خطبه جمعه، 27 مهرماه 1397

|   جدیدترین اخبار

مطالب مهم خطبه اول: برجستگی و رنج‌ها / مواضع مکتبی / سخت‌گیری بر امام کاظم(ع) / مدارا با طاغوت‌ها معنا ندارد.

مطالب مهم خطبه دوم: در انتظار تشکیل دولت / رسانه‌ها ارزش‌ها را تهدید می‌کنند / خطر دشمن و امن شدن سوریه / یمن در پرتگاه جهنم گرسنگی / رحلت مرد نیکوکار.

 

10 صفر 1440 هـ برابر با 27 مهر 1397 هـ و 19/١٠/2018

 

مطالب مهم خطبه اول: برجستگی و رنج‌ها / مواضع مکتبی / سخت‌گیری بر امام کاظم(ع) / مدارا با طاغوت‌ها معنا ندارد.

مطالب مهم خطبه دوم: در انتظار تشکیل دولت / رسانه‌ها ارزش‌ها را تهدید می‌کنند / خطر دشمن و امن شدن سوریه / یمن در پرتگاه جهنم گرسنگی / رحلت مرد نیکوکار.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ» صدق الله العظيم.

چند روز پیش، 7 ماه صفر سالروز ولادت بابرکت هفتمین امام از ائمه اهل بیت(ع) بود که خداوند هر گونه پلشتی را از آنان زدوده و آنان را پاک و پاکیزه گردانیده است. همان‌هایی که پیامبر خدا(ع) درباره‌شان فرموده است: «إني تارك فيكم ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدي أبداً؛ كتاب الله، وعترتي أهل بيتي». او امام موسی بن جعفر کاظم(ع) است.

 

برجستگی و رنج‌ها

شیخ مفید در کتاب الارشاد به برجستگی‌های امام کاظم(ع) در زمانه خود می‌پردازد و می‌گوید: «ابوالحسن موسی الکاظم(ع) عابدترین، زاهدترین، فقیه‌ترین، باسخاوت‌ترین و کریم‌ترین مردم زمانه خود بود. به بستگان خود بسیار رسیدگی می‌کرد. در شب از فقرای مدینه دلجویی می‌کرد و بدون این که او را بشناسند، غذا به آنان می‌رساند.»

به امام کاظم(ع) لقب‌هایی داده‌اند که همگی نشان دهنده این برجستگی است. از جمله القاب آن حضرت می‌توان به عبد صالح و باب الحوائج الی الله اشاره کرد؛ اما لقبی که همیشه همراه نام آن حضرت است و ویژگی زندگی ایشان به شمار می‌رود، کاظم است. این لقب به این خاطر به ایشان داده شد که هیچگاه از روی واکنش و عکس العمل رفتار نمی‌کرد. بدی را با خوبی پاسخ می‌داد و در برابر ستم‌هایی که بر ایشان رفت، صبر می‌نمود.

امام کاظم(ع) در شرایط بسیار حساسی زندگی می‌کرد. در دوره آن حضرت حاکمیت در درست عباسی‌ها قرار داشت. از این رو امام(ع) رنج‌های بسیاری را از ناحیه آنان تحمل کرد. ولی در دوره هارون الرشید با بیشترین رنج‌ها مواجه گردید. او با این که از حاکمیت مطلق در فرمانروایی برخوردار بود و به ابر می‌گفت: «هر جا بروی، بار هم خراج آنجا به سوی من می‌آید.» اما به خاطر مراجعه مردم و تأثیر امام بر آنها از امام کاظم(ع) هراس داشت. چون امام کاظم(ع) حاکم دل‌ها و خردهای مردم بود. تا جایی که یکی اظهار داشت: «گمان نمی‌کردم که در زمین دو خلیفه وجود داشته باشد تا این که موسی بن جعفر کاظم را دیدم.»

ولی به رغم تمام فشارهایی که علیه امام کاظم(ع) اعمال شد، اما آن حضرت با این که می‌دانست ایستادگی او چه پیامدهایی برای او در پی دارد، در برابر ظلم و ستم عباسی‌ها ایستاد.

 

مواضع مکتبی

امروز می‌خواهیم به برخی از موضع‌گیری‌های آن حضرت اشاره داشته باشیم. روزی هارون الرشید به مرقد شریف پیامبر آمد. می‌خواست موقعیت خود نسبت به پیامبر خدا را به مردم نشان دهد. از این رو خطاب به پیامبر خدا عرض کرد: «سلام بر تو ای پسر عمو!» چون خلفای بنی‌عباس به عباس عموی پیامبر منتسب بودند؛ بنابراین پیامبر خدا نیز پسرعمویشان به شمار می‌آمد؛ اما امام کاظم(ع) که در آنجا حضور داشت به سرعت صدا زد: «سلام بر تو ای پدر!» امام کاظم(ع) با این کار می‌خواست مشروعیتی را که هارون با این نوع صدا زدن برای حکومت خود بتراشد و تمام اقدامات خود را توجیه کند، از او گرفت.

در اینجا هارون از چالش آفرینی امام کاظم(ع) خشمگین شد و کوشید که منطق ضعیف خود را جبران کند. از این رو به امام گفت: «چگونه تو ادعا می‌کنی فرزند رسول خدا هستی در حالی که فرزند دختر او هستی. چون تو از نسل حضرت زهرا هستی و او دختر پیامبر بود و در عرب، فرزند منتسب به پدر است نه مادر؟»

امام کاظم(ع) نیز با استفاده از آیه شریفه «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» به او پاسخ داد. در این آیه که آیه مباهله است، خداوند عزوجل اشاره می‌دارد که حسن و حسین به رغم این که فرزندان دختر پیامبرند، فرزندان رسول الله هستند. دلیل هارون بر باد رفت و کینه امام را به دل گرفت.

مورد دیگر به تلاش هارون الرشید برای نزدیک شدن به امام کاظم(ع) مربوط می‌شود. هارون به امام کاظم(ع) پیشنهاد داد که فدک را به او بازمی‌گرداند. همان تکه زمینی که در زمان خلیفه اول از حضرت زهرا(ع) گرفته شده بود. امام پاسخ داد: جز با حدودی اصلی‌اش آن را پس نمی‌گیرم. هارون الرشید عرض کرد: حدود آن کدام است؟ حضرت فرمود: اگر حدودش را معین کنم پس نمی‌دهی. هارون گفت: به حق جدت سوگند که بازمی‌گردانم. فرمود: حد اول آن عدن است. سیمای هارون تغییر کرد. حد دوم آن سمرقند است. چهره هارون مکدر شد. حد سوم آن آفریقاست و حد چهارم آن ارمنستان. چهره هارون سیاه شد.

این‌ها حدود و مرزهای حاکمیت هارون بود. هارون به امام کاظم(ع) عرض کرد: با این احوال چیزی برای ما باقی نمی‌ماند. امام به او فرمود: نگفتم تو فدک را بازنمی‌گردانی؟!

امام کاظم(ع) می‌خواست به هارون بفهماند که منظور حضرت زهرا(س) از مطالبه فدک، خلافت امام علی(ع) بود. چون کسی که به انسانی ستم کند، حق ندارد بر امور مسلمانان حاکمیت یابد. می‌خواست به هارون بگوید: اگر می‌خواهی فدک را بازگردانی، خلافت را به اهل آن برگردان که حق تو نیست.

موضع دیگر امام کاظم(ع) برخورد آن حضرت با صفوان جمال است. او یکی از یاران امام بود و شغل او این بود که شتران خود را به کرایه می‌داد. روزی به صفوان فرمود: ای صفوان! همه چیز تو خوب است غیر از یک چیز. صفوان عرض کرد: فدایت شوم یا بن رسول الله! آن مورد چیست که تغییرش دهم؟ فرمود: این که شتران خود را به این مرد کرایه می‌دهی. منظور امام کاظم(ع) هارون الرشید بود. صفوان عرض کرد: آن را برای ظلم و ستم و فساد، شکار و لهو و لعب کرایه نمی‌دهم. بلکه برای حج به او کرایه می‌دهم که راه عبادت است. من نیز خودم همراه او نمی‌روم. بلکه برخی از غلامان خود را همراه او می‌کنم. امام به او فرمود: ای صفوان! آیا کرایه تو بر عهده آنان باقی می‌ماند؟ عرض کرد: آری! فدایت شوم. فرمود: آیا دوست داری برگردند تا کرایه تو را بدهند؟ گفت: آری! امام فرمود: هر کس بقای آنان را بخواهد، جزو آنان است و هر کس که جزو آنان باشد وارد آتش می‌شود. صفوان فوراً برخاست و همه شتران خود را فروخت. این خبر به هارون رسید و گفت: ای صفوان به من خبر رسیده است که شتران خود را فروخته‌ای؟ صفوان گفت: آری! گفت: چرا؟ صفوان پاسخ داد: دیگر توان این کار را ندارم، سنم زیاد شده است. هارون گفت: هرگز چنین نیست. من می‌دانم چه کسی به این امر اشاره کرده است. این کار از خود تو نیست. بلکه از ناحیه موسی بن جعفر است.

موضع‌گیری‌های امام کاظم(ع) برای به چالش کشیدن طغیان و جبروت هارون الرشید به این موارد منحصر نمی‌شود. بلکه آن حضرت از کسانی که علیه حاکمیت ستمگر عباسی قیام می‌کردند نیز حمایت می‌نمود. این واقعیت را در تأیید قیام حسن بن علی که از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) بود می‌توان دید. او در اعتراض به ظلم حاکمیت عباسی و تحت فشار قرار دادن پیروان اهل بیت(ع) قیام کرد و در نبردی که به نبرد فخ معروف گردید، به شهادت رسید. از آن روی این نبرد فخ نام گرفت که در منطقه‌ای به نام فخ در نزدیکی مکه مکرمه روی داد. بعد از شهادت او، امام کاظم(ع) بر او بسیار گریست و فرمود: «مضى والله مسلماً صالحاً صوَّاماً قوَّاماً، آمراً بالمعروف، ناهياً عن المنكر، ما كان في أهل بيته مثله؛ سوگند به خدا كه به شهادت رسيد در حالي كه مسلمان و درستكار بود و بسيار روزه می‌گرفت و بسيار شب‌زنده‌دار بود و امر به معروف و نهى از منكر می‌کرد، در خاندان وى، چون او وجود نداشت.»

 

سخت‌گیری بر امام کاظم(ع)

همه این‌ها باعث گردید که هارون الرشید از امام کاظم(ع) به تنگ آید؛ اما بعد از این که تمام سختگیری‌ها سودی نبخشید، تصمیم گرفت که امام را به زندان بیندازد تا از مردم دور شود و قدرت تأثیرگذاری خود را بر مردم از دست بدهد. امام(ع) مدت‌های طولانی را در زندان سپری کرد. البته زندانی شدن امام در مقاطع مختلفی اتفاق افتاد و نظرها درباره مدت زندانی شدن امام کاظم(ع) تفاوت دارد و مورخان از هشت تا چهارده سال را ذکر کرده‌اند.

ولی به رغم شرایط دشوار، رطوبت و تاریکی زندان، امام کاظم از موضع‌گیری‌های خود عقب نشینی نکرد و به دشواری‌های زندان توجه ننمود. بلکه سعی کرد از فرصت زندان نیز برای دعوت مردم به خداوند متعال استفاده مطلوب را ببرد. او در زندانیان و زندانبانان تأثیر گذاشت و زندان را به مکان مناسبی برای عبادت تبدیل کرد. می‌فرمود: «اللّهمَّ إنّك تعلم أنّي كنت أسألك أن تفرِّغني لعبادتك وقد فعلت، فلك الحمد؛ خدایا! تو می‌دانی که من جای خلوتی را برای عبادت از تو خواسته بودم و تو چنین جایی برایم آماده کردی، تو را سپاس می‌گویم و سپاس مخصوص تو است.» امام وقت زیادی از زندان خود را به ذکر و سجده برای خداوند می‌گذراند. تا جایی که به دارای سجده‌های طولانی معروف شد. از همین زندان به هارون الرشید نوشت: «أَنَّهُ‏ لَنْ‏ یَنْقَضِیَ‏ عَنِّی‏ یَوْمٌ‏ مِنَ‏ الْبَلَاءِ إِلَّا انْقَضَى عَنْکَ مَعَهُ یَوْمٌ مِنَ الرَّخَاءِ حَتَّى نَقْضِیَ جَمِیعاً إِلَى یَوْمَ لَیْسَ لَهُ انْقِضَاءٌ یَخْسَرُ فِیهِ الْمُبْطِلُون؛ هیچ روز سخت و پر محنتی بر من نمی‌گذرد، مگر اینکه روزی از راحتی و آسایش و رفاه تو کم می‌شود؛ امّا بدان که هر دو، رهسپار روزی هستیم که پایان ندارد و در آن روز، مفسدان و تبهکاران زیانکار و بیچاره خواهند بود.»

هارون الرشید کوشید در این مدت به خاطر دشواری‌های ناشی از به زندان انداختن امام و خشم مردم از این جهت، با امام وارد معامله شود و او را از زندان بیرون آورد. ولی به شرط این که امام از موضع‌گیری‌های خود دست بکشد، از او عذرخواهی کند و به حکومت بنی‌عباس تن دهد. ولی امام کاظم(ع) آن را رد کرد. وقتی هارون از تغییر دادن موضع‌گیری‌های امام کاظم(ع) عاجز شد و امام بر صبر و پایمردی خود تأکید ورزید، وقتی که وعده و وعید نیز سودی نبخشید، تصمیم گرفت که به زندگی آن حضرت خاتمه دهد. هر چند که بعداً تلاش کرد خود را از این جنایت تبرئه کند.

 

مدارا با طاغوت‌ها معنا ندارد

عزیزان! امام کاظم(ع) الگویی از مبارزه با طاغوت‌های بزرگ و کوچکی که در زمان خود از آنها رنج می‌بریم، ارائه نموده است که باید بدان اقتدا کنیم. آن حضرت از ما می‌خواهد که با طاغوت‌ها مدارا نکنیم، نباید برای به دست آوردن امتیاز، رهبری خود را در اختیارشان قرار دهیم، بلکه باید در برابرشان موضع حق مدارانه بگیریم، باید هر قدر که درد و رنج در پی داشته باشد، حق را بگوییم. امام کاظم(ع) حقیقتی را برای ما بیان کرد که باید همیشه در پیش چشم ما باشد. حقیقت این است که سخن حق باید تأثیرگذار باشد.

این امام کاظم(ع) است که با همه عظمت خود، بعد از آن همه درد و رنج، همچنان منزلگاه دل‌های محبان و دوستداران است. از هر سو به سوی آن حضرت می‌آیند و نام او سرود لبان صابران و فداکاران است؛ اما در مقابل ملک و پادشاهی هارون الرشید کجا شد؟ عظمت پوشالی او کجا شد؟ دنیای او کجا شد که به خاطر آن دین خود را فروخت؟ کجا شدند آن کسانی که برای او کف زدند و او را ستودند؟ هارون رفت و همه آنها رفتند. این حقیقت ثابت شد که سرانجام از آن پرهیزگاران است و زمین هر قدر که طاغوت‌ها طغیان کنند، فساد نمایند و ستم کنند، توسط بندگان صالح خداوند به میراث خواهند ماند.

در سالروز میلاد آن حضرت به او سلام می‌کنیم: سلام بر تو ای ابوالحسن موسی بن جعفر کاظم! روزی که به دنیا آمدی و روزی به جوار پروردگارت پر کشیدی و روزی باز دوباره زنده شوی. خداوند به خاطر ما و امت اسلامی که به جهت آن فداکاری کردی، بهترین پاداش‌ها را به شما ارزانی دارد.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! در سالروز وفات دردناک امام حسن مجتبی(ع) در روز هفتم ماه صفر، به خودم و شما توصیه می‌نمایم که از روش برخورد آن حضرت با مرد شامی همان کسانی که معاویه آنان را بر اساس دشمنی علی(ع) و اهل بیت(ع) تربیت کرده بود، پیروی کنیم.

این مرد می‌گوید: «به مدینه رسیدم که بر ساکن آن(پیامبر خدا) بهترین درود و سلام باد. مردی را دیدم که بر چهارپایی سوار است. خوش‌سیما و خوش‌پوش‌تر از او ندیدم. به دلم نشست. به من گفتند: او حسن بن علی ابن ابی‌طالب است. قلبم آکنده از بغض و کینه شد. حسد بردم که علی چنین فرزندی داشته باشد. به سویش رفتم و به او گفتم: آیا تو فرزند علی ابن ابی‌طالب هستی؟ به من گفت:‌ آری! شروع کردم به ناسزا گفتن به او و پدرش. وقتی حرفم تمام شد، به من فرمود: گمان می‌کنم غریب باشی. گفتم: البته. فرمود: اگر نیازمند منزل هستی به تو جای می‌دهیم و اگر به پول نیاز داری، به تو پول می‌دهیم و اگر نیاز دیگری داری، به تو کمک می‌کنیم. مرا به خانه خود دعوت کرد و به بهترین صورت از من پذیرایی نمود. وقتی از نزد او بیرون شدم، در روی زمین کسی از او محبوب‌تر برایم نبود و به کار خودم و او نیندیشیدم، مگر این که از او تشکر کردم و احساس سرافکندگی نمودم.»

بنابراین باید از روش آن حضرت بیاموزیم، به او اقتدا کنیم، البته این کار دشوار است. چون این کار به صبر بسیار نیاز دارد. هر کدام از ما دوست دارد که خشم خود را تخلیه کند و هر نوع اهانتی را با مانند آن یا بیش از آن پاسخ دهد. ولی با پیروی از روش امام حسن مجتبی(ع) بسیاری از تنش‌هایی که به خاطر اختلافات در جامعه ما وجود دارند، درمان می‌شوند و این اختلافات چقدر زیاد هستند. اختلافات دینی، مذهبی، درگیری‌های سیاسی، حزبی و خانوادگی، درگیری منافع، رقابت بر سر مناصب، درگیری میان اندیشه‌ها، عقاید، اختلاف آراء و نظرات؛ اما به جای واکنش گرایی که بر دشمنی دشمنان می‌افزاید، کینه‌ها را تثبیت می‌نماید و بر تنش‌ها می‌افزاید، با روش امام مجتبی(ع) دشمن را به دوست تبدیل می‌کنیم و صلح و ثبات داخلی خود را تثبیت می‌نماییم.

با این کار به همان بشارتی می‌رسیم که خداوند به رهروان این راه وعده داده است. می‌فرماید: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ * وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ» و فرموده است: «وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى الله». به این ترتیب از همبستگی بیشتر و بهتری برخوردار خواهیم گردید و در برابر چالش‌ها توانمندتر خواهیم شد.

 

در انتظار تشکیل دولت

از لبنان آغاز می‌کنیم که بعد از پنج ماه، امید می‌رود که بالاخره غذای دولت آماده شود. در این مدت لبنانی‌ها غالباً دچار بدبینی شده بودند. راز نیست اگر بگوییم اگر دولتی هم تشکیل شود متأسفانه ناشی از تمایل اغلب جریان‌های سیاسی لبنانی به رهایی کشور از دردها و رنج‌های حاصل از بحران‌های اجتماعی و معیشتی و پیامدهای خطرناک اقتصادی نیست، بلکه ناشی از حرف‌های کشورهای حامی است که به گوش مسئولان کشور رسانده اند. گفته‌اند که نزاع بر سر تقسیم سهمیه‌ها در کشور در حال فروپاشی کافی است و اگر این وضعیت ادامه یابد، ممکن است لبنان سوپاپ‌های امنیت و نجات خود را که از راه کنفرانس‌های بین المللی و آخرین آن کنفرانس سیدر فراهم آمده است از دست خواهد داد. البته در این میان نباید اثر مثبت تحولات منطقه‌ای و بین المللی را در این زمینه فراموش کرد. این تحولات باعث گردید که برخی‌ها از وتو در برابر تشکیل دولت و سهمیه‌بندی جریان‌های سیاسی در داخل کشور دست بردارند.

ضمن تقدیر از تلاش‌هایی که در این راه صورت گرفته است، درخواست می‌کنیم که تلاش‌های بیشتری برای حل مشکلات باقیمانده صورت بگیرد. این مشکلات غیرقابل‌حل نیستند. چون عقربه‌های ساعت به عقب برنخواهند گشت و حتی اگر خورشید دولت نیز طلوع کند باز هم نگرانی‌ها وجود خواهد داشت.

بعد از این مرحله دغدغه لبنانی‌ها این است: آیا اگر دولت هم تشکیل شود جریان‌های سیاسی کشور با ذهنیت تمایل به درمان مشکلات و ارائه راه حل مداخله خواهند کرد یا ذهنیت تصفیه حساب که بعد از مدتی فرصت بروز خواهد یافت. در این صورت جریان‌های سیاسی سعی خواهند کرد که غرایز طایفه‌ای، مذهبی و حزبی را بسیج کنند و منطق جنگ را زنده کنند که لبنانی‌ها آن را قبول ندارند. آیا در این صورت دولت مورد انتظار لبنانی‌ها به جای این نعمت باشد به نقمتی اضافی تبدیل نخواهد شد؟!

 

رسانه‌ها ارزش‌ها را تهدید می‌کنند

در زمینه‌ای دیگر در عرصه رسانه، باید به خطرات ناشی از رسانه‌ها و خصوصاً رسانه‌های دیداری بپردازیم. برنامه‌هایی وارد شبکه‌های اجتماعی و دنیای مجازی شده‌اند که به اخلاق آسیب می‌زنند و مقدسات و شخصیت‌های دینی را مورد حمله قرار می‌دهند. این پدیده، پیامدهای ناگواری برای ساختار جامعه و قدرت بازدارندگی آن دارد و ثبات داخلی آن را مورد تهدید قرار می‌دهد.

در برابر این وضعیت از رسانه‌ها و دولت می‌خواهیم که به نسبت به خطرات این پدیده برای سیمای لبنان آگاه باشند. امید ما این است که لبنان کشوری باشد که به ارزش‌ها، اخلاق و دین احترام بگذارد. البته این به معنای محدود کردن آزادی نیست. چون ما اصرار داریم که آزادی‌ها مصونیت داشته باشند و لبنان به عنوان کشور آزادی‌ها باقی بماند. ولی این آزادی نیز باید مسئولانه و آگاهانه باشد و به بار سنگینی برای لبنان و ارزش‌ها و اصول آن تبدیل نشود.

 

خطر دشمن و امن شدن سوریه

باز هم در لبنان، باید به خطر ابزارهای جاسوسی اسرائیل در حومه شرقی شهرک الحلوسیة اشاره کنیم که پیش از کشف به سرعت توسط هواپیماهای شناسایی اسرائیلی منهدم گردید. این حادثه نشان می‌دهد که لبنان چقدر در معرض تهدید این رژیم قرار دارد و امنیت و حاکمیت ملی آن همیشه از سوی اسرائیل در معرض تهدید است. از این رو لازم است همه امکانات برای مقابله با این تهدید بسیج شود.

از سوی دیگر ما بازگشایی معبر نصیب میان اردن و سوریه را نشانه دیگری از بازگشت امنیت به سوریه و تجدید ارتباط با کشورهای پیرامونی آن می‌دانیم. این مسئله امید تازه‌ای برای لبنانی‌هاست که از پیامدهای حوادث سوریه در عرصه‌های صنعتی و کشاورزی به مشکل افتاده بودند. در این باره باید از موضع دولت سوریه که حساسیت‌های دیپلماتیک و سیاسی را که می‌توانست مانعی در برابر حرکت آسان کالاهای تجاری ایجاد نماید، عبور کرد تقدیر و تشکر کنیم.

 

یمن در پرتگاه جهنم گرسنگی

اما در یمن باید به گزارش‌های خطرناکی که درباره اوضاع انسانی این کشور منتشر شده است، بپردازیم. آخرین گزارش توسط سازمان جهانی غذا وابسته به سازمان ملل متحد منتشر گردید. این گزارش هشدار داد: میلیون‌ها یمنی با بدترین بحران گرسنگی در جهان مواجه است. به گونه‌ای که ۱۸ میلیون یمنی نمی‌دانند که چگونه به قوت روزانه خود دست پیدا کنند و بیش از ۸ میلیون نفر از آنها در پرتگاه جهنم گرسنگی قرار دارند. ما بار دیگر فریاد می‌زنیم که این جنگ بیهوده باید متوقف شود. اگر این جنگ ادامه یابد، باعث می‌شود که این مردم به صورت کامل نابود شوند. آیا کسی هست که پاسخ مثبت دهد؟

 

رحلت مرد نیکوکار

در خاتمه، چند روز قبل انسان مکتبی، مجاهد و نیکوکار بزرگ، فاضل ارجمند حاج کاظم عبدالحسین محمد(ره) را از دست دادیم. او که عمری را با التزام ایمانی به اسلام گذراند، از اخلاقی والا برخوردار بود و در تعهد، ایمان و عمل راسخ بود.

حاج کاظم عبدالحسین(ره) جایگاه مهمی در دل‌های مؤمنان داشت و مورد اعتماد بسیاری از مراجع و علمای بزرگ بود. او رابطه‌ای خاص، برادری صادقانه و همکاری‌های مشترک بسیاری با علامه مرجع سید فضل الله(ره) داشت و تمام عمر خود را برای اجرای طرح‌های خیرخواهانه، خدمت به فقرا، ایتام و مستضعفان تعدادی از کشورهای اسلامی، عربی، آفریقایی و هند صرف کرد. زندگی او آمیزه‌ای از اخلاص، وفاداری و توجه به همه قضایای مسلمین بود.

از طرف خودم و شما این ضایعه را به خانواده آن مرحوم و همه مؤمنان و دوست داران ایشان در کویت تسلیت عرض می‌کنم. از خداوند می‌خواهم که او را با رحمت گسترده خود در برگیرد و در بهشت‌های وسیع خود مأوا دهد و او را با پیامبران و صدیقان که بهترین همراهان هستند محشور فرماید و به خانواده ایشان صبر و اجر عظیم عنایت فرماید. انه سمیع مجیب الدعاء.