
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱ خرداد 1405ش برابر با ۲۲ می ۲۰۲۶م و ۵ ذی الحجه ۱۴۴۷
حجّ؛ مدرسهٔ تسلیم به خدا و توکل بر او
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّهً قَانِتًا للهِ حَنِیفًا وَلَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ * شَاکِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ * وَآَتَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَإِنَّهُ فِی الْآَخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ». صدق الله العظیم.
وارد فضای ماه ذیالحجه شدهایم؛ ماهی که در آن فریضهٔ حج ادا میشود؛ فریضهای که خداوند بر هر کسی که استطاعت دارد واجب کرده است، آنجا که فرمود: «وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ».
در فضای این فریضهٔ مبارک، به زندگی یکی از پیامبران خدا که این فریضه با نام او پیوند خورده است، نگاهی میاندازیم؛ یعنی ابراهیم پیامبر(ع) که به دست او و فرزندش اسماعیل پایههای کعبهٔ شریف برافراشته شد و برای طوافکنندگان، معتکفان و رکوعکنندگان و سجدهکنندگان آماده گشت. خداوند متعال به این موضوع اشاره کرده است: «وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ». امروز به یکی از اعمال برجسته این پیامبر میپردازیم تا از آن درسها و عبرتها بیاموزیم.
گردن نهی ابراهیم به فرمان خدا
روایت شده است هنگامی که ابراهیم در فلسطین بود، فرمان الهی به او رسید که همسر و فرزند شیرخوارهاش اسماعیل را به مکهٔ مکرمه ببرد و آنان را در آن سرزمین رها کند. پیامبر ابراهیم در اجرای این فرمان الهی لحظهای درنگ نکرد.
همین که به آن مکان رسید، برای آنان خیمهای برپا کرد و آنچه از غذا و آب میسر بود برایشان فراهم نمود. سپس به همسرش خبر داد که باید با فرزند شیرخوارهاش اسماعیل در آنجا بماند. هنگامی که سر مرکبش را برگرداند تا حرکت کند، همسرش سر مرکب را گرفت و التماس کرد که او را رها نکند. چگونه او را رها کند در حالی که نه انسانی با اوست، نه زراعت و نه آبی که بتواند برای فرزند شیرخوارهاش تأمین کند؟ اما ابراهیم او را دلداری داد و گفت: «اگر این کار به خواست من بود، هرگز چنین نمیکردم؛ من نه تو را و نه فرزندم را رها نمیکردم، اما فرمان، فرمان خداست. اوست که مرا امر کرده است شما را در این مکان بگذارم، و خداوند شما را کفایت خواهد کرد». در این هنگام، هاجر آرام شد و اطمینان یافت و به ابراهیم (ع) گفت: «اگر فرمان، فرمان خداست، پس خداوند ما را ضایع نخواهد کرد».
ابراهیم با آنان وداع کرد و آنجا را ترک نمود. هنگامی که به جایی رسید که دیگر آنان را نمیدید، چشم به آسمان دوخت و دعاکنان و متضرعانه گفت: «رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلَاهَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ».
جستجوی هاجر برای آب
روزها به سرعت گذشت و غذا و آب تمام شد. هاجر بیتابانه به جستجوی غذا و نوشیدنی برای تضمین زندگی فرزندش برآمد. از دور برقی در مکانی به نام صفا دید و گمان کرد آب است. به سوی آن دوید، اما وقتی رسید، آن را سراب یافت. سپس به نظرش رسید که در مکان مقابل، یعنی مروه، آب دیده است، اما آن نیز سراب بود. به همین حال میان صفا و مروه هفت بار دوید. همین که از دور هفتم فارغ شد، صدایی از جایی که فرزندش اسماعیل را گذاشته بود شنید. آب را دید که از میان پاهای او میجوشد. با دستانش آن را نگه داشت مبادا در زمین فرو رود؛ از این رو آن آب، زمزم نامیده شد.
نعمتهای خدا در وادی
در همان زمان، قبیلهٔ جُرهُم که یکی از قبایل عرب بود و در کوه عرفات فرود آمده بود، پرندگانی را دیدند که در آن مکان فرود میآیند و برمیخیزند؛ این نشانهای بر وجود آب بود. وقتی به آنجا رسیدند، چشمهای یافتند که آب زلال و سرد از آن میجوشید. فرود آمدند و سیراب شدند و سپس از هاجر اجازه خواستند که در آن مکان ساکن شوند. هاجر به آنان اجازه داد. آنان برای او و فرزندش آنچه از غذا و نوشیدنی نیاز داشتند فراهم کردند. پس از مدتی کوتاه، پیامبر ابراهیم برای سرکشی از خانوادهاش به آنجا آمد و نعمتهای خدا را دید که بر آنان جاری شده است: آب و شیر و غذا و حفاظت. خدا را بر آنچه بر او و همسر و فرزندش عطا فرموده بود، شکر گفت. سپس به فرمان خدا همراه فرزندش اسماعیل کعبهٔ شریف را بنا نهاد تا محل فرود آمدن دلهای مردم و جایگاه حج آنان باشد.
نتایج اعتماد به خدا
عزیزان! این حادثه عمق التزام پیامبر ابراهیم (ع) به فرمان خدا را نشان داد. او در التزام به فرمانی که خدا او را به آن فراخوانده بود، تردید نکرد؛ حتی اگر منجر به رها کردن همسر و فرزندش در آن بیابان خشک و بیآب و علف میشد. این التزام در مواضع همسرش نیز تجلی یافت که یاور نیکوی او در ادای آنچه پروردگارش او را به آن فراخوانده بود، به شمار میرفت. هنگامی که به آنچه خدا او را فراخوانده بود تسلیم شد و تنها با کودکی شیرخوار باقی ماند، راضی و مطمئن بود و ناامید نشد و تسلیم نگشت، مادام که خدا با او بود.
خداوند سبحان این حادثه را جاودانه ساخت، هنگامی که سعی هاجر میان صفا و مروه در جستجوی آب را یکی از مناسک حج قرار داد و آب زمزم را در طول اعصار جاری نگه داشت.
التزام به خط خدا
بدین وسیله خداوند خواست برای همهٔ زائران خانهٔ خدا، برای همهٔ مؤمنان و برای همهٔ عاملان، صفتی را ثابت کند که باید در حج و پس از بازگشت از آن همراهشان باشد؛ و آن تسلیم بودن به خدا در این زندگی است؛ گرفتن اوامر و نواهی الهی و هر آنچه او به آن فراخوانده است. خداوند عزّوجلّ برای آنان روشن ساخت که هنگامی که در راه خدا گام برمیدارند، خدا آنان را تنها رها نمیکند تا با زندگی روبهرو شوند، بلکه یاور، مؤید و عزتبخش آنان خواهد بود.
قرآن کریم این حقیقت را بیان کرده است آنجا که فرمود: «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا». این ارزش، عنوان حج است که خداوند خواسته است حجاج آن را به زبان بیاورند؛ هنگامی که میگویند: «لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ».
حتی اگر این کار برای آنان خستگی و مشقت به همراه داشته باشد. آن را در طواف خود بیان میکنند که همیشه گرد خدا خواهند گشت و گرد غیر او نخواهند گشت؛ و در سعی میان صفا و مروه بیان میکنند که به سوی او خواهند کوشید و به سوی غیر او نخواهند کوشید؛ و هنگامی که در عرفات و مشعرالحرام میایستند و در منا بیتوته میکنند، بیان میکنند که جایی خواهند ایستاد که او میخواهد و جایی بیتوته خواهند کرد که او میخواهد؛ و در قربانی کردن بیان میکنند که برای او فداکاری خواهند کرد؛ و در رمی جمرات بیان میکنند که در برابر شیاطین جن و انس و هر کسی که ارادهٔ او را به چالش بکشد، خواهند ایستاد. و این همان چیزی است که با التزام به اسلام بیان میکنیم؛ اسلامی که یعنی زندگی خود را به خدا تسلیم کنیم؛ به گونهای که جایی بایستیم که خدا میخواهد، جایی برویم که خدا میخواهد و به قضای او راضی باشیم؛ و به این سخن خداوند متعال ملتزم باشیم: «قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَٰلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ».
خداوند ما را از کسانی قرار دهد که امور خود را تنها به خدا تسلیم کردهاند و به یاری و تأیید و عزتبخشی او اعتماد دارند.
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا! شما و خودم را به احیای روز عرفه سفارش میکنم؛ روزی که انشاءالله سهشنبهٔ آینده فرا میرسد. این روز از اعیاد بزرگ الهی است، هرچند عید نامیده نشده است. روزی است که خداوند سبحان بندگانش را به اطاعت و عبادت خود فراخوانده و فواید احسان و فضل و جود خود را بر آنان گسترده است. در حدیث آمده است:
«مَا مِنْ یَوْمٍ أَکْثَرَ مِنْ أَنْ یَعْتِقَ اللهُ فِیهِ عَبْدًا مِنَ النَّارِ مِنْ یَوْمِ عَرَفَهَ». احیای این روز تنها به حجاجی که بر کوه عرفات میایستند منحصر نیست، هرچند برای ایستادگان در آنجا معنای خاص و برکات فراوانی دارد. بنابراین همهٔ ما باید این روز بزرگ را احیا کنیم و به آنچه در آن وارد شده از روزه و نماز و دعا التزام داشته باشیم؛ از جمله دعای امام حسین (ع) در این روز، دعای امام زینالعابدین (ع) و دعاهای دیگر، و خواندن دو رکعت نماز پس از عصر که انسان پس از آن از گناهانش استغفار میکند.
عزیزان! ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند عمل به این سفارش و آنچه ما را به آن فرامیخواند هستیم تا از محبت خدا و عطا و فضل او بهرهمند شویم و آنچه نزد اوست به دست آوریم و در برابر چالشها نیرومندتر و توانمندتر باشیم.
میان تجاوز و فشارها
از تجاوز مستمر دشمن به لبنان آغاز میکنیم که سنگ و انسان را هدف قرار میدهد و در پی تصرف زمینهای بیشتری از لبنان است. این کار علیرغم آتشبس اعلامشدهای رخ میدهد که پس از مذاکرات میان دولت لبنان و رژیم صهیونیستی و با نظارت ایالات متحدهٔ آمریکا اعلام شد؛ امری که نشاندهندهٔ عدم صداقت دشمن و شکنندگی آن است. این مذاکرات در چارچوب فشارهایی است که بر لبنان وارد میشود تا آن را به سوی گزینههای مورد نظر دشمن صهیونیستی سوق دهد؛ گزینههایی که امنیت، حاکمیت و تصمیم آزادانهٔ لبنان را خدشهدار میکند و لبنان را به گامهایی میکشاند که پیامدهایی بر صلح داخلی خواهد داشت.
رد مذاکره زیر آتش
در برابر آنچه رخ میدهد، ما از دولت میخواهیم که بر آنچه وعده داده است پافشاری کند: اینکه پیش از توقف کامل آتش وارد مذاکره نشود و تسلیم هدف دشمن نشود که مذاکرات زیر آتش انجام شود.
ما از حجم فشارهایی که بر دولت لبنان وارد میشود آگاهیم؛ چه فشارهایی که از سوی دشمن صهیونیستی اعمال میشود و چه فشارهایی که از سوی ادارهٔ آمریکا شاهد آن بودهایم. اما این به معنای تسلیم شدن در برابر مسیری که میخواهند لبنان در آن گام بردارد نیست، بلکه لازم است دولت به آنچه بر عهده گرفته است پایبند بماند: توقف تجاوز، رفع اشغال، بازگشت اهالی به روستاهایشان، آزادی اسیران از زندانهای دشمن و بازسازی. این یک انتخاب برای دولت نیست، بلکه وظیفهای است که خود را به آن ملتزم کرده و امانتی است که مردم آن را بر دوش دولت گذاشتهاند. دولت اگر قدرت دارد، باید از صبر ملت و آمادگی آنان برای فداکاری و بذل جان و مال در راه وطنی که میخواهیم آزاد و عزیز باشد بهره بگیرد و توانایی انجام این کار را دارد.
و همچنان اساس کار، همانگونه که اشاره کردیم، این است که دولت بر تقویت وحدت داخلی حریص باشد؛ زیرا لبنان جز با وحدت داخلی نمیتواند به حقوق خود برسد و در برابر فشارهایی که بر آن وارد میشود بایستد. وحدت داخلی سرمایهای است که نباید در آن کوتاهی کرد، بلکه باید همه چیز را بر آن بنا نهاد.
وحدت و پروندههای داخلی
از این رو، بار دیگر خواست خود را مبنی بر همگرایی میان نهادهای رسمی دولت برای بررسی بهترین راههای خروج از وضعیتی که لبنان و لبنانیها دچار آن هستند، تکرار میکنیم؛ و نیز به همبستگی بیشتر در سطح داخلی، به گونهای که آنچه رخ میدهد تنها دغدغهٔ یک طایفه یا مذهب یا جریان سیاسی خاص به نظر نرسد، بلکه دغدغهٔ همهٔ لبنانیها باشد.
در عین حال، به آگاهی بیشتر در رویکرد به پروندههای حساس داخلی دعوت میکنیم تا صحنهٔ داخلی را تهدید نکند؛ مانند آنچه در مسئلهٔ عفو رخ داد که متأسفانه به جای آنکه در چارچوب حقوقی خود باقی بماند، رنگ مذهبی، طایفهای و سیاسی به خود گرفت. از این رو، از تصمیم مجلس نمایندگان برای رسیدن به توافق عمومی تقدیر میکنیم؛ توافقی که میخواهیم مقتضیات عدالت را در نظر بگیرد و از همهٔ ملاحظات طایفهای و مذهبی و هر آنچه امنیت و ثبات کشور را خدشهدار میکند، دور بماند.
و همچنان در داخل کشور بر ضرورت رسیدگی جدی دولت به شهروندانش تأکید میکنیم. مایهٔ تأسف است که بسیاری از مکانهایی که برای مردم در نظر گرفته شده، مورد شکایت آوارگان است؛ زیرا شایسته نیست و فاقد امکانات اسکان آبرومندانه است.
امیدواریم دولت به این موضوع توجه کند تا شهروندانی که هر چه را داشتند، در راه وطن فدا کردند، احساس کنند که در سایهٔ دولتی هستند که به آنان اهمیت میدهد و در خدمتشان است؛ تا به دولت اطمینان کنند و اعتمادشان به دولت افزایش یابد.
عید مقاومت و آزادی
به مناسبت عزیزی دیگری میپردازیم؛ و آن عید مقاومت و آزادی است که بیستوششمین مگر با وحدت داخلی آن در این ماه قرار دارد.
این روز عیدی است که هر سال لبنانیها را به یاد دستاوردی میاندازد که هنگامی که تلاشهایشان متحد شد، نیروهایشان گرد هم آمد و در ساختن آن مشارکت کردند، به دست آوردند؛ و به یاد قدرتی میاندازد که به آن رسیدند، هنگامی که توانستند دشمن را از سرزمین خود بیرون برانند. پس از آن همهٔ لبنانیها از نسیم آزادی بهرهمند شدند و احساس عزت کردند و کرامت تعلق داشتن به وطنی را احساس کردند که برای امنیت و ثبات و آزادیاش دست گدایی نزد کسی دراز نکرد، بلکه دستان فرزندانش آن را ساختند.
چهارشنبه؛ عید قربان
سرانجام، دوباره اشاره میکنیم که انشاءالله چهارشنبهٔ آینده در بیستوهفتم این ماه روز عید قربان خواهد بود؛ عیدی که امسال به دلیل عزیزان و دوستانی که از دست دادهایم، با اندوه بر ما میگذرد. از خداوند میخواهیم دلهای همه را با صبر استوار سازد، این غم را از این امت برطرف کند و امنیت و صلح را بر ما ارزانی دارد و کسانی را که سرزمینشان را ترک کردهاند، آزاد و عزیز و باکرامت به آن بازگرداند. همانا او شنوا و اجابتکننده است.


