزي آمادگي داشته باشد.

س۷۸۴: آيا مرده از کارهايي که زنده‏ها انجام داده و ثوابش را به او هديه مي‏کنند، بهره مند مي‏شود؟

– بله، شکي نيست که از هر عمل واجبي که از طرف او انجام مي‏شود، بهره مي‏برد و همچنين از هر عمل مستحبي که به او هديه مي‏گردد يا به نيابت از او انجام مي‏گيرد و همچنين اگر به نيت ميت اعمال نيکي انجام گيرد، ثواب آن به او مي‏رسد.

س۷۸۵: آيا جايز است که براي مرده غيرمسلمان، دعا و طلب مغفرت کنيم؟ و آيا ازآن نفعي مي‏برد؟

– کسي که در حالت شرک، مرده است دعا و طلب مغفرت براي او نفعي ندارد. البته اگر درعلم الهي مستحق آن باشد، ممکن است از آن بهره مند شود.

س۷۸۶: آيا برگزاري مجلس هفتم يا چهلم، جايز است يا اينکه فقط به سه روز عزاداري اکتفا شود؟

– در حديث وارد شده که در سنت شريفه، عزاداري سه روز بود نه بيشتر. و برگزاري مجلس هفتم و چهلم بنابر رعايت عرف حرام نمي‏باشد.

س۷۸۷: آيا گريه بر مرده، مضر است؟

– گريه بر ميت، جايز است وليکن بهتر است به حد افراط، که به آن جزع مي‏گويند، نرسد.

س۷۸۸: حکم به سر و صورت زدن براي مرده، چيست؟

– اگر موجب آزار و اذيت قابل توجهي نباشد، حرام نيست اما مکروه است، زيرا بر سر و صورت زدن از انواع جزع مي‏باشد که از آن نهي شده است.

س۷۸۹: آيا هنگامي که ثواب قرآن را به روح مرده هديه مي‏کنيم خودمان با اختيار، از اين ثواب بينصيب مي‏شويم؟ و آيا مرده رسيدن ثواب به روحش را واقعا حس مي‏کند؟ و آيا مرده در اولين روزهاي عيد منتظر دوستانش است و زائرانش را مي‏شناسد؟

– در احاديث شريفه وارد شده که چيزي از ثواب اهدا کننده کم نمي‏شود. و ثواب، به مرده مي‏رسد و خداي متعال آن‎را قبول مي‏کند. اما اينکه مرده منتظر دوستانش است، در بعضي احاديث آمده که مرده همان طور که در زمان حيات از زيارت دوستانش خوشحال مي‏شود، درحال مرگ نيز با زائرانش، انس مي‏گيرد و از زيارت آنها شاد مي‏شود. ولي در خصوص زيارت قبور در روز عيد چيزي که استحباب آن‎را برساند وارد نشده است.

س۷۹۰: آيا هديه قرآن يا سوره حمد به بيشتر از يک مرده، صحيح است؟

– صحيح است. و خداي متعال به هر کدام از آنها ثواب کامل مي‏دهد.

س۷۹۱: بهترين چيزي که مرده را خوشحال مي‏کند چيست؟

– قرائت قرآن يا نماز ازطرف او و هديه کردن ثواب آنها به او و اين زماني است که عمل واجبي، برگردن مرده نباشد. و الا انجام بعضي از آن واجبات به نيابت، از او بهتر است؛ البته اين در صورتي است که عملي بنابر وصيت يا مانند آن واجب نگرديده باشد.

 

فصل پنجم: احکام تيمم

موضوعات آن عبارتند از:

۱-موارد تيمم

۲-چيزهايي که بر آن مي‏شود تيمم کرد

۳- نحوة تيمم کردن

۴- احکام تيمم

 

اوّل: موارد تيمم

س۷۹۲: مسافت شرعي که قبل از انجام تيمم، بايد براي آب جستجو کرد، چقدر است؟

– هنگامي که مکلف در دائره‏اي به شعاع تقريبي ۲۲۰ متر در زمين ناهموار و دو برابر اين مسافت در زمين هموار علم به وجود آب نداشته باشد، تيمم او صحيح است، زيرا جستجو براي آب در همين محدوده کافي است. پس اگر در اين محدوده، آب پيدا نکرد لازم نيست دربيشتر از آن جستجو کند و مي‏تواند تيمم کند. ولي اگر علم به وجود آب، در فاصله کمي بيشتر از مقدار ذکر شده دارد و قادر به رسيدن به آن است واجب است به طرف آن رفته و آب را به دست آورد و وضو بگيرد؛ همچنين اگر از اين هم دورتر باشد ولي رسيدن به آن بسيار راحت باشد. درغير اين صورت واجب نيست و تيمم کافيست.

س۷۹۳: آيا به دليل بودن لاک بر ناخنهايم، جايز است تيمم کنم؟

– صرف وجود مانع در اعضاء، مجوز براي تيمم نيست، مخصوصا وجود مواد چسبنده‏اي مثل مورد ذکر شده، مانعي براي شستن پوست نيست؛ لذا برطرف کردنش واجب نيست و وضو با آن صحيح است.

س۷۹۴: از بيماري پوستي در ناحيه چشم رنج مي‏برم و علاج آن به قراردادن ماده‏اي روي آن است که تمام آن قسمت را مي‏پوشاند و بايد بيشتر از دو روز، روي آن باشد. آيا دراين حالت مجاز به تيمم هستم؟

– اگر امکان استفاده ازآب و دست کشيدن بر پوشش چشم را داريد بايد وضوي جبيره‏اي بگيريد به اين صورت که بر ماده ذکر شده دست بکشيد. دراين حالت نيازي به تيمم نيست و در غير اين صورت، تيمم جايز است.

س۷۹۵: آيا جايز است بخاطر التهاب سينوسها، براي نماز صبح تيمم کنم؟

– اگر استفاده از آب، بيماري را زياد مي‏کند يا ترس از زياد شدن آن داريد، جايز است تيمم کنيد.

س۷۹۶: زخمي در سرم وجود دارد که مقداري خون خشک شده بر روي آن است و استفاده از آب هم ممکن نيست، زيرا براي زخم ضرر دارد، آيا مي‏توانم تيمم بدل از وضو انجام دهم؟

– تا وقتي که مي‏توانيد وضو بگيريد، و برچيزي که جلوي سر را با آن بسته‏ايد مسح جبيره اي بکشيد، تيمم کردن صحيح نيست.

س۷۹۷: اگر مکلف در جايي باشد که غسل کردن مشقت داشته باشد، آيا جايز است تيمم بدل از غسل انجام دهد؟

– با وجود مشقت، تيمم و نماز باآن صحيح است.

س۷۹۸: زني که از حيض پاک شده ولي بخاطر سفر با هواپيما يا قطار، امکان غسل کردن را ندارد و اين حالت تا چند روز ادامه دارد، در اين حالت حکمش چيست؟ حکم کسي که دراين حالت جنب مي‏شود چيست؟

– اگر امکان طهارت با آب را ندارد گرچه اين امر بخاطر مشقت زيادي در غسل کردن باشد، واجب است براي نماز، تيمم بدل از غسل بجا آورد و در نمازهاي بعدي، وضو گرفتن کافيست. اگر مانع برطرف شد و قدرت بر غسل پيدا کرد، غسل مي‏کند و نمازهاي قبلي که با تيمم خوانده صحيح است. اما اگر اين کار را نکرد و بدون تيمم نماز خواند، نمازش باطل است و بايد دوباره بخواند. شخصي هم که در اين حالت جنب شده حکمش همين است.

س۷۹۹: آيا کسي که در حال جنابت براي نماز صبح بيدار شده، جايز است بخاطر تنبلي در غسل و نماز تا حدي که وقت براي غسل تنگ شود، غسل را به تأخير انداخته و تيمم کند و نماز بخواند؟

– اگر قبل از طلوع خورشيد به مقداري که براي غسل وقت داشت از خواب بيدار شود، جايز نيست سستي کند تا وقت تنگ شود و بايد زماني را انتخاب کنيد که غسل برايتان رنج آور نباشد و نفستان‎را به لوازم تقوا مجبور کنيد.

س۸۰۰: بعضي اوقات آب کافي براي غسل ندارم. آيا واجب است وقتي آب به دست آوردم غسل را تکرار کنم؟

– هنگامي که وقت تنگ است، وظيفه تيمم مي‏باشد و واجب است هنگامي که آب به دست آمد براي اعمالي که طهارت شرط آن است، غسل کرد.

س۸۰۱: آيا جايز است کسي که دچار وسواس است، تيمم بدل از غسل انجام دهد؟

– تيمم کردن به دليل ذکر شده صحيح نيست، بلکه واجب است بدون توجه به وسواس غسل کند.

س۸۰۲: کسي که آب براي سرش ضرر دارد آيا صحيح است بدون شستن سر غسل کند؟

– غسل به اين صورت صحيح نيست و بايد در اين حالت تيمم کند.

س۸۰۳: آيا جايز است زن بخاطر حضور افراد نامحرم، تيمم بدل از وضو کند؟

– وظيفه‏اش وضو است به همراه پوشاندن خود از مردان نامحرم که معمولا امکان پذير است، هر چند با مخفي کردن دستانش جلوي بدنش و کشيدن مسح سر از زير پوشش باشد، و درهر صورت اگر امر بين تيمم و ظاهر کردن قسمتي از بدن در برابر نامحرمان باشد که نگاه به آن قسمت حرام است، تکليفش تيمم است.

دوم: آنچه تيمم بر آن صحيح است

س۸۰۴: آيا جايز است در تيمم، دستها را بر موزائيك يا سيمان يا كاشي زد؟

– بايد تيمم برچيزي باشد که عنوان زمين يا خاک بر آن صدق کند و از آن‎جايي که موارد ذکر شده بجز كاشي از زمين گرفته شده‏اند، تيمم بر آنها صحيح است به شرطي که سطح ظاهر آنها با چيزي که عنوان زمين بر آن صدق نکند، پوشيده نشده باشد و از آن‎جا که كاشي، داراي چنين پوششي است، تيمم بر آن صحيح نمي‏باشد.

س۸۰۵: اگر خاک نباشد، آيا جايز است برگرد و غبار تيمم کرد؟

– شرط نيست که تيمم با خاک انجام شود، بلکه تيمم برهر چه عنوان زمين بر آن صدق کند صحيح است، مثل سنگ. پس اگر چنين چيزي يافت نشود مي‏توان برگرد و غبار تيمم کرد مخصوصا اگر بشود آن‎را جمع کرد تا مثل خاک گردد.

سوم: طريقه تيمم کردن

س۸۰۶: تيم چگونه انجام شود؟

– تيمم به اين صورت است: اول: خاک خشک و پاکي را آماده مي‏کنيم يا تخته سنگي از صخره يا مرمر به اندازه‏اي که ۲ کف دست باز، روي آن جا بگيرد.

دوم: به قدر امکان، موانعي که برکف دستان و صورت وجود دارد را برطرف مي‏کنيم. همچنين زينتهايي مثل انگشتر و مثل آن که بر دست وصورت قراردارد و پوست را مي‏پوشاند بايد جدا کرد. واجب نيست که اين اعضاء، پاک باشد؛ اگرچه بهتر، پاک بودن آنها است. جايز است با اعضاء نجس تيمم کردد، به شرطي که نجاست خشک باشد.

سوم: اينگونه نيت مي‏کنيم که: (تيمم بدل از وضو انجام مي‏دهم قربة الي الله) و شرط نيست که نيت به زبان آيد، بلکه نيت قلبي کافيست.

چهارم: کف دستها را برخاک مي‏زنيم سپس آنها را از خاک و غباري که به آنها چسبيده است پاک مي‏کنيم [مثلا آنها را به هم مي زنيم] سپس پيشاني را با کف دو دست و به صورت همزمان مسح مي‏کشيم با توجه به اينکه مسح بايد از بالا- محل روئيدن موي سر- به طرف ابروها باشد و محدودة مسح در عرض، به اندازه دو کف دست و در طول از محل رويش مو تا ابروهاست و ابروها را نيز شامل مي‏شود.

پنجم: سپس روي دست راست را باکف دست چپ از مچ تا اطراف انگشتان مسح مي‏کنيم و بعد روي دست چپ را با کف دست راست، از مچ، تا آخر انگشتان مسح مي‏کنيم.

و اينجا تيمم بدل از وضو تمام مي‏شود؛ ليکن اگر فرض کنيم بر مکلف، غسلي به سبب جنابت يا حيض يا تماس يا غير اينها واجب شده ولي امکان غسل ندارد و مي‏خواهد براي نماز تيمم کند، تيمم به همان صورت ذکر شده است؛ با اين تفاوت که در نيت مي‏گويد: تيمم بدل از غسل انجام مي‏دهم قربة الي الله، و مستحب است پس از اينکه با ضربه اول صورت و دستها را مسح کرد، بار ديگر کف دستها را به خاک بزند و فقط دستهايش را مسح کند.

چهارم: احکام تيمم

س۸۰۷: کسي که دچار حدث اکبر است و بخاطر بيماري يا نداشتن آب، وظيفه‏اش تيمم است، آيا پس از برطرف شدن سبب تيمم، واجب است غسل کند؟

– در اين هنگام غسل، براو واجب است.

س۸۰۸: اگر انجام غسل يا وضو، باعث تمام شدن وقت نماز شود، آيا غسل و وضو صحيح است؟

– اگر علم به تنگي وقت دارد و عمدا اين کار را انجام مي‏دهد، عملش باطل است و گرنه صحيح است.

س۸۰۹: اگر آب به اندازه‏اي باشد که يا با آن وضو گرفت و يا فرش مسجد را تطهير کرد: کدام مورد مقدم است وضو يا تطهير مسجد و تيمم؟

– بايد مسجد را تطهير کرد و براي نماز تيمم کرد، البته اگر امکان تهيه آب در وقت نماز نباشد.

س۸۱۰: اگر جنب شدم و بخاطر بيماري، تيمم بدل از غسل انجام دادم و پس از تيمم کمي مني روي بدنم ديدم، آيا تيمم باطل است؟

– بخاطر وجود مني، تيمم باطل نمي‏شود و واجب است محلي که مني در آن بوده است را، تطهير کنيد.

س۸۱۱: آيا اعمال قضائي را که با تيمم انجام داده‏ام، بايد تکرار کنم؟

– اگر تيمم، بخاطر عدم امکان استعمال آب به دليل بيماري باشد، نمازهاي قضائي که با اين تيمم خوانده مي‏شود، صحيح است؛ ولو بيماري به گونه‏اي است که اميد به بهبودي آن باشد.

س۸۱۲: آيا روزه‏هاي قضائي که به سبب بيماري با تيمم بدل از غسل انجام دادم را، بايد دوباره انجام دهم؟

– روزه هايی که گرفته صحيح است، ونياز به تکرار نيست.

[۱] . سوره مایده، آیه ۶.

[۲] . مایده، آیه ۶.