شاید یکی از برجسته ترین و خشونت بارترین نشانه های خطر برای جامعه لبنانی این باشد که گروهی احساس کنند محروم و مظلوم هستند و همیشه مورد هدف واقع می شوند و در نتیجه این آنها هستند که از گوشت زندگان و آینده فرزندان و مردم خود تاوان می دهند.
به نظر می رسد که این پدیده (البته اگر استفاده از چنین اسمی برای آن درست باشد) دارد به ویژگی دائمی ما لبنانی ها آن هم در این مرحله خاص، تبدیل می شود، شاید به این جهت که عمیقاً احساس می کنند که تحولات پیرامونی دارد به درون خانه هایشان راه می یابند و شاید هم گرفتار محاسبات غیر واقعی شده اند که در آن یک گروه برای گروه دیگر مترسک به نظر می رسد و چنان گمان می کنند که فلان گروه دیگر در نقاط عطف سیاسی و امنیتی آتی، در کمین گروه های دیگر نشسته است.
به این ترتیب اضطراب و توهم به درون خانه ها و همه بخش های لبنان وارد شده است. شاید چیز مهمی که باعث بدتر شدن اوضاع می شود، اظهار نظرها و موضع گیری های سیاسی داخلی باشد که اغلب ریشه در حساب های شخصی این گروه یا آن گروه یا نوع بازخوانی آنها از تحولات دارد که به شکل هراس انگیز و ناراحت کننده و توهم زا و محاسبات پیچیده ای ارائه می شود.
اما بررسی سرگذشت لبنانی ها از زمان استقلال تا به امروز، تأیید می کند که حساب های شخصی، بدون تردید نمی تواند سبب آرامش و آسایش شود و وجود منطق غالب و مغلوب، جایی برای ثبات کشور باقی نمی گذارد. زیرا این فرمول نمی تواند در هر کشوری، به ویژه در لبنان، موفق عمل کند. در نتیجه نمی توان در مسیر هراس انگیری و به زیر کشیدن این و آن گام نهاد. زیرا تکیه بر این روش به معنای تخریب مسیر همزیستی و وحدت است. حتی لحن اکثریت و اقلیت نیز نمی تواند به تقویت پایه های ثبات داخلی کمکی کند. در نتیجه باید به اصل شهروند سالاری بازگشت که در آن به انسان شهروند بر اساس شایستگی و توانمندی هایش، بدون در نظر داشت همه حساب های سیاسی و طائفه ای و مذهبی و نظایر آن احترام گذاشته می شود.
ما این روزها صحنه خطرناکی را شاهد هستیم. لبنانی ها، با تمام گروه ها و نیروهای سیاسی و مراکز طائفه ای شان، احساس می کنند که در گذشته یا حال حاضر در معرض ظلم و بی عدالتی قرار داشته اند. از این رو گمان می کنند که استفاده از ابزارهای خشونت و زور برای رفع ظلم و بی عدالتی می تواند برای آنها نجات بخش باشد. در حالی که این کار عین فتنه است و باعث افزایش وحشت لبنانی ها می شود. چرا که آنها درد و رنج جنگ داخلی را چشیدند و در آتش آن سوختند و در نهایت دریافتند هر نیروی متعصبی نمی تواند بر گوناگونی و تنوع موجود در لبنان چشم ببندد. واقعیت متکثر لبنان گرایش به هر نوع تعصبی را با هر نوع منشأ و رنگی نمی پذیرد.
آتش فتنه را کنترل کنید
بنابراین بهترین چیزی که لبنانی ها می توانند از آن بهره ببرند، به ویژه در برابر نگرانی هایی که در چند روز گذشته فرصت بروز یافت، این است که از تجارب تلخ خود درس بگیرند و با وحدت داخلی، به سرعت تلاش کنند که آتش فتنه را کنترل کنند و بر حمایت از نهادهایی اصرار بورزند که فروپاشی آنها فقط نشان دهنده فروپاشی ایده دولت نیست بلکه نشان دهنده سقوط وحدت ملی است.
ما در ابن برهه به آتش نشانانی نیاز داریم که برای تخریب خطوط تماس روانی ایجاد شده بین طوائف تلاش کنند. به کسانی نیاز داریم که بر گفتارهای بهتر و بهترین نحوه تقابل اصرار بورزند و به جریان فرقه گرایی و تعصب و بسته اندیشی نپیوندند.
رسول خدا (ص) فرموده است: “هر کس تعصب بورزد یا برای او تعصب ورزیده شود، طوق ایمان از گردن او برداشته می شود.” مهم نیست که چقدر اشتباهات وجود داشته اند، اما باید از تعصب ورزی و گفتارهای آتشین پرهیز کرد. همگی به سوی خطوط ترسیم شده از سوی اسلام برای خفه کردن فتنه بیایید، به سوی «کلمه یکسان»، و نفی نزاع و درگیری که رهاوردی جز شکست و از دست رفتن قدرت ندارد بیایید. به سوی گفتگو بیاید که برای غلبه بر نقاط عطف این بحران که هر طرفی خیال می کند باید وارد آن شود، هیچ چاره ای غیر از آن وجود ندارد. زیرا بازی بین المللی و منطقه ای بزرگتر از همه است و ممکن است ما را به نقش گذشته که در آتش آن سوختیم، باز گرداند. نقش هیزم برای آتشی که در اطراف ما و در سراسر منطقه شعله ور بود.
اگر گفتگو راه حل و مایه نجات کشور است، گفتگو در سطح جامعه اسلامی تنها راه ممکنی است که در هر شرایط، خصوصاً در شرایط کنونی می توان گِرد آن حلقه زد. زیرا زمانی که به فرمایش رسول خدا (ص) صراحت داشته باشیم، یکدیگر را دفن نخواهیم کرد و جز برای محبت و رهایی اقدام نخواهیم نمود. زیرا در لبنان و خارج از آن، سنی مشکل شیعه نیست و شیعه نیز مشکل سنی نمی باشد. این رژیم صهیونیستی است که دشمن سنی و شیعه می باشد.
همچنین از هموطنان مسیحی که علاوه بر منافع مشترک داخلی، با آنها در سطح انسانی نیز وحدت داریم، می خواهیم که در برابر خطر خارجی یعنی رژیم صهیونیستی ایستادگی کنند.
چرا سرنیزه و کلمات و موضع گیری های خود را متوجه دشمن صهیونیستی نکنیم، خصوصاً در این شرایط که دارد باقیمانده قدس شریف را یهودی می نماید و دیر زمانی است که در کرانه غربی شهرکسازی می کند و تلاش می کند که مسجدالاقصی را ویران کند و بر آن است تا اندام های امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود را به دورترین مناطق عربی و اسلامی گسترش دهد.
به سوی گفتگو و گردهمایی بیایید، از مانورها و کلمات خشونت بار اینجا و آنجا سیر شده ایم. امروز به کلمات آرام بخش و مواضع هوشیارانه و گفتگوهای محبت آمیز نیاز مبرم داریم.


