ماه رمضان؛ فصل آگاهی و توجه به مسئولیت
علامه مرجع سید محمدحسین فضلالله
خداوند ماه رمضان را ماه قرآن قرار داد، تا مسلمانان در همه روزها و شبهای آن، تمامی مفاهیم قرآن و سفارشها و تعالیم و اندرزها و احکام آن، و همه حرکت آن را در همه عرصههای زندگی مردم، در دو سطح فردی و اجتماعی زیست کنند و زمانی که مسلمانان قرآن را به عنوان روش، قانون، حرکت، روحیه و تعهد بپذیرند، میتوانند انسانیت خود را در سراسر وجودشان تثبیت کنند و پروردگار خویش را از خلال آیاتش بشناسند، و آنچه را که در برابر او و در برابر مردم پیرامون خود و در برابر زندگیای که در آن حرکت میکنند بر عهده دارند، دریابند.
موسم جان
ماه رمضان موسم روح است؛ فصلی که انسان در آن به همه افقهای روح در افقهای الهی مینگرد؛ جایی که عقل به سوی خالق خود گشوده میشود و او را با همه اندیشهای که با تولید اندیشه حق بندگیاش میکند، مناجات مینماید؛ و دل با آفریننده خویش نجوا میکند تا در هر آنچه خداوند برای مردم از خیر میخواهد، با همه تپشها و ضربانهایش به سوی او گشوده شود و زندگی انسان در آن به سوی پدیدآورندهاش گشوده میشود، تا در خدمت خدا باشد، نه در خدمت شیطان.
از این رو، عزیزان، باید به عنوان انسانی آگاه وارد این ماه شویم؛ انسانی که میخواهد در این ماه، آمادگی روحی، فکری و عملی را کسب کند.
رسول خدا (ص) در آخرین جمعه ماه شعبان، خواست با مردم درباره چگونگی ورود به این ماه سخن بگوید، و آنان را از همه الطاف و فیوضات رحمت الهی که برایشان آماده شده و از آنچه انسان باید به آن چشم بدوزد و در آن حرکت کند و در زندگی خویش تحقق بخشد، آگاه سازد. ایشان خواست روشن سازد که این ماه فرصتی است که شاید در زندگی انسان تکرار نشود؛ زیرا نمیداند اگر این رمضان را از دست بدهد، آیا به رمضان آینده خواهد رسید یا نه. بسیاری از برادران و عزیزان و نزدیکان ما در رمضان گذشته با ما بودند و اکنون در جوار رحمت خدا هستند؛ آیا ممکن نیست ما نیز مانند آنان باشیم؟ چه کسی به ما تضمین میدهد که زنده بمانیم، حتی اگر در اوج سلامت باشیم؟
ماه رحمت و آمرزش
ماه رمضان فصل رحمت و آمرزش و برکت است؛ فصل نزدیکی به خدا و زندگی با او و محبت به او و دستیابی به محبت او. و هر که به محبت و رضوان خدا دست یابد، به خیری دست یافته که بالاتر از آن خیری نیست، و به رستگاریای رسیده که همانندی ندارد.
در روایت آمده است که رسول خدا (ص) فرمود: « أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ– برکتی که عمرها و روزیها و سلامت شما را فزونی میبخشد و فرصتهای زندگی را در همه کامیابیهایتان رشد میدهد – وَ الرَّحْمَةِ – که اگر انسان در آن به سر ببرد، همیشه در سعادت زندگی کرده است، زیرا هنگامی که خدا به ما رحم کند، ما را در آغوش لطف و محبت خویش قرار میدهد، و این همان سعادت کامل است – وَ الْمَغْفِرَةِ – که در آن از همه گناهانی که ما را سنگین کرده و شاید سرنوشت ما را در روز قیامت که مردم برای پروردگار جهانیان سنگین میسازد، از راه آمرزشخواهی و توبه و بازگشت به سوی خدا – سبک میشویم.
شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ – «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» [التّوبة: ۳۶] و ماه رمضان برترین این ماههاست – وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ – از این رو زمان در این ماه اوج میگیرد و عالیترین درجه معنای زمان را مینمایاند. همه زمانها یکیاند، اما خداوند به برخی زمانها ارزش ویژه میبخشد، همانگونه که به برخی مکانها و برخی اشخاص ارزش میدهد؛ خدا از میان بندگانش پیامبران را برمیگزیند، و از میان ماهها، ماهی را برمیگزیند، چنانکه از زمینش سرزمینی خاص را برگزید که کعبه حرام است.
در میهمانی خدا
هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَةِ اللَّهِ – ما در این جهان میهمان خداییم؛ اوست که ما را آفرید، اوست که روزیمان داد، و اوست که همه اسباب روزی را برای ما فراهم ساخت. اما خداوند میهمانی ویژهای هم دارد که آن را به کسانی اختصاص میدهد که این ماه را درک میکنند، تا به آنان بگوید: به سوی من بیایید؛ سفرهها گسترده است، سفرههای روزی حلال، و سفرههای رحمت و آمرزش و برکت. ای گمگشتگان بیایید تا بر سفره من هدایت خویش را بیابید؛ ای خستگان بیایید تا بر سفره من آسایش خود را بیابید؛ ای ترسیدگان بیایید تا نزد من امنیت خود را بیابید؛ ای بیماران بیایید تا نزد من سلامت خود را بیابید؛ ای محرومان بیایید تا نزد من مایه کاهش محرومیت خود را بیابید؛ به سوی من بیایید، شما میهمانان من هستید… آیا در برخی دعاهای ماه رمضان نمیگوییم: «وَ قَد أوجبْتَ لكلّ ضَيْفٍ قِرًى، وأَنَا ضَيْفُكَ، فَاجْعَلْ قِرَايَ اللَّيلَةَ الجنَّةَ، يَا وَهَّابَ الجنَّةِ، يَا وَهَّابَ المغفرة؛ و بر هر میهمانی پذیرایی را واجب کردهای، و من میهمان توام، پس پذیرایی امشبم را بهشت قرار ده، ای بخشنده بهشت، ای بخشنده آمرزش»؟!
وَجُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ. أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ، وَنَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ، وَعَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ، وَدُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ، فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ، وَقُلُوبٍ طَاهِرَةٍ، أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ، وَتِلاوَةِ كِتَابِهِ، فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ – درست مانند کسی که در فصل سود، از سود محروم گردد؛ پس پس از این فصل چه چیزی را به دست میآورد؟!
پس ای عزیزان باید دلهای خود از هر کینه و دشمنی و بدی پاک کنیم، و نیتهای خود را خالص سازیم تا راستین باشد؛ اگر خدا به درون ما بنگرد و ببیند که در نیتهایمان صادق و در دلهایمان پاکیم، رحمت خویش را فرو خواهد فرستاد تا دلها را بشوید و به آن نیتها سرزندگی و گشودگی بخشد.
معنای گرسنگی و تشنگی
سپس بنا بر روایت رسول خدا (ص) ادامه میدهد که شما در ماه رمضان گرسنه و تشنه میشوید، هرچند برای لحظهای از زمان، حتی در پایان روز. اما هنگامی که گرسنه یا تشنه شدید، تنها به این نیندیشید که چه وقت غروب فرا میرسد تا شکمهایتان را سیر و تشنگیتان را فرو نشانید، بلکه بیندیشید که روزی طولانی در پیش است که مردم در آن گرسنه و تشنهاند؛ روزی که همچون هزار سال از آنچه میشمارید است، و کسانی که در آن روز سیر و سیراباند، آناناند که در دنیا از روی ایمان کارهای شایسته انجام داده و خدا را اطاعت کرده و تقوا پیشه کردهاند.
ایشان (ص) میفرماید: وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ – تا ایستادن شما در فردای قیامت در پیشگاه خدا طولانی نشود؛ زیرا هرچه بدیهای انسان بیشتر باشد، ایستادنش در پیشگاه خدا طولانیتر است و هرچه بدیهایش کمتر باشد، ایستادنش کوتاهتر خواهد بود.
پس گناهان را در دنیا کاهش دهید و از آنها به سوی خدا توبه کنید، آنها را کوتاه کنید تا ایستادن شما در آنجا طولانی نشود. حرکت عمرتان را – چنانکه پیامبر و امام و راهبر و راهنمای ما رسول خدا (ص) به ما الهام میکند – حرکتی در جهت افزایش گناهانتان قرار ندهید.
امام زینالعابدین (ع) در برخی دعاهای خود درباره آن روز میفرماید: «فوا سَوأتاهُ غَداً مِن الوُقوفِ بَينَ يَدَيكَ، إذا قِيلَ لِلمُخِفِّينَ جُوزوا، ولِلمُثقَلينَ حُطّوا – کسانی که بارهای گناه پشتشان را سنگین کرده است – أمَعَ المُخِفِّينَ أجوزُ، أم مَعَ المُثقَلينَ أحُطُّ؟! وَيلي! كُلَّما طالَ عُمري كَثُرَت خَطاياي ولَم أتُبْ، أما آنَ لي أن أستَحيِيَ مِن ربِّي؟ – و فرموده است: تَتَحَبَّبُ إلَينا بِالنِّعَمِ، ونُعارِضُكَ بِالذُّنوبِ، خَيرُكَ إلَينا نازِلٌ، وشَرُّنا إلَيكَ صاعِدٌ، ولَم يَزَل ولا يَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَأتيكَ عَنَّا بِعَمَلٍ قَبيحٍ – در پایان هر روز، گزارشها به خدا میرسد؛ چقدر غیبت کردیم، چقدر دروغ گفتیم، چقدر دشنام دادیم، چقدر هتک حرمت کردیم، چند ضربه ناحق زدیم، چقدر مال حرام خوردیم، چقدر لقمه حرام خوردیم، چقدر جرعه حرام نوشیدیم، چقدر موضع حرام گرفتیم – فَلا يَمنَعُكَ ذلِكَ أن تَحوطَنا بِنِعَمِكَ – باران نعمتها همچنان بر ما می بارد – وتَتَفَضَّلَ عَلَينا بِآلائِكَ. فَسُبحانَكَ ما أحلَمَكَ وأعظَمَك وأكرَمَكَ مُبدِئاً ومُعيداً.
برخی از سفارشهای پیامبر (ص)
وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ – آنان امانت خدا نزد شما هستند «وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ» [نور: ۳۳]، «وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ» [حديد: ۷]، یعنی وکلای خداوند در این اموال هستید «وَ الَّذينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» [المعارج: ۲۴ – ۲۵].
وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ – آنان را خوار نسازید، چون آنان در ایمان و اسلام بر شما پیشی گرفتهاند و در اطاعت خدا پیشقدم بودهاند، و تجربهای در عمر خود دارند که میتوانید از آن بهرهمند شوید.
و ای بزرگترها، کوچکترها را خُرد نکنید – وَارْحَمُواصِغَارَکُمْ – بر عقلهای کمتجربهشان رحم کنید، خطاهایشان را ببخشید و اگر اشتباه کردند، آنان را خرد نکنید، بلکه با نرمی و محبت راهنماییشان کنید. اگر پدر هستی، خود را ستمگری که بر فرزندانش استبداد میکند، مپندار، بلکه انسانی باش که انسانیت فرزندانت را در انسانیت خود میبیند. بکوش آنان را با نرمی بالا ببری، با نرمی نصیحت کنی، با نرمی در آغوش بگیری و راهنمایی کنی. به یاد آور هنگامی که خود جوان بودی و با پدرت روبهرو میشدی و رفتار او بر تو سنگینی میکرد؛ پس نباید رفتار تو بر فرزندت، سنگین باشد.
از این رو فرزندت را بخشی از اثاث یا اموالت مپندار؛ او امانت خدا نزد توست تا عقل و روح و رؤیاها و آرزوهایش را پرورش دهی و مشکلاتش را سبک سازی سپس او را به زندگی بسپاری تا زندگیاش را در پیش گیرد. خود را بر فرزندت تحمیل مکن؛ شاید رؤیاهای او با رؤیاهای تو متفاوت باشد و خواستههایش با خواستههای تو فرق کند. اگر پسرت خواست ازدواج کند، سلیقهات را بر او تحمیل مکن، بلکه درباره سلیقهاش با او گفتوگو کن و قانعش ساز؛ زیرا تو همسر آینده نیستی، اوست که میخواهد این زندگی را تجربه کند. دخترت نیز چنین است؛ بر چه اساسی منافع شخصی خود را بر او تحمیل میکنی؟ اینکه مصلحت تو این باشد که او را به پسر فلان یا خویشاوند یا دوستت بدهی… نقش دخترت و پسرت در این میان چیست؟ آیا این معاملهای میان تو و برادرت یا پسرعمویت یا هر کس دیگر است؟! پسر برای خود شأنی دارد و دختر نیز برای خود شأنی. پس آنچه را نمیخواهند بر آنان تحمیل نکنید، بلکه بکوشید با نصیحت و اقناع آنان را راهنمایی کنید.
وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ – « قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ» [النّور: ۳۰- ۳۱].
وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَی أَیْتَامِکُمْ- همانگونه که دیگران مردهاند و کودکانی بر جا گذاشتهاند، ممکن است شما نیز بمیرید و کودکانی بر جای گذارید. اگر جامعه مسئولیت یتیمان دیگران را بپذیرد، مسئولیت یتیمان ما را نیز خواهد پذیرفت، و خدا دلهای مردم را نسبت به یتیمان ما مهربان خواهد کرد.
توبه و دعا
وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ – این ماه فرصتی برای توست؛ پس دلت را خالی کن، ارادهات را به کار گیرد و از گذشتهات پشیمان شو و تصمیم بگیر در آینده گناه نکنی. بگو پروردگارا من توبهکارم. «وَهُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ» [الشّورى: ۲۵]، «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ * وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ» [الزّمر: ۵۳ – ۵۵].
و پس از آن – وَارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ، فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ، يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ؛ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ، وَيُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ، وَيُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ، وَيَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.
آگاهی در روزه
اینگونه، ای عزیزان، رسول خدا (ص) میخواهد ما با آگاهی و ایمان و تقوا و توجه به مردم پیرامونمان و توجه به مسئولیتهایمان در برابر آنچه خدا امر کرده و نهی فرموده، وارد ماه رمضان شویم، تا با این ماه سعادتمند گردیم و انسانی در بالاترین درجات انسانیت باشیم و از بندگان مخلص خدا باشیم که خدا آنان را به رحمت خویش اختصاص میدهد. زیرا عزیزان مسئله این است که اگر روزه اراده روزهداری و نیکوکاری را در جان روزهدار تعمیق نکند، ارزشی ندارد. «رُبَّ صائِم لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيامِهِ إِلَّا الجُوعُ والعَطَشُ؛ چه بسیار روزهداری که از روزهاش جز گرسنگی و تشنگی بهرهای ندارد».
و میدانیم که در پایان ماه رمضان، هنگام عید، علی (ع) میفرماید: «إِنَّمَا هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّه صِيَامَه وشَكَرَ قِيَامَهُ، وكُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَى اللَّه فِيه فَهُوَ عِيدٌ؛ این روز تنها برای کسی عید است که خدا روزهاش را پذیرفته و شبزندهداریاش را سپاس گفته است، و هر روزی که در آن خدا نافرمانی نشود، عید است».
برداشت علی (ع) از عید همین است؛ اینکه انسانی باشی که هر روز با شادی روحی جشن بگیرد، زیرا توانسته است با اطاعت خدا سعادتمند باشد. در حدیثی از امام زینالعابدین (ع) آمده است: «فَإِنَّ الشَّرِيفَ مَنْ شَرَّفَتْه طَاعَتُكَ، والْعَزِيزَ مَنْ أَعَزَّتْه عِبَادَتُكَ؛ همانا شریف کسی است که طاعت تو او را شرافت بخشد و عزیز کسی است که عبادت تو او را عزت دهد».
مسئولیت انسان در قبال به امت
پس ای عزیزان، باید این ماه را چنان زندگی کنیم که تنها ماه پرخوری بیشتر، سرگرمی بیشتر و بیمسئولیتی بیشتر نباشد، بلکه ماه مسئولیت و ماه اسلام باشد، و همانگونه که امام زینالعابدین (ع) میگوید، ماه پاکی و ماه تقرب به خدا باشد.
بنابراین اگر این ماه، برای ما ماه مسئولیت و ماه اسلام است، باید با همه توان خود مسئولیت خویش را نسبت به تمام اسلام بر عهده بگیریم؛ مسلمان نمیتواند در مسائلش فردگرا باشد، بلکه باید به عنوان بخشی از امت زندگی کند؛ دغدغههای امت دغدغه او باشد و اهتمامهایش اهتمام او. « مَنْ لم يَهْتَمَّ بِأُمُورِ المسْلمينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ؛ کسی که به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست».
از این رو، هنگامی که نماز میخوانیم و روزه میگیریم و عبادت و تضرع میکنیم، میخواهیم از خلال آن، هر یک از ما انسانی شود که در همه عرصههای زندگی مسئولیت را بر دوش میگیرد و در همه میدانهای مسئولیت، صبر میکند؛ بر محرومیت و دردها و چالشها صبر میکند، بر جهاد صبر میکند و بر هر آنچه خدا میخواهد در آن ثابتقدم باشیم و جایگاه خود را بر حق استوار سازیم، صبر میکند.
فرهنگ مردود
پس عزیزان، عبادت به معنای گریز از مسئولیت نیست. دورانهای عقبماندگی فرهنگی غیر اسلامی را در وجود ما نهادینه کرده است. این که انسان منزوی از حرکت زندگی، در قیامت سالم میماند؛ اما کسی که وارد مشکلات مردم و مسائل و سیاست و امنیت آنان میشود، مشغول دنیا شمرده میشود. مثالی میزنم. همه شما شنیدهاید: میگویند فلانی «خدایی» است – منسوب به خدا – برایش مهم نیست دنیا ویران شود یا آباد، مردم بمیرند یا زنده بمانند؛ او جز سجاده نماز و تسبیح و قرآنش چیزی ندارد؛ «خدایی» نزد مردم همین است. اما این درست نیست؛ زیرا «خدایی» حقیقی کسی است که امر به معروف و نهی از منکر میکند: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [آل عمران: ۱۰۴]، «لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ * كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ» [المائدة: ۷۸ – ۷۹]. ظلم منکر است، استکبار منکر است، اشغال سرزمینهای مسلمانان منکر است، حکومت بر مسلمانان به غیر اسلام منکر است و گناهان فردی مانند قمار و شراب نیز منکر است.
چرا که انسان ساکت در برابر حق، شیطان گنگ است و در حدیث نبوی شریف آمده است: «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، ولَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، أَوْ ليُسلِّطُنَّ اللهُ عَلَيْكم شِرارَكم، ثمَّ يَدْعُو خِيَارُكُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ». و خدای سبحان هم فرموده است: «وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» [الحجّ: ۷۸]، «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ» [التّوبة: ۱۱۱].
پس این فرهنگ درست نیست. این که مسلمان گمان کند آنچه میگذرد ربطی به او ندارد، هنگامی که اشغالگر اشغال میکند، یا حاکمان ستم میکنند، یا مستکبران ثروتهای ما را میدزدند و رهبران و مردم ما را میآزارند، اگر ما دخالت نکنیم و خود را مسئول ندانیم، پس چه کسی مسئول خواهد بود؟
در عاشورا همواره داستان مسلم بن عقیل را یاد میکنیم که هجده هزار نفر با او بیعت کردند، اما هنگامی که کار سخت شد و فرستاده ابن زیاد آنان را به آمدن سپاهی از شام تهدید کرد و از سوی دیگر با دادن عطایا فریبشان داد، هر زنی میآمد و از ترس دست پسر یا شوهرش را میگرفت و میبرد، تا آنجا که مسلم تنها با ده نفر ماند و هنگامی که نمازش را به پایان رساند، خود تنها مانده بود. این واقعیت سست عنصری است. امام علی (ع) درباره برخی که از نبرد کناره گرفتند فرمود: « خَذَلُوا الحَقَّ، وَلَمْ يَنْصُرُوا البّاطِلَ؛ حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری ندادند.» و دشمن بیش از جنگ یارانش از سستی سست عنصران بهره میبرد؛ زیرا هرگاه حق را تنها بگذاری، آن را تضعیف کردهای و نیروی آن را گرفتهای.
اتحاد بر محور خدا
در پایان، میخواهیم به همه مردم بگوییم، هنگامی که در این فضای معنوی قرار داریم، باید بیاموزیم چگونه به نام خدا یکی شویم و به نام او اختلاف نکنیم، و چگونه همگی برای طاعت و عبادت او حرکت کنیم، تا بتوانیم همه اهداف و مسائل خود را تحقق بخشیم؛ زیرا اگر خدا را بیشتر دوست بداریم، یکدیگر را بیشتر دوست خواهیم داشت، و اگر خدا را بیشتر اطاعت کنیم، مسئولیتهای خود را بیشتر بر عهده خواهیم گرفت.
این همان چیزی است که میخواهیم از این ماه بهره گیریم؛ اینکه ماه رمضان ماه وحدت همه مسلمانان باشد، و ماهی برای متحد شدن بر محور مسائل بزرگ همه لبنانیان و همه عربها، تا بتوانیم با صداقت و اخلاص و قدرت و برنامهریزی با مسائل بزرگ روبهرو شویم؛ زیرا جهان میکوشد منطقه را از نظر سیاسی و اقتصادی متزلزل کند تا آن را به منطقهای وابسته به حاکمیت آمریکایی یا استکباری تبدیل کند.
بر ماست وقتی در برابر خدا را وضعیت واحدی داریم، بدانیم که خدا برای ما عزت میخواهد همانگونه که برای خود و پیامبرش میخواهد، و میخواهد ما آزاد باشیم، زیرا ما را آزاد آفریده است؛ پس خود را برده نسازیم.
* بخشی از سخنرانی معظمله در مسجد امام رضا (ع) در بئرالعبد، به تاریخ ۱۹/۰۱/۱۹۹۶م.


