خطبه‌های نماز جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

۲۷ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶  و  ۶  ربیع الثانی ۱۴۴۸

نشانه‌های شخصیت ایمانی در وصایای امام عسکری (ع)

خطبه اول

خداوند سبحان و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ»  صدق الله العظیم.

امامت در سایه‌ی فشار و تنگنا

در هشتم ربیع‌الثانی با یاد یکی از امامان اهل‌بیت (ع) پیوند می‌خوریم؛ کسانی که هنگام زیارتشان گواهی می‌دهیم که «شما نماز را برپا داشتید و زکات را پرداختید و امر به معروف و نهی از منکر کردید و خدا را با اخلاص در دین عبادت نمودید تا آنکه یقین شما را در رسید». او امام یازدهم از امامان اهل‌بیت امام حسن بن علی عسکری (ع) است.

این امام که پس از رحلت پدرش امام علی الهادی (ع) زمام امامت را به دست گرفت و این دوره تنها شش سال به طول انجامید، در سخت‌ترین شرایط در سایه حکومت عباسی زیست؛ حکومتی که از این امام که توانسته بود دل‌های مردم را به دست آورد، بیم داشت. از این‌رو حرکات و ارتباط‌های او با یارانش را زیر نظر داشت و در این مدت او را به زندان و تنگنا دچار ساخت. اما این فشارها او را از ادای نقش رسالتی‌اش بازنداشت و برای ما توشه‌ای از سیره و سخنانش بر جای گذاشت تا از آن یاری جوییم و برای بهتر ساختن زندگی‌مان از آن بهره برگیریم.

امروز در برخی از احادیث او درنگ می‌کنیم:

نشانه‌های شخصیت ایمانی

حدیث نخست: در وصیتی که در آن نشانه‌های شخصیتی را که برای یارانش می‌خواست ترسیم کرد، آمده است: «أوصیکم بتقوى اللهِ»؛ تقوا یعنی آنکه هیچ کلمه‌ای بر زبان نیاورید و هیچ معامله‌ای نکنید و هیچ موضعی نگیرید و هیچ شخصی را تأیید یا رد نکنید و هیچ جبهه‌ای را پشتیبانی ننمایید مگر آنکه مطمئن شوید که در آن رضای خداست. تقوا آن است که «أن لا یراک الله حیث نهاک، ولا یفتقدک حیث أمرک؛ خداوند تو را در جایی که نهی کرده نبیند و در جایی که فرمان داده، تو را نیابد».

«والورعِ فی دینِکم»؛ آنکه از حرام و از هر آنچه ممکن است به آن بینجامد یا شما را در آن گرفتار سازد، دوری کنید.

«والاجتهادِ للهِ»؛ آنکه در کار کوشا باشید، جدی و فعال در این زندگی حضور داشته باشید، جایگاه و حضورتان در آن مشخص باشد و تلاش خود را در مسیری که خدا تعیین کرده هدایت کنید و هدفتان از آن، چیزی باشد که خدا را خشنود سازد و غایتی را که او اراده کرده محقق کند، بی‌آنکه کسی در آن شریک باشد.

«وصدقِ الحدیثِ»؛ آنکه راستی، ویژگی شخصیت شما باشد؛ راستی در گفتار که جز حق نگویید، در کردار که آنچه می‌گویید انجام دهید، و در نیت که ظاهرتان با باطنتان یکی باشد. گمان نبرید که دروغ به شما سود می‌رساند یا نجاتتان می‌دهد؛ ممکن است گاهی چنین شود، اما شما را از مهم‌ترین ارزش زندگی محروم می‌کند و آن اعتماد مردم به گفتار و کردار و نیت‌های شماست. اعتمادی که ممکن است سال‌ها برای ساختنش کوشیده باشید، با یک دروغ از دست می‌رود و به سبب آن ایمانتان را نیز از دست می‌دهید: «إِنَّمَا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ» و سلامت جایگاه خود را نزد پروردگارتان نیز از کف می‌دهید؛ جایگاهی که جز با راستی به دست نمی‌آید، چنان‌که خداوند عزّوجلّ فرموده است: «هَذَا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ».

«وأداءِ الأمانهِ إلى من ائتمنَکم من برٍّ أو فاجرٍ». آنکه در امانت‌هایی که نزد شما سپرده شده و مسئولیت‌هایی که بر دوش‌تان نهاده شده، امین باشید؛ امانت را حتی به کسی که در دین یا مذهب یا سیاست با او اختلاف دارید و حتی به فاجر ادا کنید، زیرا «لا إیمان لمن لا أمانه له؛ کسی که امانت ندارد، ایمان ندارد».

در حدیثی از امام زین‌العابدین (ع) آمده است: «عَلَیْکُمْ بِأَدَاءِ الأَمَانَهِ، فَوَالَّذِی بَعثَ مُحَمَّدًا بِالحَقِّ نَبِیًّا، لَوْ أَنَّ قَاتِلَ أَبِی الحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) ائْتَمَنَنِی عَلَى السَّیْفِ الَّذِی قَتَلَهُ بِهِ، لَأَدَّیْتُهُ إِلَیْهِ؛ بر شما باد به ادای امانت. سوگند به آنکه محمد را به حق پیامبر برانگیخت، اگر قاتل پدرم حسین بن علی (ع) شمشیری را که با آن او را کشته نزد من امانت می‌گذاشت، آن را به او بازمی‌گرداندم».

«وطولِ السّجودِ»؛ سجده را برای خدا و تنها برای خدا طولانی کنید، زیرا آن آشکارترین مظهر بندگی شما در برابر خداست و با آن به او نزدیک‌تر می‌شوید. بنده نزدیک‌ترین حالت خود به خدا را در سجده دارد و با آن به آنچه رسول خدا (ص) بهشت را بر آن ضمانت کرده می‌رسید؛ آنجا که آمده است: «أنَّ قَوْماً أَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ (ص)، فَقَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ، اضْمَنْ لَنَا عَلَى رَبِّکَ الْجَنَّهَ! فَقَالَ: عَلَى أَنْ تُعِینُونِی بِطُولِ السُّجُودِ؛ گروهی نزد رسول خدا (ص) آمدند و گفتند: ای رسول خدا، برای ما بهشت را از پروردگارت ضمانت کن! فرمود: به شرط آنکه با طولانی کردن سجده مرا یاری دهید».

«وحسنِ الجوار»؛ آنکه به همسایگانتان نیکی کنید؛ وجودتان برای آنان خیر باشد، در شادی‌ها و غم‌هایشان شریک باشید، در بیماری از آنان عیادت کنید و یاری‌شان رسانید. مؤمن نیست کسی که شب را سیر بخوابد در حالی که همسایه‌اش گرسنه است. به آنان نیکی کنید. آمده است: «لیس حسن الجوار کفّ الأذى، حسن الجوار الصّبر على الأذى؛ حسن جوار تنها خودداری از آزار نیست؛ حسن جوار صبر بر آزار است» و هنگامی که از همسایه سخن می‌گوییم، آن را به همسایه مسلمان محدود نمی‌کنیم؛ حتی اگر مسلمان نباشد.

«فبهذا جاء محمَّد (ص)»؛ و با آن به جایگاه نزد او می‌رسید؛ او که می‌فرماید: «إنَّ أحبَّکم إلیَّ أحاسنکم أخلاقًا، الموطؤون أکنافًا، الَّذین یألفون ویؤلفون؛ محبوب‌ترین شما نزد من خوش‌اخلاق‌ترین شماست؛ آنان که نرم‌خوی‌اند، الفت می‌گیرند و الفت می‌پذیرند». و با آن مبعوث شد و فرمود: «إنّما بُعثت لأتمّم مکارم الأخلاق؛ همانا من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را به کمال رسانم».

اخلاق موالیان

سپس تصویری را که موالیان اهل‌بیت (ع) باید هنگام زندگی با کسانی که در مذهب با آنان اختلاف دارند داشته باشند، بیان کرد و فرمود: «صلّوا فی عشائرهم، واشهدوا جنائزهم، وعُودوا مرضاهم، وأدّوا حقوقهم؛ در قبیله‌های آنان نماز بگزارید، در تشییع جنازه‌شان شرکت کنید، از بیمارانشان عیادت نمایید و حقوقشان را ادا کنید» آنکه با کسانی که با آنان اختلاف دارید ارتباط داشته باشید، در شادی‌هایشان شریک شوید، در غم‌هایشان تسلی‌شان دهید، از بیمارانشان عیادت کنید و حقوقشان را بپردازید.

تشیع پروژه انزوا نیست، بلکه گشودگی و حسن معاشرت با کسانی است که با آنان اختلاف داریم.

«فإنَّ الرَّجلَ منکم إذا ورِعَ فی دینِه، وصدقَ فی حدیثِه، وأدَّى الأمانهَ، وحسَّنَ خلُقَه مع النَّاسِ، قیل: هذا شیعیٌّ، فیسرُّنی ذلک… اتَّقوا اللهَ، وکونوا زینًا ولا تکونوا شینًا؛ زیرا مردی از شما اگر در دین خود ورع داشته باشد، در سخنش راستگو باشد، امانت را ادا کند و با مردم خوش‌خلق باشد، گفته می‌شود: این شیعه است، و این مرا خوشحال می‌کند… از خدا پروا کنید و زینت باشید و مایه ننگ نباشید». شما هنگامی که خود را به ما نسبت می‌دهید، مردم از طریق شما درباره ما داوری می‌کنند.

«جرّوا إلینا کلَّ مودهٍ » یعنی اخلاق و اعمالتان را سبب آن سازید که مردم ما را دوست بدارند.

«وادفعوا عنّا کلَّ قبیح»؛  با ترک هر آنچه در رفتار و معاشرت زشت است.

«أکثروا ذکر الله»؛ خدا را همواره در هر زمان و مکان یاد کنید و هنگامی که با بلاها و سختی‌ها و چالش‌ها روبه‌رو می‌شوید، او را فراموش نکنید؛ زیرا با یاد او مسئولیت‌هایی را که خداوند بر عهده‌تان نهاده نسبت به خودتان و پروردگارتان و مردم به یاد می‌آورید و آنچه شما را بر ایمانتان پایدار و مطمئن می‌سازد که او قادر است شما را از آنچه در آن هستید بیرون آورد.

«وذکر الموت»؛ با یاد آن فروتن‌تر و مسئولانه‌تر می‌شوید؛ هنگامی که جایگاه خود را نزد پروردگارتان به یاد می‌آورید و با یاد آن معنای زندگی را درمی‌یابید و اینکه زندگی برای هیچ‌کس پایدار نمی‌ماند و ارزش آن نه به مال است و نه به مقام و نه به کثرت پیروان.

«وتلاوه القرآن»؛ آنکه قرآن بخوانید و از آن برای برخاستن از واقعیت‌تان یاری جویید؛ زیرا آن نور و هدایت است و با آن می‌توانید با چالش‌ها و سختی‌های زندگی روبه‌رو شوید.

و سرانجام «والصَّلاه على النَّبیّ (ص)»؛ آنکه از خدا بخواهید درجه‌اش را بالا برد و در این کار با خدا و فرشتگانش همراه شوید؛ زیرا برای صلوات بر رسول خدا (ص) ده حسنه است.

ادب همدردی با محزون

حدیث دوم: «لَیْسَ مِنَ الْأَدَبِ إِظْهَارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُونِ؛ از ادب نیست که نزد محزون اظهار شادی کنی».

امام عسکری (ع) با این حدیث از مؤمن می‌خواهد حال کسی را که دچار اندوه است ، عزیزی را از دست داده یا هر مصیبت دیگری که بر او وارد شده ، رعایت کند. از ادب است که او را تسلی دهد و احساس کند که در اندوه و درد و مصیبتش شریک است، نه آنکه آنچه بر او گذشته را نادیده بگیرد و نزد او شادی نشان دهد؛ و بداند که هر مقامی سخنی، هر مجلسی زبانی و هر کلمه‌ای زمانی دارد.

عزت مؤمن برتر از خواسته‌ها

حدیث سوم: «مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ؛ چه زشت است برای مؤمن که خواسته‌ای داشته باشد که او را خوار سازد».

امام عسکری (ع) می‌خواهد بگوید که انسان به صورت طبیعی در پی مال یا مقام یا رسیدن به شهوتی است، اما نمی‌خواهد که این کار به بهای از دست رفتن کرامت او باشد و خود را برای رسیدن به آن خوار کند. او می‌خواهد ایمان مؤمن و کرامت و عزت نفس او از هر چیزی گران‌بهاتر باشد؛ زیرا «الله سبحانه وتعالى فوَّض إلى المؤمن أموره کلّها، ولم یفوّض إلیه أن یکون ذلیلًا؛ خداوند سبحان همه امور مؤمن را به او واگذاشته، اما به او واگذاشته که ذلیل باشد». چرا که «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ».

وفاداری به امام عسکری (ع)

عزیزان، این گوشه‌ای از چشمه‌سار این امام است و با عمل به آن و دعوت به آن، وفاداری و اخلاص و محبت خود را به او نشان می‌دهیم و با آن همان‌گونه می‌شویم که او برای ما خواسته: زینت او باشیم و هر محبتی را به سوی او بکشیم. در سالروز ولادتش با درودهای خود رو می‌آوریم و می‌گوییم: «السّلام علیک یوم ولدت، ویوم غادرت الحیاه، بعد أن وفیت ما علیک، ویوم تُبعث حیًّا. وجزاک الله عنّا، وعن أمَّتک ومحبّیک، خیر الجزاء؛ سلام بر تو روزی که زاده شدی و روزی که از دنیا رفتی پس از آنکه آنچه بر عهده‌ات بود را به انجام رساندی و روزی که زنده برانگیخته می‌شوی. خداوند از سوی ما و امتت و دوستدارانت به تو بهترین پاداش را عطا فرماید». و آخرین سخن ما آن است که الحمد لله رب العالمین.

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا، شما و خودم را به وصیت امام حسن عسکری (ع) سفارش می‌کنم که فرمود: «إِنَّکُمْ فِی آجَالٍ مَنْقُوصَهٍ، وَأَیَّامٍ مَعْدُودَهٍ؛ شما در عمرهایی ناقص و روزهایی شمارش‌شده به سر می‌برید» هر روزی که می‌گذرد، چیزی از سرمایه عمرمان را با خود می‌برد. «والْمَوْتُ یَأْتِی بَغْتَهً؛ و مرگ ناگهانی می‌آید». از کوچک و بزرگ و سالم و بیمار اجازه نمی‌گیرد و حتی از پیامبران هم اجازه نگرفت. چه بسیار انسانی که گمان می‌کرد به شامگاه می‌رسد اما نرسید و چه بسیار کسی که به فردا امید بسته بود اما مهلت نیافت.

پس عمرمان را پیش از پایان یافتن غنیمت شماریم و به توبه بشتابیم و میان خود و پروردگارمان و میان خود و مردم را اصلاح کنیم؛ مظالم مردم را بازگردانیم و حقوق دیگران را ادا نماییم. خوشا به حال کسی که برای دیدار پروردگارش آماده شد و آماده بود که فراخوانده شود، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن ساعتی را آرزو کند که بازگردد و راهی برای بازگشت نیابد و پیش از آنکه روزی فرا رسد که گفته شود در آن هیچ عملی نیست و هر نفسی به آنچه پیش فرستاده حسابرسی می‌شود: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ» «الْیَوْمَ تُجْزَىٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْیَوْمَ» و هنگامی که این را دریابیم، آگاه‌تر و مسئولانه‌تر و تواناتر در رویارویی با چالش‌ها خواهیم بود.

تجاوز و مسئولیت دولت

آغاز سخن از تجاوزهای اسرائیلی است که بر روستاها و شهرک‌های نزدیک به مواضع اشغالی دشمن متوقف نمی‌شود، در حالی که انفجارهایی که ساختمان‌ها و مؤسسات و زیرساخت‌ها را در مناطق اشغال‌شده هدف قرار می‌دهد با شدت ادامه دارد؛ با هدف ناامید ساختن اهل آن و بازداشتن آنان حتی از اندیشه بازگشت به آنجا، پس از آنکه آن را منطقه امنیتی خود دانسته و اعلام کرده که از آن چشم‌پوشی نخواهد کرد و اگر هم چشم‌پوشی کند، با شرایط خودش خواهد بود، نه با شرایطی که حاکمیت لبنانی‌ها بر سرزمینشان را تضمین کند.

اینجا آنچه را پیش‌تر گفته‌ایم تکرار می‌کنیم: دعوت از دولت لبنان که مسئول حاکمیت بر همه سرزمین‌های خود است و نباید حتی ذره‌ای از خاک این وطن را از دست بدهد، آنکه صدایش در برابر آنچه می‌گذرد ضعیف نباشد؛ صدایش را برای توقف این خونریزی بلند کند تا خونریزی ادامه نیابد. در عین حال می‌خواهیم لبنانی‌ها آگاه‌تر باشند و در فتنه‌ای که دشمن به دنبال آن است گرفتار نشوند؛ تصمیم‌شان در برابر آنچه دشمن و نقشه‌هایش هدف قرار داده یکی باشد و به آن اجازه ندهند وحدت داخلی‌شان را بازیچه کند و بدانند که دشمن به سود هیچ‌یک از آنان کار نمی‌کند.

در عین حال بار دیگر تأکید می‌کنیم که دولت به رنج آوارگان از سرزمینشان ، کسانی که خانه‌ها و زمین‌ها و محل کارشان را از دست داده‌اند ، به خوبی توجه کند و همه تلاش خود را برای تأمین نیازهای زندگی شایسته‌ای که سزاوار آنند به کار گیرد تا احساس کنند دولتشان آنان را در آغوش گرفته است و مجبورشان نسازد، چنان‌که دیدیم، صدایشان را برای مطالبه این حقوق که لطفی از سوی دولت نیست بلند کنند.

تشدید بحران معیشتی

در همین حال، رنج لبنانی‌ها با تشدید وضعیت معیشتی که از گران‌فروشی افسارگسیخته و افزایش هزینه تأمین نیازهایشان در مواد غذایی و هزینه اشتراک مولدها و برق و آب و سوخت و آموزش و حمل‌ونقل و درمان و بستری شدن رنج می‌برند، بیشتر می‌شود؛ در حالی که بیکاری با درصد بالا شیوع یافته و حقوق کارکنان در مؤسسات دولتی یا خصوصی، با وجود افزایش‌هایی که به آنان داده شده، پایین مانده است. این امر از دولت با همه دستگاه‌هایش می‌خواهد که تلاش خود را برای یافتن راه‌حل‌هایی که زندگی شایسته‌ای برای شهروندان تضمین کند به کار گیرد و اعتمادی را که در مجلس نمایندگان به دست آورده به آسودگی و سبک کردن بار پرونده‌های انباشته‌شده نکشاند، بلکه انگیزه‌ای باشد برای فعال کردن نقش خود و بازنگری در هر آنچه بر دوش مردم سنگینی می‌کند و بارشان را می‌افزاید.

شیوه‌ای غیرمسئولانه!

می‌رسیم به جلسه مجلس نمایندگان که امید داشتیم در چارچوب هدفی که برای آن تشکیل شده باقی بماند؛ آنکه لبنانی‌ها از نمایندگانشان آنچه مسیر دولت را اصلاح می‌کند بشنوند تا آن را به رسیدگی به مشکلات و دغدغه‌های مردم و تحقق آرزوهای کسانی که نمایندگی‌شان می‌کنند سوق دهد؛ چه در آنچه در داخل می‌گذرد و چه در آنچه به مسئولیتش در رویارویی با تجاوز اسرائیلی و نقشه‌هایش علیه این کشور مربوط می‌شود. و شاهد آنچه در راهروهای مجلس دیدیم نباشیم؛ آنچه به تصویر جدل‌کنندگان از نظر گفتمان یا شیوه برخورد با مسائلی که به شهروندان مربوط است و با مسائل سرنوشت‌سازی که به امنیت وطن و حاکمیت و سرنوشتش مربوط است آسیب زد؛ چیزی که به افزایش شکاف میان لبنانی‌ها و افزودن بر نگرانی‌هایشان می‌انجامد، در حالی که آنان بیش از هر زمان به تقویت پیوندهای وحدت میان خود نیازمندند.

از این‌رو از سر دلسوزی برای این وطن و لبنانی‌ها به مسئولان می‌گوییم: گفتمان را نیکو سازید و شیوه را نیکو سازید و بیش از هر چیز بر مسائل مردم و دردها و آرزوهایشان و وحدتشان حرص ورزید. حق هر نماینده یا مسئولی است که نظر خود و آنچه را برای این کشور صالح می‌بیند بیان کند، اما با کلمه‌ای نیکوتر که به دیگری برسد، نه کلمه‌ای که او و گروهی را که نمایندگی می‌کند تحریک کند؛ و هر یک به دیگری گوش فرا دهد، نه آنکه گوش خود را به سود اندیشه خویش ببندد.

یمن: توقف خونریزی

سرانجام در آنچه در منطقه و آنچه در یمن می‌گذرد درنگ می‌کنیم تا به توقف خونریزی و ویرانی و بازگشت به زبان گفت‌وگو فراخوانیم؛ گفت‌وگویی که آزادی و حقوق مشروع مردم یمن را تضمین کند و محاصره را از آنان بردارد در چارچوب حسن همجواری و همکاری با پیرامون خود. این همان راهی است که ما آن را ضامن تحقق ثباتی می‌دانیم که در منطقه به آن چشم دوخته‌ایم و مانع گسترش درگیری و دخالت‌ها در آن می‌شود.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2026-09-18
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: نشانه‌های شخصیت ایمانی در وصایای امام عسکری (ع)