
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۹ مرداد 1405ش برابر با ۳۱ جولای ۲۰۲۶م و ۱۷ صفر ۱۴۴۸
فرازهایی از سیرۀ امام رضا (ع) و احادیث او
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ». راست گفت خداى بزرگ.
امروز در هفدهم این ماه، ماه صفر الخیر، به مناسبت وفات یکى از امامان اهل بیت (ع) یعنى امام على بن موسى الرضا (ع) گرد هم میآییم.
اخلاق رسالتگونه
امامی که لقب رضا که با نامش همراه شده، نشاندهندۀ جایگاهى است که نزد خداوند عزّوجلّ و در دل مردم، حتى مخالفانش، به دست آورده بود؛ اینکه پروردگارش را خشنود ساخته و به سبب دانش، بردبارى، خوشخلقى و فروتنىاش مورد رضاى مردم بوده است.
از ابراهیم بن عباس صولى، از بزرگان خلافت عباسى روایت شده است که گفت: «من ندیدم و نشنیدم که کسى از ابوالحسن الرضا (ع) برتر باشد و از او چیزهایى دیدم که از هیچکس ندیده بودم. هرگز او را ندیدم که با کلامى به کسى جفا کند، و هرگز ندیدم که سخن کسى را قطع کند تا آنکه سخنش تمام شود، و هیچکس را از حاجتى که توان برآوردنش را داشت، بازنگرداند».
«او بسیار نیکوکار و صدقه دهنده بود». «از فروتنىاش این بود که هرگاه تنها مىشد و سفرهاش را مىگستراندند، بندگان و موالىاش، حتى دربان و نگهبانان را با خود بر سر سفره مىنشاند». یکى از یارانش به او گفت: فدایت شوم، کاش براى اینان سفرۀ جداگانهاى مىگستردى؟ فرمود: «باز ایست! پروردگار، تبارک و تعالى، یکى است، مادر یکى است، پدر یکى است، و پاداش بر اساس اعمال است».
از رجاء بن ابىضحاک که مأمون او را براى همراهى امام رضا (ع) فرستاده بود، روایت شده که وقتى مأمون از او دربارۀ امام پرسید، وی گفت: «به خدا سوگند مردى را ندیدم که از او پرهیزگارتر نسبت به خدا باشد و نه بیشتر از او در ذکرگویی در همۀ اوقاتش و نه شدیدتر از او در خوف از خداوند عزّوجلّ.» و او به هیچ شهرى فرود نمىآمد مگر آنکه مردم نزد او مىآمدند و از او نشانههای دینشان را مىپرسیدند و او پاسخ مىداد». مأمون به او گفت: «اى پسر ابىضحاک، او بهترین اهل زمین و داناترین و عابدترین آنهاست».
امام رضا (ع) در دوران امامتش که بیست سال پس از وفات پدرش امام کاظم (ع) به طول انجامید، با پذیرش ولایتعهدى مأمون عباسى معروف است؛ دلیل این پذیرش این بود که آن را فرصتى مىدید که آزادى ارتباط با مردم را، که پیش از آن برایش فراهم نبود و نیز نشر علوم اهل بیت (ع) و مقابله با پدیدههاى انحرافى که در جامعه اسلامى در سطح عقیده، مفاهیم، حدیث و غیر آن رخنه کرده بود، فراهم مىکرد.
ما امروز از این مناسبت عزیز بهره مىگیریم تا در برخى از احادیث امام رضا (ع) تأمل کنیم، باشد که از آنها بهره بریم، ایمانمان را تقویت کنیم و جامعهمان را با التزام به آنها نیرومند سازیم.
سلسلۀ الذهب
حدیث اول: حدیثى که به «سلسلۀ الذهب» معروف شده است. در حدیث آمده که امام (ع) در راه خراسان براى پذیرش ولایتعهدى، از شهر نیشابور گذشت. نیشابور آن روزگار از بزرگترین مراکز علم و حدیث بود. گروه بزرگى از علما و طالبان حدیث به استقبال او آمدند و از او خواستند حدیثى از پدرانش (ع) برایشان بازگوید. امام (ع) از هودجى که بر آن سوار بود سر بیرون آورد و فرمود: «از پدرم موسى بن جعفر شنیدم که مىگفت: از پدرم جعفر بن محمد شنیدم که مىگفت: از پدرم محمد بن على شنیدم که مىگفت: از پدرم على بن حسین شنیدم که مىگفت: از پدرم حسین بن على شنیدم که مىگفت: از پدرم امیرالمؤمنین على بن ابىطالب شنیدم که مىگفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مىگفت: از جبرئیل شنیدم که مىگفت: از خداوند عزّوجلّ شنیدم که مىفرمود: لا إله إلا الله حصنى، فمن دخل حصنى أمن عذابى». سپس مرکب اندکى حرکت کرد. امام رضا (ع) سرش را بیرون آورد و فرمود: «به شرطها و شروطها، و أنا من شروطها».
امام (ع) مىخواست از رهگذر این حدیث مبارک، اهمیت گفتن «لا إله إلا الله» را یادآور شود و اینکه این سخن، دژى است که انسان را از افتادن در عذاب خدا باز مىدارد.
اما امام رضا (ع) نمىخواست مردم به صرف بر زبان آوردن این سخن بسنده کنند تا به این نتیجه برسند، بلکه مىخواست این سخن در مواضع، رفتار و تصمیمهایشان بازتاب یابد؛ به گونهاى که خدا را تنها خالق، رازق، یاور، مددکار و مدبّر ببینند، پس جز به او روى نیاورند، به فرمانهایش عمل کنند و از نواهىاش بازایستند. از این رو فرمود: «به شرطها و شروطها»، سپس افزود: «و أنا من شروطها» تا روشن سازد که التزام به امامت او این هدف را محقق مىکند؛ زیرا او بیانگر مفاهیم رسول خدا (ص) است و رسول خدا (ص) بیانگر ارشادات خداوند عزّوجلّ.
سه چیز که خدا از آنها نفرت دارد
حدیث دوم: « إنَّ اللّهَ یُبغِضُ القِیلَ و القالَ و إضاعَهَ المالِ ، و کَثْرَهَ السُّؤالِ؛ خداوند از قیل و قال و بر باد دادن مال و خواهش بسیار نفرت دارد.» «قیل و قال» به معناى پرگویى بىفایده، نقل اخبار مردم بدون تحقیق، جدال بیهوده، غیبت و سخن چینی است.
دومین چیزى که خداوند عزّوجلّ از آن نفرت دارد، «ضایع کردن مال» است؛ با تبذیر، اسراف و خرج کردن آن در جایى که سزاوار نیست، حتى اگر انسان مال فراوانى داشته باشد. این همان است که خداوند عزّوجلّ به آن اشاره کرده آنجا که فرمود: «إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» و آنجا که فرمود: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ». انسان از نظر خداوند عزّوجلّ آزاد نیست که هرگونه بخواهد در مالش تصرف کند؛ چنانکه از او پرسیده مىشود مال را از کجا آورده است، از او پرسیده خواهد شد که آن را در چه راهى خرج کرده است.
سومین چیزى که خداوند عزّوجلّ از آن نفرت دارد، «سؤال زیاد» است. این حدیث به معناى ترک سؤال نیست؛ زیرا سؤال گاهى مطلوب است و خداوند عزّوجلّ به آن فراخوانده است. آنجا که فرمود: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ». آنچه امام (ع) نمىخواهد، زیاد پرسیدن مسائلى است که به دنیا یا آخرت انسان سودى نمىرساند، یا زیاد گدایى کردن و طلب بخشش بدون ضرورت شدید است.
ضوابط روایت
حدیث سوم: آنچه ابراهیم بن ابىمحمود که یکی از یاران امام رضا (ع) بود، روایت کرده است. او به امام گفت: اى پسر رسول خدا، نزد ما اخبارى دربارۀ فضائل امیرالمؤمنین (ع) و فضائل شما اهل بیت هست که از روایت مخالفان شماست و مانند آن را از شما نمىشناسیم؛ آیا به آنها عمل کنیم؟ امام (ع) از او خواست که در این کار شتاب نکند و فرمود: «مخالفان ما اخبارى در فضائل ما ساختهاند و آنها را بر سه قسم قرار دادهاند: یکى غلو، دومى تقصیر در امر ما و سومى تصریح به معایب دشمنان ما. پس هرگاه مردم غلو دربارۀ ما را بشنوند، شیعیان ما را تکفیر مىکنند و آنها را به قائل بودن به ربوبیت ما نسبت مىدهند؛ و هرگاه تقصیر را بشنوند، آن را دربارۀ ما باور مىکنند؛ و هرگاه معایب دشمنان ما را با نامشان بشنوند، ما را با نامهایمان ناسزا مىگویند. در حالی که خداوند عزّوجلّ فرموده است: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ». اى پسر ابىمحمود، هرگاه مردم به راست و چپ رفتند، تو روش ما را نگاه دار… اى پسر ابىمحمود، آنچه را برایت گفتم حفظ کن که در آن خیر دنیا و آخرت را برایت فراهم آوردهام».
احیاى امر اهل بیت (ع)
عزیزان، در سالروز وفات امام رضا (ع) ما بیش از هر زمان به پذیرش سخنان، مواعظ، ارشادات و مواضع او نیازمندیم؛ زیرا در این کار احیاى امر اهل بیت (ع) است. احیاى امر آنان چنانکه بسیارى مىپندارند، تنها در برپایى جشنها در شادىهایشان، یا ماتمها در اندوههایشان، یا زیارت آنان خلاصه نمىشود، هرچند همۀ اینها مهم است؛ بلکه با عمل به آنچه خواستهاند تحقق مىیابد. این همان است که امام رضا (ع) به آن اشاره کرده آنجا که فرمود: «أحیوا أمرنا، رحم الله من أحیا أمرنا». و هنگامى که از او پرسیدند: چگونه امر شما را زنده کنیم؟ فرمود: «علوم ما را بیاموزد و به مردم بیاموزاند؛ زیرا اگر مردم محاسن کلام ما را مىدانستند، از ما پیروى مىکردند».
سلام بر امام على بن موسى الرضا (ع)، روزى که زاده شد و روزى که به پیشگاه پروردگارش منتقل گشت و روزى که زنده برانگیخته مىشود. شهادت میدهم که تو نماز را به پا داشتی و زکات را ادا کردی و امر به معروف و نهی از منکر کردی و خداوند را مخلصانه عبادت کردی تا زمانی که یقین تو را در رسید.
خطبۀ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام حسین (ع)، وصیت کرده، سفارش مىکنم. همان امامى که چند روز دیگر سالروز اربعین شهادت او را احیا خواهیم کرد. او در نخستین بیان خود هنگامى که به کربلا رسید، فرمود: «اى مردم، من از رسول خدا (ص) شنیدم که مىفرمود: هر کس از شما حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان خدا را شکسته، با سنت رسول خدا مخالفت کرده، و در میان بندگان خدا به گناه و تجاوز عمل مىکند، و با کردار یا گفتار بر او تغییر ندهد، بر خداست که او را در جایگاه همان سلطان درآورد. آگاه باشید که این قوم طاعت شیطان را پیشه کردهاند و طاعت رحمان را رها ساختهاند، بیت المال را به خود اختصاص دادهاند، حدود را تعطیل کردهاند، حرام خدا را حلال و حلال او را حرام شمردهاند، و من از دیگران به این کار سزاوارترم».
امام حسین (ع) با این وصیت مىخواست دایرۀ اهتمامات ما را گسترش دهد تا در انجام واجباتمان نسبت به خداوند سبحان تنها به آنچه بدان خو گرفتهایم، یعنی نماز و روزه و حج و خمس و زکات، بسنده نکنیم، بلکه در همۀ عرصههای عدالت و آزادى و حق حضور داشته باشیم و در برابر هر ستمگرى، هر که باشد و هر فاسدى، هرکه باشد، بایستیم و با هر انحراف فکرى یا ایمانى یا اخلاقى مقابله کنیم؛ نه آنکه کنار بنشینیم و تماشاچی نبرد پیش روى خود باشیم. اگر چنین کنیم، در آنچه پیش مىآید شریک خواهیم بود و پیامدهاى آن را بعدها بر دوش خواهیم کشید، و آنگاه دعاهایمان به درگاه خدا که ما را از آنچه مىکشیم رهایى بخشد، سودى نخواهد داشت.
تنها با این کار است که زندگى بنا مىشود، رشد مىکند و پاکتر و طاهرتر و عادلانهتر مىگردد، و با آن با چالشها روبهرو مىشویم.
دشمن توافق را درهم مىکوبد
از تجاوزهاى اسرائیل آغاز میکنیم که مناطق نزدیک به مواضع اشغال شده را هدف قرار مىدهد و آتشباری آن حتى جاهایى را که ارتش لبنان در آن حضور دارد، در امان نمىگذارد؛ در تحریک گرى آشکاری که هدف آن کارشکنى در کار ارتش و ایفاى نقش آن است. در همین حال دشمن به عملیات انفجار و خاکبردارى از روستاها و شهرکهایى که در دایرۀ اشغال اوست ادامه مىدهد؛ عملیاتى که همۀ مظاهر آبادانى را هدف قرار مىدهد و حتى گورستانها را در امان نمىگذارد، تا اهالى آنها را از بازگشت ناامید کند و سیطرۀ دائمى خود را بر آنها استوار سازد؛ سیطرهاى که اکنون هر روز آن را اعلام مىکند. آخرین نمونۀ آن سخنان رئیس ستاد ارتش او بود که از درون خاک لبنان گفت اسرائیل از سرزمینهایى که اشغال کرده عقبنشینى نخواهد کرد و به خاطر حفظ امنیت خود، در آنها باقى خواهد ماند.
فشار بر دشمن
در برابر این وضعیت، بار دیگر از دولت لبنان که دیپلماسى را گزینۀ بازپسگیرى حقوق لبنانى انتخاب کرده، مىخواهیم که به بیانیههاى محکومیت این وقایع بسنده نکند، بلکه در این عرصه به صورت فعال ایفای نقش کند؛ صداى اعتراض خود را نزد دولت حامى توافق، در محافل و سازمانهاى بینالمللى و نزد کشورهاى مؤثر و دلسوز حاکمیت این کشور بلند کند تا بر دشمن فشار آورد و تجاوز آن را متوقف سازد تا این تجاوزها و انفجارها چنان نشود که گویى هیچ اتفاقى نیفتاده است.
همگرایى به سود کشور
تا آن زمان، اساس همان است که همواره تأکید مىکنیم: تلاش براى ساختن موضعى لبنانىِ واحد که مصلحت این کشور و حاکمیت آن بر خاکش را در نظر بگیرد. نمىتوان با این مرحلهٔ خطرناک، چه در داخل لبنان و چه در آنچه در منطقه مىگذرد، با این گسست و تفرقه و چنددستگی روبهرو شد که کشور را تضعیف کرده و دشمن را به تداوم تجاوز تشویق مىکند.
از این رو همواره درخواست و پافشارى کردهایم که باید همۀ راههایی که به پر کردن گسست موجود میان لبنانىها در چگونگى برخورد با این مرحله و الزامات آن کمک مىکند، بهویژه میان موقعیتهاى سیاسى اصلى این کشور، پیموده شود.
از همین جا بر هر دیدارى که به بازدارندگی در برابر تجاوز دشمن و احیای کامل حاکمیت لبنانى بر همۀ سرزمینهایى که دشمن اشغال کرده بیانجامد تا مردم به آنها بازگردند و آنها را آباد کنند، تأکید کرده و مىکنیم.
مسؤولیت حل بحرانها
در داخل کشور نیز بار دیگر از دولت لبنان مىخواهیم که به نقش خود در حل بحرانهایى که آن را فراگرفته، خواه در مسئلۀ سپردههاى مردم، یا حل بحران برق، بحران گرانی، حقوق کارکنان بخش عمومى و کمک به بازگشت کنندگان به روستاهایشان عمل کند تا وظیفۀ خود را انجام دهد و حضور خود را نزد مردم تقویت کند تا دولت در نگاه آنان نه چماق کلفت بلکه ابزارى مهربان با شهروندانش باشد.
پدیدهاى غیرملی
ناگزیر باید به پدیدهاى که اخیراً سر برآورده اشاره کنیم: جلوگیرى از سکونت یا اجارۀ مسکن برخى لبنانىها در بعضى مناطق به دلیل تعلق آنان به فرقهاى خاص. هرچند این پدیده هنوز محدود است، اما نمىخواهیم تکرار شود یا گسترش یابد؛ زیرا مىتواند به وحدت ملى و روح همگرایى میان لبنانىها آسیب بزند. ما مىخواهیم رابطۀ میان لبنانىها بر پایهٔ احترام متقابل، تعلق ملى فراگیر و عمل به ارزشهاى رسالتهاى آسمانى که روح محبت و همگرایى را در آنان تقویت مىکند، بنا شود.
عراق: هشدار نسبت به فتنه
به آنچه اخیراً در عراق رخ داد و به شهادت شمار زیادى انجامید، اشاره مىکنیم. در اینجا دعوت میکنیم که از صداهایى که مىکوشند از آنچه رخ داد براى برانگیختن فتنۀ مذهبی در منطقه بهرهبردارى کنند، پرهیز شود؛ فتنهاى که به نزاعى مىانجامد که ملتها را تضعیف مىکند، کشورها را متلاشى مىسازد و توانایىهایشان را به هدر مىدهد؛ چیزى که دشمنان آنها و کسانى که خیرى براى آنها نمىخواهند، از آن سود مىبرند.
ما مىخواهیم کشورهاى عربى و اسلامى قطبنماى خود را نسبت به کسانى که در پى دستکارى در مقدرات منطقه و پارهپارهکردنش هستند، روشن نگاه دارند و روابط خود را بر پایۀ پیوندهاى دین، تاریخ، جغرافیا، تمدن و سرنوشت مشترک بنا کنند؛ تا وحدتشان تقویت شود، قدرتشان محفوظ بماند و راه بر هر آنچه به سود موجودیت صهیونیستى و طرحهایش است، بسته شود.


