تزکیه

تزکیه نفس

علامه مرجع آیت الله العظمی‌ سید محمد حسین فضل الله

خداوند متعال در بیشتر آیات قرآنی از انسان خواسته است که که دنبال اسباب و عوامل رستگارى باشد، چرا که رستگاران در دنیا و آخرت، پیروز و سربلند هستند و انسان از آن طریق به قرب الهی دست می‌یابد. به نحوی که خداوند او را به رضوان خود وارد می‌کند و به بهشتش می‌رساند. قرآن کریم تأکید کرده است که از اولین مسؤولیت‌هاى انسان، اهتمام به نفس خود و تربیت درونی خویش است. یعنی باید ابتدا فکر کند و احساس نماید، سپس در واقعیت به تربیت نفس خویش همت گمارد. به صورتى که نفس او اعمال خیر انجام دهد، همه جا در کنار حق بایستد و با همه مردم به عدل رفتار کند.

عوامل رستگارى

قرآن کریم از این عمل تربیتى با واژه تزکیه یاد کرده است. تزکیه به معناى تطهیر نفس است. زیرا وقتی تو نفس خود را از رذائل روحى، فکرى، احساسى و عاطفى پاک می­کنی، تو نفس خود را به سوی تمام آن چیزهایی که تو را به خداوند متعال نزدیک می‌کند، سوق می‌دهی. بدین ترتیب نفس خود را در مسیر خیر و حق و عدل و رضوان خدا رشد می‌دهی، چون رشد را تزکیه به تو اعطا می‌کند.

این همان چیزى است که شایسته است که انسان در همه فعالیت‌هاى روحى و عملى خود بر آن تأکید داشته باشد. خداوند متعال نیز از انسان خواسته است که ابتدا از نفس خودش شروع کند و بیش از هر چیز دیگری بر رستگاری آن تأکید بورزد. چرا که می‌خوانیم خداوند متعال می­‌فرماید: «قد افلح من تزکى * و ذکر اسم ربه فصلى»(اعلى/۱۴ ـ ۱۵) به درستى که در دنیا و آخرت، کسى رستگار و پیروز می‌شود که نفسش را تزکیه کند و آن را متعهد بار آرود و نفس خود را از همه رذائل اخلاقى و روحى پاک گرداند و آن را پاکیزه و رشد یافته نماید. یکی از نشانه­‌هاى این تزکیه است که به سوى خدا روى آوری و او را یاد نمایی. این یاد نباید فقط جنبه زبانى داشته باشد، بلکه باید همراه با درک و فهم باشد. طورى که در هر حرامی خداوند را به یاد آوری و حرام را ترک کنی و در هر واجبی خداوند را به یاد آوری و آن را انجام دهی. پس از آن براى اثبات عبودیتش نسبت به خداوند به نماز می‌ایستد، زیرا نماز از مظاهر عبودیت خداست و  مظهر اعتراف به وحدانیت اوست و مظهر شکر و سپاسگزاری از خداوندست. زیرا هنگامی‌ که انسان حضور خداوند را در زندگىاش، درک کند، نظارت و مراقبت خداوندی را در زندگی‌اش به خوبی احساس می‌کند. بنابراین خوف از خدا و محبت به خداوند او را به سمت طاعت و بندگى سوق می‌دهد و از انجام معاصی باز می‌دارد و سپس او را به سوى نماز سوق می‌دهد، نمازى که معراج مؤمن به سوى خداى متعال است.

خداوند متعال می‌خواهد براى انسان تأکید کند که باید به وسیله ابزارهاى کنترلى که خداوند در وجود او به ودیعت نهاده است، نفس خود را مورد بررسى قرار دهد. نفس انسان موجود شگفت آورى است که خداوند قدرت اداره امور زندگى را به او بخشیده است. خداوند این نفس را بى عیب و نقص آفریده است و بدان قدرت حرکت و ابداع گرى بخشیده است.

خداوند متعال می‌گوید: «و نفس و ما سوّاها * فألهمها فجورها و تقواها»(شمس/7ـ8) پس هنگامی‌ که خداوند متعال این نفس را نظام و قوام بخشید، همه عناصر فکر و احساس و رشد روحى و عاطفى را نیز در اختیار او قرار داد و راه خیر و راه شر را به او نشان داد و به انسان گفت: در زندگى دو راه وجود دارد. یکی راه فجور که انسان را از طاعت خدا دور می‌کند. پس هر آنچه را که دستور داد، باید ترک کنى و هر آنچه را که از آن نهى کرد، باید انجام دهى و این همان فجور عملى است. راه دیگر، راه تقوى است. یعنی هر آنچه را که خداوند بدان امر کرد، باید انجام دهى و هر آنچه خدا از آن نهى کرد، ترک کنى. ولی باید توجه داشته باشی که خداوند متعال در همه این وظایفی که به عهده تو گذاشته است، اراده تو را محدود نکرده است، بلکه به تو آزادی انتخاب داده است. ولى مسؤولیت آنچه را که اختیار کرده­اى بر دوش خودت نهاده است و به تو فرموده است: اگر فجور را انتخاب کردى، برای آن حساب و عقاب نیز وجود دارد و اگر تقوى را برگزیدى، برای آن ثواب نیز هست: «فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره * و من یعمل مثقال ذره شراً یره»(زلزال/7ـ8).

«قد افلح من زکّاها» زیرا نفس به همان اندازه که نفس زکیه شود و روندش، روند پاکان و خوبان در همه عرصه­‌هاى زندگى باشد، به سوى خدا و خیر و نیکى سوق پیدا می­کند. پس انسانى که به اسباب و ابزارهای رستگارى دست یازد، نفسش را تزکیه، تهذیب و تربیت می‌کند و شرایط یک رشد طبیعى را برای آن فراهم می­سازد تا نهال خیر و نیکی را در وجود خود غرص کند و در نتیجه درختان خیر و نیکی از آن بروید «و قد خاب من دساها»(شمس/9ـ10) کسى که تنبلى کند و نفس خود را رها کند و آن را در درون زندانهای به شهوات و غرایز محدودش کند. به تعبیر دیگر، کسى که نفس خود را به سوى خیر و نیکی در خط حق و در انجام مسؤولیتهایش  در زندگى به کار نگیرد.

محل­هاى رستگارى

قرآن کریم در سوره مؤمنون محل­‌هاى رستگارى را به تفصیل شرح می‌دهد. اینها جایگاه­هایى هستند که انسان رستگار را به سوى کسب رضایت الهى و کوشش براى رسیدن به بهشت او سوق می‌دهد. خداوند متعال می‌فرماید: «قد افلح المؤمنون» ولی باید پرسید نشانه­های رستگارى ایشان چیست؟ «الذین هم فى صلاتهم خاشعون» ایمانشان سبب می‌گردد که وقتى خدا را یاد می‌کنند، احساس خشوع و خضوع به ایشان دست می­‌دهد. «و الذین هم اللغو معرضون»(مؤمنون/1ـ3) حرفى را که فائده­اى ندارد نمی‌گویند. بلکه از آن و کسى که آن حرفها را می‌گوید، کناره می‌گیرند. «و إذا مرّوا باللغو مروا کراماً»

یکى دیگر از نشانه­‌هاى رستگارى ایشان این است: «و الذین هم للزکاه فاعلون»(مؤمنون/۴). اینان خودشان را از بخل نجات داده­‌اند: «و من یوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون»(حشر/۹) زیرا بخل باعث می‌شود که انسان نتواند وظایف الهى خود را انجام دهد و در برآورده کردن حاجات انسانهاى نیازمند کوشش نکند. «و الذین هم لفروجهم حافظون» اینان در امور جنسى خود، عفیف و پاکدامن هستند. پس زنا نمی‌کنند و به انجام اعمال نابهنجار جنسى مردانه و زنانه (مثل لواط و مساحقه) مبادرت نمی‌ورزند: «إلاّ على ازواجهم» پس روابط زناشویى شرعى تنها رابط‌ه­اى است که انسان از طریق آن می‌تواند شهوت جنسى خود را اشباع کند و فرقى ندارد که مرد باشد یا زن «أو ماملکت ایمانهم» یا آنانى که جزو ملک و دارایی او به شمار می‌ آیند. کنیز گرفتن پیش از این در جامعه اسلامی‌ وجود داشته است. «فإنهم غیر ملومین * فمن ابتغى وراء ذلک» و به چیزهایى که خداوند حرام کرده است، مثل زنا و مساحقه و لواط بپردازد: «فاولئک هم العادون»(مؤمنون/۵) اینان نسبت به دین خدا تعدى کرده­‌اند.

«و الذین هم لأماناتهم و عهدهم راعون» پس مؤمنان رستگار آن کسانى هستند که اگر امانتى به ایشان سپرده شد، آن را حفظ کرده و به صاحبش باز می‌گردانند و تفاوتى ندارد که این امانت مال باشد یا آبرو و ناموس یا راز و یا یک مسؤولیت. اینان به عهد خود وفا می‌کنند و اگر وارد معاهده­اى تجارى یا امنیتى یا رابطه زناشویى یا هر نوع عهد دیگرى شدند، کاملاً بدان وفادار می­مانند. «والذین هم على صلواتهم یحافظون» نماز خود را سر وقت به جاى می‌آورند و آن را به تأخیر نمی‌اندازند. آنان نسبت به نماز خود محافظت می‌کنند. بنابراین نماز خود را با تمام شرایط و آداب آن و بدون عیب و نقص و به صورت کاملی به جاى می‌آورند. «و أولئک هم الوارثون * الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون»(مؤمنون/8ـ11) و این جایزه بزرگى است.

انسانى که در پى رستگارى است، ممکن است دچار مشقت و دشوارى شود. چرا که او باید نفس خود را از بعضى اموال و شهوات و روابط محروم سازد. اما پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «هیچ بدى بد نیست که پس از آن بهشت است و هیچ نیکى نیک نیست که پس از آن جهنم است.» چه ارزشى دارد که بعضى خوشىهاى دنیوى را براى نفس خود جلب کنى و سپس نفس خود را در آتشى که هیزم آن مردم و سنگها هستند بیندازى؟ در این صورت تمام لذات و شهوات خود را فراموش خواهى کرد. این ارزشهاى زود گذر در برابر سرنوشتى که انسان در آخرت با آن رو به رو می‌ شود چه ارزشى می‌تواند داشته باشد؟

بدین ترتیب وقتى خداوند متعال از نماز جمعه که بسیارى از مردم براى رسیدن به تجارت خود آن را ترک می‌ کنند، براى ما سخن می‌گوید، می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا إذا نودى للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا إلى ذکر الله و ذروا البیع ذلکم خیر لکم این کنتم تعلمون * فإذا قضیت الصلاه فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثیراً لعلکم تفلحون»(جمعه/9ـ10). پس از این که نماز جمعه را به جاى آوردید، هر یک از شما می‌تواند به سر کار خود بازگردد، در حالى که ذکر خداوند را به لب دارد. در این صورت خداوند پاداش این کار را که خیر دنیا و آخرت به شما عنایت می‌فرماید. آیات الهی هم از زمان پیامبر(ص) و هم از زمان ما سخن می‌گوید: «و إذا رأوا تجاره أو لهواً انفضّوا إلیها و ترکوک قائماً قل ما عندالله خیر من اللهو و من التجاره و الله خیر الرازقین»(جمعه/۱۱).

پرورش نفس

بنابه آنچه آمد، شایسته است که انسان نفس خود را بر اخلاق فردى و اجتماعى تربیت کند. نفس خود را عادت دهد که به فقرا و مساکین صدقه دهد. چرا که صدقه بلا را دفع می‌کند و صدقه پیش از این که به دست فقیر برسد، در دست خداوند متعال قرار می‌گیرد. صدقه از آنِ فقرائى است که «یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف»(بقره/۲۳۷). اخلاق دیگرى که رسول خدا(ص) در خطبه پیشواز ماه رمضان خود بر آن تأکید می‌ کند، بزرگداشتن بزرگان است. یعنى جوانتر باید به بزرگتر احترام بگذارد. باید به سن و سابقه بیشتر او در ایمان احترام بگذارى. هم چنین بزرگترها نسبت به تو تجربه بیشترى دارند. لذا کوچکترها باید به بزرگترها احترام بگذارند و بزرگترها نیز باید به کوچکترها، رحم کنند. چرا که تجربه­‌شان اندک است. از این رو نباید با ایشان به خشونت رفتار کنند. بلکه باید به شرایط خاص و اشتباهات آنان رحم کنند. انسان باید صله رحم کند. چرا که صله رحم موجب طولانى شدن عمر می‌شود. اما کسى که قطع رحم کند، عمرش کوتاه می‌ شود و پیامدهاى بدى براى او دارد.

اخلاق دیگری که شایسته است نفس خود را بر آن تربیت کنیم این است که چشم خود را از آن چه که خداوند دیدن آن را حرام کرده است، بپوشانیم و گوش خود را از شنیدن آن چه که خداوند شنیدن آن را حرام کرده است، باز داریم و به یتیمان که امانتهاى الهى در جامعه ما هستند مهربانى بورزیم. باید ایتام را چه در خانه­هاىشان و چه در دارالایتامها تحت سرپرستى خود بگیریم. طبق حدیثى که از رسول خدا(ص) روایت شده است، هر کسى که یتیمی‌ را سرپرستى کند در بهشت همراه رسول خدا(ص) خواهد بود. طرحهایى براى سرپرستى ایتام وجود دارد که توسط دفتر خدمات اجتماعى و جمعیت نیکوکارى و مؤسسه شهید اجرا می‌شود. اگر جامعه کمک کند و تلاش خود را بکار گیرد، در این صورت مسؤولیتها بین افراد بیشتری توزیع شده و ما می‌توانیم ایتام خود را به خوبی نگهداری کنیم.