جنگ بدر، چرایی و زمینه­‌های آن

جنگ بدر، چرایی و زمینه­‌های آن

علامه مرجع سید محمدحسین فضل الله

ترجمه: محمدجمعه امینی

مقدمه

جنگ بدر اولین رویارویی بین مسلمانان و مشرکان است. از این رو به جهت الهامها و تأثیراتی که بر دنیای آن روز داشته است بسیار غنی می­باشد. جنگ بدر آن چنان تأثیرگذار بود که به هیچ وجه نقش آن را در ایجاد شکاف در دیوار کهن شرک و بت پرستی نمی­‌توان نادیده گرفت.

جنگ بدر آغازی بر فروپاشی و نابودی بت پرستی در شبه جزیره عربستان بود. علاوه بر این بر کشورها و امپراتوری‌های اطراف شبه جزیره عربستان نیز تأثیرهای مهمی به جای گذاشت. از آن جمله می­‌توان به توسعه دولت اسلامی در این کشورها اشاره داشت. چرا که دین اسلام واجد ارزشها و هنجارهایی بود که با ارزشها و هنجارهای گذشته بسیار تفاوت داشت. از این رو بر آن شدیم تا از منظر قرآن و نگاه قرآنی علامه مرجع آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله به واقعه مهم بدر اشاره‌ه­ای کوتاه داشته باشیم.

*        *        *

پس از آن که تحت تأثیر فشارها و آزارها و آوارگی­‌های گوناگون که رسول گرامی اسلام و مسلمانان صدر اسلام با آنها مواجه شدند، مجبور گردیدند به مدینه مهاجرت کنند، جنگ بدر اولین رویارویی بین مسلمانان و مشرکان به شمار می­آید. در این معرکه مسلمانان علی رغم تعداد اندک و تجهیزات و ابزارهای ناچیز خود پیروز شدند و مشرکان علی رغم تعداد بسیار و ساز و برگ جنگی فراوانی که در اختیار داشتند، متحمل شکست شدند.

خداوند در این جنگ با ایجاد رعب و وحشت در دلهای مشرکان قریش، پیروزی را نصیب مسلمانان کرد. خداوند فرشتگان را به میدان جنگ گسیل داشت. بنابراین مسلمانان که از امدادهای غیبی الهی برخوردار بودند، به پیروزی نائل شدند.

خداوند متعال در قرآن کریم از این رویداد مهم به صورت متعدد یاد کرده است. در این آیات خداوند نقاط ضعف مسلمانان را هم برمی‌شمارد. البته باید توجه داشت که در طول تاریخ، چنین بوده است و بعضی از مسلمانان دچار بعضی نقاط ضعف بوده­‌اند. خداوند می­خواهد به ما نشان دهد که بعضی ضعفها در بعضی مردم در عرصه­‌های چالش و درگیری، چیز عجیب و تازه­ای نیست. ولی وظیفه امت اسلامی این است که برای اخذ آمادگی برای مبارزه، نقطه ضعف خود را به نقطه ضعف تبدیل کنند.

نشان دادن قدرت مسلمانان

واقعه بدر بعد از آنی اتفاق افتاد که مسلمانان به قافله بازرگانی قریش که در راه بین شام و مدینه از نزدیکی مدینه عبور می­‌کرد، تعرض نمودند. جنگ بدر تأکید داشت که اسلام در حال قدرت گرفتن است و به چنان سطحی از توانایی رسیده است که می­تواند بر راه استراتژیک بازرگانی قریش سیطره پیدا کند. لذا از این به بعد اسلام نیز باید در محاسبات در نظر گرفته شود.

اگر چه قافله تجاری قریش توانست از مسیر دیگری بگریزد، ولی وقتی خبر آن به گوش مشرکان مکه رسید، آماده حمله به مسلمانان شدند و عزم مدینه کردند.

رسوا خدا(ص) مسلمانان را برای رفتن به مصاف قریش حرکت داد. ولی بعضی از مسلمانان که از قدرت قریش بیمناک بودند، دچار رخوت و سستی گردیدند. ولی بسیاری دیگر از مسلمان شور و شوق مبارزه و جنگ داشتند. عادت رسول خدا(ص) این بود که در کارهایی مثل جنگ با یاران و اصحاب خود مشورت نماید. وقتی پیامبر با ایشان مشورت نمود، همانهایی که گرفتار ضعف و سستی بودند، گفتند:«ای رسول خدا! قریش از زمانی که به عزت رسیده است، هیچگاه دچار ذلت و خواری نشده است.» گویا می­‌خواستند بگویند که ما قدرت مقابله با قریش را نداریم. ولی انصار و همانهایی که شور جنگ و  مبارزه را داشتند، به پیامبر(ص) عرض کردند:« ای رسول خدا! ما به تو همان گونه که قوم موسی به موسی گفتند تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشسته­‌ایم، نمی­‌گوییم. ما می­‌گوییم که تو و خدایت بروید و بجنگید و ما نیز همراه شما پیکار می­‌کنیم. قسم به کسی که تو را به حق، مبعوث کرده است، اگر ما را به ناکجا آباد هم ببری، همراه تو می­‌آییم.»

بدین ترتیب رسول خدا(ص) با عده­‌ای اندک برای جنگ با قریش بیرون شد. در حالی که از نظر ساز و برگ نظامی بسیار ضعیف بودند. ولی خداوند ایشان را یاری داد.

وضعیت مسلمانان در بدر

شاید درست­ترین تصویری که از جنگ بدر ارائه شده است، همان تصویری باشد که که قرآن مجید در آیات خود آن را به ما نشان می­‌دهد. اگر این آیات را بخوانیم می­‌توانیم به ماهیت وضعیت مسلمانان در این جنگ به خوبی پی ببریم. «کما أخرجک ربّک من بیتک بالحق» همان حقی که اراده الهی بر آن است تا قوی شود، چالش­‌ساز گردد و در میدانهای درگیری همچنان باقی بماند. «و إنّ فریقاً من المؤمنین لکارهون»(انفال/۵) بعضی از مسلمانان خوش نداشتند که تو برای جنگ بیرون شوی تا آنان نیز مجبور شوند که تو را همراهی کنند. این قضیه حکایت از آن دارد که بعضی نقاط ضعف در بعضی از مسلمانان وجود داشته است. آنان از قدرت قریش که جایگاه مهمی در میان جامعه عرب آن روز داشت، می­‌ترسیدند. قریش یک قدرت مهم اقتصادی و نظامی به شمار می­آمد و این علاوه بر قدرت معنوی آنان به خاطر نظارت ایشان بر کعبه بود.

«یجادلونک فی الحق بعد ما تبیّن» در این که خارج شوی یا نشوی یا این که همراه تو بیایند یا نیایند، با تو به مجادله پرداختند. «کأنهم یساقون الی الموت و هم ینظرون»(انفال/۶) وقتی از آنان خواستی که برای جنگ با مشرکان با تو بیرون شوند، حالت روانی‌شان مثل کسی بود که دارند او را به سوی چوبه اعدام می­‌برند و دارد به چوبه­‌ای که به آن به صلیب کشیده خواهد شد، نگاه می­کند. آنان حکم کسی را داشتند که دارد به سوی مرگ می­‌رود و مرگ را پیش روی خود می­‌بیند.

«و إذا یعدکم الله إحدی الطائفتین أنّها لکم» خداوند به ایشان می­‌فرمود یا جنگ با قریش یا غنیمت. یعنی همان قافله­‌ای که حامل اموال قریش بود. «و تودّون أن غیر ذات الشوکه تکون لکم» ولی شما دوست داشتید که بدون جنگ به غنیمت برسید. «و یرید الله أن یحق الحق بکلماته» تفوت بین شما و دینمداری همین است. شما به خواسته­‌هایتان و سلامتتان می­‌اندیشید، در حالی که خداوند متعال می‌خواهد با کلمات خود، حق را تثبیت کند و عقبه مشرکان را قطع نماید. زیرا اراده الهی این است که قدرت مسلمانان جایگزین قدرت مشرکان قریش شود. زیرا مردم از سستی و ضعف رها خواهند شد و به سوی اسلام روی خواهند آورد و گروه گروه به دین اسلام خواهند گروید. «و یقطع دابر الکافرین»(انفال/۷) تا این که حق به مبنای زندگی مردم تبدیل شود. «لیحق الحق و یبطل الباطل و لو کره المجرمون»(انفال/۸). مجرمان آن کسانی هستند که که باجنگیدن برای شرک و تحت فشار قرار دادن پیامبران و رسالتهای الهی آنان و گام نهادن در راه انحراف، با جرم و جنایت در میدان زندگی پاگذاشته­‌اند.

«إذ تستغیثون ربّکم» وقتی با دشمنانتان روبه­رو شدید، به خدا پناه بردید و از او کمک خواستید تا شما از این مشکل بزرگ نجات دهد. «فاستجاب لکم أنی ممدکم بألف من الملائکه مردفین»(انفال/۹) خداوند هزار فرشته برای شما فرستاد تا در کار مبارزه به یاری شما بشتابند. «و ما جعله الله إلا بشری» البته این فرشتگان  مثل شما وارد جنگ نشدند، بلکه آمدند تا به شما بشارت دهند، به جانهایتان ثبات و آرامش بدهند و روحیه شما را بالا ببرند. «و لتطمئن به قلوبکم» تا برای شما نوعی ثبات روحی و روانی ایجاد شود.

خداوند با نصرت خویش مسلمانان را تأیید نمود

«و ما النصر إلا من عند الله» زیرا این خداوند است که با شیوه‌­های معمولی یا غیبی، شرایط پیروزی شما را فراهم می­‌سازد. «إن الله عزیز حکیم»(انفال/۱۰) خداوند شرایطی را برای شما فراهم می­کند که احساس آرامش و آسایش کنید. «إذ یغشاکم النعاس أمنه منه» در این فضا از اضطراب شما کاسته می­‌شود و با خواب رفتن به نوعی آرامش روحی و روانی دست می­‌یابید. «و ینزل علیکم من السماء ماء لیطهرکم به» ممکن است به خاطر این خواب جُنب شوید. خداوند از آسمان برای شما آب می­‌فرستد تا بوسیله آن غسل کنید. «و یذهب عنکم رجز الشیطان و لیربط علی قلوبکم و یثبت الأقدام* إذ یوحی ربّک إلی الملائکه أنی معکم فثبتوا الدین آمنوا» یعنی دلها و موضعگیریها و موقعیت ایشان تثبیت گردید. «سألقی فی قلوب الذین کفروا الرعب» خداوند کاری کرد که مشرکان علی رغم تعدا اندک مسلمانان و کثرت نفرات خودشان، از مسلمانان دچار رعب و وحشت شوند.

«فاضربوا الأعناق» این خطاب متوجه مسلمانان است که گردنهای آنان را بزنید. «و اضربوا منهم کل بنان»(انفال/۱۱-۱۲) دستهای آنان را قطع کنید. «ذلک بأنهم شاقوا الله و رسوله و من یشاقق الله و رسوله فإن الله شدید العقاب* ذلکم فذوقوه و أن للکافرین عذاب النار»(انفال/۱۳-۱۴) این علاوه بر عذاب دنیوی است. در همین سوره خداوند می­فرماید: «إذ انتم بالعدوه الدنیا و هم بالعدوه القصوی» شما در جای نزدیک و آنان در جای دورتر قرار گرفتند. «و الرکب اسفل منکم و لو تواعدتم لاختلفتم فی المیعاد» یعنی خداوند قضیه را به شکل متعادلی پیش آورد که شما به موقعیت بهتری دست یابید که برای جنگ بهتر و مفیدتر باشد.

«و لکن لیقضی الله أمراً کان مفعولاً* لیهلک من هلک و عن بینه و یحیی من حیّی عن بینه و إن الله لسمیع علیهم»(انفال/۴۲) زیرا خداوند می­خواهد که برای مردم دلیل و حجت اقامه کند تا آن کس که هلاک می­شود با دلیل و حجت هلاک شود و آن کس که رستگار و پیروز می­شود با دلیل و حجت به رستگاری و کامیابی برسد.

«إذ یریکهم الله فی منامک قلیلاً و لو أراکهم کثیراً لفشلتم» خداوند متعال طوری قرار داد که مسلمانان مشرکان را کم و اندک ببینند و تا ریشه هراس از مشرکان از جان آنان کنده شود. «و لتنازعتم فی الأمر و لکن الله سلّم إنه علیم بذات الصدور* و إذ یریکموهم إذ التقیتم فی اعینکم قلیلاً و یقللکم فی اعینهم» خداوند ایشان را در چشمان شما و آنان را در چشمان شما اندک جلوه داد تا بتوانید به راحتی به سوی آنان بشتابید و با آنان رو در رو شوید. «لیقضی الله کان مفعولاً و إلی الله ترجع الأمور»(انفال/۴۳) سپس خداوند می­فرماید: «یا أیها الذین آمنوا إذا لقیتم فئه فاثبتوا و اذکروا الله کثیراً لعلکم تفلحون»(انغال/۴۵)

مجاهدان  یک درس را باید به خوبی بیاموزند و آن این که از خدا پروا کنند و به خودشان اعتماد داشته باشند و در چالشها و درگیریها مطمئن باشند که خداوند بندگان خود را یاری خواهد داد. «لقد نصرکم الله ببدر و أنتم اذله»(آل عمران/۱۲۳)، «و کم من فئه‌ قلیله‌ غلبت فئه کثیره بإذن الله»(بقره/۲۴۹)

همان چیزی را که ما در جنگ بدر شاهد بودیم، در پیروزی مجاهدان لبنانی هم دیدیم. اینان اگر چه از نظر نفرات و تجهیزات اندک بودند، ولی بر یهودیان اشغالگری که از هر نظر برتری داشتند، پیروز شدند و توانستند در زمان حاضر بدر جدیدی را برای کشور خود رقن بزنند.

اینها درسهایی آموختنی از بدر بود. یعنی انسان مؤمن باید به خدا و نیروی ایمان و اسلام اطمینان داشته باشد و در خط اقامه حق و زدودن باطل حرکت کند و به منافع فردی خود نیندیشد. دیدیم که مسلمانان توانستند مشرکان را شکست دهند و مشرکان شکست خورده و سرافکنده به مکه بازگشتند. زیرا در برابر اسلام دیگر قدرتی نداشتند. اینها بعضی از درسهای جنگ بدر برای حال و آینده ماست. مایی که همواره با چالشهای بسیاری از سوی مستکبران و مشرکان رو به رو هستیم. «و لینصرن الله من ینصره و إن الله لقوی عزیز»(حج/۴۰).

و الحمد لله رب العالمین