عاشورا فرا‌تر از مذاهب و ادیان

مانند تمام سال‌های دیگر، امسال نیز با موسم عاشورا مصادف شده‌ایم. موسمی که وقتی می‌آید، ما را به فضای حزن و اندوه فاجعه بار، فضای عزت و سربلندی، فضای فداکاری و پایمردی می‌برد. این حال و هوایی است که هر ساله خود را بر جامعه ما حاکم می‌کند و این صحنه هر سال تکرار می‌شود.

یک سؤال برای بسیاری مطرح است که چرا اصرار داریم حادثه‌ای را که چهارده قرن پیش روی داده است، هر ساله احیا کنیم؟ چرا که با اینکه حادثه‌‌ همان حادثه و داستان‌‌ همان داستان است و مجالس‌‌ همان مجالس هستند و برنامه‌ها‌‌ همان برنامه‌ها هستند، اصرار داریم که این حادثه را بار دیگر مورد بازخوانی قرار دهیم؟

چرا این چنین است؟ آیا به این مراسم و سنت‌ها عادت کرده‌ایم؟ آیا این کار بخشی از عاطفه جوشانی است که به باورهای ما تبدیل شده است و بخشی از هویت و موجودیت ما را تشکیل می‌دهد؟ یا اینکه این مراسم برای الآن و همه دوران‌های دیگر یک ضرورت است، یک نیاز است،‌‌ همان گونه که در زمان روی دادنش، نیز یک ضرورت بود. بنابراین چهارده قرن قبل، زمانی که حادثه کربلا روی داد، این حادثه یک ضرورت بود. زیرا در آن زمان،‌‌ همان گونه که بنی امیه می‌خواست، جامعه اسلامی ظلم زده شده بود و دنیایش بر دینش غلبه کرده بود، از این رو اسلام در مسیر تندباد بنی امیه قرار گرفته بود.

زیرا یزید این فرد فاسق و فاجر می‌خواست که عهده دار زمامداری مسلمانان شود. به حق عملی نمی‌شد و از باطل جلوگیری نمی‌گردید، سنت پیامبر می‌رانده شده بود و بدعت زنده شده بود. جهت گیری جامعه تغییر کرده بود و باطل حق شده و حق باطل شده بود. آنهایی که عهده دار مصالح مردم شده بودند، به طاعت شیطان ملتزم و از طاعت خداوند رویگردان شده بودند، فساد را آشکار ساخته و اجرای حدود را تعطیل کرده بودند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام ساخته بودند.

معیار جامعه، معیار عمر بن سعد فرمانده سپاه ابن زیاد شده بود. زبان دینار زبان رایج شده بود و زبان ترس از شمشیر بر جامعه مستولی گردیده بود. مردم بنده دنیا شده بودند و دین لقلقه زبانشان شده بود و دینشان را‌‌ همان جایی می‌بردند که معیشتشان می‌رفت. از این رو اگر گرفتار آزمایش می‌شدند، دین داران بسیار اندک بودند.

متأسفانه وضعیت امت اسلامی این گونه بود. امت پیامبر خدا داشت به سوی هلاکت می‌رفت و همه آن چیزهایی که پیامبر خدا ساخته بود در معرض نابودی قرار گرفته بود.

از این رو حسین (ع) برخاست تا این وضعیت را متزلزل کرده و آن را تغییر دهد. این کار یک ضرورت و یک واجب بود. لذا حسین (ع) اولین ندا را سر داد: «إنی سمعت رسول الله یقول من رأى منکم سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاً لعهده یعمل فی عباده بالإثم والعدوان فلم یغیّر بقول أو فعل، کان حقاً على الله أن یدخله مدخله».

از این رو امام حسین (ع) به عنوان نواده پیامبر خدا و بنا به مسؤولیت امامت خویش و عزتش به عنوان یک مسلمان و عبودیت خویش در برابر خداوند یکتا، قیام کرد. زیرا چگونه امکان داشت که با فردی به مانند یزید بیعت نماید؟

بنابراین حسین (ع) موضع خود را تعیین کرد: «والله لا أعطیکم بیدی إعطاء الذلیل ولا أقر لکم إقرار العبید».

بر اساس این دیدگاه و با توجه به وضعیت دیروز و امروز و فردای جامعه ما، می‌بینیم که عاشورا یک ضرورت و نیاز در سطوح گوناگون است.

سطح اول- پیروان اهل بیت عصمت و طهارت است. زیرا حسین (ع) امامی است که آن‌ها ولایت او را پذیرفته‌اند و در اندیشه و الگو و رفتار و عمل به او ملتزم هستند و احیای امر امام حسین (ع) وظیفه آن‌ها به شمار می‌آید و‌‌ همان طور که در احادیث ائمه (ع) وارد شده است، پیروان ایشان باید به این کار ملتزم باشند.

سطح دوم- عاشورا یک ضرورت برای همه مسلمانان با همه مذاهب آن است. زیرا اهداف عاشورا اهداف و مقاصد اسلام است و قهرمانان عاشورا، بهترین تربیت یافتگانی هستند که از سرچشمه اسلام سیراب شده‌اند. زیرا حسین (ع) از نظر همه مسلمانان و همه کتاب‌ها و منابع سرور جوانان اهل بهشت است، او نواده پیامبر خداست، او گل خوشبوی پیامبر خداست و او به همراه برادرش حسن (ع) امام هستند چه برخیزند و چه بنشینند. از این رو طبیعی است و بلکه اصل بر این است که وقایع عاشورا برای همه مسلمانان اهمیت دارد. پس قابل درک نیست که بخش عظیمی از مسلمانان را از احیای عاشورا دور کنیم و عاشورا را از خاطره جمعی محو سازیم. گویا اصلاً خونی در کربلا ریخته نشده است. در حالی که هر ناظری سؤال می‌کند: کجاست عاطفه ورزی در قبال کسی که پیامبر خدا پیوسته به دوست داشتن او ترغیب می‌کرد و می‌فرمود: «خدایا من حسین را دوست دارم. پس تو نیز او را دوست بدار… خداوند رحمت کند کسی را که حسین را دوست دارد.»

غیر از این باید توجه داشت که شعارهای عاشورا به هیچ وجه جنبه مذهبی نداشته و به دوره خاصی نیز اختصاص ندارد. شعارهای عاشورا همگی اسلامی هستند و به همه زمان‌ها مربوط می‌شوند. خاستگاه این شعار‌ها قرآن و پیامبر گرامی اسلام است. امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت جدش پیامبر اسلام و اصلاح روند اسلام شعارهای عاشورا هستند.

سطح سوم- ما معتقدیم که احیای عاشورا یک ضرورت برای احیای ارزش‌های انسانی است. ارزش‌هایی چون آزادی و عدالت و نفی ظلم و ستم، پایمردی و عدم خودفروشی. ارزش‌هایی که گاندی نیز آن‌ها را قبول دارد. او می‌گوید: «من از حسین آموختم که چگونه مظلومی باشم. از این رو پیروز شدم.» او‌‌ همان کسی است که به مردم هند گفت: «هند اگر می‌خواهد پیروز شود، باید به امام حسین اقتدا نماید.»

خواست ما این است که عاشورا در همه این دوائر و سطوح باقی بماند، نباید عاشورا را محدود کنیم، نباید عاشورا را کوچک بسازیم، نباید عاشورا را به خودمان محدود کنیم، نباید نقش عاشورا را به مظلومیت محدود سازیم، نباید عاشورا را در خصومت‌های فرقه‌ای و مذهبی محدود کنیم. بلکه باید عاشورا را در گستره وسیع اسلامی و سپس گستره وسیع انسانی مطرح کنیم.

از این رو به همه مسلمانان عرض می‌کنیم که بیایید به دور از مسائل سیاسی و حوادثی که در طول تاریخ روی داده است، با هم عاشورا را احیا کنیم، بیایید با هم با عاشورا وارد تعامل شویم، بیایید با هم عاشورا را مورد بررسی قرار دهیم.

از این هم فرا‌تر، به همه دنیا با همه ادیان و گونه گونی‌هایش، عرض می‌کنیم که بیایید در نیازمندی‌های خود از سرچشمه عاشورا سیراب شویم. دنیایی که از استکبار و ظلم و طغیان رنج می‌برد تا از این طریق بتوانیم عدالت را به دنیا بازگردانیم. عاشورا باید نقطه روشنی باشد برای همه حق جویان و عدالت طلبان و آزادی خواهان و جویندگان تغییر واقعی، تغییری به دور از تنگ نظری‌ها.

عاشورا ناب و زلال است، عاشورا فریادی برای آزادی است. از این رو باید تلاش کنیم که عاشورا راه خود را از میان تاریخ و زمان باز کند. کاری که امام حسین (ع) انجام داد، باید در حرکت انسان جای مناسب خود را پیدا نماید و فرقی ندارد که این انسان کجا قرار دارد. بایسته است که عاشورا را در افقی گسترده مطرح کنیم. از این رو عاشورا نیاز دارد که محتوایش به خوبی مورد بررسی قرار گیرد و مفاهیم آن از نو مورد بازخوانی واقع شود. عاشورا نیاز دارد که نحوه احیا و تطورش مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. شاید این کار ضروری هم باشد. زیرا در بسیاری از موارد، شکل ممکن است مانع از رسیدن به محتوا شود.

از این رو باید روی تلاش‌هایی که برای پالایش سیره نگاری‌های مربوط به عاشورا از علامه سید محسن امین گرفته تا شهید مطهری و علامه سید محمد حسین فضل الله و بسیاری دیگر تمرکز کافی صورت بگیرد.

فراخوان برای بازخوانی حوادث عاشورا جای نگرانی ندارد. هیچ کس نسبت به عاطفه‌ای که نسبت به عاشورا در دل‌های مؤمنان وجود دارد، بیم ندارد. ما نسبت به اندیشه عاشورا هیچگونه نگرانی نداریم. بر عکس نگرانی ما از اضافات بدون حساب و کتابی است که به حادثه عاشورا می‌شود.

خود حادثه عاشورا قداست دارد، ولی شکل و محتوای عزاداری‌ها تقدس ندارند. دلیلش هم این است که در دوران کودکی در مجالس عزاداری می‌شنیدیم که فلان فرد از یاران امام حسین (ع) هزار نفر را به هلاکت رساند و گاهی این رقم به سی هزار نفر می‌رسید. اما امروز می‌بینیم که به خاطر نقادی‌ها و نفی مبالغه‌گری‌ها و رد اضافات، از این غلوگری‌ها در مجالس عزاداری خبری نیست. همین طور فتوای تحریم قمه زنی نیز از میزان این گونه اقدامات کاست. آیا این کار‌ها عاشورا را تحت تأثیر قرار داده است؟

عاشورا باقی ماند و بر جمعیت آن افزوده شد و میزان تأثیرگذاری و کارآمدی آن افزایش یافت. عاشورا همین طور نیز باقی خواهد ماند. زیرا راز بقا و تداوم عاشورا در درون آن قرار دارد. عاشورا قابل فراموش شدن نیست. زیرا در دل‌ها و وجدان‌ها و روح مردم ریشه دارد. عاشورا فرا‌تر از مذاهب و ادیان و مناطق است.

ما نیز باید این راه یعنی راه پالایش سیره نگاری‌ها و زبان حال‌ها را ادامه بدهیم. با زبان حال چیزهایی را به حسین (ع) و اهل بیت او نسبت می‌دهیم که مورد نظر آن‌ها نیست. شاید روضه خوان با این زبان حال می‌خواهد به عاشورا خدمت نماید، ولی در حقیقت دارد به عاشورا آسیب می‌زند.

آنچه از ما برای حفظ عاشورا انتظار می‌رود این است که در روش‌های بیان دوستی و محبت خود تجدید نظر کنیم. این روش‌ها ممکن است که به اندیشه و شخصیت‌های عاشورا آسیب بزند. باید از عاشورا منبری برای نشر آگاهی‌های سیاسی و دینی درست کنیم. زیرا کسی که در مکتب عاشورا پرورش یافته باشد، امکان ندارد که در قضایای مهم کوتاه بیاید. وای بر امتی که افراد آن فقط به مسائل کوچک و حاشیه‌ای می‌اندیشند.

باید از عاشورا فرصتی برای تعمیق وحدت بسازیم نه ایجاد تفرقه و چند دستگی. به رغم همه این موانع و مشکلات، دعای ما این است که عاشورا اندکی از تنش‌ها و تشنج‌هایی که همه ما گرفتار آن هستیم، بکاهد.

باید عاشورا را گنجینه ارزشمندی قرار دهیم که هر دم نیرو و عناصر قدرت خود را در اختیار ما قرار می‌دهد تا ما بتوانیم با استکبار جهانی که ما را بین ذلت و کشته شدن مخیّر قرار داده است، مقابله کنیم. استکبار جهانی می‌خواهد که ما خوار و ذلیل باشیم، اما هیهات منا الذله. با این کار ما از عاشورا موسم و کارگاهی خواهیم ساخت که در بین ما به زندگی جان تازه‌ای می‌بخشد و رکود و جمود را از بین می‌رود و بهترین دارو برای بیماری‌ها می‌باشد و ما می‌توانیم به خیر دنیا و آخرت نائل شویم.

منبع: روزنامه السفیر، ۲۰/۱۱/۲۰۱۲م