خطبه جمعه، 16 تیر ماه 1396

|   جدیدترین اخبار

مطالب مهم خطبه اول: خطرناک ترین چالش ها / شیطان بر چه کسانی سلطه دارد؟ / چگونه با شیطان مقابله کنیم؟ / اول، محاسبه نفس.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، صف بندی ها به سود کیست؟ / اولویت با انسان است / باید نقش ارتش حفظ شود / عراق بر تروریسم پیروز می‌شود / نه به آتش گشودن.

 

13 شوَّال 1438هـ برابر با 16 تیر 1396هـ و ٧/٧/٢٠١٧ م

 

مطالب مهم خطبه اول: خطرناک ترین چالش ها / شیطان بر چه کسانی سلطه دارد؟ / چگونه با شیطان مقابله کنیم؟ / اول، محاسبه نفس.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، صف بندی ها به سود کیست؟ / اولویت با انسان است / باید نقش ارتش حفظ شود / عراق بر تروریسم پیروز می‌شود / نه به آتش گشودن.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالى چنین می فرماید: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ* قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ* إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ* وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ» صدق الله العظيم.

 

خطرناک ترین چالش ها

خطرناک ترین چیزی که انسان در زندگی با آن روبرو است، چالش شیطان است. شیطانی که از زمان به وجود آمدن انسان، هیچگاه از دشمنی و کینه اش نسبت به انسان کاسته نشده است. هدف او خیلی روشن است. می خواهد همان کاری را که با پدرشان آدم و مادرشان حوا کرد و با اغواگری از بهشت بیرون شان کرد، با فرزندان آدم نیز انجام دهد. خداوند به هدف شیطان اشاره داشته می فرماید: «يَا بَنِي آَدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآَتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ».

از این رو خداوند همیشه از ما خواسته است که با شیطان به مثابه یک دشمن بلکه بدترین دشمنان برخورد کنیم. بنابراین چنین می فرماید: «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ» و می فرماید: «وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ».

از امام کاظم(ع) سؤال شد که مبارزه با کدام دشمن در اولویت است. فرمود: «اَقْرَبَهُمْ اِلَیْکَ، و اَعْداهُمْ لَکَ... وَ مَنْ یُحَرِّضُ اَعْداءَکَ عَلَیْکَ وَ هُوَ اِبْلیسُ؛ آنکه از همه به تو نزدیک تر، و دشمنی او از همه بیشتر است... و دیگر دشمنان را علیه تو تحریک می کند و آن ابلیس است». یکی از رحمت های الهی بر بندگان این است که سرانجام شیطان را برای او روشن کرده است. این که او از رحمت الهی طرد شده و تا روز قیامت مورد ملعون است. همه اینها برای این است که انسان گمان نبرد که او توبه کرده و خداوند نیز توبه او را پذیرفته است و شیطان به سوی خیر و خوبی دعوت می کند. چون شیطان جز برای فتنه گری، گمراه  گری و هلاکت انسان به او نزدیک نمی شود.

برای این که کار شیطان در درون ما بالا نگیرد تا خود را ضعیف بپنداریم، تمام کوتاهی های خود را به وسوسه های شیطانی حواله نماییم و خداوند را ملامت کنیم که چرا تا وقت معلوم به شیطان عمر داده است و این که شیطان ما را فریب داده و گمراهمان کرده است، خداوند متعال برای ما روشن می کند که هیمنه و سلطه شیطان آن گونه که انسان تصور می کند نیست: «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفاً».

در آیه دیگری خداوند می فرماید: «وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ الله وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ». بنابراین شیطان و رشته های شیطنت او اراده انسان را از بین نمی برند. انسان می تواند شیطان را مهار کند و توطئه ها و برنامه هایش را به هم بریزد. خداوند نیز دست یاری به سوی انسان دراز کرده است تا در برابر دخالت های انسان بایستد. ابزار آن را نیز نشان داده است. می فرماید: «وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِالله إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»، «وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ* وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ».

 

شیطان بر چه کسانی سلطه دارد؟

از این رو مشکل در خود انسان است. انسانی که ولایت شیطان را پذیرفته، تحت سیطره او در آمده است و به خواسته ها، نیرنگ ها و هراس افکنی های شیطان تن داده است. به همین دلیل خداوند می فرماید: «إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». بنابراین شیطان بر کسانی که با تکیه بر و توکل بر خداوند، اجازه نفوذ به شیطان را نمی دهند و شیطان را طرد می کنند سلطه ای ندارد.

به همین دلیل خداوند متعال می فرماید: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ». در آیه ای دیگر می فرماید: «إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ». خود شیطان نیز اعلام کرده است: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ».

با همه اینها تمام تلاش شیطان این است که ما را به اطاعت خود در آورد و اگر نتوانست که ما را به سربازان و کارگران خود تبدیل نماید، لااقل بتواند از جمله پیروان آن باشیم. از این رو همیشه در کمین ماست و همه جا ما را تعقیب می کند. مواظب نیت ها و انگیزه های ماست. مراقب خواسته ها و تمایلات ماست. مراقب بغض ها و نفرت های ماست. واکنش ها، آرزوها، آمال و دردهای ما را تعقیب می کند. مواظب است که کی خلاف می کنیم. مراقب ضعف ها و شکست های ماست. در دشواری ها و محنت ها ما را دنبال می کند. در فقر و  نیازمندی مواظب ماست. در آسایش و بی نیازی نیز مراقب ماست. همه این کارها برای است که ما را به جایی که خود می خواهد ببرد. مواظب غفلت های ماست تا با استفاده از آن، ما را به دام خود بیندازد. بنابراین ما همیشه در معرض امتحان و ابتلا هستیم و باید بر اساس این واقعیت با شیطان برخورد کنیم.

 

چگونه با شیطان مقابله کنیم؟

بنابراین باید همیشه هوشیار و بیدار باشیم. میدان نفوذ شیطان نفس ماست. نفسی که میان دو پهلوی ما قرار دارد. نفسی که همیشه در حال دگرگونی است. نفسی که به خاطر انگیزه های خوب و بدی که در وجود او حضور دارند، از شرایط بیرونی خود تأثیرپذیر است. خداوند در اشاره به این واقعیت چنین می فرماید: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا* فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا». باید از نفس خود در برابر شیطان صیانت کنیم. اولین راه صیانت این است که نفس خود را خوب بشناسیم. باید روند درونی نفس خود را همیشه تحت پیگرد قرار دهیم و تغییرات و تحولاتی را که در آن به وجود می آید، زیر نظر داشته باشیم.

احادیث نیز ما را به این کار تشویق می کنند: «لا معرفة كمعرفة النفس؛ هیچ معرفتی چون شناخت نفس نیست.»، «نَالَ الْفَوْزَ الْأَكْبَرَ مَنْ ظَفِرَ بِمَعْرِفَةِ النَّفْس؛ كسي كه به شناخت خويش دست يابد، به بالاترين سعادت رسيده است.» و در مقابل در حدیث آمده است: «أعظم الجهل، جهل الإنسان أمر نفسه؛ بزرگترین نادانی، جهل انسان به خود است.» بدون این شناخت، انسان به چیزی مانند اشیای دیگر تبدیل می شود. چیزی که راحت می شود آن را به دست آورد و تباهش ساخت. شاید هم به تازیانه ای تبدیل شود که با آن مظلومان را بزنند و حق و خیر را ویران سازند.

متأسفانه بسیاری از مردم واقعیت خودشان را نمی شناسند. جز آن کسانی که مورد رحمت خداوند قرار دارند. اینان شاید خودشان را مؤمن بدانند، ولی اگر با واقعیت نفوسشان آشنا شوند در خواهند یافت که ایمان حاکم بر زندگی شان نیست. ممکن است خود را آزاده بپندارند، ولی در واقعیت از آزادی و آزادگی بی بهره اند و برده ای بیش نیستند. آنها ابزارهایی در دست دیگران هستند که از آنان در جهت تأمین خواسته ها و منافع خود استفاده می کنند. اسیرانی هستند که در حصارهای تنگ و محدودی اسیر هستند و رسانه ها و شبکه های اجتماعی آنان را زیر فشار دارند.

برخی از مردم معتقدند که برای خدا، پیامبر و ائمه(ع) یا مردم تلاش می کنند. ولی وقتی واقعیت برایشان روشن می شود می فهمند که آنان برای منافع خودشان تلاش می کنند یا برای گفته شود در حال کار هستند. از این رو اگر برایشان فایده ای نداشته باشد، این کار را رها می کنند.

همیشه داستان بهلول را خاطر نشان کرده ایم. مردم می گفتند که بهلول دیوانه است. ولی در واقعیت او عاقل ترین مردم بود. او در مراسم افتتاح مسجدی حضور داشت و شنید که مردم می گویند آنان این مسجد را برای خود ساخته اند و هدفشان کسب رضایت الهی است. بهلول خواست که صداقتشان را بیازماید. شبانه  از دیوار مسجد بالا رفت و لوحه ای بر دیوار مسجد نصب کرد که روی آن نوشته شده بود: اینجا مسجد بهلول است. فردا کسانی که مسجد را ساخته بودند هیاهو به راه انداختند که چرا بهلول چنین نوشته است در حال که این مسجد از پول آنان ساخته شده است. بهلول به آنان پاسخ داد: دیروز می گفتید که این مسجد را برای رضای خدا ساخته اید. خداوند نیز از نیت شما آگاه است و پاداش شما را داده است. پس چه ضرری برای شما دارد که من بنویسم اینجا مسجد بهلول است؟ چون شما که پاداش خود را از خداوند گرفته اید. پس چرا این قدر ناراحت هستید؟ پس باید در نیت های خود تجدید نظر کنید؟ این داستان برای ما درس بزرگی است. باید نیت نمازها، روزه ها، نیکی ها و جهاد خود را مورد بررسی قرار دهیم. باید از واقعیت اهداف خود آگاه گردیم.

در مقابل کسانی را می بینیم که نسبت به فرد و جریانی نفرت دارند و علیه شان هر چیز را می گویند. در حالی که در واقعیت هیچ مشکلی با آنان ندارند. به حرفهای خودشان نیز باور ندارند. ولی حسابگری های خاصی آنان را وا می دارد که حرف هایی بزنند و موضع گیری هایی داشته باشند. چون آنان می ترسند و از ایستادن در برابر موج رایج و فضای حاکم هراس دارند.

 

اول، محاسبه نفس

وقتی با خودمان خلوت می کنیم اولین کاری که باید انجام دهیم این است که به دقت نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم. باید از راستی ها و انحراف خود را آگاه شویم. باید همه اینها را در آیینه واقعیت ببینیم. نه کوچکتر و نه بزرگتر.

عزیزان! شیطان دوست ندارد که انسان به چنین معرفتی برسد. شیطان دوست ندارد که انسان روی آرامش و آسایش را ببیند. شیطان فضای مبهم را دوست دارد. از این رو می کوشد که انسان را از واقعیت ها دور کند و اسیر هیاهوهای زندگی نماید.

بعد از آن که انسان باید خود را شناخت، باید به محاسبه نفس بپردازد. این همان چیزی است که خداوند انسان را به آن دعوت کرده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا الله وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا الله إِنَّ الله خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ * وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا الله فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ».

در حدیث نیز آمده است: «حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسَبوا، وزنوها قبل أن توزنوا، وتجهّزوا للعرض الأكبر؛ نفس خود را محاسبه کنید پیش از این که مورد محاسبه قرار گیرید و آن را وزن کنید پیش از این که وزن شوید و برای صحنه بزرگ قیامت آماده شوید.»

باز در حدیث آمده است: «ليس منّا من لم يحاسب نفسه كلّ يوم، فإن عمل حسناً استزاد الله منه، وإن عمل سيّئاً استغفر الله وتاب منه؛ کسی که هر روز خود را محاسبه نکند از ما نیست. اگر عمل خوبی انجام داده است، از خداوند افزونی آن را بخواهد و اگر عمل بدی انجام داده است، از خداوند طلب بخشش نماید و به سوی خداوند باز گردد.» اگر کسی چنین نکند، مؤمن و مسلمان نیست. انسان چگونه می تواند مسلمان و مؤمن باشد، ولی از خودش بیگانه باشد. وقتی که خودمان شناختیم و آن را مورد محاسبه قرار دادیم، باید جهاد با نفس داشته باشیم. باید دشمن نفس مان باشیم تا ما را به جهنم بدی ها، انحرافات و دوزخ نیندازد. در حدیث آمده است: «من عرف نفسه جاهدها؛ هر کس نفس خود را شناخت، باید با آن جهاد نماید.»، «مَن حاسَبَ نفسَهُ وقَفَ على‏ عُیوبِهِ ، و أحاطَ بذُنوبِهِ و اسْتَقالَ الذُّنوبَ ، وأصْلَحَ العُیوبَ؛ هرکه به محاسبه نفس خود پردازد به عیبهایش آگاه شود و به گناهانش پى ببرد وگناهان را جبران کند و عیبها را برطرف سازد».

یکی از دشوارترین کارها این است که انسان در برابر نفس خود بایستد. این که انسان به نفس خود بگوید: در محبت خداوند دروغ می گویی. در محبت پیامبر خدا دروغ می گویی. در محبت ائمه(ع) دروغ می گویی. در درستی انگیزه ها و پاکی نیت ات دروغ می گویی. ادعا می کنی که فلان شخص را دوست داری، در حالی که در واقعیت او را دوست نداری. تو خودت را دوست داری. تو از او برای تأمین خواسته ها و رسیدن به منافع خودت استفاده می کنی. تو در سخنان خود دروغ می گویی. نقدهای تو برای اصلاحگری نیست. بلکه برای این است که چیزهایی را علیه او اثبات کنی. می خواهی با فلان جریان باشی یا این که این کار تو از روی حسد است یا بغض و کینه.

ولی آگاهان این کار را انجام می دهند و در برابر نفس خود می ایستند. همیشه در تعقیب نفس خودشان هستند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا». پیامبر خدا تأکید کرده است که جهاد با نفس جهاد اکبر است. این که «جهاد النفس مهر الجنّة؛ جهاد با نفس مهریه رسیدن به بهشت است.»

پس باید رو به خداوند بیاوریم تا ما را در برابر نفسمان یاری کند: «اللّهمّ أعنّا على أنفسنا بما تعين به الصّالحين على أنفسهم، يا أرحم الرّاحمين».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می کنم که خداوند بعد از نبرد حنین به ما توصیه نمود. نبردی که دهم ماه شوال سالگرد آن است. خداوند می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ* ثُمَّ أَنْزَلَ الله سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ».

عزیزان! همان طور که می دانید جنگ حنین در سال هشتم هجری بعد از فتح مکه اتفاق افتاد. دو قبیله مشرک هوازن و بنی ثقیف تصمیم گرفته بودند که با مسلمانان مقابله کنند. مسلمانان نیز با سپاهی گران به مصافشان شتافتند. اما به تعداد و امکانات بسیار خود مغرور شدند. همین مسئله باعث گردید که شکست خورده و فرار کنند. در کنار پیامبر خدا فقط تعدادی اندک از مسلمانان باقی مانده بودند.

بنابراین توصیه خداوند متعال به ما این است که مغرور نشویم. چون پیروزی فقط به تعداد و امکانات بسیار بستگی ندارد. شکست نیز همین طور است. شکست همیشه به خاطر کمی تعداد نیست. بلکه پیروزی با تکیه بر خداوند به دست می آید. «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ الله الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ».

از این رو هر کسی که به دنبال پیروزی است باید رابطه خود را با خداوند منظم کند. باید رابطه خود را با خداوند قوی گرداند. باید همان گونه باشد که خداوند می خواهد. چون خداوند مغروران و متکبران را نمی پذیرد و کسانی را می پذیرد که متواضع و مهربان باشد. حتی اگر نظر تعداد و امکانات نیز کمبودی داشته باشند، خداوند شرایط را سامان می بخشد. همان طور که در جنگ بدر چنین کرد و در نبرد حنین برای کسانی که ثابت قدم و استوار باقی ماندند این کار را انجام داد: «ثُمَّ أَنْزَلَ الله سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ». از این رو وقتی باید بترسیم که امت اسلامی از خدا دور شده، به غرور و تکبر دچار شود و مهربانی و تواضع از میانشان رخت بربندد. این همان چیزی است که باید تثبیت کنیم و با استفاده از آن به مصاف چالش ها برویم.

 

لبنان، صف بندی ها به سود کیست؟

از لبنان آغاز می کنیم. به نظر نمی رسد که مجادلات و صف بندی ها میان نیروها و جریان های سیاسی متوقف شود. این وضعیت در تمام نقاط عطف تاریخ این کشور تکرار شده است. این کشور همچنان به این منطق محکوم است. منطقی که در اظهار نظرها به خوبی هویداست و نشان دهنده دسته بندی در درون نهادها و مؤسسات است. نتیجه این وضعیت عدم تصمیم گیری است که به بهانه علاقه به کشور اتفاق می افتد. حال سؤال ما این است: بر سر این کشور چه خواهد آمد؟ این وضعیت حاکی از یک حقیقت است که باید بدان اعتراف کنیم و آن این که ما در میهنی قرار نداریم که همه بدان علاقه داشته باشند و در کشتی ای قرار نداریم که از غرق شدن آن هراس داشته باشیم.

این روش را در برخورد با تهدیدات اسرائیل هم می بینیم. می بینیم که برخی ها با این مسئله به مثابه حساسیت های طایفه ای و فرقه ای و مشکلات داخلی برخورد می کنند و به منافع کشور توجهی ندارند. این واقعیت را در قضیه حساس پناهندگان سوری و پیامدهای خطرناک آن لمس کردیم. تروریست ها با استفاده از این قضیه به داخل اردوگاه ها و خارج آنها نفوذ کردند. بازرسی های ارتش و نیروهای امنیتی این مسئله را تأیید می نماید. این مسئله برای وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور و ثبات داخلی بازتاب منفی دارد. از این رو از همه جریان های سیاسی انتظار داریم که با توجه به منافع لبنان و پناهندگان سوری به این قضیه نگاه کنند.

دیدیم که صف بندی های داخل شورای وزیران چگونه آغاز شد و دوباره ما را به  مجادلاتی بازگرداند که معتقد بودیم به آنها بازنخواهیم گشت. این مجادلات باعث شد که در رابطه با این قضیه تصمیمی گرفته نشود و آتش آن دامن همه از جمله پناهندگان سوری را بگیرد. قربانیانی که در روزهایی گذشته به خاطر آتش سوزی هایی که در اردوگاه ها روی داد، جان خود را از دست دادند برای روشن کردن اهمیت این قضیه کفایت می کند.

ما از هر گونه بروز تنش میان لبنانی ها و سوری ها هشدار می دهیم. چون خطرات بسیاری برای حال و آینده روابط دو ملت دارد. به ویژه این که تروریسم از این تنش سود می برد. حال آن که شایسته است بهترین روابط میان این دو ملت همین طور دو دولت وجود داشته باشد. معتقدیم که باید بر اساس منافع ملی و به دور از همه پیچیدگی ها، منافع، ائتلاف ها و درگیری های جاری در منطقه با این قضیه برخورد شود. متأسفانه درگیری های منطقه ای از این مسائل سود می جویند.

هم چنین معتقدیم که به سود همه است تا پناهندگان به مناطق امن بازگردند. طبیعی است باید با دولت سوریه در این زمینه مذاکره شود تا پناهندگان به مناطقی که تحت سیطره دولت قرار دارند باز گردند. چون لازم است که با این وضعیت به دور از حساسیت ها برخورد صورت گیرد.

 

اولویت با انسان است

باز هم در لبنان تأکید می کنیم که باید با قضایای اجتماعی از بعد انسانی نگاه شود و با توجه به تضارب منافع سیاسی و اولویت های دیگران نباید به آنها بعد سیاسی داد. چون شایسته است که انسان این کشور در اولویت قرار گیرد. خواهش ما این است که در موضوع نظام پرداخت حقوق و مزایا و سایر قضایای مرتبط با منافع شهروندان مانند مسئله برق نیز انسانیت در نظر گرفته شود.

اعتقاد ما بر این است که برخورد انسانی باعث تأمین سریعتر بودجه لازم برای حل این مسئله و خلاصی از رقابت هایی که در مسئله برق پیش می آید خواهد شد. اعتقاد ما این است که این قضیه نیز راه حل خود را داشت.

 

باید نقش ارتش حفظ شود

نه چندان دور از این قضیه، برای حفظ نقش و روحیه ارتش درخواست می کنیم که به ایجاد تردید در نقش ارتش در حل قضیه تروریسم پایان  داده شود. این قضیه باید از سطح رسانه ها جمع شود و در چارچوب قضایی و تحقیقات داخلی خود باقی بماند. چون ما می خواهیم به دور از تنش ها و واکنش های کنونی شأن و جایگاه ارتش حفظ شود. قدر و جایگاه ارتش در همه مراحل همین است.

 

عراق بر تروریسم پیروز می شود

به عراق می رویم. باید موفقیت عراقی ها در مقابله با تروریسم در موصل را بستاییم. ان شاء الله این پیروزی کامل خواهد شد. باید از فداکاری هایی که در این زمینه صورت گرفت است بسیار تقدیر و تشکر کنیم. ما معتقدیم که اگر همکاری و تلاش همه طوایف و مذاهب عراق وجود نداشت، این موفقیت به دست نمی آمد.

امیدواریم که این پیروزی مقدمه برای رهایی عراق از تنور تروریسم و تروریست ها باشد. همان هایی که بذر قتل و وحشت را کاشتند، خون ها ریختند و نوامیس مردم را هتک کردند. این پیروزی درآمدی برای ساختن عراق جدید باشد. عراقی که مبتنی بر مشارکت همه طوایف، مذاهب و نژادهای این کشور باشد. عراقی که هیچ کس در آن احساس محرومیت نکند. چون احساس محرومیت طرحی آماده برای فتنه و تجزیه است.

 

نه به آتش گشودن

در خاتمه باید مسئولیت شرعی و انسانی عدم آتش گشودن در هوا را خاطر نشان کنیم. دلیل آن فرقی نمی کند چه نتیجه امتحانات باشد و چه غیر آن. ما با کسانی همصدا هستیم که خواستار بازخواست افرادی هستند که در حق مردم و مقدرات، زندگی و اعصاب جنایت می کنند. نباید زمینه برای دخالت های سیاسی و غیر سیاسی فراهم شود. زیرا هر گونه دخالتی برای دخالت گران پیامدهای خود را خواهد داشت.