خطبه جمعه، 28 دی ماه 1397

|   جدیدترین اخبار

مطالب مهم خطبه اول: رحلت جان‌گداز / فلسفه نماز / نقش زکات / بازتعریف مفاهیم عبادات / زهرا(س) این است.

مطالب مهم خطبه دوم: نشست سران عرب چه کارکردی دارد؟ / آمریکایی هراس افکنی می‌کند / نیاز به کنفرانس ملی / اطمینان دادن‌ها... ولی!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

12 جمادی الاولی 1440 هـ برابر با 28 دی ۱۳۹۷ هـ و 18/١/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: رحلت جان‌گداز / فلسفه نماز / نقش زکات / بازتعریف مفاهیم عبادات / زهرا(س) این است.

مطالب مهم خطبه دوم: نشست سران عرب چه کارکردی دارد؟ / آمریکایی هراس افکنی می‌کند / نیاز به کنفرانس ملی / اطمینان دادن‌ها... ولی!

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» صدق الله العظيم.

سیزدهم جمادی الاولی به روایتی سالروز وفات صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) سرور زنان دو جهان است. این روایت وفات آن حضرت را هفتاد و پنج روز بعد از وفات پدرش پیامبر خدا(ص) در بیست و هشتم ماه صفر می‌داند.

 

رحلت جان‌گداز

وفات آن حضرت درد و اندوه بسیاری را در دل کسانی که اهل بیت را درک کرده بودند و با جایگاه و منزلت آنان نزد خداوند و پیامبر(ص) آشنا بودند، به جای گذاشت؛ زیرا با رحلت حضرت زهرا(س) آنان کسی را از دست دادند که زندگی‌شان را از محبت، مهربانی، عطوفت، علم، جهاد، بخشش، عطا و ایثار آکنده کرده بود. بهترین تعبیر در این باره در کلام کفو، همسر و عموزاده‌اش امام علی(ع) آمده است. او بعد از تدفین، بالای قبر حضرت زهرا(س) رو به محل دفن پیامبر خدا کرد و فرمود: «قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي، إِلَّا أَنَّ لِي فِي التَّأَسِّي بِسُنَّتِكَ فِي فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَ فَاضَتْ نَفْسُكَ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي، بَلَى وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ لِي أَنْعَمُ الْقَبُولِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ، وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ. يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ، وَ هَمٌّ لَا يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ، كَمَدٌ مُقَيِّحٌ، وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ، سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا، وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو، وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا، فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ؛ ای پیامبر خدا! شکیبایى من از دورى دخترت، اندک شده و توانم از دست رفته است. امّا مرا پس از دیدن عظمت فراق تو و سنگینى مصیبت تو، جاى تعزیت است. من سر تو را بر لحد قبرت گذاشتم و روح تو در بین سینه و گلوى من از تن جدا شد. همه ما از آنِ خداییم و به سوى او برمی‌گردیم. امانت، برگردانده شد و رهن، باز پس گرفته شد؛ امّا غمم جاودانه است و شب‌هایم به بیدارخوابی خواهد گذشت تا آن که خداوند، براى من هم خانه‌ای را که تو در آن سکونت دارى، برگزیند. دختر تو از همکارى امّتت براى نابودی‌اش خبرت خواهد کرد. از وى بپرس و احوال را از او جستجو کن».

ما هم باید با احساسات و عواطف خود با این مصیبت همنوایی کنیم. باید از روی محبت و وفاداری اشک ماتم بریزیم. چون او به خاطر جایگاهی که نزد خداوند عزوجل رسید و کرامتی که نزد خداوند برخوردار بود سزاوار این همه عواطف و احساسات است. او از کسانی بود که آیه «إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» در حقشان نازل شد. او نزد پیامبر خدا نیز موقعیت والایی داشت. پیامبر خدا همیشه می‌فرمود: «فاطمة بضعة منّي، يسرّني ما يسرّها، ويغضبني ما يغضبها؛ فاطمه پاره تن من است. هر چیزی که او را شاد کند مرا شاد می‌کند و هر چیزی که او را به خشم آورد ما را غضبناک می‌نماید». فاطمه زهرا(س) نقش عمده‌ای در حمایت از دین اسلام داشت و بعد از وفات مادرش خدیجه(س) از همان اوان کودکی، مسئولیت‌های سنگینی را در ازای پیامبر خدا تحمل کرد. او حامی و پشتیبان رسالت بود. تا جایی که پیامبر خدا درباره او فرمود: «فاطمة أمّ أبيها». او در راه رسالت، یار و همراه پیامبر بود. او رشد کرد و بزرگ شد. همراه پیامبر در جهاد حضور داشت. به همراه علی(ع) نمونه‌ای از خانواده مسلمان را که شعارش زندگی با خوبی، مهربانی و مودت بود، ارائه داد. او مادر خانه‌ای مکتبی بود که بهترین مجاهدان فداکار را در آغوش خود پرورش داد. حسن و حسین(ع) سرور جوانان اهل بهشت و زینب قهرمان کربلا. بعد از وفات پیامبر، وقتی دید که جامعه اسلامی از مسیری که پیامبر خدا ترسیم کرده و زندگی خود را به پای آن گذاشته بود، منحرف شده است، فریاد اعتراض خود را بلند کرد.

ولی ما به عاطفه‌ورزی به فاطمه(س) بسنده نمی‌کنیم. بلکه می‌خواهیم از سرچشمه‌های دانش آن حضرت نیز بهره ببریم. می‌خواهیم به سخنرانی ایشان در مسجد پدرش بپردازیم. این سخنرانی حاوی فلسفه و اهداف خداوند از عبادات است؛ اما در این میان می‌خواهیم به دو موضوع نماز و زکات بپردازیم که در کتاب خدا همیشه با هم هستند.

 

فلسفه نماز

از فلسفه نماز آغاز می‌کنیم. حضرت زهرا(س) در این خطبه می‌فرماید: «وَ الصّلاةَ تَنْزيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ؛ و [خداوند] نماز را برای پاکیزه شدن شما از كبر قرار داد.» چون نمازی که پنج بار در روز با ذکرها، رکوع‌ها، سجده‌ها، قیام‌ها و تعبیرهای خاص خودش به جای آورده می‌شود، همان طور که حضرت زهرا(س) اشاره کرده است، هدفش این است که انسان را از تکبر پاکیزه نماید. چون انسانی که صاحب ثروت، اسلحه، دانش، مقام، موقعیت، نسبت و عبادت می‌شود، غالباً به این آفت دچار می‌شود. خداوند هم درباره تکبر می‌فرماید: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآَهُ اسْتَغْنَى». چون تکبر باعث انحراف، طغیان، فساد و بسیاری دیگر از مصائبی می‌شود که بشر گرفتار آن‌هاست. همین تکبر بود که سبب گردید آدم از جایگاه والایی که نزد خداوند داشت سقوط کند. در حدیث هم آمده است: «لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ كِبْرٍ؛ هر کس که در دلش ذره ای تکبر داشته باشد، وارد بهشت نمی‌شود.»

در حدیث آمده است: «اَلْكِبْرُ رِدَاءُ اَللَّهِ فَمَنْ نَازَعَ اَللَّهَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ أَكَبَّهُ اَللَّهُ فِي اَلنَّارِ؛ کبر ردای خداست، پس کسی که نسبت به چیزی از آن با خدا ستیزه کند [و به مردم بزرگی بفروشد] خدا او را در آتش سرنگون خواهد کرد.»

قرآن کریم نیز به پیامدهای کبر می‌پردازد. وقتی از ابلیس سخن می‌گوید، بیان می‌داد که همین تکبر باعث گردید که او از جایگاهی که نزد خداوند داشت سقوط کند. در حدیثی از امام علی(ع) در این باره آمده است: «اعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإبْلِیسَ، إذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ، وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ عَنْ کِبْرِ ساعَةٍ واحِدَةٍ؛ از آنچه خداوند با ابلیس رفتار کرد، پند و عبرت گیرید. آن هنگام که اعمال و عبادات طولانى و تلاش و کوشش‌هاى او را به خاطر ساعتى تکبر ورزیدن بر باد داد.» چون ابلیس فقط به خاطر تکبر به این میزان از کینه و عداوت نسبت به آدم و فرزندانش رسید. گفته بود: «أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ».

خداوند به فرعون، قارون و هامان نیز اشاره می‌نماید که به خاطر تکبر خود به ظلم، طغیان، فساد و دست درازی به منافع مردم رسید و در نهایت نیز پیش از آخرت در همین دنیا، به عذاب دچار گردیدند.

اما این که نماز چگونه چنین کارکردی دارد؟ چون نماز با همه ذکرها و تعبیرهایش این احساس را در وجود انسان تثبیت می‌نماید که کبریا و عظمت فقط از آن خداوند است. چون خداوند مالک و صاحب اختیار وجود و سرنوشت است. او پروردگار جهانیان است. او مالک روز جزاست. تأمین همه نیازها و خواسته‌ها به دست اوست. همه موجودات موجودیت، تداوم زندگی، تأمین نیازها و هدایت خود را مدیون خداوند هستند. خضوع تنها در برابر خداوند سزاوار است. طبیعی است انسانی که نماز چنین حالتی را در او به وجود آورد، در برابر خداوند متواضع است، تابع اراده اوست، به خواسته خداوند تن می‌دهد و خداوند از آفریده‌های او برتر نمی‌بیند. چرا او تفاوت داشته باشد، در حالی که همه خلایق به صورت مساوی بندگان خداوند هستند؟ اگر انسان به جایگاهی در زندگی برسد، در واقع این مقام و موقعیت از آن او نیست. بلکه از خداوند است. او در برابر این جایگاه نزد خداوند مسئولیت دارد و به خاطر آن مورد بازخواست قرار خواهد گرفت؛ بنابراین امتیازی نیست که او بخواهد به خاطر آن بر دیگران مباهات نماید.

 

نقش زکات

بعد از نماز، حضرت زهرا(س) به فلسفه زکات اشاره می‌نماید. زکات به معنای تمام چیزهایی است که در راه خدا صورت می‌گیرد، چه واجب باشد و چه مستحب که شامل خمس و صدقات واجب و مستحب می‌شود. می‌فرماید: «والزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَنَماءً في الرِّزْق؛ و زکات را برای پاکی جان و برکت در رزق و روزی قرار داد.» بنابراین آن حضرت اول به نقش مهم‌تر زکات که تزکیه نفس باشد اشاره می‌نماید.

این کلام حضرت زهرا(س) ریشه در این خطاب خداوند متعال به پیامبر دارد: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ».

تزکیه در لغت به معنای پاک کردن و رشد دادن است؛ اما درباره ماهیت پاکیزگی حاصل از زکات، باید ابتدا به ذکر مقدمه‌ای پرداخت. مقدمه ‌این است که وقتی خداوند انسان را آفرید، در وجود او غرایز و توانایی‌هایی نیز قرار داد که نمی‌شود از اشباع آن‌ها غفلت ورزید. در طلیعه این غرایز دوست داشتن مال و ثروت است؛ بنابراین مال دوستی با سرشت انسان عجین است.

ولی این غریزه ممکن است که انسان را به استبداد بکشاند و زندگی او را چنان دچار انحراف کند که عطوفت و مهربانی در آن جایی نداشته باشد و او گرفتار خودخواهی و انحصار طلبی شود.

از این رو اسلام می‌خواهد که برای این غریزه حد و مرزی قرار دهد تا فرد و جامعه از وجود آن بهره ببرند و این غریزه از نقش مثبت خود تهی نشود و به خودخواهی، طمع و انحصار طلبی تبدیل نشود. از این رو زکات را وضع و تشویق کرده است. دادن زکات اختیاری نیست. بلکه جنبه عبادی دارد تا انسان را از همه این معایب پاک کند. علاوه بر این زکات باعث می‌شود که وقتی ثروتمندان زکات مال و ثروت خود را می‌دهند، فقرا و محرومان نیز نسبت به اغنیا و ثروتمندان بغض و کینه‌ای نداشته باشند.

همان طور که حضرت زهرا(س) اشاره کرده است، دادن زکات باعث پاک شدن جان‌ها می‌شود، به این نکته نیز اشاره می‌نماید که دادن زکات باعث افزایش روزی نیز می‌شود. خداوند نیز به این واقعیت اشاره کرده است: «وَمَا آَتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِنْدَ الله وَمَا آَتَيْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ الله فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ».

در حدیثی از پیامبر خدا آمده است: «إذا أردت أن يثري الله مالك، فزكّه؛ اگر می‌خواهی خداوند ثروتت را افزون کند، زکات آن را بده.»

در حدیث دیگری آمده است: «إنَّ الله عزَّ وجلَّ وضع الزكاة قوتاً للفقراء، وتوفيراً لأموالكم؛ خداوند عزوجل زکات را روزی فقرا و مایه فزونی اموال شما قرار داده است.»

در آیه شریفه نیز آمده است: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ الله إِنَّ الله بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ».

افزایش روزی که حضرت زهرا(س) به آن اشاره کرده است، حاصل دادن زکات است؛ بنابراین دادن زکات باعث رشد مال و ثروت انسان می‌شود. بخشش مال و توزیع آن در میان فقرا، باعث به حرکت در آمدن اقتصاد می‌شود و این امر روی رشد اقتصادی جامعه نیز تأثیرگذار است؛ اما انبار و ذخیره کردن ثروت و پول باعث رکود اقتصادی می‌گردد.

 

بازتعریف مفاهیم عبادات

عزیزان! برای نشان دادن همدردی خود در روز وفات حضرت زهرا(س) باید بازتعریفی از معنا ونقش عبادات داشته باشیم. باید این عبادات در زندگی ما نقش داشته باشند. باید به زندگی ما روح و زندگی بدهند؛ بنابراین عبادات ما را به سوی تواضع، خیرخواهی و بخشندگی دعوت می‌کنند و ما را از خودخواهی، انحصار طلبی و بخل که پیامدها و نتایج ناگواری برای ما دارد، دور می‌گردانند.

حضرت زهرا(س) خود نیز به عبادت توجهی خاص داشت. آن قدر عبادت  کرد که پاهای مبارکش متورم گردیده بود. او در برابر خداوند و مردم تواضع داشت. چنان عطا و بخشش داشت که به سر حد ایثار رسید و این آیه درباره او نازل گردید: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِير»؛ بنابراین او الگوی بخشش و تواضع بود.

 

زهرا(س) این است

در سالروز وفات آن حضرت با چشم دل به آن حضرت رو کرده، عرض می‌نماییم: درود بر تو ای پاره تن پیامبر خدا و روح او در میان دو پهلویش. ما شهادت می‌دهیم که تو نماز را به پا داشتی و زکات را ادا کردی و خالصانه امر به معروف و نهی از منکر نمودی تا این که به یقین رسیدی.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که پیامبر خدا به دخترش حضرت زهرا(س) وصیت نمود. البته به خاطر جایگاهی که حضرت زهرا(س) نزد پیامبر خدا داشت، این وصیت بسیار ارزشمند است: «دخل عليَّ رسولُ الله(ص)، وقد افترشتُ فراشي للنّوم، فقال: يا فاطمة، لا تنامي إلا وقد عملتِ أربعة أشياء: ختمتِ القرآنَ، وجعلتِ الأنبياء شفعاءَكِ، وأرضيتِ المؤمنين عن نفسك، وحججتِ واعتمرتِ. قال هذا، وأخذ في الصّلاة، فصبرتُ حتى أتمَّ صلاتَهُ، قلتُ: يا رسول الله، أمرتَ بأربعةٍ لا أقدر عليها في هذا الحال. فتبسَّم(ص) وقال: إذا قرأتِ "قل هو الله أحد" ثلاث مرّات، فكأنَّك ختمتِ القرآنَ، وإذا صلَّيتِ عليَّ وعلى الأنبياء قبلي، كُنّا شفعاءك يوم القيامة، وإذا استغفرتِ للمؤمنين، رضوا كلّهم عنك، وإذا قلتِ: سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلا الله، والله أكبر، فقد حججتِ واعتمرتِ؛ وقتی بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا(ص) بر من وارد شد، فرمود: ای فاطمه نخواب مگر آن که چهار کار را انجام دهی: قرآن را ختم کنی و پیامبران را شفیعت گردانی و مؤمنین را از خود راضی کنی و حج و عمره‌ای را به جا آوری. این را فرمود و شروع به خواندن نماز کرد، صبر کردم تا نمازش تمام شد، گفتم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودی در حالی که بر آن‌ها قادر نیستم. آن حضرت تبسمی کرد و فرمود: چون "قل هو الله احد" را سه بار بخوانی مثل این است که قرآن را ختم کرده‌ای و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستی، شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود و چون برای مؤمنین استغفار کنی، آنان همه از تو راضی خواهند شد و چون بگویی: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر، حج و عمره‌ای را انجام داده‌ای.»

این وصیت پیامبر خدا به حضرت زهرا(س) به ما هم هست. باید پیش از خوابیدن خداوند را یاد کنیم و حمد و ستایش او را بگوییم. باید به یاد پیامبران و اولیای الهی باشیم. باید نسبت به مردان وزنان باایمان اظهار محبت و مودت کنیم. باید برایشان از خداوند طلب بخشش نماییم. باید هر روزمان را با کارهای خیر به پایان ببریم و با این کار از پاداش عظیم الهی برخوردار گردیم که عبارت باشد از پاداش حج و عمره، شفاعت پیامبران، اولیا و خوبان. با این کار جان خود را صفا می‌بخشیم و برای مقابله با چالش‌ها، قوی‌تر می‌گردیم.

 

نشست سران عرب چه کارکردی دارد؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که این روزها میزبان نشست اقتصادی و اجتماعی سران عرب است. هدف از این نشست این است که فرمول‌هایی را برای همکاری میان دولت‌های عربی، برای حل بحران‌های اقتصادی و اجتماعی متعددی که کشورهای عربی از آن‌ها رنج می‌برند و ایجاد فرصت‌های رشد و توسعه، ارائه نماید. آن هم در شرایطی که دنیای عرب شدیداً به همکاری و هماهنگی نیاز دارد. دنیای عرب وزن اقتصادی و اجتماعی خود را از دست داده است و کشورهای عضو اتحادیه عرب از بحران‌های گوناگون رنج می‌برند. این بحران‌ها نه فقط روی نیازها و خواسته‌های مردم کشورهای عربی تأثیر سوء به جای گذاشته است که وحدت، ثبات و آزادی آن را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این بحران‌ها باعث گردیده است که کشورهای عربی در معرض ناامنی، افراطی‌گری و تندباد قدرت‌های بزرگ قرار دارند. قدرت‌هایی که اگر چیزی می‌دهند در ازای آن از آزادی و عزت آن‌ها می‌خواهند و آن‌ها را مرهون خود می‌کنند.

از این رو به رغم برخی شائبه‌ها که باید توسط میزبانان برطرف گردند، ما برگزاری این نشست را مهم می‌دانیم. امیدواریم این نشست باعث افزایش نقش لبنان شود و بعد از این همه تنش‌های سیاسی و ... این نشست دستاوردهایی برای اتحاد دنیای عرب داشته باشد.

عادتمان شده است که دستاوردی از نشست سران عربی انتظار نداشته باشیم. چون این نشست در حد و اندازه مسئولیتی که به عهده دارند نیست. بلکه شاید هم نتیجه عکس داشته باشید و باعث سقوط و فروپاشی بیشتر شود؛ اما امیدواریم که این بار این تصویر فرق کند و ما شاهد همکاری دنیای عرب باشیم؛ یعنی کشورهای ثروتمندان به فقرای عرب توجه کنند و متخصصان و کارشناسان عربی دست کشورهایی را که فاقد دانش و توانایی هستند بگیرند. در راستای این نشست، برای این که جلوی صحبت‌های تکراری روزهای گذشته گرفته شود، باید برای کشورهای عربی تأکید کنیم که باید قضیه امام موسی صدر و دو همراهش را مورد پیگیری جدی قرار دهند و به آن اهتمام لازم مبذول دارند.

 

آمریکایی هراس افکنی می‌کند

در زمینه‌ای دیگر لبنان چند روز پیش شاهد دیدار معاون وزیر امور خارجه آمریکا بود. او می‌خواست دایره دیدارها و مشورت‌های خود را گسترش دهد تا شامل مقامات رسمی مهم‌تر نیز شود و مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی را مورد بحث و بررسی قرار دهد. متأسفانه آمریکا که با ماهیت وضعیت سیاسی لبنان، معادلات حساس داخلی و بحران‌های اقتصادی و مالی فزاینده آن به خوبی آشناست، اما اظهار نظرهای فرستاده این دولت علیه سلاح مقاومت باعث ایجاد ترس و هراس در میان لبنانی‌ها شده است. در حالی که دشمن صهیونیستی از خشکی، دریا و هوا لبنان را تهدید می‌کند. او در مسئله ترسیم مرزهای خشکی، بدون این که مرزهای دریایی را نیز در بر بگیرد، حمایت کامل خود را از دشمن صهیونیستی اعلام کرد؛ اما در این باره به دیدگاه رسمی دولت لبنان توجهی ننمود. علاوه بر این دشمنی خود علیه ایران را نیز اعلام داشت. بدون این که توجه داشته باشد این گونه اظهار نظرها باعث تبدیل شدن لبنان به میدان درگیری آمریکا و ایران می‌گردد.

ما درک می‌کنیم که این کشور کوچک نیاز دارد تا با دنیا و آمریکا رابطه داشته باشد. می‌خواهیم که این روابط بر اساس احترام متقابل و در نظر داشتن خصوصیات و منافع کشور باشد. چون از مسلمات است که آمریکا فقط منافع خود و رژیم صهیونیستی را در نظر دارد و به منافع کشورها و دولت‌های دیگر توجهی ندارد.

 

نیاز به کنفرانس ملی

از سوی دیگر، در چند روز گذشته شاهد نشست‌ها و گردهمایی‌هایی بودیم که رنگ و بوی طایفه‌ای و مذهبی داشتند. شخصیت‌های فلان طایفه دور هم جمع شدند تا چالش‌های پیرامونی کشور را مورد بررسی قرار دهند. ما این نشست‌ها را مثبت ارزیابی می‌کنیم. چون هر گروهی نیاز دارد که وضعیت پیرامونی خود را بررسی نماید و از نظرات داخلی طایفه خود اطلاع پیدا نماید. ولی انتظار می‌رود که این نشست‌ها فرصت مناسبی برای خود انتقادی هم باشند. باید مسائل مثبت و منفی حرکت سیاسی خود را مورد نقد و ارزیابی قرار دهند. وحدت طایفه‌ای باید در راستای وحدت و تصمیم‌های کشور و رهایی آن از بحران‌ها باشد. چون روشن شده است که هر طایفه و مذهبی جز با تضمین حقوق بقیه طوایف و مذاهب دستاوردی برای خود نخواهد داشت. این امر نیز نه با یک سوم معطل مانده تحقق می‌یابد، نه با انحصارگرایی و نه با مصادره کشور به نفع گروه خود.

از این رو امیدواریم که این نشست‌ها به برگزاری کنفرانس ملی عمومی منجر شود. نشستی که همه شخصیت‌های مهم ملی در آن حضور داشته باشند و راه‌های برون‌رفت کشور از بحران‌های سیاسی و اقتصادی در آن مورد بررسی قرار گیرند.

 

اطمینان دادن‌ها... ولی!

باید به گردهمایی بپردازیم که این اواخر پیرامون موضوع مالی و اقتصادی برگزار گردید. این گردهمایی به لبنانی‌ها درباره وضعیت پولی و آینده اقتصادی لبنان اطمینان داد. چون پیش از این تکان‌هایی در این باره ایجاد شده بود. امیدواریم که مسئولان از درمان‌های مقطعی و موقت دست بردارند و در مسائل مالی به ارائه درمان کارآمد و مؤثر اقدام کنند.

ما معتقدیم که وضعیت موجود به چیزی بیشتر از بررسی وضعیت مالی و اقتصادی نیاز دارد. نقش این گردهمایی‌ها فقط دادن اطمینان روانی است. بلکه باید کوشش شود که کشور از تنگنای خطرناک تشکیل نشدن دولت رهایی یابد. نگرانی ما این است که این خواب آسوده به طول بینجامد. باید اعتماد جهان به لبنان و حتی مردم آن بازسازی شود. درمان هم خیلی روشن است. راه چاره این است که هر گروه سیاسی به منفعت کشور بیندیشد. بداند که کشور در معرض فروپاشی و سقوط است. سقوطی که در آن هیچ طایفه، مذهب و گروهی از آن جان سالم به در نخواهد برد.