خطبه جمعه، 14 دی ماه 1397

|   جدیدترین اخبار

مطالب مهم خطبه اول: نگاه مثبت به دنیا / جایگاه دنیا / هشدار نسبت به دنیا / باید به دنیا رغبت داشت.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، آیا امیدی باقیمانده است؟ / با حرکت‌های حساب شده موافق هستیم / دو پدیده و مسئولیت دولت.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

28 ربيع الثانی 1440 هـ برابر با 14 دی ۱۳۹۷ هـ و ٤/١/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: نگاه مثبت به دنیا / جایگاه دنیا / هشدار نسبت به دنیا / باید به دنیا رغبت داشت.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، آیا امیدی باقیمانده است؟ / با حرکت‌های حساب شده موافق هستیم / دو پدیده و مسئولیت دولت.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِک مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآَبِ» صدق الله العظيم.

برخی بر این نظر هستند که دین نگاه منفی به دنیا دارد و عقیده دارند که دین انسان را به قطع رابطه با دنیا فرامی‌خواند. از این رو به نظرشان انسانی متدین است که از دنیا برحذر باشد و از محبت به دنیا و مافیها دست بردارد و دنیا را طلاق دهد. آیا این نظری که آنان می‌گویند درست است؟ آیا در نگاه دین، دنیا سیمایی زشت و ناپسند دارد؟

 

نگاه مثبت به دنیا

هر کسی که متون دینی، چه قرآن کریم و چه احادیث شریف را بررسی کند، درمی‌یابد دیدگاه اینان نادرست است و دین نگاهی مثبت به دنیا دارد. چون دین آمده است که دیدگاه انسان به دنیا را تقویت کند تا رابطه‌ای محبت‌آمیز و دوستانه نسبت به دنیا شکل بگیرد. این واقعیت در این فرمایش الهی آمده است: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِک مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَ». در آیه ای دیگر آمده است: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّک ثَوَاباً وَخَيْرٌ أَمَل».

قرآن کریم کسانی را که زینت‌ها و خوبی‌های دنیا را که خداوند برایشان حلال کرده است به خودشان حرام کرده‌اند، محکوم می‌نماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آَمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ».

در حدیث نیز آمده است: «فأمّا إذا أقبلت الدنيا، فأحقّ أهلها بها أبرارها لا فجّارها، ومؤمنوها لا منافقوها، ومسلموها لا کفّارها؛ اما وقتی دنیا به مردم روی آورد، شایسته ترین مردم در استفاده از نعمت‌های دنیوی، نیکو کاران و مومنان و مسلمانان هستند نه ستمکاران و منافقان و کافران.» از این رو پیامبر خدا(ص) به سرعت به اصلاح ابهامی پرداخت که برای برخی از اصحاب به وجود آمده بود. آنان از مواعظ پیامبر درباره آخرت دچار بدفهمی شده بودند و گمان کرده بودند که پیامبر خواستار ترک دنیا شده است؛ بنابراین برخی‌ها تصمیم گرفتند که برای همه عمر روزه بگیرند و برخی دیگر تصمیم گرفتند که خانواده‌های خود را ترک گویند و از شهوت‌های دنیا حتی اگر حلال باشند، دست بردارند. از این رو نسبت به این منطق هشدار داد و فرمود: «ما بَالُ أَقوامٍ حرّموا النساءَ والطعام، والطِّيب والنّوم، وشهواتِ الدنيا؟ أما إنّي لست آمرکم أن تکونوا قِسِّيسِينَ ولا رهباناً، فإنّه ليس في ديني ترْک اللّحم والنساء ولا اتخاذ الصّوامع، فأنا أصوم وأفطر، وأصلّي وأرقد، وأتزوّج النساء، فمن رغب عن سنّتي فليس مني؛ چه شده است که گروهی، زنان را بر خود حرام کرده‌اند، بوی خوش استفاده نمی‌کنند و خواب و لذت‌های دنیا را بر خود ممنوع کرده‌اند. من به شما دستور نداده‌ام که کشیش و راهب باشید. چون در دین من ترک خوردن و زنان و دیرنشینی وجود ندارد. چون من روزه می‌گیرم و افطار می‌کنم و نماز می‌خوانم و می‌خوابم و با زنان ازدواج می‌کنم. پس هر کس از سنت من روی‌گردان شود، از من نیست و در اینجا این آیه نازل شد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللهُ لَکمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * وَکلُوا مِمَّا رَزَقَکمُ اللهُ حَلَالاً طَيِّباً وَاتَّقُوا اللهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ».

در موردی دیگر پیامبر خدا(ص) به کسانی که بر اساس اعتقادات دینی و ایمانی خود به دنیا دشنام می‌دادند و دنیا را مذمت می‌کردند و کسانی را که از نعمت‌های دنیا برخوردار بودند، وعده عذاب الهی می‌دادند، پاسخ داد. فرمود: «لا تَسُبُّوا الدُّنیا فَنِعمَت مَطیةُ المؤمِنِ فَعَلَیها یبلُغُ الخَیرَ وَ بِها ینجُو مِنَ الشَرّ انَّهُ اذا قالَ العَبدُ: لَعَنَ اللّهُ الدُّنیا قالَتِ الدُّنیا لَعَنَ اللّهُ اعصانا لِرَبّهِ؛ به دنیا دشنام ندهید، چرا که مرکب راهوار خوبی برای مؤمن است که با آن به خوبی‌ها می‌رسد و از بدی‌ها نجات می‌یابد. هر وقت بنده‌ای می‌گوید: خدا دنیا را لعنت کند، دنیا می‌گوید خدا لعنت کند کسی را که گناه کرده است، نفرین خدا بر گناهکارترین ما».

همین موضع را از امام علی(ع) می‌بینیم. از این رو به کسی که دنیا را مذمت می‌کرد، فرمود: «أَیُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْیَا... أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَهُ عَلَیْکَ؟ ... اِنَّ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِیَهٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَهٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِکَهِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ؛ ای نکوهش کننده دنیا! ... تو از جرم دنیا شکایت داری، یا دنیا باید از جرم تو شکایت کند؟... این دنیا جایگاه صدق و راستی است برای آن کسی که با آن به راستی رفتار کند و خانه تندرستی است برای آن کس که از آن چیزی بفهمد و سرای بی‌نیازی است برای آن کس که از آن توشه برگیرد و محل اندرز است برای آنکه از آن اندرز گیرد، دنیا مسجد دوستان خداست و نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحی الهی و تجارتخانه اولیای خداوند.»

 

جایگاه دنیا

برای پی بردن به اهمیت دنیا نزد خداوند متعال، کافی است که به سخن قرآن کریم درباره تسخیر دنیا و زیبایی‌های آن و همه خیرات و برکاتی که خداوند در دنیا قرار داده است، توسط انسان است؛ بنابراین اگر خداوند دنیا را برای انسان نمی‌خواست، دنیا را برای انسان نمی‌آفرید. خداوند متعال برای جلب توجه، به پدیده‌های دنیا قسم یاد کرده، می‌فرماید: «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا * وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا * وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَ»، «وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ» و آیات دیگر.

فرموده است: «وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُوماً لِلشَّيَاطِينِ»، «أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ * وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ کلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ».

فرموده است: «وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَکمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْکلُونَ}، {وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيّاً وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَ».

برای این که جایگاه دنیا برای انسان را تقویت کند، به مسئولیت انسان نسبت به ساختن دنیا اشاره می‌نماید و می‌فرماید: «هُوَ أَنْشَأَکمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکمْ فِيهَ».

تشویق انسان نسبت به دنیا به جایی می‌رسد که در حدیث آمده است: «إن قامَتِ السَّاعَةُ و فِی یَدِ أحَدِکم فَسیلَةٌ، فإنِ استَطاعَ أنْ لا یَقومَ حَتّی یَغرِسَها، فَلیَغرِسْها؛ اگر قیامت فرا رسد و در دست یکی از شما نهالی باشد، چنانچه بتواند برنخیزد تا آن را بکارد، باید آن را بکارد.»

 

هشدار نسبت به دنیا

شاید کسی بگوید اگر نگاه به دنیا این اندازه مثبت است، پس همه آن چیزهایی را که در مذمت دنیا آمده و نسبت به دنیا هشدار داده‌اند، چگونه می‌توان تفسیر کرد؟ آیات و احادیث بسیاری نیز در این باره وجود دارد. در آیه کریمه آمده است: «فَلَا تَغُرَّنَّکمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّکمْ بِاللهِ الْغَرُورُ».

در حدیث آمده است: «احذروا الدّنيا، فإنها عدوّة أولياء الله؛ از دنیا برحذر باشید. چون دنیا دشمن دوستان خداست.»

در حدیث آمده است: «الدنيا سوق الخسران؛ دنیا بازار زیان است.»، «الدنيا مزرعة الشّرّ؛‌ دنیا مزرعه بدی است.»، «الدنيا مصرع العقول؛ دنیا لغزشگاه خردهاست».

در حدیث دیگری آمده است: «رأس کلّ خطيئة حبّ الدنيا؛ دنیا دوستی در رأس همه اشتباهات است.» و در حديث دیگری آمده است: «أکبر الکبائر حبّ الدنيا؛ بزرگترین گناهان دنیا دوستی است.»

در همین حین انسان به زهد در دنیا دعوت شده است. در حدیثی از پیامبر خدا(ص) آمده است: «ما يعبد الله بشيء مثل الزّهد في الدّنيا؛ خداوند با چیزی مانند زهد در دنیا عبادت نشود.» بهترین تعبیر در نفی دنیا در کلام امام علی(ع) آمده است. آن حضرت خطاب به دنیا فرمود: «إِلَيْک عَنِّي يَا دُنْيَا، فَحَبْلُک عَلَى غَارِبِک، قَدِ انْسَلَلْتُ مِنْ مَخَالِبِک، وَأَفْلَتُّ مِنْ حَبَائِلِک، وَاجْتَنَبْتُ الذَّهَابَ فِي مَدَاحِضِک؛ اى دنيا از من دور شو، مهارت را بر پشت تو نهاده و از چنگال‌های تو رهايى يافتم و از دام‌های تو نجات يافته و از لغزشگاه‌هایت دورى گزیده‌ام.»

می‌فرمود: «وإنّ دنياکم عندي لأهون من ورقة في فم جرادة تقضمها؛ دنیای شما در نزد من از برگ نیم جویده‌ای در دهان ملخی ناچیزتر است.»

برای روشن کردن علل محکومیت و هشدار نسبت به دنیا باید عرض کنیم که این عبارات در راستای دعوت به ترک دنیا نیست، بلکه هشداری است نسبت به غرق شدن در دنیا. می‌خواهد که نگاه انسان به دنیا را متوازن کند؛ بنابراین چیزهایی که وارد شده‌اند می‌خواهند به این واقعیت اشاره کنند که دنیا سرانجام و هدف نیست. انسان نباید دنیا را هدف خود قرار دهد. خداوند فرموده است: «وَإِنَّ الدَّارَ الْآَخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ».

در همین راستا امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: «فإِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ اَلدُّنْيَا لِمَا بَعْدَهَا وَ اِبْتَلَى فِيهَا أَهْلَهَا لِيَعْلَمَ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَسْنَا لِلدُّنْيَا خُلِقْنَا وَ لاَ بِالسَّعْيِ فِيهَا أُمِرْنَا؛ اما بعد، خداى سبحان دنيا را براى آخرت که پس از آن می‌آید، آفريده است؛ و مردمش را می‌آزماید تا معلوم شود کدام ‌یک به عمل نيکوترند. ما براى دنيا آفريده نشده‌ایم و ما را به کوشش در کار دنيا امر نفرموده‌اند.»

در حدیث آمده است: «الدنيا مزرعة الآخرة؛ دنیا مزرعه آخرت است.»

از این رو به کسانی که به زندگی دنیوی بسنده می‌کنند و ملاقات خداوند در روز قیامت را در نظر نمی‌گیرند و زندگی دنیوی را بر زندگی اخروی ترجیح می‌دهند، وعده عذاب داده، می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آَيَاتِنَا غَافِلُونَ * أُولَئِک مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا کانُوا يَکسِبُونَ».

در آیه ای دیگر می‌فرماید: «فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآَثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى» و فرموده است: «أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآَخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآَخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ» و فرموده است: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِکرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا».

برای این که انسان فریب دنیا را نخورد، واقعیت دنیا را برای انسان آشکار می‌نماید و می‌فرماید: «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا کمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَکانَ اللهُ عَلَى کلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِر».

در حدیث آمده است: «انْظُرُوا إِلَى الدُّنْيَا نَظَرَ الزَّاهِدِينَ فِيهَا، الصَّادِفِينَ عَنْهَا؛ فَإِنَّهَا وَ اللَّهِ عَمَّا قَلِيلٍ تُزِيلُ الثَّاوِيَ السَّاکنَ وَ تَفْجَعُ الْمُتْرَفَ الآْمِنَ، لَا يَرْجِعُ مَا تَوَلَّى مِنْهَا فَأَدْبَرَ، وَ لَا يُدْرَى مَا هُوَ آتٍ مِنْهَا فَيُنْتَظَرَ. سُرُورُهَا مَشُوبٌ بِالْحُزْنِ وَ جَلَدُ الرِّجَالِ‏ فِيهَا إِلَى الضَّعْفِ وَ الْوَهْنِ، فَلَا يَغُرَّنَّکمْ کثْرَةُ مَا يُعْجِبُکمْ فِيهَا لِقِلَّةِ مَا يَصْحَبُکمْ مِنْهَا؛ به اين دنيا به همان چشم بنگريد که زاهدان و روى برتافتگان از آن، در آن می‌نگرند. زيرا، به خدا سوگند، پس از اندک زمانى، کسانى را که در آن جا خوش کرده‌اند، بيرون می‌راند و صاحبان نعمت و امنيت را به رنج و درد گرفتار می‌سازد. هر چه از آن پشت کرده و رفته است، بازنمی‌گردد و کس نمی‌داند که آنچه در راه آمدن است چيست تا چشم به راه آمدنش باشد. شادی‌اش به اندوه آميخته است و دليرى و چالاکى مردانش به ضعف و سستى می‌گراید. نفريبد شما را آن همه چيزهايى که به اعجابتان وامی‌دارد؛ زيرا زمان همراهى آن‌ها با شما اندک است.»

در این باره وارد شده است: «دنيا به صورت زنى سياه چشم بر عيسى ظاهر شد. عيسى به او گفت: چند بار ازدواج کرده‌اى؟ گفت: بسيار. عيسى گفت: همه تو را طلاق دادند؟ گفت: نه بلکه همه را کشتم. عيسى گفت: واى بر شوهران آينده تو که از گذشته عبرت نمى‌گيرند.»

 

باید به دنیا رغبت داشت

بنابراین دنیا وقتی مردود است که هدف و غایت باشد. انسان خود را در دنیا جاودانه بپندارد و برای آخرت کاری انجام ندهد. در این صورت دنیا منبع بدی و فریبندگی است. دنیا بازار زیان است و نزاع خردها و باید از آن پرهیز کرد.

اما اگر همین دنیا در راستای آخرت باشد، خوب و پسندیده است. وقتی از آخرت سخن می‌گوییم، منظورمان ارزش‌ها، مبانی، اخلاق، عدالت و خوبی است. چون از غیر این‌ها نمی‌توان به آخرت رسید.

از این رو فردی پیش امام صادق(ع) آمد و عرض کرد: ما در پی دنیا هستیم و می‌خواهیم به آن برسیم. حضرت فرمود: دوست داری با آن چه کار کنی؟ گفت: می‌خواهم با آن نیازهای خود و عیالم را برآورده کنم، صله رحم به جای آورم، صدقه بدهم، حج کنم و عمره بگزارم. امام صادق(ع) فرمود: این طلب دنیا نیست بلکه طلب آخرت است.

امام کاظم(ع) اصلی را مشخص کرد که روشن کننده مسیر انسان مؤمن در زندگی است. فرمود: «اِجْعَلُوا لِأَنْفُسِکمْ حَظّاً مِنَ اَلدُّنْيَا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ مَا لاَ يَثْلِمُ اَلْمُرُوَّةَ وَ مَا لاَ سَرَفَ فِيهِ وَ اِسْتَعِينُوا بِذَلِک عَلَى أُمُورِ اَلدِّينِ فَإِنَّهُ رُوِيَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَک دُنْيَاهُ لِدِينِهِ أَوْ تَرَک دِينَهُ لِدُنْيَاهُ؛ براى خود بهره‌ای از دنیا برگیرید و آنچه خواهش حلال باشد و رخنه در جوانمردى ایجاد نکند و اسراف نباشد منظور دارید و به این وسیله براى انجام امور دین یارى جویید؛ زیرا که روایت شده است: از ما نیست کسى که دنیایش را براى دینش ترک گوید یا دینش را براى دنیایش رها سازد.»

این همان اصلی است که خداوند از ما خواسته است برای آن دعا کنیم. فرموده است: «فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آَتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآَخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ * وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آَتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآَخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * أُولَئِک لَهُمْ نَصِيبٌ مِمَّا کسَبُوا وَاللهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که خداوند از آن به ما خبر داده است. فرموده است: «وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ * قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ * إِنْ کانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ * فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کنْتُمْ تَعْمَلُونَ * إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاکهُونَ * هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِک مُتَّکئُونَ * لَهُمْ فِيهَا فَاکهَةٌ وَلَهُمْ مَا يَدَّعُونَ * سَلَامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ * وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ * أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْکمْ يَا بَنِي آَدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ».

خداوند متعال با این آیات صحنه واقعی از روز قیامت را برای ما بیان کرده است و بعد از آن تصمیم گیری را به خود ما واگذار کرده است. آگاهان و صاحبان بصیرت کسانی هستند که به خدای خود اطمینان داشته باشند. از این رو خداوند را می‌پرستند و از او اطاعت می‌نمایند. برای کسب رضایت او تلاش می‌نمایند. از وسوسه‌ها، نیرنگ‌ها، فریب‌ها و آرزوهای فریبنده شیطان دوری می‌گزینند. با این کار به بهشت وعده داده شده، می‌رسند و از آتش جهنم دور می‌مانند. به این ترتیب از مسئولیت‌پذیری بیشتری برخوردار می‌شوند و در برابر چالش‌ها توانمندتر می‌گردند.

 

لبنان، آیا امیدی باقیمانده است؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که وارد سال جدیدی شده است؛ اما همچنان با بحران‌های همه جانبه ای دست به گریبان است. بدون این که چشم‌اندازی برای حل شدن این بحران‌ها وجود داشته باشد. آغاز این بحران‌ها از تشکیل دولت است که شایسته است دولت وحدت ملی باشد. حکومتی هماهنگ و همکار. امیدواریم که جریان‌های سیاسی آغاز سال نو را فرصتی برای بازنگری و محاسبه قرار دهند و در سیاست‌ها و رویکردهای خود که این کشور را به پرتگاه فروپاشی رسانده است تجدید نظر کنند.

ولی متأسفانه حتی الآن نیز چشم اندازی برای تغییر مشاهده نمی‌کنیم. ذهنیتی تازه‌ای برای تعامل با مسائل کشور و منافع مردم را مشاهده نمی‌کنیم. حتی بسیاری از لبنانی‌ها برای تشکیل دولت اهمیتی حتی معنوی نیز قائل نیستند. دلیل آن هم وضعیت کنونی است که با وضعیت گذشته خیلی فرق می‌کند. پس کدام حکومت کشور را از این بحران‌ها نجات خواهد داد؟ در حالی که می‌خواهند دولت بر اساس قاعده اکثریت تشکیل شود یا این که جریان‌های سیاسی از یکدیگر می‌ترسند و نسبت به همدیگر دغدغه دارند. چون هر کدام از این جریان‌ها از توطئه‌های دیگران می‌ترسد. حتی برخی از توطئه هم‌پیمانان خود هراس دارند.

 

با حرکت‌های حساب شده موافق هستیم

به رغم وضعیت سیاسی کنونی کشور و بحران‌های ناشی از آن که حاکی از بدبینی است و باعث شده است که خیلی‌ها بگویند امیدی به این کشور نیست و انسان فلج خوب نمی‌شود، اما ما همچنان بر این عقیده هستیم که درمان ممکن است. درمان وقتی ممکن است که جریان‌های سیاسی کشور احساس کنند مردمی آگاه در صحنه حضور دارند که صدای اعتراض خود را بلند می‌کنند، با دقت حساب می‌کشند و تحریک گری‌های طایفه‌ای و مذهبی و ادعا درباره از دست رفتن حقوق فلان طایفه روی آن‌ها تأثیر ندارد. چون این سلاح برای تخدیر مردم و ساکت کردن آن‌ها کارایی ندارد.

از این رو ما در کنار همه حرکت‌های مردمی که بیانگر آمال و خواسته‌های مردم باشند هستیم؛ اما به شرط این که حساب شده، مسئولانه و کارآمد باشند و نباید به ابزاری درگیری‌های سیاسی جریان‌های سیاسی کشور تبدیل شود.

لبنانی‌ها حق دارند که صدای خود را بلند کنند و به این نظام سیاسی تعطیل و وامانده بگویند: بی‌توجهی به منافع و آینده ما و فرزندانمان کافی است. ما به شما مسئولیت دادیم تا بار مشکلات ما را کم کنید نه این که بر مشکلات ما بیفزایید و با فساد و حمایت از آن بارهای دیگری را بر دوش ما بگذارید و ما را در چهار سوی دنیا پراکنده کنید تا برای این که ما را به کشورهایشان راه بدهند پشت دروازه‌هایشان جمع شویم.

آیا سوریه در نشست شرکت خواهد کرد؟

به نشست اقتصادی سران که در بیستم ماه جاری در لبنان تشکیل خواهد شد می‌پردازیم. امیدواریم که این نشست عقلای سیاسی لبنان و کسانی را که در برابر این کشور احساس مسئولیت می‌کنند، زیر فشار قرار دهد تا جایگاه لبنان را حفظ کنند و به سرعت دولتی مسئولیت‌پذیر تشکیل دهند. در این صورت این نشست فرصت مناسبی خواهد بود که لبنان نقش سیاسی و اقتصادی خود را بازیابد.

در راستای تشکیل این نشست، امیدواریم که مسئولان کشور شرایط مناسب برای حضور سوریه را فراهم کنند. چون این کار اثرات مثبتی روی همبستگی و گرد هم آمدن دوباره کشورهای عربی دارد.

 

دو پدیده و مسئولیت دولت

در خاتمه باید به دو پدیده‌ای که کشور از آن رنج می‌برد بپردازیم. یکی پدیده افزایش حوادث ترافیکی است. آمارها نشان می‌دهند که تعدادی بسیاری از مردم جان خود را در این حوادث از دست می‌دهند. علت اصلی هم، سرعت زیاد و رعایت نکردن اصول و ضوابط ایمنی است. در این رابطه مسئولیت دولت این است که نظارت خود را بر کسانی که قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی‌کنند، تشدید کند و به راه‌ها و جاده‌ها رسیدگی نماید. روشنایی شبانه آن‌ها را تأمین نماید، موانع را بردارد و برای چاله‌هایی که در آن‌ها به وجود آمده است راه حلی بسنجد.

لبنانی‌ها بر دولت خود حق دارند که راه‌های سلامت را برایشان تأمین نماید. وگرنه دولت نیز در پیامدهای حاصل از آن و قربانی‌های که جان خود را از دست می‌دهند شریک است.

پدیده دوم، تیراندازی در مناسبت‌هاست. این عادت زشت در همه مناسبت‌ها باب شده و قربانیانی را هم می‌گیرد. خصوصاً برخی از این تیراندازی حساسیت‌زاست و ابعاد منطقه‌ای و طایفه‌ای به خود می‌گیرد. مسئولیت دولت این است کسانی را که تیراندازی می‌کنند تحت تعقیب قرار دهد. البته همه افراد در این باره مسئول هستند. آن‌ها باید به عواقب کارهای خود بیندیشند. باید به بدانند در روز قیامت ممکن است به جرمی گرفتار شوند که گمان می‌کردند از آن ایمن هستند.