مسئولیت ایمانی در رویارویی با فتنه‌گران

مسئولیت ایمانی در رویارویی با فتنه‌گران

علامه مرجع سید محمدحسین فضل‌الله

خدای متعال می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ * وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ * وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوه» [آل عمران: ۱۰۰ – ۱۰۶].

داستان فتنه افروزی میان مسلمانان

این آیات از واقعیت جامعه اسلامی در هر زمان و مکان سخن می‌گوید. مفسران نقل کرده‌اند که این آیات درباره حادثه‌ای در زمان پیامبر (ص) نازل شد.

خلاصه داستان چنین است: در مدینه دو قبیله بزرگ، اوس و خزرج، زندگی می‌کردند که سال‌ها جنگ‌های خونینی میانشان جریان داشت. با ظهور اسلام و بیعت گروهی از آنان با پیامبر در مکه، این دشمنی پایان یافت و آنان در سایه اسلام متحد شدند.

یهودیان نیز در مدینه حضور اجتماعی داشتند. روایت می‌گوید فردی یهودی از کنار جمعی از اوس و خزرج گذشت و از اتحاد آنان خشمگین شد، زیرا یهودیان با دامن زدن به اختلاف میان این دو قبیله نفوذ خود را حفظ می‌کردند. او جوانی را مأمور کرد تا نزد آنان بنشیند و جنگ «بعاث» را یادآوری کند و اشعار تحریک‌آمیز آن دوران را بخواند. جنگی که از اوس و خزرج کشتگان بسیاری گرفت و در نهایت اوس بر خزرج پیروز شد. جوان نیز چنین کرد.

این تحریک موجب شد تعصبات قدیمی زنده شود و دو نفر از دو قبیله با یکدیگر به مشاجره برخاستند و نزدیک بود کار به درگیری مسلحانه بکشد. خبر به پیامبر (ص) رسید. ایشان فوراً به میان آنان رفتند و فرمودند: «ای مسلمانان! آیا دعوت جاهلیت را زنده می‌کنید در حالی که من در میان شما هستم، آن هم پس از آن‌که خدا شما را به اسلام هدایت کرد و شما را به واسطه اسلام گرامی داشت و از فضای جاهلیت جدا کرد و از کفر نجات داد و میان شما انس و الفت ایجاد کرد. حال می‌خواهید، کافر به این دوره بازگردید؟»

آنان دریافتند که این کار وسوسه شیطان و توطئه دشمن است. سلاح‌ها را زمین گذاشتند، گریستند و یکدیگر را در آغوش کشیدند و سپس سرافکنده نزد رسول خدا (ص) بازگشتند. خداوند نیز این آیه را نازل کرد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ».

این داستان مسلمانانی است که به خاطر سخنان تحریک‌آمیز جوان یهودی نزدیک بود آتش جنگ در میانشان دوباره شعله‌ور شود.

توطئه مستمر

این حادثه تنها نمونه نبود. مسلمانان در طول تاریخ گرفتار درگیری‌هایی شدند که در آن یکدیگر را تکفیر و لعن کردند و کشتند. هنوز هم توطئه‌های یهودی و استکباری توسط دستگاه‌های جاسوسی بین‌المللی و منطقه‌ای و محلی در تمام کشورهای اسلامی در جریان هستند تا به نقاط ضعف موجود در جوامع اسلامی دامن بزنند. جوامعی که به واسطه اقدامات گروه‌ها علیه یکدیگر خطرات و سوءتفاهم‌ها و شایعات بسیاری وجود دارد. مردم هم بدون اینکه تقوای الهی را رعایت کنند و از صحت شنیده‌های خویش مطمئن شوند، آن‌ها را پذیرفته و نشر می‌دهند. حتی برخی دیگر این شایعات را واقعیت و حقیقت می‌پندارند. در حالی که کلام الهی را می‌شنوند ولی به آن توجه ندارد: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ – منظور از فاحشه فقط رفتارهای نادرست مربوط به امور جنسی نيست؛ بلکه تمام کارهایی را که از حدود الهی فراتر می‌روند، دربرمی‌گیرد – فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عذاب أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ». کسی که شایعه را می‌سازد و کسی که شایعه را پخش می‌کند، مانند هم هستند؛ زیرا آثار و پیامدهای منفی کارشان تمام جامعه را دربرمی‌گیرد. در حالی که خداوند متعال فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فضل‌الله عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» [النّور: ۲۱].

خداوند درباره برخی از منافقان مدینه نیز سخن می‌گوید تا ما با چهره منافقان در میان خود آشنا شویم: «لَوْ خَرَجُوا فِيكُم – و وارد جوامع شما شوند – مَّا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ – یعنی به سرعت در میان شما به سخن‌چینی و فتنه افروزی دست می‌زنند – يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ – می‌خواهند با استفاده از اختلافات و تفاوت نظرات در میان شما فتنه افروزی کنند – وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ – عزیزان! از میان مایی که نماز می‌خوانیم و روزه می‌گیریم و حج به جای می‌آوریم، چند نفر به دروغ گوش می‌سپارند؟! هرگاه کسی بخواهد در میان ما به فتنه سیاسی و امنیتی و اجتماعی و دینی دامن بزند، خیلی‌ها به حرف‌هایشان گوش می‌دهند. آیا این چنین نیست؟ ما با چنین پدیده‌ای روبرو هستیم – وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ * لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ – همه این‌ها منافق و پشتیبانانشان هستند – وَقَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّىٰ جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ» [التَّوبة: ۴۷ – ۴۸].

اگرچه خداوند از مسلمانان آن روزگار برای ما سخن می‌گوید ولی هدفش این است که از وضعیت کنونی خود آگاهی یابیم. اینکه اگر درباره ترس و امنیت، تحولی برای ما پیش آمد، خیلی زود قضاوت نکنیم؛ یعنی وقتی امنیت واقعی وجود ندارد، مردم را مطمئن نسازیم و وقتی ترس واقعی وجود ندارد، مردم را نترسانیم بلکه کار را به دست کارشناسان بسپاریم: «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فضل‌الله عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا» [النّساء: ۸۳].

این آیات منحصر به گذشته نیست؛ پیامی همیشگی برای بیداری مؤمنان در تمام زمان‌ها و مکانه است تا آگاه باشیم.

حرکت از موضع تقوا

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ»؛ یعنی در تقوا عمیق شوید، همان‌طور که در عظمت و ربوبیت و الوهیت خدا، تقوای الهی را رعایت می‌کنید. از خدا پروا کنید و حرفی نزنید مگر اینکه بدانید خداوند از آن رضایت دارد و حرکتی نکنید مگر اینکه یقین داشته باشید خداوند اجازه داده است و رابطه‌ای را قطع نکنید مگر اینکه بدانید دین چنین کاری را از شما خواسته است.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ» کینه‌توز، ظالم، در حال جنگ و جدال و اختلاف. آیا ما این‌گونه نیستیم؟

یهود در گذشته حالت قبیله‌ای داشت و امروز به دولتی مرتبط با استکبار آمریکایی تبدیل شده است. آمریکایی که استکبار جهانی را رهبری می‌کند و در جستجوی نقاط ضعف ماست و سعی دارد از تنش روانی موجود در میان ما بهره‌برداری کند. تنشی که در آن عذر همدیگر را نمی‌پذیریم و با همدیگر گفتگو نمی‌کنیم و تقوای الهی را در آن رعایت نمی‌کنیم. ما هم احساسی عمل می‌کنیم ولی دستگاه‌های جاسوسی فعال هستند. این‌ها به انتقال اطلاعات بسنده نمی‌کنند بلکه خودشان به داده‌سازی دست می‌زنند، فتنه درست می‌کنند و مشکل ایجاد می‌نمایند.

مسئولیت مقابله با فتنه

عزیزان! ما در وضعیتی قرار داریم که می‌خواهند ما را متفرق کنند؛ زیرا مطلوب دیگران این است که ما در میان خود مشغول دشمنی باشیم و هر روز به مسائل جزئی دامن بزنیم و قضایای بزرگ‌تر را فراموش کنیم.

عزیزان! هدف دشمنان این است که سرزمین‌هایمان اشغال شود و ما با اشغالگر نجنگیم، مردم ما گرسنه باشند و ما در برابر عامل گرسنگی فریاد برنیاوریم و همه چیزمان مصادره شود و ما حرف حق نزنیم. هدف این است که هر کسی مشغول خود باشد. حکایت سه گاو سفید، سرخ، سیاه را شنیده‌اید. اول گاو سفید و سپس گاو سرخ خورده شده. وقتی نوبت به گاو سیاه رسید، فریاد کشید: «من همان زمان خورده شدم که گاو سفید خورده شد.»

مسئله این است که اینان دشمن همه هستند و هیچ خطی برایشان فرقی ندارد. از این رو در خودخواهی و تعصبات حزبی، منطقه‌ای و مذهبی غرق نشوید؛ زیرا هدف این است که همه حول محور الهی جمع نشوند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ».

بعضی از مردم درباره شک میان رکعت دو و سه سؤال می‌کنند که چه حکمی دارد؟ اگر سهو کنم چه حکمی دارد؟ اگر در حال احرام مویی از من به زمین بیفتد، چه حکمی دارد؟ اینان تا به جواب برسند، در حال بیتابی روانی قرار دارند. آیا این‌گونه نیست؟ اینان در طهارت و نجاست وسواس دارند. خداوند می‌خواهد که ما به این وسوسه‌ها توجه نکنیم. خداوند سهو در نماز و شک در نماز و شک در طهارت و نجاست را برای ما حل کرده است.

حرف من است: در حرف‌هایی که می‌زنید وسواس داشته باشید، در رفتارهایی که از خود نشان می‌دهید وسواس داشته باشید، در نبردهایی که می‌خواهند شما را وارد کنند، وسواس داشته باشید، در فتنه‌هایی که می‌خواهند شما را وارد کنند، وسواس داشته باشید. خدا این وسواس را دوست دارد؛ زیرا خداوند از انسان می‌خواهد در برابر خون و ناموسی که خداوند حرام کرده و همه چیزهایی که نشان دهنده آرمان‌های اسلام است، وسواس داشته باشید.

«وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ». معنای آیه این است که کوشش کن زندگی مسلمانی داشته باشی و مسلمان از دست و زبان تو در امان باشد. به مانند مسلمان بمیری، قبله تو قبله مسلمانان باشد و رویکرد الهی داشته باشی. در راه خدا باشی و در مسیر الهی قرار داشته باشی. اینکه در زبان «أشهد أن لا إله إلا الله» بگویی ولی در مقام عمل، با شیطان و اولیای شیطان رابطه ولایی داشته باشی، فایده ندارد. اینکه در زبان «أشهد أنَّ محمّداً رسول الله» بگویی ولی در مقام عمل به احکام حضرت محمد (ص) پایبند نباشی و زندگی تو تابع احکام و قوانین او نباشد، فایده‌ای ندارد. عزیزان! این مسئله محدودیت ندارد و دنیا و آخرت انسان را شامل می‌شود.

چنگ زدن به ریسمان خدا

ما در فضایی که در آن حرکت می‌کنیم، به شایعات گوش می‌سپاریم، غرق در اختلافات هستیم و در زندگی خود از منطق و ایمان و عقلانیت دور هستیم. به این ترتیب دنیا و آخرت خود را ویران می‌کنیم. خداوند از یهود برای ما سخن می‌گوید. آنان در آن زمان به دست خود و به دست مؤمنان خانه‌های خود را خراب می‌کردند ولی ما امروز به دست خود و به دست منافقان و کافران، بنیادهای اجتماعی و سیاسی و آبادانی خود را ویران می‌کنیم. آیا این طور نیست؟ یهودیان آن زمان نابود شدند؛ زیرا خداوند درباره‌شان می‌فرماید: «بَأْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» [الحشر: ۱۴] و مسلمانان آن زمان پیروز شدند؛ زیرا خداوند درباره‌شان می‌فرماید: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» [الفتح: ۲۹]؛ اما در میان خود سخت و خشن هستیم اما با کافران رابطه دوستانه داریم. آیا این طور نیست؟ وقتی میان ما و کافران مشکلی ایجاد می‌شود، از معادلات منطقه‌ای و اجتماعی و امنیتی سخن می‌گوییم، ولی اگر در میان خودمان مشکلی پیش می‌آید، هیچ کس نمی‌پذیرد که کسی دخالت کند و میانجیگری کند.

صحبت من روی کلیات است و نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم تا فقط گروه خاصی را متهم کنم. ولی سخن من درباره روح ایمانی است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا» ریسمان الهی همان اسلام است. ریسمان الهی همان قرآن است که می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» [الحجرات: ۱۰]. حرف من است که الآن مؤمنان با همدیگر دشمن شده‌اند. بارها درباره فرمایش یکی از ائمه اهل‌بیت (ع) با شما سخن گفتم که فرمود: «إذا قالَ المؤمنُ لأخيه أنتَ عدوّي، كفرَ أحدُهما؛ اگر مؤمنی به برادرش بگوید که دشمن من هستی، حتماً یکی از آن دو کافر شده است.» چقدر در زندگی خود تکرار می‌کنیم که فلان خانواده دشمن ماست، فلان حزب دشمن ماست، فلان گروه دشمن ماست، فلان جنبش دشمن ماست. آیا این حرف‌ها را نمی‌زنیم؟ تو می‌گویی که فلانی دشمن من است در حالی که خداوند می‌گوید او برادر توست؛ بنابراین وقتی با کلام الهی مخالفت می‌کنی، در واقع کافر شده‌ای.

«وَاعْتَصِمُوا – چنگ زدن فقط پیروی نیست. چنگ زدن این است که به ریسمان الهی چنگ بزنیم تا سقوط نکنیم – بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا – برادر در خط اسلام، برادری در خط جهاد، برادری در خط مقابله با استکبار و ظلم – وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ – به خاطر اختلافاتتان – فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا». آیا دوباره می‌خواهید به این وضعیت برگردید؟

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ – اینان یهودیان و دوستان و حامیانشان هستند – يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ – اگر کفر زبانی نباشد، کفر عملی به شمار می‌رود – وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ» و اگر پیامبر در میان ما نیست، سنت او آیات الهی در میان ما حضور دارد.

هشدار نسبت به طرح‌های فتنه

عزیزان! با قلبی گریان، نسبت به این فتنه هشدار می‌دهم؛ زیرا از فتنه افروزان نگران هستم. نگرانی من کسانی است که از فتنه بهره‌برداری می‌کنند. من از مقام طایفه‌ای و مذهبی با شما سخن نمی‌گویم. ولی مستکبرانی را می‌بینم که بر کشور و منطقه سیطره یافته‌اند. اینان نمی‌خواهند که مستضعفان با هم متحد شوند. نمی‌خواهند که محرومان با هم متحد شوند. نمی‌خواهند مؤمنان به وفاق برسند و بر اساس نیکی و تقوا با همدیگر همکاری نمایند: «كُلُّكُمْ رَاعٍ، وَكُلُّكُمْ مَسْؤولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ».

«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ – همه آن‌هایی که برای تفرقه می‌کوشند، همه آن‌هایی که تفرقه با گسترش می‌دهند، همه آن‌هایی که به فضای کینه و دشمنی دامن می‌زنند، همه آن‌هایی که به فضای نکوهش در میان مؤمنان دامن می‌زنند و همه آن‌هایی که حرف‌های غیرمسئولانه می‌زنند – وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ». آیا با ایجاد فضای محبت و وحدت و الفت در میان مسلمانان و مرهم نهادن بر زخم و ایجاد پیوند میان مسلمانان می‌خواهید در قیامت روسفید باشید؟ یا اینکه می‌خواهید از کسانی باشید که در قیامت روسیاه هستند؟!

عزیزان! تلاش کنید. «فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ» [التّوبة: ۱۰۵] تا صدای محبت طنین‌انداز شود نه صدای بغض و کینه. صدای وحدت طنین‌انداز شود نه صدای جدایی و تفرقه. «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» [الأنبياء: ۹۲]، «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ قاتَّقون» [المؤمنون: ۵۲].

* خطبه اول نماز جمعه آیت الله العظمی سید محمدحسین فضل‌الله، ۶ فوریه ۱۹۹۸.