
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه به امامت علامه سید فضلالله
بیروت؛ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ شعبان ۱۴۴۷ و ۶ فوریه ۲۰۲۶
تغییر قبله؛ میان حکمت تشریع و تثبیت هویت اسلامی
خطبه اول
خدای متعال میفرماید: «قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمسجدالحرام وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ»، «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» صدق الله العظیم.
قبله از مسجدالاقصی به سوی کعبه
در پانزدهم ماه شعبان سال دوم هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه، در حالی که آن حضرت در مسجد بنیسالم ـ که امروز به «مسجد قبلتین» معروف است ـ نماز ظهر یا عصر را بهجا میآورد (در نقلها اختلاف است)، پس از دو رکعت نماز، جبرئیل (ع) بازوی پیامبر (ص) را گرفت و او را به سوی کعبه در مسجدالحرام برگرداند؛ در حالی که پیش از آن، به فرمان خداوند، رو به مسجدالاقصی نماز میخواند.
آیات یاد شده نشان میدهد که این تغییر قبله، همان چیزی بود که پیامبر (ص) در انتظارش بود؛ زیرا میدانست دستور رو کردن به مسجدالاقصی موقتی است. بهویژه آنکه یهودیان از این موضوع سوءاستفاده میکردند و میکوشیدند چنین القا کنند که پیامبر تابع قبله آنان است. در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) آمده است که پیامبر (ص) از آغاز بعثت رو به بیتالمقدس نماز میخواند. پس از هجرت به مدینه، یهودیان او را سرزنش کردند و گفتند: تو پیرو قبله مایی. این سخن پیامبر را اندوهگین ساخت تا آنکه خداوند آیه تغییر قبله را نازل فرمود.
چرا قبله در آغاز بیتالمقدس بود؟
ممکن است پرسیده شود: اگر قبله اصلی و مورد نظر الهی برای مسلمانان کعبه بود و پیامبر (ص) نیز مشتاق آن بود، چرا در ابتدا بیتالمقدس قبله قرار گرفت؟ چند نکته در این باره قابل توجه است:
نخست آنکه کعبه در آن زمان جایگاه استقرار بتها بود. از اینرو فرمان داده شد که مسلمانان به سوی بیتالمقدس نماز گزارند تا قبله آنان به سوی بتها نباشد و از مشرکانی که رو به کعبه، بتهایشان را عبادت میکردند، متمایز شوند.
دوم آنکه بیتالمقدس قبله یهودیان و مسیحیان بود. اسلام با این اقدام نشان داد که برای ادیان پیشین احترام قائل است و خود را ادامه دهنده و تکمیلکننده آنها میداند، نه نابودکنندهشان. چنانکه در قرآن آمده است: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ»؛ بنابراین این جهتگیری، زمینه نزدیکی و گفتوگو با پیروان ادیان آسمانی دیگر را تقویت میکرد و موانع و حساسیتهایی را که در آغاز دعوت اسلامی میان اسلام و دو دین دیگر درباره برخی مسائل پدید آمده بود، کاهش میداد.
سوم آنکه این دستور، جایگاه مسجدالاقصی را در دل مسلمانان تثبیت کرد؛ چرا که پانزده سال قبله آنان بود و بدینسان برای همیشه به عنوان «قبله نخست» در حافظه تاریخی مسلمانان باقی ماند، به گونهای که از آن به مانند مسجدالحرام و کعبه مشرفه حفاظت میکنند.
تشکیکها و پاسخ الهی
حکم تغییر قبله واکنشهایی منفی برانگیخت. آن هم از سوی کسانی که این قضیه را فرصتی مناسب برای نابودی پیامبر خدا (ص) و دین او میدیدند. این واکنش منفی از سوی یهودیانی صورت گرفت که میخواستند قبله همان بیتالمقدس باقی بماند و تغییر قبله را موجب خسارتی معنوی و تضعیف موضع خود میدانستند. از این رو گفتند: اگر محمد به راستی پیامبر بودی، قبله پیامبران پیشین را تغییر نمیداد و چون با این قبله مخالفت کرده، پیامبر نیست. منافقان مدینه نیز گفتند: اگر قبله نخست حق بود، چرا آن را ترک کرد؟ و اگر دومی حق است، پس قبله پیشین بر باطل بوده است. مشرکان نیز گفتند: چگونه ممکن است پیامبری فرمانی بدهد و سپس آن را تغییر دهد؟ و درباره درست بودن کسانی که پیش از این به سوی مسجدالاقصی نماز خواندهاند و دچار اشتباهی شدهاند که مسبب آن پیامبر خدا بوده است شروع به تردید افکنی کردند.
خداوند نیز به این صورت به همه این تردید افکنان و شبهه انگیزان پاسخ داد که تعیین قبله در اختیار پیامبر نیست، بلکه فرمان خداوند است؛ اوست که به نماز و عبادت فرمان داده و اوست که جهت نماز و عبادت مؤمنان را تعیین میکند: «وَ لِکُلٍّ وِجهةٌ هُوَ مُوَلّیها». دستور خداوند از روی حکمت و مصلحت است و همانطور که پیشتر اشاره شد، چون در آن زمان کعبه جایگاه بتها به شمار میرفت، خداوند ابتدا به رو کردن طرف مسجدالاقصی فرمان داد تا مسلمانان به سوی بتها نماز نخوانند؛ اما پس از هجرت و استقرار اسلام در مدینه و فروکش کردن شرک در مکه، زمینه این تغییر فراهم شد. خداوند در این باره میفرماید: «سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ».
همچنین درباره کسانی که پیش از تغییر قبله از دنیا رفته بودند یا نمازهای گذشتهشان، قرآن اطمینان داد که نمازهایشان صحیح و پذیرفته است؛ چون به دستور خدا بوده است. از این رو فرمود: «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ». قرآن همچنین یادآور شد که این تغییر، نشانهای از صدق نبوت پیامبر (ص) نزد اهل کتاب بود؛ زیرا آنان در کتابهای پیشین آنان آمده بود که پیامبر موعود به سوی دو قبله نماز خواهد گزارد. خداوند در اشاره به این امر فرموده است: «وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ».
ابعاد این تشریع
این رخداد مهم تاریخی چند پیام اساسی داشت:
اول – سربلندی مسلمانان در این آزمون با اطاعت از پیامبر خدا (ص). لذا قرآن فرمود: «وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ»؛ زیرا تغییر قبله امتحانی برای سنجش میزان ثبات و پایمردی ایمانی آنان بود. به رغم این که این تغییر نوعی بیثباتی در آموزههای الهی به نظر میرسید، چیزی که به آنان عادت نداشتند، اما مسلمانان از پیامبر اطاعت کرده و از این قضیه عقبنشینی نکردند. خداوند در اشاره به این واقعیت فرموده است: «وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ».
دوم – انعطافپذیری تشریع اسلامی. این که احکام الهی بر اساس مصالح و مفاسد وضع میشوند و ممکن است با تغییر شرایط دگرگون شوند. از این رو طبیعی است که وقتی مصلحت اقتضا کند، قبله مسلمانان به سوی مسجدالاقصی باشد و وقتی اولویت با رویکرد به سوی کعبه باشد، قبله مسلمانان به سوی آن تغییر کند. خداوند در اشاره به این امر میفرماید: «مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا».
سوم – نعمت قبله واحد. این حادثه به نعمتی اشاره دارد که ما فعلاً از آن بهرهمند هستیم. نعمتی که خداوند به همه مسلمانان با همه مذاهبشان عنایت کرده است و آن قبله واحد است. این که آنان همگی در نماز و عبادت و دعای خود به قبله واحد رو میکنند و آن مسجدالحرام است که نخستین خانه عبادت: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ» و عنوانی برای یگانگی بر محور خداوند است. همه مسلمانان در آن گرد هم میآیند؛ زیرا کعبه محل طواف و حج ایشان است و احساس وحدت را در وجود مسلمانان تقویت مینماید و اگر این معنا را زنده نگاه دارند، تمام حساسیتهایی که موجب اختلافهای مذهبی و اعتقادی و قومی هستند، رنگ میبازد و آنان همانطور که خداوند اراده کرده است به امتی همدل و یاریگر یکدیگر بدل میشوند. امتی که همدیگر را تقویت میکنند، از همدیگر حمایت مینمایند تا بهترین امتی باشند که مردم دیدهاند.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به تقویت حسن ظن به خدا سفارش میکنم؛ اینکه در سختیها و آزمونها ـ چه فردی، چه خانوادگی و چه اجتماعی ـ به خدا اعتماد کنیم. این که در همه این تحولات خداوند را بهترین یاریگر خود بدانیم و به تعهدات و وعدههای او اطمینان داشته باشیم و باور داشته باشیم که او جز خیر برای ما نمیخواهد، حتی اگر در ظاهر مبتلا شویم و رنج ببریم و درد بکشیم و زیان ببینیم.
در حدیث قدسی خطاب به موسی (ع) آمده است که خداوند فرمود: «يا موسَى بنَ عِمرانَ، ما خَلَقتُ خَلقا أحَبَّ إلَيَّ مِن عَبدِيَ المُؤمِنِ؛ فَإِنّي إنَّما أبتَليهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، واُعافيهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، وأزوي عَنهُ ما هُوَ شَرٌّ لَهُ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ. وأنَا أعلَمُ بِما يَصلَحُ عَلَيهِ عَبدي؛ فَليَصبِر عَلى بَلائي، وَليَشكُر نَعمائي، وَليَرضَ بِقَضائي، أكتُبهُ فِي الصِّدّيقينَ عِندي إذا عمِلَ بِرِضائي وأطاعَ أمري؛ اى موسى بن عمران! هيچ آفریدهای محبوبتر از بنده مؤمنم نيافريدم. من او را به آنچه خيرش در آن است، مبتلا میکنم؛ بدان چه خيرش در آن است، عافيت میبخشم؛ براى خيرش آنچه را كه شر او در آن است، از او دور میکنم. من بدان چه بندهام را به صلاح میآورد، داناترم. پس در برابر بلايم شكيبايى و براى نعمتم سپاسگزارى كند و به قضايم خشنود باشد تا چون بر طبق خشنودى من رفتار كند و از من فرمانبری نمايد، او را از زمره صدیقان نزد خودم بنويسم».
به ما وعده داده شده است که هر کس به خداوند گمان نیک داشته باشد از حسن ظن خود به خداوند بهرهمند خواهد شد. در حدیثی از پیامبر خدا آمده است: «والّذي لا إله غيره، لا يُحسن عبدٌ بالله عزّ وجلّ الظنَّ إلّا أعطاه الله ظنّه، ذلك أنَّ الخير كلّه في يده؛ سوگند به خدایی که خدایی جز او نیست. بندهای به خداوند گمان نیکو نبرد، مگر این که خداوند گمان نیک وی را به وی میبخشد؛ چرا که تمام خوبیها به دست اوست.» به این ترتیب در برابر چالشها و بحرانها و دشواریها قویتر خواهیم شد.
ادامه تجاوزات اسرائیل
در این هفته شاهد تجاوزهای تازه اسرائیل بودیم که مناطق متعددی از جنوب تا بقاع را هدف قرار داد؛ زیرساختهای عمرانی تخریب و دهها خانواده آواره شدند، ترور و انفجار خانهها در روستاهای مرزی ادامه یافت و حتی برای نخستین بار مواد سمی بر جنگلها و زمینهای کشاورزی پاشیده شد که تهدیدی جدی برای محیط زیست و سلامت انسان است. پهپادها نیز همچنان حاکمیت لبنان را نقض میکنند و دامنه تجاوزات به بیروت پایتخت کشور رسیده است.
این اقدامات در حالی رخ میدهد که کشورهای ضامن توافق، سکوت اختیار کردهاند و به جای واداشتن اسرائیل به اجرای تعهدات، به لبنان فشار میآورند. در حالی که لبنان بیش از حد مطلوب به تعهدات خود عمل کرده است.
هدف این فشارها، کشاندن لبنان به گزینههای مورد نظر دشمن است که به زیان امنیت و حاکمیتش خواهد بود؛ دشمن در سایه حمایت خارجی به این که نظارتی وجود داشته باشد به تعدیات خود ادامه میدهد و از شکافهای داخلی لبنان بهرهبرداری مینماید.
ما در برابر این شرایط، پایداری مردم جنوب و بقاع را ارج مینهیم که با وجود همه هزینهها، در سرزمین خود ایستادهاند. کسانی که به رغم تاوانهای بسیاری که از زندگی و دارایی و مایحتاج خود میدهند، هر روز بهترین نمونه فداکاری، شکیبایی و میهندوستی را از خود نشان میدهند. آنان با این کار نمیگذارند که دشمن به خواستههای خود برسد و مجبورشان کند که به گزینههای آن تن بدهند.
مسئولیت تقویت پایداری
از دولت لبنان میخواهیم به وظیفه خود در حمایت از ایستادگی مردم جنوب عمل نماید و از آنان حمایت مادی و معنوی به عمل آورد و آنان را در برابر تجاوزات دشمن تنها نگذارد و حامی و پشتیبان آنان باشد. امیدواریم که ابتکار عمل نخستوزیر در دیدار از جنوب لبنان و دیدن درد و رنج مردم باعث شود که مردم ببینند دولت به وظایف خود عمل میکند. این امر این اعتماد به دولت را تقویت میکند.
همچنین از همه لبنانیها میخواهیم حامی و پشتیبان کسانی باشند که از تجاوزگریهای دشمن آسیب دیدهاند تا این مردم احساس نکنند که در این درد و رنج تنها هستند بلکه میهن با همه طیفها و مذاهبش در کنارشان است و ایستادگیشان را تقویت و وحدت ملی را تثبیت میکند؛ این امر فقط به سود مردم جنوب نیست بلکه به سود کشور و همه لبنانیهاست.
در عین حال که از مردم لبنان میخواهیم که نسبت به مخاطرات پیش رو کاملاً هوشیار باشند، خطراتی که فقط روی لبنان تأثیر ندارد و در برابر این خطرات متحد باشند و طبق منافع کشور با آنها برخورد کنند نه منافع فلان طایفه و فلان مذهب یا فلان جریان. لبنانیها باید بدانند که همگی بر یک کشتی سوار هستند و اگر این کشتی غرق شود همه غرق خواهند شد و اگر نجات یابد همه نجات خواهند یافت.
مطالبات داخلی و انتخابات
در عرصه داخلی بر ضرورت رسیدگی به مطالبات کارکنان بخش عمومی و معلمان و نیز بر بازگرداندن سپردههای بانکی مردم تأکید میکنیم. همچنین بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر پافشاری داریم تا مردم بتوانند نمایندگان شایسته خود را برگزینند. نمایندگانی که به مسئولیت خود عمل کنند و دغدغه مردم را داشته باشند و کشور را از آتش فساد و سهمیهبندی نجات دهند و اراضی اشغالی کشور و اعمال حاکمیت ملی را به آن بازگردانند.
ایران و چالشها
جمهوری اسلامی ایران با چالشهای ناشی از حضور ناوهای جنگی روبروست که هدف آن محروم کردن این کشور از حق حاکمیت بر سرزمین و منابع آن و بهرهگیری از فناوری هستهای صلحآمیز است که جایگاه علمی و رشد صنعتی و فناوری و پزشکی این کشور را تأمین میکند.
ما به مواضع حکیمانه رهبری آن در مدیریت این چالشها اعتماد داریم و در کنار دیگران اهانت و تهید مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی و مرجعیت دینی و پرچمدار عرصه اسلامی و بینالمللی را محکوم میکنیم و امیدواریم راهحلی حاصل شود که حقوق ایران را تضمین کند و منطقه را از پیامدهای خطرناک جنگ دور نگه دارد. جنگی که آثار و پیامدهای آن به حدود ایران منحصر نخواهد ماند و کل منطقه را در بر خواهد گرفت.
غزه و تداوم نقض توافق
در غزه نیز اسرائیل همچنان با ترور، تخریب و محاصره، توافق را نقض میکند و این روند در کرانه باختری نیز ادامه دارد. از کشورهای ضامن این توافق میخواهیم مسئولیت خود را ایفا کنند و جلوی تداوم نقض توافق را بگیرند و از کشورهای عربی و اسلامی میخواهیم برای حمایت از ملت فلسطین و جلوگیری از ادامه کشتار و آوارگی آنها اقدام کنند.


